قـــلــــم .....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆ _______________,*-:¦:-* ___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-* _0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-* 0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-* 0♥00000000000000♥0,*-:¦:-* _0♥000000000000♥0,*-:¦:-* ___0♥00000000♥0,*-:¦:-* _____0♥000♥0,*-:¦:-* _______0♥0,*-:¦:-* _____0,*-:¦:-* ____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0 __*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0 _*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0 _*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0 __*-:¦:-*____0♥000000000000♥0 ____*-:¦:-*____0♥00000000♥0 ______*-:¦:-*_____0♥000♥0 _________*-:¦:-*____0♥0 ______________,*-:¦:-* ........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸ ........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆ _______________,*-:¦:-* ___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-* _0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-* 0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-* 0♥00000000000000♥0,*-:¦:-* _0♥000000000000♥0,*-:¦:-* ___0♥00000000♥0,*-:¦:-* _____0♥000♥0,*-:¦:-* _______0♥0,*-:¦:-* _____0,*-:¦:-* ____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0 __*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0 _*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0 _*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0 __*-:¦:-*____0♥000000000000♥0 ____*-:¦:-*____0♥00000000♥0 ______*-:¦:-*_____0♥000♥0 _________*-:¦:-*____0♥0 ______________,*-:¦:-* ........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸ مجتبی رنجبری http://moahasse-ghalam.ir 2019-03-19T13:59:11+01:00 text/html 2019-03-13T11:54:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری راه های مقابله با نفوذ امریکا در ایران http://moahasse-ghalam.ir/post/731 <p>نفوذ آمریکا در دوران پسابرجام مقوله‌ای است که با هشدار امام خامنه‌ای به سر تیتر بولتن‌ها و میز خطابه‌ها آمد حال آنکه این نفوذ، به نوعی قبلاً تحقق یافته بود و همه می‌دانند که فتنه سال ۸۸ حاصل این نفوذ بود. حتی این نفوذ را در دوران دولت اصلاحات می‌توان بیشتر مشاهده کرد؛ آنجا که سکولارها از توهین به خدا، قرآن، اهل‌بیت، ولایت‌فقیه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج و حجاب ابایی نداشتند و فضای دانشگاه‌ها را متشنج کردند و غائله ۷۸ را سبب شدند. در آن زمان نفوذ، آن‌قدر شدید شد که امام خامنه‌ای درباره آن‌ها فرمود: آن‌ها حتی از اربابان خارجی خودشان هم جلوتر حرکت می‌کنند. اگر اکنون بحث از نفوذ پسابرجام است به خاطر آن است که آن دوران سیاه تکرار نشود و یا در قالب بزک شده و تغییر شکل یافته‌ای، عموم جامعه را آلوده و بیمار نکند و ذائقه دینی و انقلابی تغییر نیابد زیرا در دوران اصلاحات، عموم جامعه آلوده نشد و نشانه آن، رو گرفتن مردم از شعارهای اصلاحات در انتخابات ۸۴ و ۸۸ است. از طرفی در دو مطلب تردید و اختلافی نیست: 1- نفوذ خارجی بدون وجود افراد غرب‌زده داخلی امکان‌پذیر نیست و به اصطلاح فلسفی باید مقتضی موجود باشد. 2- این افراد هم اکنون به‌صورت بقایای اصلاح‌طلبان افراطی و طرفداران فتنه ۷۸/۸۸و پشیمان شدگان از انقلاب در کشور وجود دارند هرچند بسیار قلیل و ضعیف و دچار یأس و ناامیدی و افسردگی سیاسی و خودخوری هستند. آنچه اکنون می‌خواهم به آن اشاره کنم کیفیت نفوذ کابوهای آمریکایی و کیفیت تأثیر پیاده نظام داخلی آن‌ها در جامعه نیست که آن بسیار مفصل است بلکه می‌خواهم به تفکر غرب‌زده‌های داخلی که روزنه نفوذ هستند اشاره کنم: شاید برای کسی چنین سؤالی پیش بیاید که این غرب‌زده‌ها چگونه با علم به دشمنی آمریکا، سعی در بزک کردن این شیطان دارند و مرتب بر استقلال و انقلاب و نیروهای مؤمن و سپاه می‌تازند؟ خب با چه هدفی و به چه امیدی؟ منافع آنان چیست؟ این منافع چه وقت تأمین می‌شوند؟ چه وقت به هدف و آرزوی خود می‌رسند؟ آیا اینان از نفوذ آمریکا و در پی آن فتنه و هرج‌ومرج و ناامنی و آنگاه حمله نظامی امریکا به کشور نمی‌ترسند؟ جواب بسیار ساده است در واقعه تاریخی جنگ احزاب خیانت بنی قریظه معروف است که قرآن در سوره انفال (۵۶/۵۷) به آن اشاره می‌نماید؛ همچنین قرآن در اوایل سوره شریفه بقره آیاتی بسیار دقیق دارد. از جمله: - وَإذا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ - أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکن لاَّ یشْعُرُونَ - وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکن لاَّ یعْلَمُونَ - وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَی شَیاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ آیات قران به صراحت از مدعیان اصلاحات پرده برمی‌دارد که فاسد کننده جامعه هستند و وقتی به آن‌ها گفته می‌شود که فساد نکنید، می‌گویند ما دنبال اصلاح هستیم. آن‌ها در جمع مؤمنین خود را از آن‌ها معرفی می‌کنند اما مخفیانه و در نزد شیطان، مؤمنین را تمسخر می‌کنند و به شیطان میگویند که ما با شما هستیم؛ اینان نه تنها از حمله آمریکا به ایران هراسی ندارند بلکه خوشحال هم هستند و حتی کدهایی به آمریکا می‌فرستند که در فلان نقطه و مسئله نقطه ضعف داریم. دلیل واضح است: آن‌ها با حمله به مقدسات و انقلاب و ایجاد زمینه نفوذ و حمله، می‌خواهند در دوران پساحمله، مزد خوش‌رقصی خود را از دست شیطان بگیرند و به‌عنوان دست‌نشانده آمریکا، خود به حکومت برسند. آن‌ها در صورت حمله نه به جبهه می‌روند و نه آسیب خواهند دید لذا به چه علت باید نگران نفوذ و حمله آمریکا باشند؟ اتفاقاً آن‌ها برای حمله روزشماری می‌کنند تا از وضع فلاکت‌بار امروزشان که منفور جامعه هستند خلاص شوند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که آمریکا پس از اشغال یک کشور، نمی‌تواند خود بر آن کشور حکومت کند بلکه نیاز به یک دست‌نشانده‌ای از ملیت همان کشور اشغال‌شده دارد. آمریکا حتی در عراق نیز فقط برای مدت کوتاهی از یک حاکم محلی آمریکایی استفاده کرد. گفتار آن‌ها به آمریکا «قالوا انا معکم» است و در این راه در حال مسابقه با سلطنت‌طلبان خارج نشین هستند که مبادا اپوزیسیون خارجی از آن‌ها جلو بزند و بیش از آن‌ها، خود را در دل شیطان جای دهد؛ توصیه ما به وطن‌فروشان و غرب‌زده‌های داخلی آن است که یا از سرنوشت شمر و عمر و شبث عبرت بگیرند و احتمال بدهند حتی در صورت دامن زدن به بدترین خیانت، آمریکایی‌ها آن‌ها را جواب کنند. یا اینکه دست از نفاق بردارند و به صراحت موضع خود را شفاف کنند و اگر هم ترس از قانون دارند باید هزینه آن را بپردازند و خون بدهند یا مانند رفقایشان چادر به سر مخفیانه از مرز خارج شوند تا حداقل به آن‌ها یک اتاق ۱۰ متری برای بدگویی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایزه بدهند. چه اینکه ما حاضریم در راه بستن راه نفوذ و حمله، خون بدهیم و جواب خون فقط خون است وگرنه خود را بیش از این خسته نکنند و به دو مقاله و تریبون و رقاص و بی حجاب دخیل نبندند که نظام اسلامی با این بادها تکان نمی‌خورد. و چه خوش گفت حافظ مرز ادب فارسی این مملکت: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست .... عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری ناگفته پیداست که روی سخن ما با ساده اندی‌شان و سهل اندی‌شانی نیست که در هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب به آن‌ها اشاره شد زیرا سهل اندی‌شان چه بسا حقیقت دشمنی و عمق خطر نفوذ را درک نکنند و از روی غفلت و جهالت، دچار خطای محاسباتی می‌روند اینان حتی در صورت کسب قدرت کامل در کشور، حاضرند ولی‌فقیه و مراجع معظم تقلید را هرچند در حد مقام پاپ نما و تشریفاتی، بپذیرند و به مراسم مذهبی هم کمک‌هایی کنند و حجاب را در سطح یک دستمال ۱۰ سانتی بر سر زنان قبول کنند اما منافقان داخلی با اصل ولایت‌فقیه نیز مخالف‌اند و تا مرز پذیرش قانون همجنس‌بازی نیز پیش خواهند رفت. نویسنده: ناصر اکبری/مشرق چرا اصلاح‌طلبان بهترین ابزار برای نفوذ آمریکایی هستند؟ </p> text/html 2019-03-13T11:49:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری اصلاطلبان ابزار نفوذ امریکا در ایران http://moahasse-ghalam.ir/post/730 <p>نفوذ آمریکا در دوران پسابرجام مقوله‌ای است که با هشدار امام خامنه‌ای به سر تیتر بولتن‌ها و میز خطابه‌ها آمد حال آنکه این نفوذ، به نوعی قبلاً تحقق یافته بود و همه می‌دانند که فتنه سال ۸۸ حاصل این نفوذ بود. حتی این نفوذ را در دوران دولت اصلاحات می‌توان بیشتر مشاهده کرد؛ آنجا که سکولارها از توهین به خدا، قرآن، اهل‌بیت، ولایت‌فقیه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج و حجاب ابایی نداشتند و فضای دانشگاه‌ها را متشنج کردند و غائله ۷۸ را سبب شدند. در آن زمان نفوذ، آن‌قدر شدید شد که امام خامنه‌ای درباره آن‌ها فرمود: آن‌ها حتی از اربابان خارجی خودشان هم جلوتر حرکت می‌کنند. اگر اکنون بحث از نفوذ پسابرجام است به خاطر آن است که آن دوران سیاه تکرار نشود و یا در قالب بزک شده و تغییر شکل یافته‌ای، عموم جامعه را آلوده و بیمار نکند و ذائقه دینی و انقلابی تغییر نیابد زیرا در دوران اصلاحات، عموم جامعه آلوده نشد و نشانه آن، رو گرفتن مردم از شعارهای اصلاحات در انتخابات ۸۴ و ۸۸ است. از طرفی در دو مطلب تردید و اختلافی نیست: 1- نفوذ خارجی بدون وجود افراد غرب‌زده داخلی امکان‌پذیر نیست و به اصطلاح فلسفی باید مقتضی موجود باشد. 2- این افراد هم اکنون به‌صورت بقایای اصلاح‌طلبان افراطی و طرفداران فتنه ۷۸/۸۸و پشیمان شدگان از انقلاب در کشور وجود دارند هرچند بسیار قلیل و ضعیف و دچار یأس و ناامیدی و افسردگی سیاسی و خودخوری هستند. آنچه اکنون می‌خواهم به آن اشاره کنم کیفیت نفوذ کابوهای آمریکایی و کیفیت تأثیر پیاده نظام داخلی آن‌ها در جامعه نیست که آن بسیار مفصل است بلکه می‌خواهم به تفکر غرب‌زده‌های داخلی که روزنه نفوذ هستند اشاره کنم: شاید برای کسی چنین سؤالی پیش بیاید که این غرب‌زده‌ها چگونه با علم به دشمنی آمریکا، سعی در بزک کردن این شیطان دارند و مرتب بر استقلال و انقلاب و نیروهای مؤمن و سپاه می‌تازند؟ خب با چه هدفی و به چه امیدی؟ منافع آنان چیست؟ این منافع چه وقت تأمین می‌شوند؟ چه وقت به هدف و آرزوی خود می‌رسند؟ آیا اینان از نفوذ آمریکا و در پی آن فتنه و هرج‌ومرج و ناامنی و آنگاه حمله نظامی امریکا به کشور نمی‌ترسند؟ جواب بسیار ساده است در واقعه تاریخی جنگ احزاب خیانت بنی قریظه معروف است که قرآن در سوره انفال (۵۶/۵۷) به آن اشاره می‌نماید؛ همچنین قرآن در اوایل سوره شریفه بقره آیاتی بسیار دقیق دارد. از جمله: - وَإذا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ - أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکن لاَّ یشْعُرُونَ - وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکن لاَّ یعْلَمُونَ - وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَی شَیاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ آیات قران به صراحت از مدعیان اصلاحات پرده برمی‌دارد که فاسد کننده جامعه هستند و وقتی به آن‌ها گفته می‌شود که فساد نکنید، می‌گویند ما دنبال اصلاح هستیم. آن‌ها در جمع مؤمنین خود را از آن‌ها معرفی می‌کنند اما مخفیانه و در نزد شیطان، مؤمنین را تمسخر می‌کنند و به شیطان میگویند که ما با شما هستیم؛ اینان نه تنها از حمله آمریکا به ایران هراسی ندارند بلکه خوشحال هم هستند و حتی کدهایی به آمریکا می‌فرستند که در فلان نقطه و مسئله نقطه ضعف داریم. دلیل واضح است: آن‌ها با حمله به مقدسات و انقلاب و ایجاد زمینه نفوذ و حمله، می‌خواهند در دوران پساحمله، مزد خوش‌رقصی خود را از دست شیطان بگیرند و به‌عنوان دست‌نشانده آمریکا، خود به حکومت برسند. آن‌ها در صورت حمله نه به جبهه می‌روند و نه آسیب خواهند دید لذا به چه علت باید نگران نفوذ و حمله آمریکا باشند؟ اتفاقاً آن‌ها برای حمله روزشماری می‌کنند تا از وضع فلاکت‌بار امروزشان که منفور جامعه هستند خلاص شوند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که آمریکا پس از اشغال یک کشور، نمی‌تواند خود بر آن کشور حکومت کند بلکه نیاز به یک دست‌نشانده‌ای از ملیت همان کشور اشغال‌شده دارد. آمریکا حتی در عراق نیز فقط برای مدت کوتاهی از یک حاکم محلی آمریکایی استفاده کرد. گفتار آن‌ها به آمریکا «قالوا انا معکم» است و در این راه در حال مسابقه با سلطنت‌طلبان خارج نشین هستند که مبادا اپوزیسیون خارجی از آن‌ها جلو بزند و بیش از آن‌ها، خود را در دل شیطان جای دهد؛ توصیه ما به وطن‌فروشان و غرب‌زده‌های داخلی آن است که یا از سرنوشت شمر و عمر و شبث عبرت بگیرند و احتمال بدهند حتی در صورت دامن زدن به بدترین خیانت، آمریکایی‌ها آن‌ها را جواب کنند. یا اینکه دست از نفاق بردارند و به صراحت موضع خود را شفاف کنند و اگر هم ترس از قانون دارند باید هزینه آن را بپردازند و خون بدهند یا مانند رفقایشان چادر به سر مخفیانه از مرز خارج شوند تا حداقل به آن‌ها یک اتاق ۱۰ متری برای بدگویی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایزه بدهند. چه اینکه ما حاضریم در راه بستن راه نفوذ و حمله، خون بدهیم و جواب خون فقط خون است وگرنه خود را بیش از این خسته نکنند و به دو مقاله و تریبون و رقاص و بی حجاب دخیل نبندند که نظام اسلامی با این بادها تکان نمی‌خورد. و چه خوش گفت حافظ مرز ادب فارسی این مملکت: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست .... عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری ناگفته پیداست که روی سخن ما با ساده اندی‌شان و سهل اندی‌شانی نیست که در هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب به آن‌ها اشاره شد زیرا سهل اندی‌شان چه بسا حقیقت دشمنی و عمق خطر نفوذ را درک نکنند و از روی غفلت و جهالت، دچار خطای محاسباتی می‌روند اینان حتی در صورت کسب قدرت کامل در کشور، حاضرند ولی‌فقیه و مراجع معظم تقلید را هرچند در حد مقام پاپ نما و تشریفاتی، بپذیرند و به مراسم مذهبی هم کمک‌هایی کنند و حجاب را در سطح یک دستمال ۱۰ سانتی بر سر زنان قبول کنند اما منافقان داخلی با اصل ولایت‌فقیه نیز مخالف‌اند و تا مرز پذیرش قانون همجنس‌بازی نیز پیش خواهند رفت. نویسنده: ناصر اکبری/مشرق چرا اصلاح‌طلبان بهترین ابزار برای نفوذ آمریکایی هستند؟ </p> text/html 2019-03-13T11:49:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری هدف پشت پرده امریکا از ارتباط با ایران http://moahasse-ghalam.ir/post/729 <p>هیات های تجاری و اقتصادی غربی پی در پی، به ایران سفر می کنند و آمادگی خود را برای گسترش روابط اقتصادی با ایران آعلام می کنند. این وضعیت قابل تأمل و بررسی است. آنها چه اهدافی را در ایران دنبال می نمایند؟ آلوده سازی مهمتر از مهار جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتو بین‏ المللی استراتژیک لندن که در هفته نامه آمریکایی نیوزویک در فروردین ماه 1377 منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان می‌دهد. وی می‏گوید: " ... غرب باید به شیوه‏ای که کمونیسم را مهار و آلوده کرد با سایر دشمنان خود عمل کند .... آلوده سازی، شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن و .... از راههای اصلی آلوده‏ سازی جوامع است.... اکنون نیز باید یک استراتژی دوگانه مهار و آلوده ‏سازی در دستور کار باشد... مهار کافی نیست و آلوده ‏سازی مهمتر است. ... خوشبختانه آلوده‏ سازی شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن (در کالاهای غیر استراتژیک) و .... از جمله آنهاست ..."(1) همچنین انستیتو سیاست خاورمیانه واشنگتن، نتیجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر نمود و در آن تأکید کرد که: " ... صادرات کالاهای مصرفی به ایران باید از سر گرفته شود، این کار باعث کم شدن ارز خارجی موجود در ایران خواهد شد ..."(2) ممکن است تصور شود که سیاست‌های فوق مربوط به دشمنی غرب با ایران در نظام جمهوری اسلامی ایران است. اسناد و مدارک نشانگر آن است که غرب اصولا با ملل مسلمان خصومت داشته است و سیاست خویش علیه مسلمان را حتی در زمان رژیم‌های دست نشانده نیز دنبال می‌کرده و اصولا برای اعمال همین سیاست‌ها بوده است که با کودتا و هزار ترفند و توطئه دیگر، رژیم‌های مزدوری را بر کشورها حاکم می‌کرده است. تلاش انگلیس برای ترویج فرهنگ مصرف گرایی فرهنگ مصرف زدگی و تجمل گرایی در جامعه که بسیار گسترده است، در ادارات نیز نمود می‏ یابد. مصرف های بی‏ رویه در ادارات، تجمل گرایی‌ها و تغییر مکرر دکوراسیون‏ ها، نشأت گرفته از این فرهنگ غلط جاری است. آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلیس در رژیم شاه که پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از کشور، ایران را ترک کرد در کتاب خود تحت عنوان غرور و سقوط، متن اظهاراتش را در سال 1974 میلادی (1352 شمسی) خطاب به بازرگانان انگلیس و کسانی که دست اندر کار تجارت و معامله با ایران بودند، چنین به رشته تحریر در آورده است: ".... نخستین کاری که اینجا می‏ کنید این است که تا می ‏توانید کالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایه ‏گذاری کنید که برای فروش کالایتان چاره ‏ای جز این کار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایه ‏گذاری کنید به میزان حداقل ممکن، سرمایه‏ گذاری کنید و صنایعی را انتخاب کنید که قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنایع مونتاژ که در واقع سوار کردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نکات، من معتقدم که ایران، یکی از بهترین بازارهایی است که شما می‏توانید برای مصرف کالاهای خود در جهان سوم پیدا کنید."(3) اظهارات سفیر انگلیس که در اوج روابط حسنه انگلیس با رژیم شاه بیان شده، نشان دهنده ماهیت سیاست انگلیس نسبت به ایران و سایر ملل جهان سوم می‏باشد. مسلماً توصیه مقام‌های انگلیسی به کسانی که مسئولیت طراحی و سازماندهی امور قانون‏ گذاری، اقتصادی، گمرکات، تبلیغات و... ایران را به عهده داشته ‏اند نیز در راستای همین سیاست، برای رشد مصرف گرایی در ایران بوده است. آمریکا نیز همین سیاست را در مورد ایران داشته است. اما توطئه علیه ملت‌های مسلمان و سایر کشورهای جهان سوم، یک سیاست دیرینه است که آمریکا از سال ها قبل آنرا دنبال می کرده است و طبیعتا انگلستان نیز که در سیاست های استعماری خود، از قرنها پیش به اجرا در آورده بود. راه موفقیت از دیدگاه سازمان سیای آمریکا آمریکایی ها در تبلیغات خود، به ویژه در رادیو آزادی، متعلق به سازمان سیا، بارها خود را دلسوز ملت ایران مطرح کرده‌اند و برای آنها اشک تمساح ریخته‌اند و خواستار موفقیت ملت ایران شده‌اند. برای آشنایی با اینکه آمریکایی‌ها چه راهی را برای کسب موفقیت، به مردم جهان اسلام نشان می‌داده‌اند، نوشته‌ای از محمد حسنین هیکل، نویسنده و روزنامه‏ نگار معروف مصری ذکر می‌گردد. او در زمان جمال عبدالناصر، رهبر فقید مصر، در زمان جنگ جهانی دوم، وزیر امور تبیلغات دولت او بود. هیکل، ، در کتاب خود تحت عنوان «میان مطبوعات و سیاست» که به فارسی نیز منتشر شده است، مطلبی را به صورت پاورقی در صفحه 187 کتاب به شرح زیر نوشته است: گزارش کمیته ویژه کنگره آمریکا... در سال 1974 به ریاست سناتور چرچ تشکیل شد و وی مأمور بررسی فعالیت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بود. بخشی از آن به تأسیس مؤسسات مطبوعاتی و انتشاراتی در بسیاری از کشورهای اروپایی و جهان سوم و حتی در خود آمریکا مربوط می‏ شد. از جمله نکته ‏های قابل توجه در این گزارش این بود که مجله «ریدرز دایجست» که بعداً نیز با عنوان «المختار» به زبان عربی منتشر شد، در فهرست مجلاتی ذکر شده بود که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به انتشار آن کمک کرد و عجب این بود که نخستین شماره عربی آن که در مصر چاپ شد به سردبیری «فواد مصروف» بود... هم او بود که وی را به سال 1944 به کرمیت روزولت (عضو سیا در سفارت آمریکا در مصر) معرفی کرد... سالی که اواخر آن مجله الخبارالیوم منتشر شد و نیز المختار بعد توسط مؤسسه اخبارالیوم منتشر شد. ارزش هایی هم که المختار ترویج می‏کرد، در دو مورد قابل توجه است: - اول موفقیت بستگی به شانس دارد و بر حسب اتفاق بدست می‏آید. - دوم عدالت اجتماعی، مرهون کرم کسانی است که حاضر به دادن اعانه و نیکوکاری باشند.(4) ابعاد آلوده سازی باید بررسی کرد که سازمان سیا چه هدفی را از ترویج اعتقاد به شانس به عنوان عامل موفقیت دنبال می‏کند و چرا نزد مردم جهان سوم به تبلیغ شانسی بودن موفقیت می ‏پردازد؟ و اینکه چرا به جای تشکیل یا حفظ حکومتی مردمی و خواستار عدالت و مبارزه با مفاسد و مفسدین، باید عدالت را مرهون کرم داراها دانست و کاری به این نداشت که این داراها، این دارایی‌ها را از کجا آورده‌اند؟! چرا آمریکا که در تبلیغات داخلی کشور خود، راه موفقیت را "کار، کار، کار" عنوان می‌نماید، اما در کشورهای اسلامی، آنرا به شانس ربط می‌دهد؟ قطعا هدف آمریکا تضعیف فرهنگ کار و ممانعت از موفقیت مسلمانان بوده است. راستی، آلوده سازی که به قول جرالد سگال، شیوه‌های گوناگونی دارد، از چه راه‌هایی قابل تحقق است. مصرف زدگی و تضعیف فرهنگ کار، فقط بخشی از این آلوده سازی است. گسترش مفاسد اجتماعی و اقتصادی نیز در حقیقت بخشی از آن است. یکی از طرقی که غرب برای ترویج مفاسد اقتصادی به کار می‌برد، پناه دادن به کسانی است که با ارتکاب دزدی و اختلاس به خارج از ایران فرار می‌کنند. احساس امنیت در صورت فرار به خارج، می‌تواند مشوق و هموار کننده گسترش مفاسد اقتصادی باشد. چرا غربی‌ها، اینقدر در مقابل جریان مبارزه با مفسدین اقتصادی برآشفته شده‌اند و در تبلیغات خود که توسط رادیوهای فارسی زبان آنها صورت می‌گیرد، در صدد خدشه وارد کردن و در حقیقت متوقف کردن مبارزه با مفسدین هستند؟ اصولا چه راه‌های دیگری برای آلوده سازی وجود دارد که به قول جرالد سگال، مهمتر از مهار است. خلاصه آنکه آنچه را آمریکا در ایران خواستار آن است، آلوده سازی است. نه فقط آنچه را ما آلودگی می‌دانیم، بلکه آنها، نیز سیاست خود را آلودگی و "آلوده سازی" می‌دانند و آن را مکمل مهار محسوب می‌کنند. غربی ها مایلند با ایران در امور غیر استراتژیک و مصرفی تجارت نمایند اما حاضر نمی شوند در امور زیر بنایی مشارکت کنند. مراقب نیت آنها باشیم. بدانیم که تجارت با ایران در کالاهای غیراستراتژیک مکمل تحریم ها و مبتنی بر دشمنی با ملت ایران است. تجارت با آنها باید در امور استراتژیک و زیر بنایی باشد وگرنه باید مراقب فریب کاری و دشمنی آنها باشیم خداوند در آیه 118 تا 120 سوره آل عمران می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، (دوست و) همراه مگیرید. (آنان) از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنی از لحن و سخنشان آشکار است؛ و آنچه را در سینه‌هاشان نهان می‌دارند، بزرگتر است. در حقیقت، ما نشانه‌های(دشمنی آنان) را برای شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید. هان، شما کسانی هستید که آنان را دوست دارید، و (حال آنکه) آنان شما را دوست ندارند، و شما به همه کتابها(ی خدا) ایمان دارید، و چون با شما برخورد کنند، می‌گویند: "ایمان آوردیم." و چون (با هم) خلوت کنند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را می‌گزند. بگو: "به خشم خود بمیرید" که خداوند به راز درون سینه‌ها داناست. اگر به شما خوشی رسد آنان را بد حال می‌کند؛ و اگر به شما گزندی رسد بدان شاد می‌شوند؛ و اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند؛ یقینا خداوند به آنچه می‌کنند احاطه دارد. پی‌نوشت‌ها: 1) جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتوى بین المللى استراتژیک لندن در هفته نامه آمریکایى نیوزویک در فروردین ماه 1377 بر مطلب مذکور تاکید کرده بود. 2) روزنامه کیهان مورخ 1380/1/18 به نقل از گزارش گروه مطالعات ریاست جمهورى انستیتو سیاست خارجى واشنگتن به نقل از اینترنت به آدرس www.Washingtonninstitute.org/pubs/psg.pdf//:P 3) پارسونز، آنتونى، غرور و سقوط، ترجمه منوچهر راستین، تهران، انتشارات هفته، چاپ اول 1363، صفحه 30. 4) میان مطبوعات و سیاست، حسنین هیکل، ترجمه محمد کاظم موسایى، انتشارات شرکت الفبا، تهران، چاپ اول، زمستان 1364، صفحه 187. منبع مقاله : خبرگزاری فارس / دکتر محمد حسن قدیری ابیانه س </p> text/html 2019-03-13T11:41:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری فریب کاری مذهبی http://moahasse-ghalam.ir/post/728 <p>4ـ فریب کاری های مذهبی بسیاری از کسانی که در ظاهر به پای بندی های دینی توجه نمی کنند؛ یک وابستگی درونی و عاطفی به مقدسات دارند؛ یعنی به صورت کلی از دین نبریده اند. برخی از شبکه های پر مخاطب فارسی زبان با درک این رابطه درونی، سیاستی فریب کارانه را در پیش گرفته و برنامه هایشان را با این ذائقه ها هماهنگ می کنند؛ مثلاً در هنگام نماز، اذان شیعی پخش می کنند، در مناسبت های مذهبی برنامه هایی با موضوع مذهبی روز می گذارند، در مناسبت هایی مانند شهادت اهل بیت(علیهم السلام)؛ به ویژه در محرم، تغییرات محسوسی در برنامه های خود ایجاد کرده و از پخش آهنگ های تند پرهیز می کنند. آن ها با این کار، خود را هم رنگ با مخاطبان نشان داده و اهداف خود را پشت سر این فریب کاری ها پنهان می کنند. وقتی با برخی از مردم ساده اندیش درباره اهداف شوم این شبکه ها صحبت می کنید، تعجب کرده و می گویند: «شما نسبت به همه چیز بدبین هستید. این بندگان خدا هم مثل ما هستند و در زمان اذان، اذان پخش می کنند و به هنگام عزا موسیقی محزون می گذارند»./ کتاب بشقاب های سفره پشت بام من دشمنان اسلام و ایران از آغازین روزهای پیروزی نهضت شکوهمند امام خمینی(ره) تاکنون بنا بر خوی استکبارگرایانه خویش، همواره و به انحاء مختلف، در صدد یافتن مسیرهای نفوذ به بنیان مرصوص این انقلاب الهی و استحاله گفتمان حق طلبانه آن هستند. از مفاد اسناد محرمانه به دست آمده در لانه جاسوسی آمریکا، این واقعیت ملموس چهره عیان نمود که جهان سلطه، حضور مؤثر حکومتی مردمی و مبتنی بر ارزش های دینی را در دنیای گرفتارآمده به دام لیبرالیسم و کمونیسم نمی پسندد، لذا تمام توان خود را مصروف داشتند تا اگر بتوانند جلوی خیزش ملت به رهبری مرجعیت عالیقدر را بگیرند و یا با جلب همکاری عناصر خودفروخته و لیبرال مسلک، بخشی از جریان های انقلابی را آلوده به لوث وجود آنان کنند تا در روز مبادا، منافع استراتژیک غرب در ایران محفوظ بماند و چنان چه امکان کودتا و تغییر در ارکان اصلی حاکمیت فراهم شد، این نقشه خائنانه با یاری عوامل نفوذی شان تحقق یابد. برای عملیاتی نمودن این سیاست خصمانه، مستکبران و اذناب آن ها همه ابزارهای لازم را در نظر گرفتند و آگاهی از منافذی که می تواند به کم رنگ شدن آرمان های مورد حمایت مستضعفان و در نهایت اضمحلال نظام بیانجامد را در اولویت برنامه های اجرایی مرتبط با دیپلماسی عمومی، نظامی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و... قرار دادند. رهبر معظم انقلاب اسلامی طیّ دیدار اخیر با میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل بیت «علیهم السلام» در این خصوص فرمودند: «آمریکایی ها می خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در آمریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله ای برای نفوذ در ایران بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته ایم و با همه توان بالای خود، اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا حضور سیاسی در ایران را به آمریکایی ها نمی دهیم.» در این مقاله کوتاه با بررسی و آسیب شناسی حوزه سیاست، راه های نفوذ آمریکا از این طریق را به اختصار تبیین خواهیم نمود. کاخ سیاه استکبار برای پیشبرد و تسهیل نفوذ سیاسی در ایران، نقشه های متعددی ترسیم نموده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: الف) تطمیع عناصر سیاسی این راهبرد همیشگی دشمن در تطمیع و تسلط بر پندار و رفتار کارگزاران، با بهره گیری از ابزار «ضعف نفس و ایمان» برخی سیاسیون، مجرای عمل می یابد. به عنوان مثال؛ غرور و خودشیفتگی مفرط «ابوالحسن بنی صدر» باعث شد تا او به وعده های واهی، فریفته گردد و در تقابل با امام و امت، نخستین دوره ریاست جمهوری را به سرانجامی تلخ اما عبرت آموز مبدّل سازد و یا در دوره مجلس ششم، شاهد بودیم که چگونه داعیه داران یک خط سیاسی با انجام تحصن و نگارش نامه های موهن، در میدان رسانه ای جبهه معاندان انقلاب، به نقش آفرینی پرداختند. هم چنین، وقوع حوادث تأسف بار در فتنه آمریکایی 88 و عملکرد آکنده از ابهام بعضی خواص، نمادی آشکار از تحقق همین رویکرد نفوذ سیاسی ارزیابی می گردد. ب) تئوری تحریم و مذاکره جمهوری اسلامی به واسطه پای فشردن بر ارزش های مکتبی، در میادین گوناگون مورد هجمه جهانخواران بوده و هست. حربه نخ نمای تحریم، راهکاری دیرآشنا برای مهار قدرت رو به تزاید ایران می باشد و دشمنان با اتخاذ روش دوگانه «تحریم و مذاکره»، هدف واحدی را پیگیری می کنند که در رأس آن، نفوذ به ارکان اقتدار کشور و رفع خطر تعمیق روزافزون فرهنگ ظلم ستیزی و انقلابی گری است. یا نگاهی گذرا به روند مذاکرات ایران و غرب در موضوعات مختلف به ویژه پرونده هسته ای، این مطلب در اذهان شکل می گیرد که مقوله «تحریم و مذاکره» متناسب با کسب توفیقات ملت ما در داخل و خارج، به دستمایه ای جدّی برای جلوگیری از تداوم روند مثبت پیشرفت در این جامعه ایمانی، تبدیل شده است. ج) اختلاف افکنی سیاست دیرینه «تفرقه انداز و حکومت کن» اگرچه آبشخوری انگلیسی دارد ولی امروز در ردیف اصلی ترین راهبردهای سیاست خارجی آمریکا برای شکست استحکام درونی دولت های مخالف نظام سلطه به کار گرفته می شود. این که صدها رسانه سمعی و بصری فارسی زبان با هزینه های هنگفت مالی و راهبری عوامل وابسته به صهیونیسم بین الملل، کوچکترین زوایای رفتار سیاستمداران ما را مورد تأمّل قرار داده و بر آتش تنازعات داخلی و اختلافات معمول اجرایی می دمند، ریشه در این نگاه وحدت شکنانه و تفرقه افکنانه ایالات متحده دارد. هدایت مطالبات صنفی و تلاش برای دامنه دار شدن برخی از مصادیق آن ها، تأکید هدفمند بر تفاوت های فرهنگی و مذهبی با اشاعه این نظریه دروغین که جماعتی از اقلیت های ایرانی در تنگنا هستند و طرح مباحث کذبی از قبیل عدم رعایت اعلامیه حقوق بشر و...، در شمار عناوین مندرج در کارنامه شیطان بزرگ است. د) حمایت از اقدامات ساختارشکنانه مبنایی ترین سیاست آمریکایی ها در جنگ نرم با نظام دینی ما، توسعه رفتارهای ساختارشکنانه و ترویج نگرش های عداوت آمیز نسبت به اصل مترقی ولایت فقیه است. دشمنان عزت مسلمین به خوبی می دانند که پایداری این حاکمیت ولایی، به تداوم حیات فقه حکومتی در قامت رسای «ولایت فقیه» بستگی دارد و تا زمانی که دیده بان بصیر انقلاب با پشتوانه اعتقاد راسخ ملت به وعده لایتخلّف الهی در سپردن زعامت زمین و زمان به مستضعفان و تیزبینی و درایت کم نظیر معظمٌ له، توطئه های ریز و درشت سردمداران جبهه کفر را نقش بر آب می کنند، آنان نخواهند توانست افکار شوم و پلیدشان را اجرایی نمایند لذا مشاهده می کنیم که محور منازعات دولت های استکباری با ایران اسلامی، تلاش مستمر و البته بی فایده در جهت تخریب چهره ممتاز و بی بدیل رهبری امت اسلام است. پشتیبانی مداوم از نشریات زنجیره ای و تضعیف نهادهای قانونی کشور مانند: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شورای نگهبان، قوه قضائیه و... که در صیانت از اصل انقلاب و دستاوردهای آن دارای مسؤولیت خطیری هستند، جزء لاینفک برنامه بلند مدت نظام سلطه در ایران طیّ سه دهه گذشته است و اتخاذ چنین سیاستی را نمی توان از هدف گذاری غرب برای تعبیر خواب آشفته براندازی نظام جمهوری اسلامی با انجام اقدامات ساختارشکنانه، جدا دانست. ه‍) شبهه آفرینی و شایعه سازی از قدیمی ترین راهکارهای شیطانی برای ملکوک نمودن چهره نهضت های اصیل مردمی و رهبران آن ها، «شبهه افکنی و شایعه سازی» است. در تاریخ معاصر؛ منافقین کوردل با بهره مندی از این روش مذموم به ترور شخصیت بزرگان انقلاب پرداختند و سپس با ترور فیزیکی عناصر خدوم و گرانقدری همچون شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر و... بر صفحات ننگین کتاب قطور جنایات شان افزودند. با گسترش فضای مجازی و امکان دسترسی آحاد مردم به امواج مخرب بنگاه های دروغ پراکنی و شبکه های اجتماعی، تهدیدات فراوانی از ناحیه شبهه افکنان و شایعه سازان به وجود آمده که مستلزم تمهید تدابیر لازم و عاجل توسط مسؤولان امر در تنویر افکار عمومی و پاسخگویی سریع و متقن به شبهات مطروحه می باشد. به یقین، تا «مبارزه با صهیونیست ها» به عنوان اصلی لایتغیّر در نظام سیاسی ما مورد تأکید و توجه است، این عداوت و کینه توزی های استکبار جهانی، هیچگاه به پایان نخواهد رسید پس باید به تأسی از معیار قرآنی «وَ لَن یَجْعَلَ الله لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» و رهنمودهای عالمانه رهبر حکیم و فرزانه مان، همیشه به هوش باشیم و با شناخت و تبیین راه های نفوذ آمریکا، حامیان تروریسم دولتی رژیم نامشروع و کودک کش صهیونی را در رسیدن به امیالشان، ناکام بگذاریم. ان شاء الله. شرکت کنندگان در مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح روز چهار شنبه 25 شهریور ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا دیدار کردند و مطابق اولین خبرهای منتشرشده از این دیدار، رهبر معظم انقلاب در این دیدار بر مسائل مهم سیاسی و اهداف دشمن در برهه کنونی و وظایف مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه تاکید نمودند.برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له مورد توجه قرار می گیرد: 1. وظیفه اصلی نخبگان انقلابی کشور، مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی است. 2. خطر نفوذ دشمن: نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است. 3. به دنبال هضم ایران در مقابل اراده مستکبرین هستند. 