قـــلــــم .....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆ _______________,*-:¦:-* ___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-* _0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-* 0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-* 0♥00000000000000♥0,*-:¦:-* _0♥000000000000♥0,*-:¦:-* ___0♥00000000♥0,*-:¦:-* _____0♥000♥0,*-:¦:-* _______0♥0,*-:¦:-* _____0,*-:¦:-* ____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0 __*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0 _*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0 _*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0 __*-:¦:-*____0♥000000000000♥0 ____*-:¦:-*____0♥00000000♥0 ______*-:¦:-*_____0♥000♥0 _________*-:¦:-*____0♥0 ______________,*-:¦:-* ........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸ ........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆ _______________,*-:¦:-* ___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-* _0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-* 0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-* 0♥00000000000000♥0,*-:¦:-* _0♥000000000000♥0,*-:¦:-* ___0♥00000000♥0,*-:¦:-* _____0♥000♥0,*-:¦:-* _______0♥0,*-:¦:-* _____0,*-:¦:-* ____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0 __*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0 _*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0 _*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0 __*-:¦:-*____0♥000000000000♥0 ____*-:¦:-*____0♥00000000♥0 ______*-:¦:-*_____0♥000♥0 _________*-:¦:-*____0♥0 ______________,*-:¦:-* ........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸ مجتبی رنجبری http://moahasse-ghalam.ir 2018-11-21T09:49:23+01:00 text/html 2018-11-16T13:57:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری محیط خانواده http://moahasse-ghalam.ir/post/685 <p>ﻣﺤﯿﻂ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﮐﻢ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﻪ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺩﯾﻨﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ، ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ، ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ ﺩﺭ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﯼ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺭﺷﺪ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺩﯾﻨﯽ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﯼ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ، ﺑﯽ ﺷﮏ، ﺍﯾﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺳﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺕ، ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺳﺎﻟﯽ، ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻓﺮﺩ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﺎﻣﻞ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻭ ﺍﺻﻼﺡ ﺁﻥ، ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺲ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺳﻌﺪﯼ: ﻫﺮﮐﻪ ﺩﺭ ﺧُﺮﺩﯼ ﺍﺵ ﺍﺩﺏ ﻧﮑﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﯽ، ﻓﻼﺡ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﭼﻮﺏ ﺗَﺮ ﺭﺍ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ، ﭘﯿﭻ ﻧﺸﻮﺩ ﺧﺸﮏ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ، ﺭﺍﺳﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺵ، ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻟﺖ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻋﻘﻠﺖ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺗﻮ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻢ.» ﺻﻔﺤﻪ ﺩﻝ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﺗﻮﻟﺪ، ﭘﺎﮎ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺳﺖ. ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﺪ، ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺤﻪ ﺳﻔﯿﺪ ﻧﻘﺶ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﺩ. ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺭﺳﯿﺪ، ﺁﺛﺎﺭ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺭﻭ، ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺑﺪﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﻨﯿﺪ».ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮﺧﯽ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻦ ﺩﺍﺭ، ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭ ﺯﻭﺭ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ، ﺳﺒﺐ ﻓﺮﺍﺭ ﻭ ﺩﻭﺭﯼ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﻭ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻭ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﯾﻨﺶ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﺍﺻﻮﻟﯽ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ، ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺧﻮﺩ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﺟﺒﺎﺭ ﻭ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻧﮑﻨﺪ. ﭘﯿﺎﻡ ﻣﺘﻦ: 1. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻧﯽ ﺩﯾﻦ ﺩﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ، ﺩﺭ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﮑﻮﺷﯿﻢ. 2. ﺑﻪ ﮐﺎﺭﮔﯿﺮﯼ ﺍﺟﺒﺎﺭ ﻭ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺩﺭ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺩﯾﻨﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻌﮑﻮﺱ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺬﻫﺐ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ، ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺳﺖ. ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ، ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻧﻘﺶ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪ ﻭ ﻓﺎﺳﺪ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺏ، ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻣﯿﻮﻩ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻟﻢ ﺟﻌﺒﻪ ﺍﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﻮﻩ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﮔﺬﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﻨﺪ، ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮﺩ ﻓﺎﺳﺪ ﺳﺎﺯﺩ. ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺳﻨﺠﯿﺪﻩ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﺩ، ﻧﺎﭼﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺍﺷﺮﺍﺭ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﺎﺳﺪ ﺗﻦ ﺩﺭ ﺩﻫﺪ».ﻣﻮﺛﺮﺗﺮﯾﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﺩﺭ ﺷﮑﻞ ﺩﻫﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺩ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻣﻌﺎﺷﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺑﺨﺶ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﻭ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻫﻢ ﻧﺸﯿﻨﺎﻧﺶ ﻓﺮﺍﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ. ﺍﺯ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻧﻘﻞ ﺍﺳﺖ:ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺍﻣﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﺸﺘﺒﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺩﯾﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻧﺪﺍﺩﯾﺪ، ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﻧﻈﺮ ﮐﻨﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﺍﻫﻞ ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻭ ﻧﯿﺰ ﭘﯿﺮﻭ ﺩﯾﻦ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺮ ﺩﯾﻦ ﺧﺪﺍ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ، ﭘﺲ ﺍﻭ ﻧﯿﺰ ﻧﺼﯿﺐ ﻭ ﺑﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ ﺧﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ.ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ، ﻫﻤﺎﻥ ﺣﻘﯿﻘﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺷﻌﺮ ﺩﺭﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ:ﺗﻮ ﺍﻭﻝ ﺑﮕﻮ ﺑﺎ ﮐﯿﺎﻥ ﺯﯾﺴﺘﯽ ﭘﺲ ﺁﻥ ﮔﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ، ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻫﻢ ﻧﺸﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﻗﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺮﮔﺰﯾﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﭘﺎﮎ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﺳﺎﻟﻢ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻓﺮﺍﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ «ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ، ﺳﺒﺐ ﻏﺮﺑﺖ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ» ﻭ «ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ». ﭘﯿﺎﻡ ﻣﺘﻦ: 1. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻓﺮﺩ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺷﮑﻞ ﺩﻫﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻭﯼ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ. 2. ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺏ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻓﺮﺍﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ. 3. ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺏ، ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ﻓﺮﺩ ﻭ ﻣﻮﺟﺐ ﻏﺮﺑﺖ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﻭﺳﺖ. ﺗﮑﺮﯾﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻤﺮﺩﻥ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ، ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ، ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺳﻼﻡ، ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺳﻮﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﻭﺯﯾﺮ ﻭ ﻣﺸﺎﻭﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ.ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﺩﺭﻣﯽ ﯾﺎﺑﯿﻢ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﻦ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﺭﺳﯿﺪ، ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﮐﺮﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﺮﺷﻮﺭ ﻭ ﭘﺮﺗﻮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﮐﺮﺩ. ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺷﺪ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺳﻬﯿﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺟﻮﺍﻥ ﺣﻔﻆ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺰ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻋﻘﺪﻩ ﺧﻮﺩﮐﻢ ﺑﯿﻨﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ.ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ، ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﻘﻖ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻮﺷﻨﺪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻄﺎ ﻭ ﻟﻐﺰﺷﯽ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻤﺎﻝ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ، ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭ ﺷﻮﻧﺪ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻭ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻧﮑﻨﻨﺪ </p> text/html 2018-11-10T07:27:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری با کودک بدرفتار چه کنبم http://moahasse-ghalam.ir/post/684 <p>با کودك بد رفتار چه کار کنیم؟ هر زمان که مهمانی می روم از دست کارهای زشت فرزندم، نگرانم. مدام می ترسم که نکند کاری کند که آبروی من برود. هر برخوردی هم که می کنم رفتارهای زشت آن کمتر که نمی شود هیچ، خیلی مواقع تشدید می شود. کودکان مشاهده گر کودکان موجودات مشاهده گری هستند و به راحتی الگو برداری می کنند. یعنی هر نوع رفتاری که از یک کودك سر می زند قطع به یقین مشابه آن رفتار را دیده است. پس با دیدن رفتارهای زشت فرزندتان در ابتدا سعی نکنید که او را متهم کنید و دعوا و تنبیهش نمایید . اولین کاری که برای شما واجب است این است که سرمنشاء آن رفتار پیدا کنید. ببینید فرزندتان مشابه این رفتار را کجا دیده است؟ آیا در رفتارهای خودتان و همسرتان؟ بستگان و دوستانتان؟ یا حتی از تلویزیون و یا دوستان خود فرزندتان؟ وقتی ریشه این رفتار را پیدا کنید راحت تر می توانید آن را هم حذف کنید . راه های مقابله برای اینکه بتوانید رفتارهای زشت فرزندتان را به راحتی تغییر دهید و حذف کنید می توانید از تکنیک های زیر استفاده کنید . 1- پاداش دادن 2- توجه کردن به کارهای مثبت و مطلوب 3- نادیده گرفتن و توجه نکردن به رفتارهای زشت و نامطلوب 4- محروم سازی 5- دستور دادن پاداش دادن والدین، نباید دستورات خود را به صورت دنباله دار و پی در پی بیان نمایند. دستورات باید کوتاه و کاملا شفاف و واضح بیان شوند. کودك دقیقا باید متوجه بشود که والدینش از او چه می خواهند از راهکارهایی که والدین می توانند برای مقابله رفتارهای نامطلوب کودکشان انجام بدهند، توصیف کردن رفتارهای مثبت کودك و تشویق و تقویت او است. فقط باید مراقب بود تا کودکان نسبت به گرفتن پاداش شرطی نشوند و فقط به خاطر گرفتن جایزه کار خوب را انجام ندهند. در روزهای اول می توان به کودك خاطر نشان کرد که اگر فلان کار خوب را انجام دهی برایت جایزه می گیریم و باید بعد از 3 الی 4 بار نقش جایزه را کمرنگ کرد و هر وقت خود کودك به صورت خودکار آن کار خوب را انجام داد و یا کار بد را انجام نداد به او جایزه بدهیم و بگوییم چون این کار خوب را انجام دادی برایت جایزه خریده ام . توجه کردن به کارهای مثبت و مطلوب راهکار دیگر برای مقابله با رفتارهای نامطلوب کودکان، توجه کردن است. هر گاه کودکی رفتار نامناسبی انجام داد می توان به آن رفتار نامطلوب توجهی نکنید و به صحبت کردن راجع به رفتارهای مثبت کودك بپردازید. هنگامی که کودك می بیند والدینش نسبت به رفتار منفی که انجام داده هیچ صحبتی نمی کنند و از رفتارهای مثبتش حرف می زنند متوجه کار بد خود می شود. در این حالت رفتار منفی حتی برای جلب توجه کردن هم، در کودك انجام نمی شود . نادیده گرفتن و توجه نکردن به رفتارهای زشت و نامطلوب در زمانی که کودکی رفتار نامطلوبی را نشان داد یکی از راهکارهایی را که می شود انجام داد این است که نسبت به رفتار نامطلوب بی توجه باشیم و آن را نبینیم. در این حالت هیچ گونه تماس چشمی، کلامی و غیر کلامی نباید با کودك برقرار کرد . فقط نسبت به رفتارهای پرخطر و آسیب زای کودکان باید توجه نشان دهیم. مثل دویدن وسط خیابان، دست به وسایل خطرناك زدن، دست زدن به وسایل تیز و برنده و ... . ولی نسبت به رفتارهایی مثل گریه کردن در مقابل درخواست های نا به جا، جلب توجه کردن به شکل ها نامطلوب، جیغ کشیدن، مو کشیدن، خود را زدن و قشقرق به پا کردن بهتر است بی توجهی کرد . محروم سازی راهکار دیگر آن است که کودك را به محروم کردن از فعالیت ها و وسایل لذت بخش برسانیم. یعنی هرگاه کودك رفتار نامطلوبی انجام داد او را از یک فعالیت لذت بخش محروم نماییم تا بتوانیم در نهایت رفتار منفی را از او حذف نماییم. فقط باید توجه داشته باشید که محروم سازی تحت هیچ عنوان عاطفی نباشد . یعنی به کودکتان نگویید دیگر مادرت یا پدرت نیستم یا دیگر دوستت ندارم. محروم سازی هم بهتراست بیشتر از 30 دقیقه طول نکشد. به طور مثال می توانید او را از یک کارتن مورد علاقه اش محروم کنید. این نکته را هم در نظر داشته باشید که هیچ گاه قبل از موعدی که تعیین کرده اید محرومیت را بر ندارید . دستور دادن اولین کاری که برای شما واجب است این است که سرمنشاء آن رفتار پیدا کنید. ببینید فرزندتان مشابه این رفتار را کجا دیده است؟ راهکار نهایی دستور دادن والدین است. والدین، نباید دستورات خود را به صورت دنباله دار و پی در پی بیان نمایند. دستورات باید کوتاه و کاملا شفاف و واضح بیان شوند. کودك دقیقا باید متوجه بشود که والدینش از او چه می خواهند و چه نمی خواهند. کودکان توانایی آن را ندارند که بتوانند چندین دستور همزمان را انجام بدهند. بنابر این باید این دستورات را به بخش های کوچکتر تقسیم کرد. کودك متوجه این جمله نمی شود که کودك منظمی باش یعنی چه؟ بهتر است در این حالت به کودك دقیقا گفته شود چه کاری انجام دهد تا کودك منظم به حساب بیاید. اسباب بازی هایش را جمع کند؟ لباس هایش را مرتب کند؟ و ... . بهتر است دستورات با صدای محکم و قاطع کننده بیان شوند، استفاده از زبان بدن مثل اشاره کردن هم می تواند مفید باشد. اگر کودك از دستورات اطاعت کرد، به او پاداش بدهید . در مهمانی اگر فرزندتان در مهمانی رفتار های نامطلوب را از خود نشان میداد سعی کنید در ابتدا علت آن را پیدا کنید. خیلی مواقع کودکان به دلیل گرسنه بودن، خواب آلود بودن، خسته شدن، توجه ندیدن و تبعیض دیدن، دست به دامن رفتارهای زشت می شوند .علت را پیدا کنید و آن را بر طرف کنید. اگر دیدید باز همچنان این رفتارها ادامه دارند، هیچ گاه فرزندتان را در جمع دعوا نکنید و یا دستش را نکشید و به اتاقی ببرید. باید در ضمن این که اعتماد به نفس کودك حفظ می شود، او را متوجه رفتار زشتش کنید.بهتر است در حالی که آرامش خودتان را حفظ می کنید دست او را به آرامی گرفته و او را به اتاقی ببرید و با او صحبت کنید. دقیقا بگویید که برای چه به اتاق آمده اید و برای چه ناراحت و عصبانی هستید و با قاطعیت صحبت کنید و دقیقا انتظارتان را شفاف و واضح بیان کنید .بعد از صحبت کردن حتما دوستانه و با کمال آرامش دست فرزندتان را بگیرید و به جمع باز گردید. اینگونه می توانید اعتماد به نفس فرزندتان را هم حفظ کنید . </p> text/html 2018-11-06T09:57:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری قناعت http://moahasse-ghalam.ir/post/683 <p>در قناعت و توفیق دین و مذهب راست بروزگار تو ، ای فخر کاینات ، کراست؟ برون ز راه تو هر راه کاندر آفاقست غریق بیم و امید و اسیر روی و ریاست فزایش سخن و نکتۀ بدیع تو را عطاست ز ایزد و دانی که آن بزرگ عطاست بگاه تنگدلی غمگسار پیرانست گه فرا خروی باز مانع برناست بلند نام تو ، ای روشن آفتاب خرد چو آفتاب درخشان و چون خرد والاست فروغ رای تو از نور جرم خورشیدست خیال همت تو تاج تارک جوزاست قضا بحسب دعای تو سوی خلق آید مگر دعای تو اندازة نزول قضاست ؟ بژرف دریا مانی همی ، که بر جهلا سیاست سخن تو سیاست دریاست ز بیخ و شاخ بکندی ز بهر نصرة دین هر آنچه بیخ ضلال و هر آنچه شاخ هواست نه بر کشیدۀ جاه تو پست داند شد نه اوفتادۀ زخم تو بر تواند خاست تو مستجاب دعایی و هر که در ره تست باعتقاد شناسم که مستجاب دعاست اگر ببیخردی حاسدی سخن گوید خرد پژوه شناسد که پایۀ تو کجاست و گر کسی بسر خود شکر فرو ریزد شگفت نیست که در هر سری دگر سوداست سخن بدانش گویند ، پایگه گیرد و گرنه طوطی و شارک چو آدمی گویاست وگر چه جغد چو باز سپید صید کند ز باز و جغد گه فال مرتبت پیداست اگر بشکل و بصورت عدوت همچو تواست ز روی عقل و بزرگی ز پایة تو جداست بلی گیاه و زمرد برنگ یکدگرند ولیک جنس ز مرد نه قدر جنس گیاست یکی بتاج شهان در نشاندة شرفست یکی بکام ستور اندرون ز بهر چراست بزرگوارا ، ما نا طریق و سیرت من نه بر مثال و طریق جماعت شعراست ز بی فروغی بازار شعر خاطر من از آنچه بود نیفزود وز فزوده نکاست چو خواستار بود خاطرم سخن نارد بدان مثال که خواننده در تواند خواست همیشه تا بگرانی هوا نه جنس زمینست همیشه تا بخفیفی زمین نه جنس هواست بقات باد و مبادا جهان که بی تو بود از آنکه سنت و دین را ببودن تو بقاست ازرقی هروی </p> text/html 2018-11-06T09:56:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری ماهتاب http://moahasse-ghalam.ir/post/682 <p>بر سر دنیا فکند از نور چادر ماهتاب تا جهان را کرد از ان چادر منور ماهتاب مه در اوج نور خود در آسمان دامن کشان میرود در وی گریبان بر زمین بر ماهتاب جام های گازری آرد ز صندوق عدم از برای خواب اندازد چو بستر ماهتاب ماه سیمین ترگ را چون با کله دید ، از هوس زان پریشان کرد دستار حود از سر ماهتاب شب چو از ماهتاب سیمایی سلب پوشید گفت آفرین باد آفرین باد آفرین بر ماهتاب هست خورشید فلک شمعی که پروانه اش مهست تا چه پروانه بود کورا بود پر ماهتاب ؟ پرده های نور فراشان شب آویختند وانگه اندر هر یکی زان پرده مضمر ماهتاب جان مشتاقان بجولان اندر آید از طرب چون دهد زیب و جمال و زینت و فر ماهتاب باغ دل چون نشکند همچون سخن زار یکه شد از زمین تا آسمان چون سوسن تر ماهتاب عاشقان گرم رو را تا به مقصد گاه عشق هر شبی زی نور روحانیت رهبر ماهتاب روح را از عالم روحانی آرد راحتی شد ز روح نور بخشی روح پرور ماهتاب تا جهانگیری کند چون خسرو سیارگان بر سر خود می نهد از ماه افسر ماهتاب من بگویم معنی روشن که تا دانند چیست این جهان فتنه شکل و اندرو در ماهتاب هست چون قاروره ای عالم ، پس آنگه چون پری از فسون چرخ اندر وی مسخر ماهتاب یا نه،چون حوریست از فردوس مه داده جمال رزمه رزمه حله اش در بحر و در بر ماهتاب امتزاج مشک و کافوری ز نور و سایه کرد بر در کیخسرو ابن المظفر ماهتاب بنگر آخر بر در عالیش هر شب تا بروز از جبین با خاک در چون شد مجاور ماهتاب گر ز رایش لمعه ای در خلقت مه آمدی شب همه شب روز کردی تا بمحشر ماهتاب ازرقی هروی </p> text/html 2018-11-06T09:56:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری حسن تو http://moahasse-ghalam.ir/post/681 <p>ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب خطت کشیده دایرۀ شب بر آفتاب زلف چو مشک ناب ترا بنده مشک ناب روی چو آفتاب ترا چاکر آفتاب آنجا که زلف تست همه یکسره شبست و آنجا که روی تست همه یکسر آفتاب باغیست چهرۀ تو که دارد بنفشه بار سرویست قامت تو که دارد بر آفتاب بر ماه مشک داری و بر سرو بوستان در لاله نوش داری و در عنبر آفتاب از چهره آفتابی و از روی شکری بس شاهدست با شکرت همبر آفتاب ار نایب سپهر نشد زلف تو چرا در حلقه ماه دارد و در چنبر آفتاب ؟ خالیست بر رخ تو ، بنام ایزد ، آن چنانک نارد همی بخویشتن از زیور آفتاب گویی که نوک خامۀ دستور شهریار ناگه ز مشک شب نقطی زد بر آفتاب مخدوم ملک پرور ، صدر جهان که هست در پیش بارگاهش خدمت گر آفتاب سردار مجد دولت و دین کز برای فخر دارد ز رای روشن او رهبر آفتاب لشکر کشی که هستش لشکر گه آسمان فرماندهی که هستش فرمان بر آفتاب بر طالع قویش دعا گوی مشتری بر طالع بهیش ثنا گستر آفتاب کامل بذات اوست خرد پرور آدمی فاخر ز جود اوست ثنا پرور آفتاب بر منبری که خطبۀ مدحش ادا کنند بوسد ز فخر پایۀ آن منبر آفتاب زیبد زمانه را ز برای مدیح او خامه شهاب و نقش شب و دفتر آفتاب ای صاحبی که دایم بر آفتاب ملک دارد ز رای روشن تو مفخر آفتاب ای از محل چنانکه زهر آفریده جان وی از شرف چنانکه زهر اختر افتاب آنجا بود که رای تو باشد در آسمان و آنجا نهد که پای تو باشد سر آفتاب از گرد مو کب تو کشد سرمه حور عین و ز ماه رایت تو کند افسر آفتاب نام شب از صحیفۀ ایام بسترد از رای تو اجازت یابد گر آفتاب بر عزم آن که ریزد خون عدوی تو هر روز بامداد کشد خنجر آفتاب تا کیمیای خاک درت بر نیفکند در ضمن هیچ کان ننهد گوهر آفتاب سیمرغ صبح را ندهد مژدۀ صباح تا نام تو نبیند بر شهیر آفتاب چون تیغ نصرۀ تو بر آرد سر از نیام گویی همی بر آید از خاور آفتاب با بند گانت پای ندارند سرکشان بر او سپاه شب چو کشد معجر آفتاب آنجا که رزم جویی و لشکرکشی بفتح در بحر خون نیابد بر معبر آفتاب از تف و تاب خنجر مردان لشکرت از سر کشد بشکل زنان چادر آفتاب ای آفتاب دولت عالیت بی زوال وی در ضمیر روشن تو مضمر آفتاب ای چاکری جاه ترا لایق آسمان وی بندگی رای ترا در خور آفتاب بر شعر آفتاب که نبود برین نمط خصمی کند هر آینه در محشر آفتاب تا نوبهار سبز بود ، آسمان کبود تا لاله سایه جوید و نیلوفر آفتاب سر سبز باد ناصحت از دور آسمان پژمرده لاله زار حسودت در آفتاب در جشن آسمان صفتت ریخته نثار ساقی ماهروی تو در ساغر آفتاب ازرقی هروی </p> text/html 2018-11-06T09:55:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری سعادت http://moahasse-ghalam.ir/post/680 <p>بفرخی و سعادت بخواه جام شراب که باز باغ برید از پرند سبز ثیاب ز رنگ میغ و ز برگ شکوفه پنداری زمین حواصل پوشید و آسمان سنجاب بشاخ سوسن نازک قریب شد قمری ز برگ گلبن چابک غریب گشت غراب چو دست مردم غواص دست باد صبا بباغ روشن گوهر دهد ز تیره سحاب سکندرست صبا ، کز بیان تاریکی به حد روشنی آورد گوهر نایاب چو تر شود گل باغ از گلاب دیدۀ ابر گل شکفته برون آرد از پرند نقاب اگر گلاب زگل ساختند نیست عجب عجب تر آنکه همی باغ گل کند ز گلاب بهاری ابر سیه فام تند و پیچنده به مار افعی ماند دهان پر آتش و آب اگر زمرد صحرا نه نور داد بدو زدیده ابر چرا بر زمین فشاند مذاب ؟ شگفت نیستکه از برف لاله ساخت زمین که هست لاله چو شنگرف و برف چون سیماب گمان بریکه زگل ارغوان خجالت یافت بجای خوی زمسامش برون دمید شراب به رنگ عنبر نا بست شاخ او بدرست اگر شدست شرابش ببوی عنبر ناب به قوت گل و سبزی زمین باغ اکنون چو بخت خواجه عمید آمدست روشن و شاب ابوالحسن علی بن محمد ، آنکه بدوست بلند نعمت و بخت و ستوده حشمت و آب خدایگانی ، آزاده ای ، که سیرت او تمام ذات صیانت شدست و عین صواب گر آب ابر بگیرد صدف بنام عدوش خسک کند بگلودر چو لؤلؤ خوشاب و گر عدوی وی اندر دو چشم شیر شود دو دست مرگ در آید بچشم شیر چو خواب ورا سجود برد نور جان افلاطون بدان گهی که برد دست سوی کلک و کتاب هزار عنصری آید کهین خیالی او ز روی علم عروض و قوافی و القاب ایا عمیدی کاعدای تو چشید ستند ز تیغ مرگ سیاست ، زلفظ بخت عتاب شعاع دیده آن کیمیای زر گردد کجا خیال کف تو ببیند اندر خواب بدست و طبع تو عین سخا و همت را سبب نهاد ، تو گویی ، مسبب الاسباب همی سخا و فعال ترا بلفظ فصیح مدیح خواند نا بسته نطفه در اصلاب ستارۀ عدوی تو زسهم و هیبت تو گداز گیرد و او را لقب نهند شهاب تو آن کسی که زبهر گزافه بخشیدن زرسم خلق همی کم کنی رسوم حساب مخالف تو ترا با خود ار قیاس کند همی بقوت دریا نهد بخار سراب مگر نداند کاندر فلک همی سازد زخاک سم ستور تو مشتری محراب تو گر بهمت خود چرخ را پیام دهی زبان سعد دهد مر ترا ز چرخ جواب گزافه داند با دولت تو کوشیدن گزافه نیست بریدن ز ران شیر کباب خدا یگانا ، جان رهی و طبع رهی ز خلق عالم دارد به مدحت تو شتاب شگفت نیست که چاکر عروس مدح ترا به زیور سخن آراستست در هر باب نه بنده کرد ، که تأثیر مدحتت کردست که در معانی و لفظش خرد کند اعجاب مدیح خویش تو گویی ، نه من همی گویم ز ما نیاید جز سیرت ذوی الالباب اثر فلک کند ، ار نه کجا پدید آید تمامی فلک از خط زیج و اسطرلاب ز راستی مدیح تو طبع مادح تو بحاصل آرد یک بیت و صد هزار ثواب همیشه تا ندرد پشه پشت و یال هزبر همیشه تا نکند صعوه پر و بال عقاب هزار سال بمان در مراد خویش رهین موافقان بنعیم و مخالفان بعذاب ازرقی هروی </p> text/html 2018-11-06T09:54:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری مست http://moahasse-ghalam.ir/post/679 <p>چه جر مست اینکه هر ساعت زروی نیلگون دریا زمین را سایبان بندد بپیش گنبد خضرا ؟ چو در بالا بود باشد بچشمش آب در پستی چو در پستی بود باشد بکامش دود بر بالا گهی از دامن دریا شود بر گوشۀ گردون گهی از گوشۀ گردون رود زی دامن دریا فلک کردار برخیزد ، کران پر اختر روشن صدف کردار بر جوشد ،میان پر لؤلؤ لالا زموج آسمان پهنا ، زچرخ چنبری گوهر زچرخ چنبری گوهر ، زموج آسمان پهنا بجای قطرهٔ باران هوا او را دهد لؤلؤ بعرض لؤلؤ مکنون زمین او را دهد مینا هوا از چهر او گردد بسان دیدهٔ شاهین زمین از اشک او گردد بسان سینهٔ عنقا سپاهش را برانگیزد ، بدریا برزند غارت مصافش را بپیوندد ، بگردون بر ، کند غوغا از ان غارت پدید آید هوا را افسر لؤلؤ وزین غوغا بپوشاند زمین را صدرهٔ دیبا معنبر گردد از چهرش بعینه پیکر گردون منور گردد از چشمش بلؤلؤ جامۀ صحرا همی گرید ازو گردون بسان دیدهٔ وامق همی خندد ازو صحرا بسان چهرۀ عذرا گهی گوهر برافشاند چو دست شاه گوهربخش گهی آتش برانگیزد چو تیغ شاه در هیجا تو گویی خدمتی سازد همی بر رسم نوروزی ز شکل لؤلؤ عمان ، زنقش دیدۀ صنعا خجسته شمس دولت را ، همایون کهف ملت را مبارک زین ملت را ، طغانشه مفخر دنیا جهانداریکه خشم او بخارا در زند آتش شهنشاهی که تیغ او برآرد آتش از خارا اگر طبعش گذر سازد بسوی بصره و طایف و گر جودش گذر گیرد بسوی مکه و بطحا شهی و شهد گرداند کشنده تخم در حنظل زر و یاقوت گرداند خلنده خار در خرما زتاب خشمش از عنبر بجوشد آتش سوزان ببوی خلقش از آتش ببوید عنبر سارا و گر از خلخ و یغما نه او را بند گانندی جهان نشناسدی خلخ فلک نستایدی یغما زمان با پایهٔ تختش نخواهد خاک را ساکن جهان با گوشهٔ تاجش نداند چرخ را والا طبایع داند این روشن : که اندر گردش گیتی نیارد آسمان او را زگشت اختران همتا دو چیز طرفه یا بدز و عدو در گردش و کوشش کز و خالی نبینندش چو لفظ مقطع از مبدا بسر در ، خنجر بر ان، چو جهل اندر سر نادان بدل در ، ناوک پران ، چو دانش در دل دانا الا ، یا پایهٔ تختت فرود پیکر ماهی الا ، ای گوشۀ تاجت فراز گردش جوزا اگر کسری و دارا را درین ایام ره بودی شدی گنجور تو کسری ، بدی دربان تو دارا اگر قیصر بروم اندرز خشمت بنگرد هیبت و گر خاقان بچین اندر زنامت بشنود آوا یکی خشم تو برگیرد بجای خنجر و نیزه یگی نام تو بگزیند بجای خاتم و طغرا منقش جامهٔ رنگین زحلش نوبهار آئین منور لؤلؤی مکنون زشکلش مشتری سیما زدست زایرت خیزد به از بغداد و از ششتر زلفظ مادحت زاید به از عمان و از لحسا ز دریا گر سخن رانی بدان منظور و آن آیین زگردون گربر آشوبی بدان تیغ حلال آسا از ان در قعر این ریزد چو لؤلؤ اختر روشن وزین در صحن آن جوشد چو اختر لؤلؤ بیضا چو در میدان بگردانی سنان در لشکری انبه چو در کوشش بجنبانی عنان در گوشه ای تنها اگر دیوانه ای شیدا بود با گرز تو عاقل و گر آهسته ای بخرد شود با تیغ تو کانا دل گر زت فرو کوبد سر آهستۀ بخرد سر تیغت بپیراید دل دیوانة شیدا سپاهت را چو بنمایی ره پیکارو کین جستن زمین چون آسمان گردد زشخص دشمنان بالا عنان اندر عنان بندند خیل صاعقه حمله زمین از نعلشان ارقش ، سپهر از زخمشان زرقا کمان سخت اگر گیرند پیش حملۀ دشمن سبک دستی اگر جویند پیش لشکر اعدا بزخم تیر بستانند نور از دیدۀ روشن بنوک نیزه بگشایند آب از چشم نابینا سپاه یکدل و یکتا چو در میدان بود جنگی زمانه مر ترا خواهد سپاه یکدل و یکتا چو در کوشش بیامیزند گردان کینه با کوشش هم آورد تو در کوشش نیارد آسمان کوشا بوقتی کز سر خنجر نمایی خصم را نکبت نماند پیش اسب تو بمیدان تندر و نکبا ز باد تیر پرانت بسوزد جان اهریمن زتف تیغ برانت بجوشد مغز اژدرها فرو سنبی دل دشمن بدان تیر شهاب آیین بدرانی صف لشکر بدان تیغ فلک مانا اگر جز وی زمهر تو ببر اندر کنی قسمت و گر جزوی زحلم تو ببحر اندر کنی اجرا چو گوهر ، لؤلؤ مکنون بخاک اندر شود پنهان چو لؤلؤ ، گوهر رخشان بآب اندر شود پیدا زبهر نظم مدح تو بمردم بر عزیز آمد روان روشن بخرد ، زبان جاری گویا زبان داند که نندیشد روان جز مهر تو بخرد روان داند که نسراید زبان جز مدح تو زیبا الا تا ناورد گیتی درستی رای بخرد را نشان از چشمۀ حیوان و شکل از پیکر عنقا بچم در مجلس شادی ، بکش در جام و در ساغر زدست لاله رخساری فروغ لاله گون صهبا بکام دل بخور نعمت،بمان جاوید در دولت ببزم اندر بچم شادان ، بملک اندر بمان برنا ازرقی هروی </p> text/html 2018-11-03T05:50:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری عوامل شادمانی http://moahasse-ghalam.ir/post/678 <p>ﺝ) ﺷﺎﺩﯼ، ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﺧﯽ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺭﺍ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﻬﻢ ﺷﺎﺩﯼ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﯾﺎ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﻭ ﯾﺎ ﻧﻘﺺ ﻋﻀﻮ ﺷﺪ، ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺟﺴﻢ ﺩﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻧﯿﺴﺖ، ﻭﻟﯽ ﻻﺯﻣﻪ ﺷﺎﺩ ﺯﯾﺴﺘﻦ، ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺷﺎﺩﯼ، ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﻠﺠﯽ ﺭﺍ ﺳﺮﺍﻍ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺸﺎﻁ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ.ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ، ﺩﻝ ﻣﺮﺩﮔﯽ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺳﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺷﺎﺩ ﺯﯾﺴﺘﻦ، ﯾﮏ ﺗﺼﻤﯿﻢِ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻭ ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺮﺵ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﭼﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﭼﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ؛ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺭ ﻧﺎﮔﻮﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻧﯿﺰ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ﺗﻄﺒﯿﻖ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﺩ. ﯾﮏ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻋﺮﺑﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﯼ، ﻣﺎﻫﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﺁﺩﻣﯽ ﺗﺼﻮﯾﺮﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺳﻤﻮﻡ ﺣﺎﺻﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ، ﺩﺭ ﺷﺎﺩﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎ، ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﺩﺭ ﯾﮏ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ، ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﯿﻨﺎﯾﺎﻥ ﺷﺎﺩﻧﺪ. «ﮐﻦ ﮐﺎﯾﺰ»، ﮐﺎﻣﻼً ﻓﻠﺞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﭼﺮﺥ ﺩﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ؛ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﺧﺎﻟﺺ، ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.ﺍﯾﻨﮏ ﮐﻪ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ ﺷﺎﺩﯼ، ﺑﻪ ﺛﺮﻭﺕ ﻣﻨﺪﯼ ﻭ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻭﺭﺍﺛﺖ ﻧﯿﺰ ﻧﻘﺶ ﻋﻤﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﭘﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﻠﻞ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺟﺴﺖ ﻭ ﺟﻮ ﮐﺮﺩ.ﺷﺎﺩ ﺯﯾﺴﺘﻦ، ﯾﮏ ﻫﻨﺮ، ﻭ ﺷﺎﺩ ﺳﺎﺧﺘﻦ، ﻫﻨﺮﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ، ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ، ﻫﻨﺮﯼ ﺧﺪﺍﺩﺍﺩﯼ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻨﺮ ﻭ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺴﺖ. ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﻧﺪ ﺍﺯ: 1 . ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﺠﯿﺪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻗﻠﺒﯽ ﺭﺍ ﻣﻨﺤﺼﺮﺍً ﺩﺭ ﯾﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ، ﺍﺳﺎﺱ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺳﺖ. ﭘﮋﻭﻫﺶ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻏﺮﺑﯽ ﻧﯿﺰ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﺧﺮﺕ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻘﺪﺱ، ﺷﺎﺩﺗﺮ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﭘﺮ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺗﺮﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺮﺗﺐ ﺑﻪ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ، ﺷﺎﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻧﻤﯽ ﺭﻭﻧﺪ. 2 . ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻭ ﺗﺤﻤﻞ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﻬﻢ ﺷﺎﺩﯼ، ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻭ ﺭﺿﺎﻣﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﻣﻘﺪﺭﺍﺕ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﻧﺸﺎﻁ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ، ﺩﺭ ﭘﺮﺗﻮ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﺭﺿﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻭ ﻏﻢ، ﺩﺭ ﺷﮏ ﻭ ﻧﺎﺧﺸﻨﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺭﺍﺕ ﺍﻟﻬﯽ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.» 3 . ﻋﺒﺎﺩﺕ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻧﺸﺎﻁ، ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻭ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ. ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ، ﮐﻤﺘﺮ ﺩﭼﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﯾﺎﺭﺍﻧﺶ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﭼﻪ ﻋﺎﻣﻠﯽ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﺎﻧﻊ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺩﻧﯿﻮﯼ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮔﺮﺩﯾﺪ، ﻭﺿﻮ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺩﺍﺧﻞ ﻣﺴﺠﺪ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﻭ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻤﮏ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ!؟ ﺁﯾﺎ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻼﻡ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ: ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺭﻭﺯﻩ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.»ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻋﺬﺍﺏ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮐﺮﺩﻩ، ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺗﻮﺑﻪ ﻭ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ، ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ﻭ ﻧﺸﺎﻁ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﮐﻨﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺍﻧﺪﻭﻫﯽ، ﮔﺸﺎﯾﺸﯽ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺗﻨﮕﻨﺎﯾﯽ، ﺭﺍﻩ ﻧﺠﺎﺗﯽ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ.»ﺫﮐﺮ ﺧﺪﺍ، ﺁﺭﻡ ﺑﺨﺶ ﺩﻝ ﻭ ﻧﺸﺎﻁ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺭﻭﺡ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﺍﯼ ﺳﻔﯿﺎﻥ! ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﺳﺎﺧﺖ، ﻻ ﺣﻮﻝ ﻭﻻ ﻗﻮﺓ ﺍﻻ ﺑﺎﻟﻠﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﮕﻮ، ﺯﯾﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ، ﮐﻠﯿﺪ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺳﺖ.» 4 . ﻫﺪﻑ ﻣﻨﺪﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺪﻑ ﻣﺘﻌﺎﻟﯽ ﻭ ﻣﻌﻘﻮﻟﯽ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﭘﯽ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ. ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺩﺭ ﺍﻭ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﻮﻕ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﯼ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻭﯼ ﺭﺍ ﻣﻀﺎﻋﻒ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ. ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺱ ﺷﻬﯿﺮ، ﻭﯾﮑﺘﻮﺭ ﻓﺮﺍﻧﮑﻞ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﻧﺎﺯﯼ ﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺸﻒ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ ﻧﺎﯾﻞ ﮔﺮﺩﯾﺪ، ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﻧﺰﺩﯾﮑﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ. ﭘﺪﺭ، ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭﻫﺎﯼ ﺁﺗﺶ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻨﺪ. ﻫﻤﻪ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ، ﺳﺮﻣﺎ ﻭ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺯﺍﻧﻮﺍﻥ ﭘﺮ ﺗﻮﺍﻥ ﻓﺮﺍﻧﮑﻞ ﺭﺍ ﺧﻢ ﻧﮑﺮﺩ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺭﻧﺞ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﯽ ﻣﻌﻨﺎ ﺷﺪﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺎﺭ ﺍﺳﺖ. ﻣﻌﻨﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﺧﻮﺷﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺭ ﺭﻧﺞ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ ﯾﺎﻓﺖ </p> text/html 2018-11-03T05:49:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری موانع و مشکلات ازدواج http://moahasse-ghalam.ir/post/677 <p>ﻣﺤﻮﺭﻫﺎﯼ ﭘﮋﻭﻫﺶ 1 . ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺑﺪﻥ، ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ. 2 . ﺭﻫﻨﻤﻮﺩﻫﺎﯼ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﻧﻈﻢ، ﺁﺭﺍﺳﺘﮕﯽ، ﺧﻮﺵ ﺑﻮﯾﯽ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻋﻄﺮ ﻭ ﺷﺎﻧﻪ. 3 . ﺁﺩﺍﺏ ﺣﻤﺎﻡ ﺭﻓﺘﻦ، ﺷﺴﺖ ﻭ ﺷﻮ، ﻭﺿﻮ ﻭ ﻏﺴﻞ، ﺁﺏ ﺗﻨﯽ ﺩﺭ ﺁﺏ ﻫﺎﯼ ﺭﺍﮐﺪ ﻭ ﺟﺎﺭﯼ. 4 . ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺋﻤﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﺩﺍﺏ، ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺁﺷﺎﻣﯿﺪﻥ. 5 . ﻧﻘﺶ ﺭﻭﺯﻩ ﺩﺭ ﺗﻨﺪﺭﺳﺘﯽ ﻭ ﺳﻼﻣﺘﯽ. 6 . ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﻭ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺩﻫﺎﻥ ﻭ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ. 7 . ﻋﻮﺍﻣﻞ ﭘﯿﺮﯼ، ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻭ ﺿﻌﻒ ﺟﺴﻤﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ. 8 . ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺯﯾﺎﻥ ﺑﺎﺭ ﻣﺸﺮﻭﺑﺎﺕ ﺍﻟﮑﻠﯽ، ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﮎ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺣﺮﺍﻡ ﮔﻮﺷﺖ. 9 . ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺑﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺳﺒﺰﯾﺠﺎﺕ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎ. 10 . ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻭ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺩﺭ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ. 11 . ﻧﻘﺶ ﻭﺭﺯﺵ ﻭ ﺣﺮﮐﺎﺕ ﺑﺪﻧﯽ ﺩﺭ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﻼﻡ. 12 . ﺳﯿﺮﻩ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻭ ﺍﺋﻤﻪ ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ. 13 . ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﻇﺮﻭﻑ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺁﺏ، ﺣﻮﻟﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﻭ ﺳﻔﺮﻩ ﻏﺬﺍ. 14 . ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﻣﺴﺘﺤﺒﺎﺕ ﺩﺭ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭ ﺗﻨﺪﺭﺳﺘﯽ. ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﺎﺯﺩﻭﺍﺝ، ﻓﺮﺍﯾﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﯿﻦ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻭ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺳﺎﺯ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﭘﯿﻮﻧﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﻣﻘﺪﺱ ﮐﻪ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﻩ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﺯ ﺛﻤﺮﺍﺕ ﻣﻬﻢ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﺭﻣﺎﻧﯽ، ﺑﻘﺎﯼ ﻧﺴﻞ، ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺯﺩﻥ ﻧﺴﻞ ﻫﺎ ﻭ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﻧﺴﻞ ﻧﻮ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ.ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﻮﻓﻖ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎﯾﻪ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﺟﺴﻢ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﻭﺍﻥ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺍﺳﺎﺱ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺑﻬﺮﻭﺯﯼ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻨﯿﺎﻥ ﻧﻬﺪ. ﺑﺮ ﻋﮑﺲ، ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﺸﺄ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻭ ﺗﯿﺮﻩ ﺭﻭﺯﯼ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﻪ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ.ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ: «ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ، ﺩﺭ ﺭﺩﯾﻒ ﻧﻈﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ، ﺍﺳﺎﺱ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻨﺎ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻫﯿﭻ ﺍﻣﺮﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺑﻬﺮﻭﺯﯼ ﯾﺎ ﺗﯿﺮﻩ ﺑﺨﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ، ﻭ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ، ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺳﺎﺯﺩ». ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻋﺰﻭﺑﺖ ﻭ ﺗﺠﺮﺩ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻮﺷﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﻮﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ « ﻣﺤﻮﺭﻫﺎﯼ ﭘﮋﻭﻫﺸﯽ» ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻧﻮﯾﺴﯽ، ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻭ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﻟﻒ) ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻣﺘﻌﺪﺩﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ: 1 . ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ: ﺍﺯ ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﮐﻨﻨﺪ، ﺯﯾﺮﺍ ﺯﻧﺎﻥ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﻧﺪ. ﻗﺮﺁﻥ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. 2 . ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺟﻨﺴﯽ: ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎ ﻭ ﻏﺮﺍﯾﺰ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺪﻡ ﺍﺭﺿﺎ ﯾﺎ ﺍﺭﺿﺎﯼ ﻏﯿﺮ ﺻﺤﯿﺢ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ، ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺘﺰﻟﺰﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺩﺍﺭﺩ. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﻏﺮﺍﯾﺰ، ﻏﺮﯾﺰﻩ ﺟﻨﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ،ﺯﯾﺮﺍ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺑﺮ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺪﺍﯼ ﻓﻄﺮﺕ ﺍﺳﺖ.ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻟﻢ، ﻧﻘﺶ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﺭﻣﺎﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻭ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﺼﻮﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺎﺱ، ﺗﻨﻬﺎ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻭ ﻣﺸﺮﻭﻉ ﺍﺭﺿﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻏﺮﯾﺰﻩ، ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. 3 . ﺑﻘﺎﯼ ﻧﺴﻞ: ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ، ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﻮﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪ، ﮐﺎﻣﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻧﺴﻞ ﻧﻮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﻭﺟﻮﺩ ﻓﺮﺯﻧﺪ، ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮﻣﯽ، ﭘﻮﯾﺎﯾﯽ ﻭ ﺻﻔﺎﯼ ﮐﺎﻧﻮﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﯿﺰ ﻭﺟﻮﺩ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺻﺎﻟﺢ، ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ، ﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﻧﯿﮏ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺍﻣﺎﻡ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﻣﻦ ﺳﻌﺎﺩﺓ ﺍﻟﺮّﺟﻞ ﺍﻥ ﯾﮑﻮﻥ ﻟﻪ ﻭﻟﺪ ﯾﺴﺘﻌﯿﻦ ﺑﻬﻢ؛ﺍﺯ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺘﻌﺎﻧﺖ ﺟﻮﯾﺪ.»ﺩﺭ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﺎ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻮﺍﯾﺎﻥ ﺍﺳﻼﻡ، ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺯﻥ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩ ﺷﻤﺮﺩﻫﻮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻌﻤﺖ ﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺑﺮ ﺁﻥ، ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﺍ ﻋﺎﻣﻞ ﺣﻔﻆ ﻭ ﮐﺎﻣﻞ ﺷﺪﻥ ﺩﯾﻦ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ.ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﻫﯿﭻ ﮐﺎﻧﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﭘﺎ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺗﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﻧﻮﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎﺷﺪ.»ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺷﻬﯽ ﻣﻄﻬﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻭ ﻧﻘﺶ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ: ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺧﻮﺩِ ﻃﺒﯿﻌﯽِ ﻓﺮﺩﯼ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ...ﯾﮏ ﭘﺨﺘﮕﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﭘﺮﺗﻮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻭ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺍﯾﻦ ﭘﺨﺘﮕﯽ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﺩﺭ ﺟﻬﺎﺩ ﺑﺎ ﻧﻔﺲ، ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ، ﻭ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﺭﺍﺩﺕ ﺑﻪ ﻧﯿﮑﺎﻥ ﻫﻢ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ؛ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ.ﻋﻼﻣﻪ ﻣﺤﻤﺪﺗﻘﯽ ﺟﻌﻔﺮﯼ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ (ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ ﻣﺸﻬﻮﺭ) ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻮﺷﺖ: ﭼﺮﺍ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﻬﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭﺿﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻭ ﻧﻮﺷﺘﻢ: ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﯾﺪ.» </p> text/html 2018-11-03T05:48:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری هدف ازدواج http://moahasse-ghalam.ir/post/676 <p>ﻣﺤﻮﺭﻫﺎﯼ ﭘﮋﻭﻫﺶ 1 . ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺑﺪﻥ، ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ. 2 . ﺭﻫﻨﻤﻮﺩﻫﺎﯼ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﻧﻈﻢ، ﺁﺭﺍﺳﺘﮕﯽ، ﺧﻮﺵ ﺑﻮﯾﯽ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻋﻄﺮ ﻭ ﺷﺎﻧﻪ. 3 . ﺁﺩﺍﺏ ﺣﻤﺎﻡ ﺭﻓﺘﻦ، ﺷﺴﺖ ﻭ ﺷﻮ، ﻭﺿﻮ ﻭ ﻏﺴﻞ، ﺁﺏ ﺗﻨﯽ ﺩﺭ ﺁﺏ ﻫﺎﯼ ﺭﺍﮐﺪ ﻭ ﺟﺎﺭﯼ. 4 . ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺋﻤﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﺩﺍﺏ، ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺁﺷﺎﻣﯿﺪﻥ. 5 . ﻧﻘﺶ ﺭﻭﺯﻩ ﺩﺭ ﺗﻨﺪﺭﺳﺘﯽ ﻭ ﺳﻼﻣﺘﯽ. 6 . ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﻭ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺩﻫﺎﻥ ﻭ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ. 7 . ﻋﻮﺍﻣﻞ ﭘﯿﺮﯼ، ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻭ ﺿﻌﻒ ﺟﺴﻤﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ. 8 . ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺯﯾﺎﻥ ﺑﺎﺭ ﻣﺸﺮﻭﺑﺎﺕ ﺍﻟﮑﻠﯽ، ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﮎ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺣﺮﺍﻡ ﮔﻮﺷﺖ. 9 . ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺑﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺳﺒﺰﯾﺠﺎﺕ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎ. 10 . ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻭ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺩﺭ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ. 