4. بیداری مسؤولان و انقلابیون، باعث ناکامی و نا امیدی دشمن خواهد شد. در سخنرانی های اخیر رهبر معظم انقلاب به خصوص پس از جمع بندی مذاکرات هسته ای و شکل گرفتن چیزی که به نام برجام هسته ای خوانده می شود، رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها و بارها بر مساله نفوذ دشمن و شیوه ها و رفتارهای دشمن برای نفوذ، سخن به میان آورده اند. شاید کمتر موضوعی را بتوان یافت که رهبر معظم انقلاب در 6 یا 7 سخنرانی متوالی به صورت مکرر در مورد خطر آن، چنین مطالبی را گوشزد کرده باشند و با اصرار فراوان بر جلب توجه مسؤولان و دلسوزان کشور به آن تاکید داشته باشند. همان طور که رهبر معظم انقلاب چندین بار متذکر شده اند، هنوز تکلیف برجام هسته ای در ایران و در آمریکا نهایی و مشخص نشده است اما آنچه مشخص است این است که دشمن در فضای کنونی پس از برجام به دنبال نفوذ در ایران اسلامی و بسط سلطه خویش در کشور و حضور در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های کشور و از میان بردن استقلال و آزادی کشور است. این امر را از خلال تذکرات چندین و چند باره رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره خطر نفوذ دشمن و این که دشمن به بهانه برجام و با سوء استفاده از آن به دنبال چنین راهبرد خطرناکی است، می توان دریافت. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان خویش در جمع خبرگان و سخنرانی قبل و بعد از آن نیز بر این مساله تاکید کردند اما این بار در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یکی از محورهای اصلی بیانات ایشان، همین مساله نفوذ و تلاش دشمن برای نفوذ بوده است. شرکت کنندگان در مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صبح روز چهار شنبه 25 شهریور ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا دیدار کردند و مطابق اولین خبرهای منتشر شده از این دیدار، رهبر معظم انقلاب در این دیدار بر مسائل مهم سیاسی و اهداف دشمن در برهه کنونی و وظایف مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه تاکید نمودند. البته هنوز (ظهر روز چهارشنبه) خبر کامل و مشروح بیانات معظم له در این دیدار منتشر نشده است اما از آنجا که مخاطبان محترم این نشریه نیازمند توجه به برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له در این دیدار هستند، به اختصار هرچه تمامتر و بر اساس اخبار مختصر منتشرشده از این دیدار، برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له مورد توجه قرار می گیرد: 1. وظیفه اصلی نخبگان انقلابی کشور، مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی است یکی از محورهای اصلی بیانات معظم له خطاب به سران سپاه و همه انقلابیون و دلسوزان انقلاب اسلامی آن بوده است که وظیفه اصلی خود را مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی در کشور بدانند و خاطرنشان ساخته اند: باید پایه های انقلاب و فکر انقلابی را بسیار مستحکم کرد. این وظیفه ی اساسی نخبگان سپاه و همه ی نخبگان انقلابی کشور است. 2. خطر نفوذ دشمن: نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است بخش مهم دیگری از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب خطر نفوذ دشمن و برنامه آنها برای نفوذ همه جانبه در ایران بود. ایشان در این باره خاطرنشان ساختند: امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ برای این کشور است. نفوذ اقتصادی و امنیتی در مقابل نفوذ فکری، فرهنگی و سیاسی، اهمیت کمتری دارد. البته مسئولان گوناگون از جمله سپاه، جلوی نفوذ امنیتی را با کمال قدرت می گیرند. چشمان بینای مسئولان اقتصادی باید در مقابل نفوذ اقتصادی باز باشد. دشمن برای نفوذ فرهنگی سعی می کند باورهایی که جامعه را سرپا نگه داشته دگرگون، مخدوش و در آنها رخنه ایجاد کند. برای نفوذ سیاسی سعی می کنند در مراکز تصمیم گیری و اگر نشد در مراکز تصمیم سازی نفوذ کنند. وقتی یک کشور این گونه تحت نفوذ سیاسی قرار گرفت، حرکت و جهت گیری های آن کشور طبق اراده ی مستکبرین خواهد بود? . 3. به دنبال هضم ایران در مقابل اراده مستکبرین هستند ایشان با خاطر نشان ساختن تلاش دشمن برای هضم ایران اسلامی در برابر خواست و اراده مستکبران عالم، خاطر نشان کردند که امروز مخالفان و دشمنان نظام اسلامی در عین اعتراف به قدرت و نفوذ و اثر گذاری منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، به افرادی از جمهوری اسلامی صریحاً می گویند روحیه انقلابی را این قدر دنبال نکنید و جزء جامعه جهانی شوید. این یعنی کاری کنید که از قدرت بیافتید تا شما را ببلعیم و در نقشه های چند کشور مستکبر و زورگو حل شوید. مطابق این بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی، دشمنان نظام اسلامی از این طریق به دنبال آن هستند که برخی از افرادی که در نظام اسلامی قرار دارند را به مخالفت با انقلابی گری وادارند و از این طریق انقلاب و انقلابی گری در ایران را به حاشیه برانند. در چنین احوالی، وظیفه این افراد که مخاطب دشمن هستند و دشمن به مخالفت آنها با انقلابی گری امید بسته است آن است که با صراحت در انقلابی گری و بیان صریح مواضع انقلابی امام و رهبری، دشمن را از خود نا امید کنند و زمینه نفوذ دشمن و یا سست شدن اراده انقلابی در کشور را از میان ببرند. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب در سخنرانی های قبلی خود به مسؤولان کشور متذکر شدند که باید به صراحت و با بیان انقلابی با دشمنان ملت مواجه شوید. اگر این افراد تحت تأثیر وساوس شیطانی دشمن فریب بخورند و تصور کنند که می توان انقلابی گری را افراطی گری خواند و به اسم مقابله با افراط، انقلابی گری را از کشور زدود، در واقع به خود و کشور آسیب وارد می کنند و البته جمهوری اسلامی ایران به حول و قوه الهی و با تدبیر رهبری حکیمانه ای که خدای متعال روزی این مردم کرده است، از این برهه عبور خواهد کرد. ان شاءالله. 4. بیداری مسؤولان و انقلابیون باعث ناکامی و نا امیدی دشمن خواهد شد نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که آینده از آن نظام اسلامی است. زمینه نفوذ دشمن و امکان سوء استفاده او از این زمینه به این معنی نیست که ناامید و یا نسبت به آینده بدبین باشیم، مهم آن است که مسؤولان کشور و انقلابیون و دلسوزان انقلاب، فعال و بیدار و همدل باشند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب: اگر ما بیدار باشیم، امید دشمن ناامید خواهد شد. وعده می دهند که ایرانِ چند سال دیگر، این ایران نیست. نباید گذاشت این فکر و امید شیطانی در دل دشمن پا بگیرد. منبع مقاله : تسنیم /ج بررسی راه‌های مقابله با نفوذ سیاسی آمریکا در ایران </p> text/html 2019-03-09T11:03:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری هدف شناسی امریکا http://moahasse-ghalam.ir/post/727 <p>هدف شناسی آمریکا در ایران وقتی مقام معظم رهبری از مقابله با نفوذ آمریکا خبر می‌دهند و آمریکا را متهم به نفوذ در ایران می‌کنند، چه حجتی دارند؟ برای پاسخ به این سؤال لازم است به خود غربی‌ها و آمریکایی‌ها مراجعه کنیم. مایک مولن، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا در فروردین امسال به نشریه پولیتیکو می‌گوید: «توافق هسته‌ای تنها راه تغییر رژیم ایران است.» ما سؤال می‌کنیم چگونه ممکن است؟ ما صرفاً یک توافق در حیطه‌ای مشخص کرده‌ایم چگونه آنان به تغییر فکر می‌کنند؟ از سوی دیگر باید به این سؤال پاسخ دهیم که بین برجام و زنده‌شدن اپوزیسیون خاک گرفته در غرب چه رابطه‌ای وجود دارد؟ چند روز پیش همایشی با عنوان «ایران دوران گذار» در لندن برگزار شد که جمعی از مدعیان حقوق بشر و کارکنان بی. بی.سی فارسی و... در آن حضور داشتند. فردی به نام ریچارد آدامز که احتمالاً از کارشناسان دستگاه جاسوسی انگلیس است، در آنجا می‌گوید: «ما در 18 ماه آینده فرمول‌های دوقطبی‌سازی در ایران را اجرا می‌کنیم؛ هم در حوزه فردی و اجتماعی و هم در حوزه کلان و از هیچ فرصتی برای قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت ایران فروگذار نمی‌کنیم.» و یکی از کارشناسان آمریکایی به نام کالین کال می‌گوید: «آمریکا سند راهبردی برای پساتوافق آماده کرده است.» که حکایت از آن دارد که آمریکا به‌دنبال ایجاد «بی‌حسی» در ملت ما و شل‌کردن عضلات مقاومتی ماست. وقتی اختلاف دو کشور در سطح ماهیتی است و منافع منطقه‌ای نیز به تعبیر مقام معظم رهبری 180 درجه با هم اختلاف دارد، آمریکا از این رابطه به دنبال چیست؟ وزیر خارجه آمریکا در شورای روابط خارجی آمریکا بخشی از این پرده را بالا می‌زند و فلسفه محدودیت‌های 15 ساله در برجام را توضیح می‌دهد: «گذشت 15 سال می‌تواند تغییرات زیادی در ایران ایجاد کند... باور من این است که در 15 سال در یک کشور اتفاقاتی می‌افتد. اگر به ایران امروز نگاه کنید می‌بینید که کشوری دارای مردمی با تحصیلات است که قبل از این با همه کشورهای منطقه از جمله اسرائیل رابطه دوستانه‌ای داشت. می‌دانید که سرزمین پارس، تاریخی طولانی دارد و واقعیت این است که جوانان آن‌ها 25 درصدشان بیکارند، آینده می‌خواهند، اگر به تهران بروید، من نبوده‌ام ولی دوستان من که رفته‌اند به من گفته‌اند که جوانان به‌دنبال گوشی هوشمند هستند و می‌خواهند بخشی از دنیا باشند. من نمی‌دانم تا 15 سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز این‌که می‌دانم اتفاقات زیادی روی می‌دهد. مسأله اینجاست که شما نمی‌توانید تغییر را خلق کنید بلکه باید احتمالات را بیازمایید... کسی هم نمی‌توانست تصور کند که وقتی نیکسون به چین رفت، در این کشور چه روی می‌دهد... آنان (مسؤولان دولتی ایران) به‌دنبال مذاکره برای مناسباتی متفاوت هستند.» آمریکایی‌ها پس از ناکامی در راهبردهایی همچون «براندازی سخت» از طریق نظامی به راهبرد «تغییر رفتار» درباره ایران رسیدند. پس از خرداد 1376 «استحاله از درون» را دنبال کردند و «براندازی نرم» را جایگزین دو راهبرد پیشین نمودند و با صراحت اعلام کردند: «ما برای براندازی انقلاب اسلامی از درون، دنبال انقلابیونی می‌گردیم که در عین ستودن امام خمینی، بشود آنان را به خدمت گرفت.» به نظر می‌رسد آمریکا به‌دلیل تحلیل توان نظامی و افت ابرقدرتی در خاورمیانه از یک‌سو و ناامیدی از جریانات برانداز داخلی از سوی دیگر، راهبرد خود را پلکانی نموده است. قبلاً به‌دنبال براندازی و براندازان بود اکنون به‌دنبال جریانی است که اهداف انقلاب اسلامی را در حد شکم تقلیل داده باشد و ملت انقلابی و مقاوم ایران را به‌سان ملتی گرسنه که دهانش را به‌سوی غرب باز کرده، معرفی کند. بنابراین آمریکایی‌ها این‌بار به‌دنبال براندازی سریع نیستند بلکه به‌دنبال جریان کردن «رابطه خواهی» هستند و در این‌راه برای گرفتن قدرت دفاع از نیروهای انقلاب، ناکامی‌های احتمالی را از زبان کسانی‌که «در عین ستودن خمینی می‌شود به خدمت گرفت» به داخل نظام ارجاع می‌دهند تا تنها گزینه حل مسائل کشور ورود آمریکا باشد. اولویت امروز آمریکا انتخاب بین بد و بدتر در داخل کشور است و بر این باور است که در قطب‌بندی‌های موجود (که در بالا بدان اشاره شد) می‌توان بازی نمود و یک قطب را در قدرت استمرار داد تا 10 یا 15 سال فرا رسد و میعادشان برای برگرداندن خواب راحت به صهیونیست‌ها مهیا گردد. بنابراین آمریکا در گام اول به‌دنبال «ترک برداشتن مبارزه با آمریکا» در داخل کشور و ایجاد تردید نسبت به دشمنی دشمنان است. راه چاره در حال حاضر این است که مراقب باشیم تا در قبال باز کردن یک دروازه، دروازه‌های دیگر محکم کنترل شود و پیوست اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برجام در مواجهه با برنامه‌ریزی‌های چند لایه آمریکا مهیا شود. تا ما صهیونیست‌ها را به رسمیت نشناسیم و بر گسترش اسلام تأکید کنیم، از انگیزه دشمنی آنان چیزی کم نخواهد شد. منبع مقاله: تسنیم هدف شناسی آمریکا در ایران وقتی مقام معظم رهبری از مقابله با نفوذ آمریکا خبر می‌دهند و آمریکا را متهم به نفوذ در ایران می‌کنند، چه حجتی دارند؟ برای پاسخ به این سؤال لازم است به خود غربی‌ها و آمریکایی‌ها مراجعه کنیم. مایک مولن، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا در فروردین امسال به نشریه پولیتیکو می‌گوید: «توافق هسته‌ای تنها راه تغییر رژیم ایران است.» ما سؤال می‌کنیم چگونه ممکن است؟ ما صرفاً یک توافق در حیطه‌ای مشخص کرده‌ایم چگونه آنان به تغییر فکر می‌کنند؟ از سوی دیگر باید به این سؤال پاسخ دهیم که بین برجام و زنده‌شدن اپوزیسیون خاک گرفته در غرب چه رابطه‌ای وجود دارد؟ چند روز پیش همایشی با عنوان «ایران دوران گذار» در لندن برگزار شد که جمعی از مدعیان حقوق بشر و کارکنان بی. بی.سی فارسی و... در آن حضور داشتند. فردی به نام ریچارد آدامز که احتمالاً از کارشناسان دستگاه جاسوسی انگلیس است، در آنجا می‌گوید: «ما در 18 ماه آینده فرمول‌های دوقطبی‌سازی در ایران را اجرا می‌کنیم؛ هم در حوزه فردی و اجتماعی و هم در حوزه کلان و از هیچ فرصتی برای قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت ایران فروگذار نمی‌کنیم.» و یکی از کارشناسان آمریکایی به نام کالین کال می‌گوید: «آمریکا سند راهبردی برای پساتوافق آماده کرده است.» که حکایت از آن دارد که آمریکا به‌دنبال ایجاد «بی‌حسی» در ملت ما و شل‌کردن عضلات مقاومتی ماست. وقتی اختلاف دو کشور در سطح ماهیتی است و منافع منطقه‌ای نیز به تعبیر مقام معظم رهبری 180 درجه با هم اختلاف دارد، آمریکا از این رابطه به دنبال چیست؟ وزیر خارجه آمریکا در شورای روابط خارجی آمریکا بخشی از این پرده را بالا می‌زند و فلسفه محدودیت‌های 15 ساله در برجام را توضیح می‌دهد: «گذشت 15 سال می‌تواند تغییرات زیادی در ایران ایجاد کند... باور من این است که در 15 سال در یک کشور اتفاقاتی می‌افتد. اگر به ایران امروز نگاه کنید می‌بینید که کشوری دارای مردمی با تحصیلات است که قبل از این با همه کشورهای منطقه از جمله اسرائیل رابطه دوستانه‌ای داشت. می‌دانید که سرزمین پارس، تاریخی طولانی دارد و واقعیت این است که جوانان آن‌ها 25 درصدشان بیکارند، آینده می‌خواهند، اگر به تهران بروید، من نبوده‌ام ولی دوستان من که رفته‌اند به من گفته‌اند که جوانان به‌دنبال گوشی هوشمند هستند و می‌خواهند بخشی از دنیا باشند. من نمی‌دانم تا 15 سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز این‌که می‌دانم اتفاقات زیادی روی می‌دهد. مسأله اینجاست که شما نمی‌توانید تغییر را خلق کنید بلکه باید احتمالات را بیازمایید... کسی هم نمی‌توانست تصور کند که وقتی نیکسون به چین رفت، در این کشور چه روی می‌دهد... آنان (مسؤولان دولتی ایران) به‌دنبال مذاکره برای مناسباتی متفاوت هستند.» آمریکایی‌ها پس از ناکامی در راهبردهایی همچون «براندازی سخت» از طریق نظامی به راهبرد «تغییر رفتار» درباره ایران رسیدند. پس از خرداد 1376 «استحاله از درون» را دنبال کردند و «براندازی نرم» را جایگزین دو راهبرد پیشین نمودند و با صراحت اعلام کردند: «ما برای براندازی انقلاب اسلامی از درون، دنبال انقلابیونی می‌گردیم که در عین ستودن امام خمینی، بشود آنان را به خدمت گرفت.» به نظر می‌رسد آمریکا به‌دلیل تحلیل توان نظامی و افت ابرقدرتی در خاورمیانه از یک‌سو و ناامیدی از جریانات برانداز داخلی از سوی دیگر، راهبرد خود را پلکانی نموده است. قبلاً به‌دنبال براندازی و براندازان بود اکنون به‌دنبال جریانی است که اهداف انقلاب اسلامی را در حد شکم تقلیل داده باشد و ملت انقلابی و مقاوم ایران را به‌سان ملتی گرسنه که دهانش را به‌سوی غرب باز کرده، معرفی کند. بنابراین آمریکایی‌ها این‌بار به‌دنبال براندازی سریع نیستند بلکه به‌دنبال جریان کردن «رابطه خواهی» هستند و در این‌راه برای گرفتن قدرت دفاع از نیروهای انقلاب، ناکامی‌های احتمالی را از زبان کسانی‌که «در عین ستودن خمینی می‌شود به خدمت گرفت» به داخل نظام ارجاع می‌دهند تا تنها گزینه حل مسائل کشور ورود آمریکا باشد. اولویت امروز آمریکا انتخاب بین بد و بدتر در داخل کشور است و بر این باور است که در قطب‌بندی‌های موجود (که در بالا بدان اشاره شد) می‌توان بازی نمود و یک قطب را در قدرت استمرار داد تا 10 یا 15 سال فرا رسد و میعادشان برای برگرداندن خواب راحت به صهیونیست‌ها مهیا گردد. بنابراین آمریکا در گام اول به‌دنبال «ترک برداشتن مبارزه با آمریکا» در داخل کشور و ایجاد تردید نسبت به دشمنی دشمنان است. راه چاره در حال حاضر این است که مراقب باشیم تا در قبال باز کردن یک دروازه، دروازه‌های دیگر محکم کنترل شود و پیوست اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برجام در مواجهه با برنامه‌ریزی‌های چند لایه آمریکا مهیا شود. تا ما صهیونیست‌ها را به رسمیت نشناسیم و بر گسترش اسلام تأکید کنیم، از انگیزه دشمنی آنان چیزی کم نخواهد شد. منبع مقاله: تسنیم </p> text/html 2019-03-09T11:00:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری اولین نفوذ پس از انقلاب اسلامی، http://moahasse-ghalam.ir/post/726 یکی از اولین مصداق‌هایی که از نفوذ در هر کشوری به ذهن متبادر می‌شود، بحث نفوذ از طریق جاسوسان است. قدمت جاسوسی از یک دولت شاید به قدمت وجود خود دولت برمی‌گردد و از هزاران سال قبل جاسوس و جاسوسی در بین کشورها وجود داشته است. پس از انقلاب اسلامی نیز دشمنان نظام اسلامی به دنبال جاسوسی از سازمان‌ها و مردم بودند و یکی از اولین جاسوس‌هایی که در کشور دستگیر شد، محمدرضا سعادتی ، از اعضای بلندپایه سازمان مجاهدین خلق(منافقین)، بود. وی در آن زمان متهم به جاسوسی برای شوروی شد و برای این اتهام خود به زندان افتاد. ادامه این ماجرای جالب را با هم مرور می‌کنیم. محمدرضا سعادتی *سعادتی که بود؟ محمدرضا سعادتی فرزند سید علی به سال ۱۳۲۳ در شیراز و در خانواده‌ای روحانی و کم‌بضاعت به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه در سال ۱۳۴۱با رتبه دوم و بورسیه دولتی در دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۵ در رشته مهندسی برق فارغ التحصیل شد و به سربازی رفت و به عنوان سپاه ترویج آبادانی و مسکن در ایلام مشغول کار گردید. پس از پایان خدمت وظیفه در سال ۱۳۴۷ وارد کارخانه ذوب آهن اصفهان شد و سال بعد به دایره مهندسی ستاد نیروی هوایی منتقل شد و دو سال و نیم در آن مرکز به کار پرداخت. همزمان با کمک برادران جلال زاده، شرکتی تحت عنوان نولکو را به ثبت رساندند و از طریق جلال‌زاده با مهدی رضایی آشنا شد و به عنوان سمپات به همکاری با سازمان مجاهدین خلق پرداخت. هر چند که پیش از آن در دوره دانشجویی با ناصر صادق آشنا شد و مدتی هم در برق منطقه‌ای شیراز همکارش بود، اما سعادتی در بازجویی عضویت خود را در تشکیلات مجاهدین مرتبط به مهدی رضایی (با نام مستعار بهروز همایونفر) می‌داند. سعادتی همچنین در بازجویی علت گرایش خود به مبارزه علیه رژیم پهلوی را، اعدام ۲ تن از دوستان مارکسیستش به نام‌های اسماعیل معین عراقی و محمد هادی فاضلی می‌داند که در گروه سیاهکل فعالیت داشته‌اند. بر اساس نظریه موجود در پرونده سعادتی، حضور وی در ذوب آهن اصفهان زمینه‌ای برای ارتباط وی با کارشناسان شوروی گردیده بود و از آن تاریخ توسط سرویس اطلاعاتی نشان شده بود. سعادتی از جمله کسانی است که از ضربه شهریور ۱۳۵۰ ساواک به سازمان مجاهدین در امان ماند، اما در اردیبهشت ۱۳۵۱ در پی دستگیری مهدی رضایی ، سعادتی به همراه همسرش ناهید جلال‌زاده دستگیر شدند. سعادتی به حبس ابد محکوم شد و در زندان به کمون مسعود رجوی پیوست و به سید سیکو مشهور شد. سعادتی در زندان، تاریخ معاصر تدریس می‌نمود که از جمله شاگردان او می‌توان به بهزاد نبوی اشاره كرد. هر چند بهزاد نبوی بیشتر شاگردی شعاعیان دیگر چهره مشهور به روس گرایی را نموده است. بهزاد نبوی سعادتی در ۲۲ آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و ۲۳ بهمن، زمانی که سازمان طی اطلاعیه ای علنی اعلام وجود كرد، در جمع کادر مرکزی ۱۵ نفره آن قرار گرفت. همچنین به عضویت هیئت مدیره شرکت نولکو بازگشت که شرکتی برای پوشش فعالیت‌های سازمان بود. وی در کنار این امور، طبق اقدامی برنامه‌ریزی شده به فعالیت در دادستانی انقلاب تهران نیز پرداخت. (1) مسعود حقگو از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین در گفت‌وگویی با خسرو تهرانی اظهار داشته است: سعادتی نزدیک‌ترین شخص به مسعود رجوی بوده است. وقتی تهرانی تأکـید کـرد کـه او شـاید از مـوسی خیابانی هم به رجوی نزدیک‌تر بوده باشد، حقگو ضمن تأیید این مطلب، گفت: من احتمال قریب به یقین می‌دانم که در زندان از اواخر سال 54 به بعد، سعادتی نفر دوم سازمان محسوب می‌شد. (2) *کشف ارتباط سیکو و فیسینکو در این دوره بود که با مأموران شوروی ارتباط گرفت اما خیلی زود لو رفت و هنگام در اختیار گذاشتن پرونده سر لشکر مقربی به ولادیمیر فنسینکو (دبیر اول سفارت شوروی) در شرکت نولکو در ۶/۲/۱۳۵۸ دستگیر شد. مقربی یکی از نظامیان عالی رتبه ارتش شاهنشاهی بود که مدت ۲۵ سال برای شوروی‌ها جاسوسی می‌کرد و در پاییز سال ۱۳۵۵ توسط اداره کل ضد جاسوسی (اداره کل هشتم) ساواک دستگیر شد و به سرعت محاکمه و اعدام گردید. دستگیری و اعدام سریع او در طی این سال‌ها برای مأمورین شوروی سؤال برانگیز بود که چطور مقربی لو رفت و چه اطلاعاتی در اختیار اداره کل ضد جاسوسی قرار داد. عباس امیر انتظام در خاطرات خود گفته است: «... در یکی از روزهای اسفند ۱۳۵۷ منشی من اطلاع داد که شخصی می‌خواهد به ملاقات من بیاید و یک مسئله امنیتی را درمیان بگذارد. پس از توافق من مردی درحدود ۵۰ سال با قدی متوسط با لباس رسمی و کراوات به اطاقم آمد. من صندلی طرف راست خودم را به او تعارف کردم. پس از نشستن به من گفت که کارمند و عضو اداره ضدجاسوسی ساواک است. طبق خبر او قرار است در ساعت ۵ بعد از ظهر امروز یکی از دیپلمات‌های سفارت شوروی به دیدن یک ایرانی در ساختمانی در میدان ۲۵ شهریور [7 تیر فعلی] برود و چیزهایی را دراختیار فرد ایرانی قرار دهد؛ ضمناً گفت که طرف ایرانی عبدالعلی نامیده می‌شود. این فردآمده بود تا کسب تکلیف کند. مطالب را بلافاصله به اطلاع نخست وزیر رساندم. ایشان دستور داد که آن شـخص مسـئله را تعقیب کند، ولی آقای بازرگان از شنیدن نام عبدالعلی که نام یکی از فرزندانش بود، ناراحت شده بود. کارمند اداره ضدجاسوسی ساواک به کارش ادامه داد و روز بعد گزارش کارش را به من داد که به اطلاع نخست وزیررساندم … بعدها وی گفت که عبدالعـلی را دسـتگیر کرده‌اند و نام واقعی این فرد محمدرضا سعادتی است که با دستگاه‌های عکاسی مخصوص جاسوسی که از دیپلمات روسی دریافت کرده، دستگیر شـده است. ( نکته جالب درباره امیرانتظام این است که خود وی بعدها به جرم جاسوسی برای آمریکا محاکمه و به زندان محکوم شد ) عباس امیرانتظام البته ابراهیم یزدی عامل گزارش اولیه را دکتر چمران معرفی نموده است اما آنچه مسلم است شناسایی اولیه وی توسط دولت موقت انجام گرفته است. چگونگی دستگیری این جاسوس بلندپایه، همچون مقربی همچنان برای شوروی به صورت یک معما باقی مانده بود تا به جای حل معمای قبلی معمای دیگری نیز بر آن افزوده شود. این خلأ اطلاعاتی باقی بود تا آنکه سازمان مجاهدین انقلاب در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۵۸ برخی اسناد و خلاصه گزارش مأموریت سعادتی و بخشی از اظهارات وی در بازجویی را منتشر کرد. در اسنادی که انتشار یافت نوع ارتباطات سعادتی با واسطه اطلاعاتی سازمان جاسوسی شوروی و اسناد تحویل شده و درخواست‌های سعادتی از وی فاش گردید. (3) *فیسینکو کیست؟ پس از پیروزی انقلاب، به دستور مستقیم كمیته مركزی حزب كمونیست اتحاد جماهیر شوروی، ایستگاه K.G.B در تهران موفق شد در روز ۱۴ فوریه ۱۹۷۹ مطابق با ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ مستقیماً با مرکز رهبری دو سازمان مجاهدین خلق و فداییان خلق تماس بگیرد. مسئولیت این ارتباط به عهده ولادیمیر فیسنكو افسر شاخه اطلاعات سیاسی ایستگاه (مستقر در سفارت شوروی در تهران)، گذارده شد. وی به زبان فارسی، تسلط كامل داشت و با موهای مشکی و چشمان قهوه‏ای، شباهت فراوانی به ایرانی‌ها داشت. ولادیمیر کیتوویچ فیسینکو دبیر اول سفارت شوروی و عضو K.G.B در رستف روسیه به دنیا آمد. او دانشجوی انستیتوی زبان‌های شرقی یک دانشگاه ایالتی مسکو بود که به فراگیری زبان فارسی و انگلیسی پرداخت. سـپس بورسیه دانشگاه تهران را دریافت کرد. فیسینکو به تاریخ نیز علاقه مند بود و یک مقاله در مورد نفت ایران نوشت. در سال ۱۹۶۴ با نینا نیکولا پونا پکلانیک که دانشجوی گروه عربی در همان انستیتو بود، ازدواج کرد. همسرش که دختر یک مقام نظامی عضو هیئت مدیره K.G.B بـود بـه هـمراه فـیسینکو بـه ایـران آمـد و مـنشی سفارت شوروی در تهران شد. (4) *گزارش دستگیری سعادتی قسمت‌هایی از گزارش چگونگی دستگیری و بازپرسی انقلاب اسلامی و دادستانی انقلاب به شرح ذیل است: ضمن مراقبت از اتومبیل سیاسی شوروی در مورخه ۵/۲/۵۸ مشاهده گردید که یک نفر مرد روسی از اتومبیل پیاده [شد] و درخیابان دیبا منشعب ازخیابان روزولت وارد شرکت نولکو -که یک مؤسسه صنعتی است- گردید. در بررسی بعدی مشخص شد که مرد روسـی بـه نـام ولادیمیر فیسنکو؛ دبیراول سفارت شوروی می‌باشد و مرد تماس‌گیرنده یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق است ... چون معلوم بود که رهبر مجاهدین در ساعت ۰۰/۱۷ مورخه ۶/۲/۵۸ و یا ۷/۲/۵۸(در قـرار ملاقات یدکی) با افسر اطلاعاتی شوروی -جهت مبادله اسناد و مدارک- ملاقات می‌نماید، لذا بررسی‌های لازم به عمل آمد و طی طرحی مأمورین سپاه پاسداران انقلاب هدایت شدند که ۵ دقیقه قبل از شروع ملاقات مأمورین به شرکت وارد [شوند] و مرد تماس‌گیرنده و مدارک را ضبط نمایند. ... پس ازدستگیری مرد تماس گیرنده فیسنکو جهت ورود به شرکت نولکو مراجعه نمود ولی توسط مأمورین به او تکلیف شد که از شرکت خارج شود و فیسنکو بعد از خروج از شرکت، سوار اتومبیلی که توسط سه نفر مأمور شوروی هدایت می‌شد گردید و منطقه را ترک نمود. در بازرسی بدنی از مردتماس گیرنده مشخّص شد که مسلح به اسلحه کمری می‌باشد و نیز در جستجوی مقدماتی از وسایل شرکت یادداشتی که حاکی از همکاری ایـن شـخص بـا سرویس اطلاعات شوروی می‌باشد، به دست آمد. در گزارش‌های منتشره از بازجویی‌ها آمده است که وی ضمن اعتراف به همکاری با سازمان جاسوسی شوروی در ایران و تحویل اسناد محرمانه، به اخـذ وسـایل وامکـانات فـنّی آموزشی و الکترونیک و عملیاتی ازسازمان جاسوسی شوروی اذعان نموده بود. او در آخرین ملاقات نیز فهرستی از ما یحتاج سازمان را تهیه نموده بود که در زمان دستگیری به دست ماموران افتاد. (5) *واکنش‌ها به دستگیری سعادتی با افشای دستگیری سعادتی توسط سازمان مجاهدین انقلاب و به نتیجه نرسیدن لابی‌های محرمانه، سازمان مجاهدین خلق از ۲۵ خرداد ۵۸ تا ۹ تیرماه آن سال بیش از ۷ اطلاعیه در حمایت از وی صادر نمود. در ادامه جوسازی‌ها در مسیر رسیدگی به این پرونده، در تیرماه ۵۸ اطلاعیه ای با امضای ۴۲ تن از شاعران و نویسندگان چپگرا از جمله احمد شاملو، سیمین بهبهانی، گلی ترقی و… منتشر شد و در حالی که خود سعادتی و سازمان ارتباط با شوروی را پذیرفته بودند، او را «گروگان آزادی در چنبر تهمت‌ها و افتراهای مرموز» خواندند و از این «عضو سازمان مترقی! مجاهدین خلق» به سالک طریق عشق یاد كرده و خواهان آزادی او شدند. همزمان جمعیت حقوقدانان نیز که در کنترل نیروهای مارکسیست مشرب بود، با ارسال نامه ای به وزیر دادگستری نسبت به شکنجه سعادتی گلایه کرده و در سناریوی جدیدی او را نه خائن بلکه نگهدارنده اسرار و اسنادی از روابط پشت پرده سازمان‌های جاسوسی غرب برای سازمان معرفی نمودند. سعادتی خود نیز در نامه ای به دادستان کل، خواستار حضور نماینده‌ای از سازمانش شد اما به رغم اشتراک این پیشنهاد از سوی گروه‌های مختلف، سازمان نماینده خود را به دادگاه وی نفرستاد تا از پیگیری قضایی و بررسی ماهوی موضوع امتناع نماید. در پی اعتراض مردم به مواضع سازمان در ۱۷ تیرماه در مشهد، اولین تیراندازی اعضاء سازمان به سوی مردم انجام شد که اگرچه تلفاتی نداشت اما نشان از آغاز رو در رو قرار گرفتن سازمان با نظام و ملت داشت؛ امری که در ۳۰خرداد ۶۰ به اوج خود رسید. (6) *سرانجام سعادتی چه شد؟ پس از بازجویی‌های متعدد روابط عمومی دادسرای انقلاب اسلامی مرکز روز ۲۴ آبان ۵۹ اعلام کرد: « بدین وسیله به اطلاع مردم مسلمان و مبارز می‌رساند پرونده اتهامی آقای سیدمحمدرضا سعادتی عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران به اتهام داشتن رابطه با جاسوس شوروی در دادگاه ویژه انقلاب اسلامی مرکز تحت رسیدگی قرار گرفت و متهم به ۱۰ سال زندان محکوم شد. » (7) برنامه‌ریزی سازمان با انفجار 7 تیر تکمیل شد که در آن، آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن از یاران نظام و انقلاب به خاک و خون کشیده شدند. همزمان با این اقدام که توسط رابطین سازمان پیشتر به اطلاع اعضای زندانی آن رسیده بود، برنامه‌ریزی شورش در داخل زندان توسط سعادتی صورت گرفت و پس اعلام خبر انفجار حزب جمهوری اسلامی، تعدادی از هواداران و اعضاء مجاهدین در زندان با شنیدن این خبر شروع به خواندن سرود و پایکوبی کردند و جو زندان را ملتهب کرده و به هم ریختند. آیت الله گیلانی و شهید لاجوردی آنها را به محوطه زندان اوین آوردند و به صحبت و نصیحت آنها پرداختند که در این مرحله افجه‌ای طبق برنامه‌ریزی قبلی و با هدایت سعادتی از موقعیت خود در میان نگهبانان زندان سوء استفاده کرده و اسلحه‌ای را از نگهبانی گرفته و به سوی محوطه خیز برمی‌دارد تا آقایان گیلانی و لاجوردی را ترور کند. کاظم افجه‌ای به دلیل فعالیت در سازمان مجاهدین خلق و ضدیت با جمهوری اسلامی دستگیر و در زندان به سر می‌برد که شهید کچویی با او به بحث نشسته بود و او نیز وانمود می‌کرد که معقول شده است و توانسته بود تا حدی اعتماد مسئولین و نگهبانان زندان را جلب نماید. به دنبال خیز افجه‌ای برای ترور، شهید کچویی متوجه رفتار وی می‌گردد و به سوی او می‌رود که با شلیک افجه‌ای به شهادت می‌رسد و او فرار کرده و از آنجا که به ورودی‌ها و خروجی‌های زندان آشنا بوده است، خود را به پشت بام ساختمان اداره زندان‌ها (دادستانی) رسانده و از آنجا خودش را پرتاب می‌کند که در اثر سقوط کشته می‌شود. افجه‌ای در کنار مسعود رجوی همزمان با ترور شهید کچویی در هشتم تیرماه، بر خلاف تحلیل سازمان که گمان می‌کردند با انفجار حزب جمهوری اسلامی، نیروهای حزب‌اللهی مرعوب می‌شوند و عناصر آنها فرصت کودتا می‌یابند و عناصر زندانی نیز با این شورش آزاد می‌گردند، فضا علیه منافقین تشدید شد و مردم در خیابانها به راهپیمایی و عزاداری پرداختند. در همین روز بود که همزمان با شورش سعادتی از داخل زندان چندین ماشین اسلحه غیر مجاز که توسط اعضای سازمان در خیابانهای تهران تردد می نمودند، شناسایی شد. شهید محمد کچویی با شکست این طرح و کشته شدن کاظم افجه‌ای، مهدی آسمان‌تاب به برنامه‌ریزی قبلی برای ترور مسئولین دادستانی و طرح آشوب در زندان اقرار می‌کند و با توجه به اقاریر سعادتی و دیگر اسناد بدست آمده، نقش سعادتی در این ترور از سوی دادگاه قطعیت می‌یابد و در مردادماه 60 به اعدام محکوم می‌شود. (8) پی‌نوشت‌ها: 1- http://www.rouzshomar.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B3%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%AF/ 2- سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، ص423 3- http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail/441/ 4- سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، ص420. 5- همان، ص 425. 6- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940511000211 7- http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail/441/ 8- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940511000211 منبع مقاله : مشرق نیوز اولین نفوذی پس از پیروزی انقلاب اسلامی text/html 2019-03-09T10:59:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری از طرخ خاورمیانه بزرگ تا پروژه نفوذ http://moahasse-ghalam.ir/post/725 <p>گفتمان جمهوری اسلامی به‌عنوان یک الگوی هویتی و ارزشی متفاوت، همواره در مقابل گفتمان نظام سلطه قرار داشته است. پس سیاست مهار و مدیریت ایران با چشم‌انداز حداکثری تغییر نظام همواره در دستور کار آمریکا قرار داشته است. این موضوع البته در مقاطعی با رویکرد سخت نظامی و در مقاطعی مانند فتنه‌ی ۸۸با استفاده از الگوی براندازی نرم، پیگیری شده است. بر همین اساس، نباید انتظار داشت که حتی پس از توافق هسته‌ای نیز ایالات‌متحده به روند دشمنی و سیاست‌های مبتنی بر مهار، نفوذ، تغییر رفتار و براندازی نظام جمهوری اسلامی خاتمه دهد، بلکه به‌عکس، شواهد نشان می‌دهد که نظام سلطه مترصد فرصتی است تا از فضای سیاسی و اقتصادی ناشی از برجام حداکثر استفاده را ببرد و طراحی‌های خود را علیه جمهوری اسلامی ایران تعمیق بخشد. درست به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار امروز خود با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۲۵ شهریور) با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «در زمینه‌ی سیاسی نیز بیگانگان به‌دنبال نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد، نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی هستند که در صورت تحقق این توطئه، جهت‌گیری‌ها، تصمیمات و حرکت عمومی کشور، بر اساس خواست و اراده‌ی بیگانگان، تنظیم و اجرایی خواهد شد.» همه‌ی گام‌های این مبارزه‌ی راهبردی نفوذ برای این صورت می‌گیرد که آمریکا بتواند از فضای به‌وجودآمده، به تغییر در معادله‌ی قدرت و سیاست داخلی ایران برسد؛ امری که هرچند در اظهارات علنی مقامات آمریکایی به آن اشارتی می‌شود، اما در واقع بیش از هر چیزی بر آن حساب و تمرکز کرده‌اند که این فضا، مقدمه‌ی نفوذ و سپس براندازی جمهوری اسلامی باشد، نه مقدمه‌ی پذیرش این کشور به‌مثابه‌ی یک قدرت هسته‌ای. پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»۱ در واقع برجام و افزایش تعامل با ایران از دید آن‌ها بیش از آنکه به‌معنای راه یافتن ایران به جامعه بین‌المللی باشد، به‌معنای راه یافتن آمریکا به درون ایران است.