11 . ﻧﻘﺶ ﻭﺭﺯﺵ ﻭ ﺣﺮﮐﺎﺕ ﺑﺪﻧﯽ ﺩﺭ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﻼﻡ. 12 . ﺳﯿﺮﻩ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻭ ﺍﺋﻤﻪ ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ. 13 . ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﻇﺮﻭﻑ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺁﺏ، ﺣﻮﻟﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﻭ ﺳﻔﺮﻩ ﻏﺬﺍ. 14 . ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﻣﺴﺘﺤﺒﺎﺕ ﺩﺭ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭ ﺗﻨﺪﺭﺳﺘﯽ. ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﺎﺯﺩﻭﺍﺝ، ﻓﺮﺍﯾﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﯿﻦ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻭ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺳﺎﺯ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﭘﯿﻮﻧﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﻣﻘﺪﺱ ﮐﻪ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﻩ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﺯ ﺛﻤﺮﺍﺕ ﻣﻬﻢ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﺭﻣﺎﻧﯽ، ﺑﻘﺎﯼ ﻧﺴﻞ، ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺯﺩﻥ ﻧﺴﻞ ﻫﺎ ﻭ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﻧﺴﻞ ﻧﻮ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ.ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﻮﻓﻖ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎﯾﻪ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﺟﺴﻢ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﻭﺍﻥ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺍﺳﺎﺱ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺑﻬﺮﻭﺯﯼ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻨﯿﺎﻥ ﻧﻬﺪ. ﺑﺮ ﻋﮑﺲ، ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﺸﺄ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻭ ﺗﯿﺮﻩ ﺭﻭﺯﯼ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﻪ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ.ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ: «ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ، ﺩﺭ ﺭﺩﯾﻒ ﻧﻈﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ، ﺍﺳﺎﺱ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻨﺎ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻫﯿﭻ ﺍﻣﺮﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺑﻬﺮﻭﺯﯼ ﯾﺎ ﺗﯿﺮﻩ ﺑﺨﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ، ﻭ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ، ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺳﺎﺯﺩ». ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻋﺰﻭﺑﺖ ﻭ ﺗﺠﺮﺩ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻮﺷﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﻮﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ « ﻣﺤﻮﺭﻫﺎﯼ ﭘﮋﻭﻫﺸﯽ» ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻧﻮﯾﺴﯽ، ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻭ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﻟﻒ) ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻣﺘﻌﺪﺩﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ: 1 . ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ: ﺍﺯ ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﮐﻨﻨﺪ، ﺯﯾﺮﺍ ﺯﻧﺎﻥ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﻧﺪ. ﻗﺮﺁﻥ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. 2 . ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺟﻨﺴﯽ: ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎ ﻭ ﻏﺮﺍﯾﺰ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺪﻡ ﺍﺭﺿﺎ ﯾﺎ ﺍﺭﺿﺎﯼ ﻏﯿﺮ ﺻﺤﯿﺢ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ، ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺘﺰﻟﺰﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺩﺍﺭﺩ. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﻏﺮﺍﯾﺰ، ﻏﺮﯾﺰﻩ ﺟﻨﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ،ﺯﯾﺮﺍ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺑﺮ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺪﺍﯼ ﻓﻄﺮﺕ ﺍﺳﺖ.ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻟﻢ، ﻧﻘﺶ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﺭﻣﺎﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻭ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﺼﻮﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺎﺱ، ﺗﻨﻬﺎ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻭ ﻣﺸﺮﻭﻉ ﺍﺭﺿﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻏﺮﯾﺰﻩ، ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. 3 . ﺑﻘﺎﯼ ﻧﺴﻞ: ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ، ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﻮﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪ، ﮐﺎﻣﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻧﺴﻞ ﻧﻮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﻭﺟﻮﺩ ﻓﺮﺯﻧﺪ، ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮﻣﯽ، ﭘﻮﯾﺎﯾﯽ ﻭ ﺻﻔﺎﯼ ﮐﺎﻧﻮﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﯿﺰ ﻭﺟﻮﺩ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺻﺎﻟﺢ، ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ، ﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﻧﯿﮏ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺍﻣﺎﻡ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﻣﻦ ﺳﻌﺎﺩﺓ ﺍﻟﺮّﺟﻞ ﺍﻥ ﯾﮑﻮﻥ ﻟﻪ ﻭﻟﺪ ﯾﺴﺘﻌﯿﻦ ﺑﻬﻢ؛ﺍﺯ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺘﻌﺎﻧﺖ ﺟﻮﯾﺪ.»ﺩﺭ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﺎ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻮﺍﯾﺎﻥ ﺍﺳﻼﻡ، ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺯﻥ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩ ﺷﻤﺮﺩﻫﻮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻌﻤﺖ ﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺑﺮ ﺁﻥ، ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﺍ ﻋﺎﻣﻞ ﺣﻔﻆ ﻭ ﮐﺎﻣﻞ ﺷﺪﻥ ﺩﯾﻦ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ.ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﻫﯿﭻ ﮐﺎﻧﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﭘﺎ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺗﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﻧﻮﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎﺷﺪ.»ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺷﻬﯽ ﻣﻄﻬﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻭ ﻧﻘﺶ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ: ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺧﻮﺩِ ﻃﺒﯿﻌﯽِ ﻓﺮﺩﯼ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ...ﯾﮏ ﭘﺨﺘﮕﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﭘﺮﺗﻮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻭ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺍﯾﻦ ﭘﺨﺘﮕﯽ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﺩﺭ ﺟﻬﺎﺩ ﺑﺎ ﻧﻔﺲ، ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ، ﻭ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﺭﺍﺩﺕ ﺑﻪ ﻧﯿﮑﺎﻥ ﻫﻢ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ؛ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ.ﻋﻼﻣﻪ ﻣﺤﻤﺪﺗﻘﯽ ﺟﻌﻔﺮﯼ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ (ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ ﻣﺸﻬﻮﺭ) ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻮﺷﺖ: ﭼﺮﺍ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﻬﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭﺿﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻭ ﻧﻮﺷﺘﻢ: ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﯾﺪ.» </p> text/html 2018-11-01T04:37:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری شادی های پسندیده http://moahasse-ghalam.ir/post/675 <p>ﭼﻨﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ ﺍﯾﻨﮏ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ: 1 . ﺷﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺧﺪﺍ: ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﺎﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺆﻣﻦ، ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺗﮑﺎﻟﯿﻒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺵ ﺣﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: ﺳﺮﻭﺭ ﺍﻟﻤﺆﻣﻦ ﺑﻄﺎﻋﺔ ﺭﺑّﻪ ﻭ ﺣﺰﻧﻪ ﻋﻠﯽ ﺫﻧﺒﻪ؛ﺷﺎﺩﯼ ﻣﺆﻣﻦ ﺑﻪ ﻃﺎﻋﺖ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ، ﻭ ﻏﻤﺶ ﺑﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﻋﺼﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ». ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﺩﺭ ﻭﺻﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﯼ ﻋﻠﯽ! ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺆﻣﻦ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﻪ ﺧﻮﺵ ﺣﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ: ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺩﯾﻨﯽ، ﺍﻓﻄﺎﺭ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻩ، ﻭ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺷﺐ.ﺷﺨﺼﯽ ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﺴﺮﻭﺭ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻮﺍﺩﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﺳﯿﺪ، ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﺎﺩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ؟ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺕ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺧﺪﻣﺖ ﻭ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻣﺆﻣﻦ ﻧﺼﯿﺐ ﺍﻭ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﻦ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪﻡ ﺑﻪ ﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻓﻘﯿﺮ ﺑﺨﺸﺶ ﻧﻤﺎﯾﻢ. ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩﻡ ﺳﻮﮔﻨﺪ، ﺗﻮ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺴﺘﯽ. ﺍﮔﺮ ﺁﻥ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ.» 2 . ﺷﺎﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺣﯿﺎﯼ ﺣﻖ: ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﻋﺒﺎﺱ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﺷﺎﺩﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺣﯿﺎﯼ ﺣﻖ ﯾﺎ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺑﺎﻃﻞ ﺑﺎﺷﺪ.» 3 . ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ: ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﭼﻬﺮﻩ ﮔﺸﺎﺩﻩ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺻﻤﯿﻤﯽ، ﻏﻤﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺑﺰﺩﺍﯾﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ، ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻁ ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎﻡ ﮐﺎﻇﻢ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ: «ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﻋﺮﺵ ﺧﺪﺍ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﮐﻦ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺩﯾﻨﯽ ﺍﺵ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ، ﯾﺎ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﻓﻊ ﻭ ﯾﺎ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﺍ ﺷﺎﺩ ﻧﻤﺎﯾﺪ.» ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺩﯾﻨﯽ ﺍﺵ ﺭﻧﺞ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺁﻥ، ﺩﻩ ﺣﺴﻨﻪ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻋﻤﺎﻟﺶ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ».ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ، ﻋﺒﺎﺩﺗﯽ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ».ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺍﯾﯽ ﺑﺎﺏ ﻣﺨﺼﻮﺻﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ؛ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮﺩﻥ، ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ، ﻣﺤﺒﺖ ﻭﺭﺯﯾﺪﻥ، ﮐﻼﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺪﯾﻪ ﺍﯼ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﻣﺴﺮﻭﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﻗﺮﺽ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﮐﻤﮏ ﻣﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺎﻃﺮﯼ ﺭﺍ ﺧﺮﺳﻨﺪ ﺳﺎﺧﺖ. ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﻓﻮﻕ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ. ﺧﻮﺍﻫﯽ ﭼﻮ ﺧﻠﯿﻞ ﮐﻌﺒﻪ ﺑﻨﯿﺎﺩ ﮐﻨﯽ ﻭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﻃﺎﻋﺖ ﺁﺑﺎﺩ ﮐﻨﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﻨﺪﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﯽ ﺑِﻪ ﺯﺍﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﺎﻃﺮﯼ ﺷﺎﺩ ﮐﻨﯽ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻭﺍﺿﺢ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﻏﯿﺮ ﻣﺠﺎﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﮕﯿﺮﺩ. 4 . ﺷﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﻣﻌﺼﻮﻣﺎﻥ: ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ، ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﺠﺎﻟﺲ ﺟﺸﻦ ﻭ ﺳﺮﻭﺭ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻮﺍﻟﯿﺪ ﺍﺋﻤﻪ ﻣﻌﺼﻮﻣﯿﻦ ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﻪ ﺭﯾﺎﻥ ﺑﻦ ﺷﺒﯿﺐ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺩﺭﺟﺎﺕ ﻋﺎﻟﯿﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﯽ، ﺑﻪ ﺣﺰﻥ ﻣﺎ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻣﺎ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺵ.» ﺏ) ﺷﺎﺩﯼ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺗﮑﺎﻣﻠﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺳﻨﺨﯿﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﯾﺎ ﺑﺎ ﮔﻨﺎﻩ، ﻟﻬﻮ ﻭ ﻟﻌﺐ، ﺍﺗﻼﻑ ﻭﻗﺖ، ﻫﯿﺠﺎﻥ ﮐﺎﺫﺏ ﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﻭ ﺁﺯﺍﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻮﺃﻡ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺷﺮﻉ ﻣﻘﺪﺱ، ﻣﺬﻣﻮﻡ ﻭ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﺑﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ: 1 . ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﮔﻨﺎﻩ: ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﻣﻌﺼﯿﺖ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ، ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺩﻭ ﻋﻤﻞ ﺯﺷﺖ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ: ﯾﮑﯽ، ﺧﻮﺩِ ﻣﻌﺼﯿﺖ، ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ. ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﺷﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ، ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﻥ ﺯﺷﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ.» 2 . ﺷﺪﯼ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺤﺰﻭﻥ: ﺷﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻓﺮﺩ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺯﺩﻩ ﻭ ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺭ، ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﯼ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﺴﮑﺮﯼ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﺍﺯ ﺍﺩﺏ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺩﻭﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺤﺰﻭﻥ، ﺍﻇﻬﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻨﺪ.» ﮔﺮ ﻟﺐ ﭘﺮ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺵ ﻭﻟﯽ ﺗﺮﮎ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻦ ﭼﻮ ﺩﯾﺪﯼ ﭼﺸﻢ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﮐﺴﯽ 3 . ﺷﺎﺩﯼ ﺗﻤﺴﺨﺮﺁﻣﯿﺰ: ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺴﺘﮑﺒﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺣﻖ ﻃﻠﺒﺎﻥ، ﺷﺎﺩﯼ ﺗﺤﻘﯿﺮﺁﻣﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ؛ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﺭﻭﺷﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﮐﺮﺩ. 4 . ﺷﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻟﻐﺰﺵ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ: ﺑﻌﻀﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﻟﻐﺰﺵ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﯾﺎ ﻭﻗﻮﻉ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﯼ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﯾﺎ ﺗﭙﻖ ﺯﺩﻥ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ، ﺧﻮﺵ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺷﺎﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﻼﻡ، ﻣﺮﺩﻭﺩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «ﺑﻪ ﻟﻐﺰﺵ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﻮﺵ ﺣﺎﻝ ﻣﺸﻮ، ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ».ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﻨﺪﯾﺪﻩ، ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺧﻨﺪﯾﺪﻩ ﺍﻧﺪ. </p> text/html 2018-10-19T08:53:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری شعر معرفی یک دختر http://moahasse-ghalam.ir/post/674 <p>معرفی یک دختر خوب لاادری روز و شب با خودت نرو هی ور با تو هستم ، بله ، شما ... دختر قلب تو گرچه واقعا پاک است! خواهرم خوشگلی خطرناک است با چنان تیپ و این چنین ترکیب صورتی مثل کاغذ تذهیب ، وقتی از خانه می زنی بیرون مرد صدساله می شود دل خون! متلک بشنوی تو از حالا از جوان های بی سر و بی پا آن یکی با دروغ و صد نیرنگ می دهد وعده های خوب و قشنگ دیگری گویدت که جانی تو گز شیرین اصفهانی تو ! پیرمردی یواشکی از پشت گوید این دخترک مراهم کشت ! نم نمک می رومی از راه به در با همین گفته ها می شوی خر ! سادگی ها تو یک کمی کم کن تو خیابون حواستو جمع کن ! گیرهای سه پیچ را ول کن خوشگلم ، فکر این ارازل کن این جوان ها تمام ناجورند آی ماهی ، بپا همه تورند پلویی می شوی به یک دوری سی دی ات پخش می شود فوری می شوی نقل محفل مردم سبب عیش کامل مردم آبرویت به باد خواهد رفت یه یه خورده ، زیاد خواهد رفت کار من نیست تا کنم خواهر ، امر معروف ، نهی از منکر قصد من نیست تا کنم کیفی منتها چون که دیدمت حیفی ! گفتم این را بپرسم ای زیبا که اگر فکر شوهری حالا؟! گر چه ناراحتی تو از دستم من خودم کیس قابلی هستم! اشعار طنز cafebazaar.ir/app/ir.bartarapp.shertanz/ </p> text/html 2018-10-17T15:05:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری مهارت های که برای موفقیت لازم است http://moahasse-ghalam.ir/post/673 <p>هنگامی که با جهان آشنا می‌شویم، بسیاری از ما برای جلب محبت و تایید دیگران، در تشخیص اینکه دیگران چه می‌خواهند و اولویت بخشیدن به خواسته‌های آنان متخصص می‌شویم. این عادتی نیست که بتواند شما را به شکوفایی شخصی رهنمون سازد. آموختن اینکه چگونه آنچه را حقیقتاً می‌خواهید را شناسایی کنید و همچنین جرات افتخار کردن به آن را داشته باشید، چیزی نیست که به ما یاد دهند، اما مسلماً برای رسیدن به موفقیت حیاتی است. وقتی که صحبت از ساختن یک زندگی موفق می‌شود، اغلب ما چند مهارت که به صورت متداول گفته می‌شود که شما را به این هدف می‌رساند در ذهن داریم. عاداتی چون مدیریت زمان، تفکر خلاق و انضباط فردی، بیش از همه به عنوان کلید موفقیت مطرح می‌شوند. به گزارش هافینگتون پست، ما یاد گرفته‌ایم که قابل اتکا بودن و برقراری ارتباط به شکل موثر مهم هستند. و همه از اهمیت حیاتی مصمم بودن و مدیریت موثر پول مطلع هستند. مسلماً اینها و دیگر عادات خوبی که به صورت معمول توصیه می‌شوند، همه در یافتن رسیدن به زندگی خوب به ما کمک می‌کنند. اما مهارتهای دیگری هم هست که به همین میزان در رسیدن به زندگی خوب و شیرین موثر است. در زیر با 10 مهارت برای رسیدن به موفقیت آشنا می‌شوید که هر چند شاید خیلی به گوشتان نخورده باشند، اما بسیار در رسیدن به زندگی خوب موثر هستند. چگونه "نه" گفتن اکثر ما طوری تعلیم دیده‌ایم که بیش از آنکه به تمایلات شخصی خود اهمیت دهیم به سعی در راضی نگاه داشتن دیگران داشته باشیم. حتی وقتی که موفق می‌شویم خود را از انجام کاری که به آن تمایل نداریم خلاص کنیم، باز هم پیش می‌آید که نسبت به رد درخواست طرفمان احساس گناه می‌کنیم. اما اشتباه نکنید؛ آموختن نه گفتن و اینکه نسبت به نه گفتن احساس بدی نداشته باشیم، مهارتی ضروری برای داشتن یک زندگی موفق است. چگونه پاسخ رد را بپذیریم از همان آغاز کودکی که برای زندگی به دیگران وابسته بودیم، به ما یاد داده‌اند تا مقبولیت در بین دیگران و تایید آنها برایمان ارزشمند باشد. این امر باعث می‌شود که زمانی که تایید دیگران را دریافت نمی‌کنیم، دچار ترس شدید شویم. از طرفی ترس از پاسخ رد شنیدن و پس زده شدن بسیاری از ما را از رفتن به دنبال بزرگترین رویاهایمان بازمی‌دارد. آموختن اینکه حتی اگر دیگران با ما موافق نباشند نیز مشکلی نیست، کلید خوشبختی است. چگونگی فهمیدن اینکه چه می‌خواهید هنگامی که با جهان آشنا می‌شویم، بسیاری از ما برای جلب محبت و تایید دیگران، در تشخیص اینکه دیگران چه می‌خواهند و اولویت بخشیدن به خواسته‌های آنان متخصص می‌شویم. این عادتی نیست که بتواند شما را به شکوفایی شخصی رهنمون سازد. آموختن اینکه چگونه آنچه را حقیقتاً می‌خواهید را شناسایی کنید و همچنین جرات افتخار کردن به آن را داشته باشید، چیزی نیست که به ما یاد دهند، اما مسلماً برای رسیدن به موفقیت حیاتی است. چگونه به راهنمایی‌های درونی گوش کنید به عنوان یک تکنیک متداول به ما یاد داده‌اند که به حرف پدر و مادرها و سپس به حرف آموزگارانمان گوش کنیم و به خرد درونی خود وقعی نگذاریم. آموختن توجه کردن به راهنمایی‌های درونی می‌تواند نقش بزرگی در داشتن یک زندگی شاد ایفا کند. با آموختن اینکه خرد خود را به رسمیت بشناسید و از آن پیروی کند می‌تواند فواید بسیاری را برایتان به همراه بیاورد. چگونه لذت خود را در اولویت قرار دهید در اکثر فرهنگها، داستان این است که اول کار، بعداً پاداش؛ تازه اگر خوش شانس باشیم! ما پیش پیش زحمتمان را می‌کشیم و به امید پاداش می‌نشینیم. اما در اغلب موارد نتیجۀ این رویکرد به زندگی، استرس و بدبختی است. داشتن ارادۀ این که شادی و لذت را مستقلاً به زندگیتان بیافزاید، راه خردمندانه‌ای برای رسیدن به موفقیت حقیقی است. چگونه خود را در اولویت قرار دهید معمولاً در جامعۀ ما، خودخواهی مورد سرزنش قرار می‌گیرد و بی‌توجهی به خود مورد ستایش. با این وجود، اگر قبل از همه به فکر خودمان نباشیم به شخصی بی‌فایده در دنیا بدل خواهیم شد. آموختن اینکه به شکلی موثر به خود توجه کنیم، به ما امکان می‌دهد تا به بهترین شکل در خدمت اهدافی که مشتاقانه در قلبمان داریم باشیم و بدین ترتیب انسانهای بهتری برای دنیا باشیم. چه وقت تسلیم شویم به اکثر ما یاد داده‌اند که فارغ از رنج و هزینه‌ها همواره مقاومت و پایداری کنیم، چرا که هر چه بخواهیم ارزش سخت کار کردن را دارد. اما بعضی وقتها ایثار و مشقتهایمان به چیزی جز نتایج بی‌خاصیت نمی‌انجامد و نهایتاً خسته و درمانده می‌شویم. کسانی که تجربۀ این موارد را داشته‌اند، درک می‌کنند که مسیرهای پررنج و غم، پایانهای شاد ندارند. این امر اهمیت اینکه بدانیم چه زمانی تسلیم شویم و چگونه، دو چندان می‌کند. چگونه آنچه را که هست بپذیریم و از آن لذت ببریم بیشتر، بزرگتر، بهتر و سریعتر، دغدغۀ بسیار از آدمهای در جستجوی خوشبختی است. اما اگر یاد نگیریم که لحظۀ اکنون را در آغوش گیریم و از آنچه که زندگی به اکنون به ما داده لذت ببریم، نباید امیدی داشته باشیم که در آینده نیز هر چه که رقم خورد ما را خوشحال کند. چگونه تقاضای کمک کنیم ترس از نه شنیدن و سربار دیگران شدن (یا شاید تمایل ما به مستقل بودن)، اغلب ما را از تقاضای کمکی که برای رسیدن به چیز دلخواهمان بدان نیازمندیم بازمی‌دارد. بهتر است این مسائل برای خودتان حل کنید، چرا که انجام بسیاری از کارهای بزرگ بدون همکاری دیگران ممکن نیست. تقاضای کمک و حمایت کردن، بی‌شک یکی از مهمترین مهارتهای رسیدن به موفقیت است. چگونه بگیریم ما معمولاً دادن را خوب یاد گرفته‌ایم، اما گرفتن را خوب بلد نیستیم. وقتی که دریافت کننده هستیم حس بدی به ما دست می‌دهد. از آنجایی که فرهنگ ما دادن و اهدا کردن را می‌ستاید، به راحتی پیش می‌آید که دچار فقدان مهارت گرفتن شویم. این عادت برای موفقیت مهم است و باید آن را بیاموزیم. منبع: سلامت نیوز </p> text/html 2018-10-17T15:03:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری چطور در کار و زندگی به عوج برسیم http://moahasse-ghalam.ir/post/672 <p>«نیاز به تمرکز در ذات مدیریت و در ذات انسان ریشه دارد. یکی از دلایل نیاز به تمرکز این است که هیچ وقت برای انجام تمام کارهای مهم وقت کافی وجود ندارد.» اگر تنها یک راز برای بهره وری بشناسیم، آن تمرکز است دراکر معتقد است راز انجام موثر کارها این است که آنها را یکی یکی انجام دهیم. او می گوید برای انجام سریع تر کارها و همچنین انجام کارهای بیشتر باید هر بار روی یک کار تمرکز کرد. وقتی یک کار کامل می شود، ممکن است اولویت ها عوض شود؛ پس لازم است بعد از رسیدن به هر یک از اهداف، اولویت ها دوباره بازبینی شوند. با تمرکز و کوتاه کردن فهرست کارها، می توان کارهای جذاب اما غیرضروری را حذف کرد. این شیوه شجاعت آن را به ما می دهد که کارهای ضروری و معنادار را دنبال کنیم. الماس اول اولویت بندی معکوس (تصمیم بگیرید چه کاری را انجام ندهید.) وقتی از ترس ناراحت کردن دیگران یا ترس از دست دادن بعضی موفقیت ها، منابع خود را به بخش های خیلی کوچک و ضعیف تقسیم می کنیم، باید به یاد داشته باشیم که خیلی چیزها را از دست می دهیم. باید بدانیم که با متمرکز کردن توان، زمان و منابع خود روی یک موضوع و هدف، از فرصت ها بهتر استفاده خواهیم کرد. الماس دوم بحران، فشار ایجاد می کند؛ نه اولویت «اگر تصمیم گیری ها در نتیجه فشار باشند و نه به انتخاب مدیر، به احتمال زیاد فعالیت های مهم فدا خواهند شد. اغلب برای زمانبرترین بخش هر کار و برای عملی کردن تصمیم ها فرصت کافی وجود ندارد.» موفقیت نتیجه اقدام است نه نتیجه داشتن برنامه های عالی بدون اقدام کردن. تمام زمان، انرژی و منابعی که صرف برنامه ریزی کردیم بی فایده خواهد بود. خیلی وقت ها بحران های دیروز اولویت های امروز ما را تحت تاثیر قرار داده و باعث می شوند کارهای امروز را به تعویق بیندازیم. به این ترتیب نتایج مورد انتظار آینده به دست نخواهند آمد. وقتی اجازه می دهیم بحران اولویت های ما را تعیین کند، تمرکز از روی اولویت ها برداشته می شود؛ به عبارت دیگر کارهای مهم اولویت معکوس پیدا می کنند و به انتهای فهرست منتقل می شوند. وقتی یک پروژه را به تعویق می اندازیم، این احتمال وجود دارد که دیگر هرگز آن را شروع نکنیم چون نیاز و ارتباط آن با شرایط موجود از بین رفته است. نکته دیگری که دراکر در مورد هدفگذاری می گوید این است که همیشه تصمیم بگیرید کاری را انجام بدهید یا ندهید. تصمیم نیمه کاره انگیزه برای حرکت ایجاد نمی کند. باور کنید هرگز قرار نیست فرصت مناسب تری برای اقدام و پیشرفت مستمر بیابید. فضای رقابت هرگز از بین نخواهد رفت. می توانیم از توانایی ها و منابعی که الان داریم بهترین استفاده را بکنیم. تصمیم بگیرید تمام توان و زمان و منابع خود را روی کاری که به ارزشمندی آن اطمینان دارید متمرکز کنید. اگر ایمان داشته باشید که کارتان باارزش است راحت تر می توانید آن را برای دیگران توضیح دهید. وقتی اهداف تمام اعضای تیم در یک راستا باشد، سینرژی با هم افزایی انرژی اثراتی بسیار فراتر از نتیجه کار یک شخص به تنهایی خواهد داشت. گروهی تشکیل دهید که اهداف و دیدگاه های مشترکی با شما دارند؛ و مهمتر از آن تصمیم بگیرید اقدام کنید و بر اهداف خود متمرکز باشید. راز انجام موثر کارها مهمترین چیزی که شما مدیریت می کنید نه افراد هستند و نه بودجه بلکه زمان است شش نکته طلایی از زبان پدر مدیریت مدرن 1- کاری را انجام دهید که لازم است؛ نه کاری که دلتان می خواهد برای یک مدیر انجام کارها کافی نیست؛ او باید کارهای درست را انجام دهد. کارهایی را انجام دهید که بیشترین تاثیر را بر کسب و کارتان خواهد داشت. 2- از فرصت ها بهترین استفاده را بکنید حل مسئله به نتایج موثر منجر نمی شود، فقط جلوی آسیب را می گیرد. برای کسب نتیجه باید از فرصت ها بهترین استفاده را کرد. حل مشکلات را به دیگران واگذار کنید و خود به دنبال فرصت ها باشید. 3- بهره وری عادت است برای داشتن بازده کاری بالا باید به طور مستمر و همیشگی رفتارهای کارآمد را تبدیل به عادت کرد. این بدان معناست که برای کارآمد بودن لازم نیست کارهای بزرگ انجام دهید بلکه باید کارهای کوچک اما صحیح روزمره را به طور منظم تکرار کنید. به قول معروف «شما همان چیزی هستید که همیشه تکرار می کنید.» 4- زمان خود را مدیریت کنید مهمترین چیزی که شما مدیریت می کنید نه افراد هستند و نه بودجه بلکه زمان است. طرز استفاده شما از زمان تان میزان بهره وری شما را تعیین می کند. 5- به دنبال تعالی باشید برای بزرگ شدن باید آنقدر اعتماد به نفس داشته باشید که باور کنید جهان واقعا به شما و قدرت شما نیاز دارد. اگر به توانایی های خود باور نداشته باشید نمی توانید با اطمینان تصمیم بگیرید و با شجاعت اقدام کنید. 6- زیاد تصمیم نگیرید مدیری که تصمیمات زیادی می گیرد هم تنبل است و هم ناکارآمد. موسساتی که خوب اداره می شوند، بحران های اندکی دارند. اگر دائم در حال تصمیم گیری هستید بدانید که دستورالعمل های لازم و صحیح را ایجاد نکرده اید. عقاید پیتر دراکر اثر بسیار عمیقی روی ساختار و مدیریت شرکت های امروزی داشته است. او به عنوان پایه گذار مدیریت مدرن شناخته شده و ایده «مدیریت هدفگرا» را برای اولین بار مطرح کرد. منبع : مجله پنجره خلاقیت </p> text/html 2018-10-17T15:01:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری لیلی امروزی http://moahasse-ghalam.ir/post/671 <p>یك شبی لیلی دلش آمد به درد عاشق بیچاره را احضار كرد گفت : اول یك طبیبی كن خبر بعد از ان هم انچه میگویم بخر داد دستش صورتی با لابلند نام اشیائی بر ان بنوشته چند شعر طنز لیلی امروزی Funny poem گفت : باید سكه های ناب ناب بهرم اری تا غروب افتاب یك النگوی طلا یك سینه ریز طوق مروارید و گردنبند نیز دستبندم از برلیان می خری با دو گردنبند و سه انگشتری ساعت بسیار زیبا از طلا زود بهر من بخر ای ناقلا شعر طنز لیلی امروزی Funny poem دستكش با كیف و كفش وروسری كن فراهم تانخوردی تو سری در سر راهت بخر یك كادیلاك بهر لب رژ بهر ناخون نیز لاك عطر پاریس از برایم كن ردیف مانتوی اعلا به رنگ كفش وكیف خواهی ارباشم همیشه من زنت تا ابد گردم وبال گردنت كاخ در لندن بخر از بهر من با گل و گلدان استخر و چمن بابت مهریه ده میلیون دلار زود كن اماده و آن را بیاور </p>