۲ با توجه به این توضیحات می‌توان فرایند و هدف‌گذاری این نفوذ را در این موارد تشریح نمود: 1. تغییر در دستگاه محاسباتی نظام تلاش برای تغییر ادراک و اخلال در دستگاه محاسباتی تصمیم‌گیری و یا تصمیم‌سازی نظام جمهوری اسلامی از جمله رویکردهایی بوده است که همواره در کوران حوادث سیاسی، توسط نظام سلطه علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این رویکرد در نگرش راهبردی نظام سلطه به‌ویژه معطوف به مقاطعی است که آن‌ها احساس می‌کنند در برخی از قسمت‌های ساختار سیاسی کشور اشتیاقی جهت تعامل با غرب وجود دارد. لذا عمده‌ی تمرکز این رویکرد بر دولتمردان سیاسی است و اساساً با استفاده از مجموعه‌ای از رویکردهای سخت و نرم، تلاش می‌کند نخبگان سیاسی کشور را در مسیر اهداف غرب هدایت کند و استحاله‌ی نظام را رقم بزند. نظام سلطه برای پیشبرد این روند، از طرح فروپاشی شوروی برای جمهوری اسلامی ایران بهره می‌گیرد که سابقه‌ی به‌کارگیری آن را می‌توان در اواسط دهه‌ی هفتاد شمسی نیز ملاحظه کرد. بر این مبنا، تلاش کرده‌اند رویکرد نخبگان سیاسی کشور را با اعمال فشارها و تهدیدات فزاینده به‌سویی تغییر دهند که آنان احساس کنند «هزینه‌ی» تقابل با غرب و ایستادگی بر آرمان‌های انقلاب اسلامی، بسیار بیشتر از «فایده‌های» آن است. همین ایده و وجود گروه‌های سیاسی برانداز داخلی با سابقه‌ی انقلابی، زیربنای پروژه‌ی انقلاب رنگی نیز به‌شمار می‌آید؛ امری که مقام معظم رهبری با شناخت روند برنامه‌ریزی‌های نظام سلطه، بیان داشتند: «تنها امید دشمنان این است که انقلاب به دست کسانی به شکست برسد که خود در انقلاب نقش داشتند.»۳ بنابراین همان‌طور که در دوران مقاومت برای افزایش دارایی‌های چانه‌زنی در پرونده‌ی هسته‌ای، تحریم‌های اقتصادی و فتنه‌های داخلی سیاسی برای تغییر ادراک سیاسی و سرگشتگی ساختار تصمیم‌گیری کشور طراحی شد، در دوران پس از برجام (در صورت تصویب) نیز گزینه‌های افزایش فشارهای منطقه‌ای، تغییر ذائقه‌ی فرهنگی و چماق تحریم‌ها، همان کارکرد تغییر ادراک را پیگیری می‌کند. هدف آن است که جمع‌بندی مسئولان جمهوری اسلامی به این‌سو معطوف گردد که در صورت ارزش‌مداری در سیاست داخلی و خارجی، با فشارهای خارجی زیاد و احتمال گسترش اعتراضات داخلی مواجه خواهند شد. 2. تقویت شبکه‌ی حامیان غرب در داخل این مشروط‌سازی و محدودسازی سیاست داخلی کشور، به‌طور مستقیم منجر به تقویت جناح‌های سیاسی غرب‌گرا خواهد شد و گام بعدی طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی در ایران است. در واقع همه‌ی این اقدامات با هدف تهی کردن ساختار نظام از محتوای ارزشی آن صورت می‌گیرد. همان‌گونه که این تصور باطل در دوران اصلاحات نیز به وجود آمد و در همان زمان نیز رهبر معظم انقلاب با اشاره به وجود یک طرح همه‌جانبه‌ی آمریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، چنین بیان داشتند: «این طرح، طرح بازسازی‌شده‌ای است از آنچه که در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد. به نظر خودشان می‌خواهند همان طرح را در ایران اجرا کنند. دشمن این را می‌خواهد.»۴ اما به‌هرصورت آمریکا در قالب الگوی نفوذ، تلاش می‌کند تا طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی را در جمهوری اسلامی نیز پیگیری نماید. بر همین اساس، اندیشکده‌ی «بنیاد دفاع از دموکراسی» در گزارشی صراحتاً به این موضوع اشاره می‌کند که «در توافق هسته‌ای، این جنبه‌ی مثبت وجود دارد که شاید این توافق برایمان تنها ده سال زمان به‌منظور نابود ساختن حکومت ایران خریده باشد. با در نظر داشتن این مسئله، این مدت‌زمان باید به‌طور کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. تکرار موضع ایالات‌متحده درباره‌ی تضمین فروپاشی پرده‌ی آهنین، یک نقطه‌ی آغاز محسوب می‌شود. آنچه در فاصله‌ی سال‌های ۸۰-۱۹۷۹در لهستان اتفاق افتاد، یک نمونه‌ی برجسته قلمداد می‌شود. اعتصاب سال ۱۹۸۰ در کارخانه‌ی کشتی‌سازی لنین در گدانسک، در نهایت به فروپاشی امپراتوری شوروی منجر شد. ایالات‌متحده می‌بایست از فضای به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌ای با ایران استفاده کرده و شبکه‌ی حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی در ایران به وجود آورد. در واقع توافق هسته‌ای کنونی، فرصت منحصربه‌فردی را برای تمرکز بر تغییر ایران به دست می‌دهد.»۵ این همان موضوعی است که می‌توان در گفتار دولتمردان آمریکایی از جمله باراک اوباما و جان کری نیز مشاهده کرد. جان کری در دوم مرداد گذشته در شورای روابط خارجی آمریکا، با اظهار اینکه آمریکا نسبت به آینده‌ی ایران حساب باز کرده است، بیان داشت: «من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد، جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی در کشورها رخ خواهد داد.»۶ 3. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی شاید بتوان یکی از مهم‌ترین راه‌های نفوذ را، نفوذ در حوزه‌ی «فرهنگ» جامعه و به‌ موازات آن، زمینه‌سازی برای تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه دانست. همان‌گونه که «جوزف نای» با خوشحالی از شلوارهای جین آبی جوانان شوروی یا پخش سریال‌های آمریکایی در تلویزیون نیکاراگوئه در حین تضاد با حکومت آمریکا و آهنگ و شوهای تلویزیونی، به‌عنوان اثرات و منابع قدرت نرم آمریکا یاد می‌کرد،۷ اینک نیز همان الگوی فرهنگی برای تغییر ارزش‌های فردی و سبک زندگی جامعه‌ی ایرانی به کار می‌رود. این تهدیدات نرم‌افزاری که رهبر انقلاب از آن‌ها تحت عنوان «ناتوی فرهنگی» نام برده‌اند، برای کسب قدرت سیاسی با ابزار تخریب اخلاق، مصرف‌گرایی، بی‌اعتنایی به هویت ملی، دلبستگی به ارزش‌های آمریکایی و... اعمال می‌شوند. این شکل از تهدیدات در کوتاه‌مدت در قالب مسائلی چون مهاجرت نخبگان و تنش‌های سیاسی به‌شکل اغتشاش در مشروعیت، انسجام و ظرفیت نظام‌های سیاسی به‌عنوان مؤلفه‌های نرم امنیتی، بروز می‌کند، ولیکن در بلندمدت با تغییر در ذائقه‌ی عمومی جامعه، به تزلزل اساسی در آن مؤلفه‌های نرم امنیتی و تغییر در جهت‌گیری‌های کلان یک جامعه می‌انجامد. به نظر می‌رسد یکی از اولین گام‌ها در فرایند تغییر ذائقه‌ی فرهنگی، اخبار حضور و فعالیت مک‌دونالد در کشور است. نمادسازی مبتنی بر مک‌دونالد، تعبیری جز پذیرش سبک زندگی آمریکایی ندارد. نتیجه‌ی این سه رویکرد آن است که فضای افکار عمومی و سیاست داخلی کشور به‌شدت مشروط می‌گردد؛ چراکه در واقع مشروط‌سازی فضای سیاسی داخل کشور و جهت‌دهی به انتخاب مردمی، دو نتیجه‌ی طبیعی در پی خواهد داشت: اولاً تغییر در ادراک سیاسی تصمیم‌گیران نظام و ثانیاً هموارسازی برای قدرت یافتن نخبگان غرب‌گرا. پی‌نوشت‌ها: *دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل ۱.هارل، پیتر، باید به‌دنبال ترویج اصلاحات سیاسی در ایران پساتوافق باشیم/ ارتباط با نهادهای غیردولتی و مدنی ایران باید تقویت شود، به نقل از مؤسسه‌ی مطالعات آمریکا، قابل رؤیت در: ۳ http://asipress.ir/vdci۵wa۳.t۱aqw۲bcct.html 2. محمدی، مهدی، هشدارهای امنیت ملی در فضای پساتوافق، روزنامه‌ی وطن امروز، ۲۶ مرداد ۱۳۹۴. ۳. بیانات رهبر معظم انقلاب در دانشگاه علم و صنعت، ۲۴ آذر ۱۳۸۷. ۴. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، ۱۹ تیر ۱۳۷۹. 5. Weinthal, Benjamin, Analysis Iran Nuclear agreement wont improve Human Rights, Foundation for Defense of Democracies, ۲۳jul۲۰۱۵, available in: http://www.defenddemocracy.org/media-hit/benjamin-weinthal-analysis-iran-nuclear-agreement-wont-improve-human-rights ۶. http://www.state.gov/secretary/remarks/۲۰۱۵/۰۷/۲۴۵۲۵۳.htm Obama Barak, we are prepared to use all elements of our power to secure our interests in the middle east, Al SharghAwsat, available in: http://english.aawsat.com/۲۰۱۵/۰۵/article۵۵۳۴۳۴۲۲/obama-we-are-prepared-to-use-all-elements-of-our-power-to-secure-our-interests-in-the-middle-east 7. جوزف نای، قدرت نرم، ترجمه‌ی محمد حسینی‌مقدم، فصلنامه‌ی راهبرد، شماره‌ی ۲۹، پاییز ۱۳۸۲. منبع مقاله : Khamenei.ir / نویسنده: عبدالله مرادی از طرح خاورمیانه بزرگ تا پروژه نفوذ </p> text/html 2019-03-09T10:57:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری روحیه تنوع تلبی http://moahasse-ghalam.ir/post/724 <p>هیأت» را می‌توان قدیمی‌ترین تشکل دینی و سیاسی در جامعه‌ی ایران دانست. نقش هیأت‌ها در مبارزه علیه رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، و پس از آن تا به امروز در عرصه‌های مختلف دینی و فرهنگی و سیاسی بر کسی پوشیده نیست. رهبر انقلاب هیأت‌ را به مثابه «کلاس درس» دانسته و معتقدند: « هیئت‌های مذهبی باید کلاس درس باشند؛ یعنی اگر کسی ده جلسه یا یک دهه رفت پای منبری نشست، آخر دهه احساس کند یک مطلب را فهمیده است... این جزء نقص‌های کنونی کشور ماست.» با حاج مهدی سلحشور، مداح اهل بیت علیهم‌السلام درباره‌ی ویژگی‌های هیأت، کارکردهای آن، آفت‌های کنونی آن، و همچنین اهمیت نقش هیئت‌ها در مبارزه با نفوذ فرهنگی دشمن به گفت‌وگو نشستیم. چه مؤلفه‌هایی در هیئت و عزاداری سیدالشهدا وجود دارد که می‌تواند توده‌ی مردم را جذب خود کند؟ تفاوت هیئت‌های مذهبی با سایر تشکل‌های دینی، فرهنگی و سیاسی در چیست؟ در نگاه اول، هیئت سیدالشهدا یک کانون جوشان محبت و عاطفه است، هیئت یعنی محل قرار دل‌ها در این دنیای پرازدحام و عصر آهن. آن چیزی که روح و صفا می‌بخشد به جان‌ودل یک انسان، محبت و عاطفه است؛ آن‌هم محبتی از جنس نور از چشمه‌ی زلال اهل‌بیت علیهم‌السلام و به‌نظر هیئت ارضاکننده‌ی این بُعد بسیار مهم در زندگی بشر است. دومین مؤلفه‌ی جذاب هیئت، ارضای بُعد آرمان‌گرایی انسان است. روضه یعنی ترسیم حالات عمیق و دردناک یک انسان کامل در راه رسیدن به یک هدف والا و قدسی و بلکه سوق دادن همه‌ی بشریت به آن قله‌ی کمال. اینکه سیدالشهدا روز عاشورا طفل شیرخواره‌اش را روی دست گرفت و آمد وسط میدان بلا، یعنی نقطه‌ی اوج بشریت، یعنی یک انسان کامل با تمام سرمایه به مصاف تمام زشتی‌ها می‌رود و با شهادت علی‌اصغرش، فضاحت جبهه‌ی باطل و حقانیت جبهه‌ی حق را اثبات می‌کند. این یعنی نجات بشریت که در زیارت اربعین هم آمده است: «و بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِیرَة الضَّلالَه» خونش را بهای بیداری و نجات ما کرد. سومین مؤلفه، همین شور و به ‌تعبیر امام خمینی رحمه‌الله‌علیه هیاهوست. حضرت امام رحمه‌الله‌علیه می‌فرمودند: هر مکتبی که پایش سینه‌زن نباشد، نمی‌ماند. این شور و هیاهو خودش جذابیت هدفمند خاصی را به‌دنبال دارد. این اوج عاطفه است که انسان از غم عزیزش بر سر و سینه بزند. چهارمین مؤلفه اینکه هیئت محلی برای ابراز مودت به اهل‌بیت و رسیدن به همدلی، تفاهم، برادری و صمیمیت است. اینکه جمعی در یک نقطه‌ی مشترک با هم احساس شراکت عمیق دارند و برای آن ابراز همدردی می‌کنند، خود از جذابیت‌های هیئت است. اصلاً دیدن این صورت‌های خیس از اشک، یک جاذبه‌ی ویژه است که برکت‌های فراوان دارد. یک عده مست و سرخوش و بی‌خبر از جامعه تربیت می‌شوند و به گمان اینکه نوکر اهل‌بیت هستند، دچار توهم معنویت می‌شوند، درحالی‌که هیچ حرکت و جنبشی مشاهده نمی‌شود. هیئت رفتن این عده فقط جنبه‌ی تخلیه کردن عواطف و احساسات پیدا می‌کند. هیئت مخدر یعنی هیئتی که انسان را مست و مدهوش و بی‌خبر و بریده از امام حسین علیه‌السلام بار می‌آورد. به‌عنوان پنجمین مؤلفه باید بگویم هیئت یک مأمن امن و پناهگاه مطمئن است که نقش بسیار سازنده‌ای در تأمین امنیت و آرامش دارد. در زیارت جامعه هم آمده است که اهل‌بیت «کهف‌الوری» هستند. ششمین مؤلفه که وجه تمایز هیئت با سایر تشکل‌های مذهبی و فرهنگی است، درونی و جوششی بودن آن است، برخلاف تشکل‌های دیگر که نوعاً دستوری و بیرونی و فرمایشی هستند. آنچه هیئت را هیئت می‌کند و باعث تجمع قلوب می‌شود، همین علقه‌ی درونی و پیوند فطری با سیدالشهداست. کسی این ظرفیت را ندارد که این موج عظیم تجمع را با هر امکانات و ابزاری ایجاد کند. اینکه ائمه به ما گفته‌اند: «إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً»، حکایت از این حرارت درونی ناگفتنی دارد که امتیاز ویژه و منحصربه‌فرد هیئت است. این شش مؤلفه باعث جذب توده‌ی مردم به هیئت می‌شود و تفاوت هیئت با تشکل‌های دیگر را به‌طور کامل نشان می‌دهد. آفت‌هایی که هیئت‌های کنونی را تهدید می‌کند، کدام‌ هستند و چگونه می‌توان بر آن‌ها فائق آمد؟ برخی آفات درونی هستند؛ یعنی مربوط به محدوده‌ی خود هیئت و جبهه‌ی خودی است و برخی آفات بیرونی و از ناحیه‌ی دشمن‌اند. آفات درونی را می‌توان این‌طور تقسیم کرد که برخی از آن‌ها مربوط به محتوای هیئت هستند و برخی مربوط به شکل و قالب آن. آن دسته از آفات درونی که مربوط به محتوای هیئت است، ناشی از عدم توازن یا حتی تغافل در هریک از سه عنصر اساسی محتوای مداحی‌هاست که حضرت آقا فرمودند و آن سه عنصر عقل، حماسه و عاطفه هستند. متأسفانه بعضی این سه عنصر را به‌طور کامل ادا نمی‌کنند و این منجر به کم‌اثر یا بی‌اثر شدن کار یا موجب بروز رخدادهای بدی می‌شود. برای مثال، اینکه ما فقط بر عاطفه تکیه کنیم و صرف اشک گرفتن برای ما ارزش باشد، یکی از آفت‌هاست. آن‌وقت متوسل به هر روشی برای اشک گرفتن می‌شویم. بنابراین عدم رعایت تعادل این سه عنصر باعث به وجود آمدن یک خطر بزرگ برای هیئت‌ها می‌شود و آن خطر «تخدیر» هیئتی‌هاست. به این معنا که یک عده مست و سرخوش و بی‌خبر از جامعه تربیت می‌شوند و به گمان اینکه نوکر اهل‌بیت هستند، دچار توهم معنویت می‌شوند، درحالی‌که هیچ حرکت و جنبشی مشاهده نمی‌شود. هیئت رفتن این عده فقط جنبه‌ی تخلیه کردن عواطف و احساسات پیدا می‌کند. بلاتشبیه کاری که موادمخدر می‌کند این است که انسان را در توهم و بی‌خبری قرار می‌دهد. هیئت مخدر یعنی هیئتی که انسان را مست و مدهوش و بی‌خبر و بریده از امام حسین علیه‌السلام بار می‌آورد. درحالی‌که انسان خودش هم متوجه نیست و خدای‌نکرده مشمول این آیه‌ی قرآن کریم می‌شود: «قُل هَل نُنَبِّئُکُم بِالاَخسَرینَ اَعمالًا، اَلَّذینَ ضَلَّ سَعیُهُم فِى الحَیوةِ الدُّنیا وَ هُم یَحسَبونَ اَنَّهُم یُحسِنونَ صُنعًا»؛ زیانکارترین گروه انسان‌ها کسانی هستند که فکر می‌کنند آدم‌حسابی هستند، نوکرند، غلام‌اند، مداح‌اند، سینه‌زن‌اند، اما در واقع نیستند. این «یحسبون انهم یحسنون صنعا» یعنی تخدیر. این خطرناک‌ترین آفت درونی هیئت در بخش محتوایی است. اما آفات درونی که مربوط به شکل و قالب هیئت‌هاست و ممکن است دامن‌گیر همه‌ی ارکان هیئت، یعنی سخنران، مدیر، مداح و مستمعین باشد، آفاتی مانند حسادت‌های منفی، شهرت‌طلبی‌ها، اسراف، ریخت‌وپاش و همچنین آنچه مربوط به شخص مداح است، برجسته‌تر است که در حوزه‌ی فنی مانند سبک‌ها و اجرای آن‌ها مشاهده می‌شود. باید از سبک‌های آلوده پرهیز کرد. تعبیر رهبر معظم انقلاب در این موضوع بسیار عالی است که می‌فرمایند محتوای عالی و قدسی را در ظرف آلوده و نجس نباید ریخت. اما آفاتی که از ناحیه‌ی بیرون، یعنی دشمن، دامن‌گیر هیئت می‌شود نیز بسیار مهم است، چون هیئت‌ها بسیار در جنگ نرم مؤثر و کارآمد هستند و اصلاً به تعبیری می‌توان گفت انقلاب ما یک انقلاب هیئتی بود و از هیئت‌ها رشد و نمو پیدا کرد. قطعاً دشمن برای صدمه زدن به این سنگر مهم و منحصربه‌فرد تمام تلاشش را خواهد کرد. اگر توانش این امکان را بدهد که مانع برگزاری هیئت شود، قطعاً مضایقه نمی‌کند که الحمدالله و به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و خون شهدا، هرگز این امکان را ندارد. اما دشمن درصدد تضعیف، تخریب و نفوذ در آن‌ها و خنثی کردن آن‌ها هست و خواهد بود. رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود می‌فرمایند: «هیئت‌های مذهبی باید کلاس درس باشند؛ یعنی اگر کسی ده جلسه یا یک دهه رفت پای منبری نشست، آخر دهه احساس کند یک مطلب را فهمیده است... این جزء نقص‌های کنونی کشور ماست.» برای حل این موضوع که از دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب است، چه باید کرد؟ بله، واقعاً هیئت یعنی کلاس درس و حتی حضرت آقا در یکی از دیدارهایشان با مداحان فرمودند مداحی یعنی معلمی. به نظر می‌رسد یک کلاس موفق و پرثمر باید دارای این خصوصیات باشد: اول خود معلم باید شاخصه‌های لازم را داشته باشد. مداحی به‌مثابه‌ی معلمی زمانی به ثمر می‌نشیند که مداح دارای منظومه‌ی فکری و شناخت و مطالعات دینی با تکیه بر منابع اصیل دینی مانند آثار امام خمینی رحمه‌الله‌علیه، رهبر معظم انقلاب، شهید مطهری، آیت‌الله مصباح و سایر بزرگان باشد. مداح تا خود شاگردی علما و بزرگان دین را نکند، نمی‌تواند جریان‌ساز و معلم باشد. در یک کلاس درس، مواد آموزشی و اهداف آن ترسیم شده است، اما متأسفانه در هیئت مشکل بزرگی داریم. حرکت هیئت‌ها مبنی بر یک برنامه‌ی منسجم و نظام‌مند که از یک اتاق‌فکر تراز انقلاب اسلامی نشئت گرفته باشد، نیست. البته حرکت‌هایی انجام گرفته است، ولی به‌هیچ‌وجه راضی‌کننده و کافی نیست و باید هرچه زودتر برای این داستان فکری شود. مداح باید روی روضه و سینه‌زنی کار عمیق کرده باشد. علاوه بر اینکه چیزهایی بخواند که براساس منابع اصیل دینی باشد. باید مخاطبش را هم جلو ببرد؛ یعنی مخاطب بعد از یک دهه شرکت در هیئت، یک گره از گره‌های ذهنی‌اش باز شده یا مطلبی جدید آموخته باشد. مداح باید روی روضه و سینه‌زنی کار عمیق کرده باشد. علاوه بر اینکه چیزهایی بخواند که براساس منابع اصیل دینی باشد. باید مخاطبش را هم جلو ببرد؛ یعنی مخاطب بعد از یک دهه شرکت در هیئت، یک گره از گره‌های ذهنی‌اش باز شده یا مطلبی جدید آموخته باشد. مداحی یک هنر است. مداح علاوه بر مطالبی که به‌صورت عیان ذکر می‌کند، باید روی ضمیر ناخودآگاه مخاطب هم کار کند. به‌طور مثال، رهبر معظم انقلاب که نگاه‌ها و مبانی ایشان مبتنی بر قرآن و سیره‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام است، بارها پیرامون تکریم نسل جوان، تأثیر نسل جوان در حل بحران‌ها و استفاده از جوان در مسائل و کارهای محوری و مهم، سخنانی را فرموده‌اند. سیره‌ی سیدالشهدا علیه‌السلام را هم که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که سیدالشهدا در ماجرای کربلا برای جوانان یک نقش محوری تعریف کرده‌اند. جوانان آن دوره هم به‌خوبی توانسته‌اند در موقعیت‌های حساس نقش ایفا کنند و این در منابع و مقاتل واقعاً مشهود است. وقتی مداح این مسئله را متوجه شد و از آن در روضه‌ی خود بهره گرفت، آن‌وقت روضه‌ای که می‌خواند، درحالی‌که عمیق و اصیل است، ناظر به مسائل روز جامعه و مثل یک کلاس درس است که به مخاطب به شکل غیرمستقیم می‌گوید ببین سیدالشهدا چگونه برای جوانان ارزش قائل بود و به آن‌ها مسئولیت می‌سپرد، ببین جوانان بنی‌هاشم در موقعیت‌های حساس و بحرانی کربلا چگونه به‌صورت موفق نقش‌آفرینی کردند. اگر می‌خواهی امروز حسینی باشی، باید این‌گونه باشی. آن‌وقت هیئت می‌شود کلاس درس. همچنین هیئت باید علاوه بر جلسات عمومی که دارد، یک‌سری کلاس‌های خصوصی‌تر در وقتی گسترده‌تر داشته باشد که در آن‌ها مباحثی را مطرح کنند که احتیاج به بسط بیشتری دارند و عمیق‌تر هستند. رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود می‌فرمایند: «هیئت‌ها نمی‌توانند سکولار باشند. هیئت امام حسین سکولار ما نداریم! هر کس علاقه‌مند به امام حسین است، یعنی علاقه‌مند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است. معنای اعتقاد به امام حسین است.» رابطه‌ی هیئت با اسلام سیاسی چگونه است؟ چرا هیئت‌ها نمی‌توانند سکولار باشند؟ سیاست به‌معنای درست یعنی جهت‌گیری علمی و عملی علیه جبهه‌ی ظلم، یکی از عناصر ضروری و حیاتی نهضت امام حسین علیه‌السلام است و اگر این نباشد، اصلاً انقلاب امام حسین معنا ندارد. هرکس علاقه‌مند به نام و یاد امام حسین علیه‌السلام است، باید مرام حسین علیه‌السلام را پیاده کند. سیاست‌زدایی از هیئت‌ها، به ‌تعبیر شهید مطهری در کتاب «حماسه‌ی حسینی»، یعنی مسخ کردن هیئت‌ها، یعنی خنثی و بی‌اثر کردن هیئت‌ها و جالب است که خود شهید مطهری می‌فرمایند: اگر این‌طور شد، خود یزیدها، عمربن‌سعدها اگر زنده بودند، مانند هیئت ما، بلکه باشکوه‌تر از این‌ها هیئت می‌گرفتند، چون اساساً این هیئت برای آن‌ها ضرری ندارد. رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود پیرامون این موضوع، این‌گونه می‌فرمایند که یکی از خصوصیات ائمه‌ی طاهرین این بوده که همه‌ی آن‌ها مبارزین و مجاهدین فی‌سبیل‌الله بودند. یکی از ائمه‌ی طاهرین را سراغ ندارید که این‌ها در موضع مجاهدت و مبارزه قرار نداشته باشد. وقتی ائمه‌ی اطهار به این شکل اهل مسائل سیاسی و مبارزه بوده‌اند و اصل حرکت امام حسین برای مبارزه با سکولاریسم بوده است، ما چطور می‌توانیم سکولار باشیم. سیدالشهدا در قیامش می‌خواست استکبار آن زمان را نابود کند و بخش اجتماعی را اصلاح کند و نشان دهد که اسلام به مسائل اجتماعی کار دارد. قیام سیدالشهدا تبلور واقعی مبارزه با سکولاریسم است. آن‌وقت ما چگونه می‌توانیم هیئت سکولار داشته باشیم؟ چگونه می‌توانیم در هیئتمان به مسائل اجتماعی کار نداشته باشیم؟ چنین چیزی امکان ندارد. هیئت‌ها چگونه می‌توانند پرده از نقشه‌ی دشمن در تحولات روز بردارند؟ چگونه می‌توانند در برابر نفوذ فرهنگی دشمن، سد ایجاد کنند؟ اگر هیئت با این شاخصه‌ها و مأموریت‌ها که ذکر کردیم، برگزار شد و جبهه‌ی حق و باطل را به‌درستی ترسیم کرد و مصادیق به‌روز آن را ارائه داد و به مخاطب فهماند که امروز هم جریان حسینی و جریان یزیدی داریم و مخاطب را به این سمت هدایت کرد که ولایت‌فقیه نقش جریان حسینی را امروز ایفا می‌کند و استکبار به‌سرکردگی آمریکا و صهیونیسم، جریان یزیدی امروز است، آن‌وقت مستمع خودش مسیر حق را پیدا می‌کند. همان‌طور که در زیارت عاشورا می‌خوانیم، «اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ». اگر این‌طور باشیم، یعنی «آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ» را درست فهمانده‌ایم، تمام آن شور و هیجان و عاطفه و تجمع و آن ظرفیت‌های عظیم علیه یزیدی‌های زمان به‌صورت خودجوش بسیج خواهند شد. هیئات چگونه می‌توانند در مقابل نفوذ فرهنگی دشمن سد ایجاد کنند؟ حضرت آقا در یک دیداری فرموده بودند که هیئت یعنی سنگر خود را حفظ کنیم. پس در عرصه‌ی مبارزه‌ی فرهنگی و جنگ نرم، از نگاه حضرت آقا، هیئت سنگر است، یک سنگر منحصربه‌فرد و ویژه که هم در مرحله‌ی شناسایی و رصد کردن معضلات فرهنگی باید فعال باشد و هم در زمینه‌ی راهکارهای عملیاتی برای مبارزه با آن‌ها باید قدم بردارد. هیئت اجتماعات بزرگی به راه می‌اندازد و وظیفه دارد که در این اجتماعات فرهنگ‌ساز باشد و فرهنگ جریان سیدالشهدا علیه‌السلام و خصوصیات جریان یزید امروز را تبیین کند. یکی از راهکارهای جریان یزید در زمان ما، نفوذ فرهنگی است و هیئت باید با تبیین خط اصیل سیدالشهدا و مسائل روز، آن را تبیین کند. حضرت آقا در یک دیداری فرموده بودند که هیئت یعنی سنگر خود را حفظ کنیم. پس در عرصه‌ی مبارزه‌ی فرهنگی و جنگ نرم، از نگاه حضرت آقا، هیئت سنگر است، یک سنگر منحصربه‌فرد و ویژه که هم در مرحله‌ی شناسایی و رصد کردن معضلات فرهنگی باید فعال باشد و هم در زمینه‌ی راهکارهای عملیاتی برای مبارزه با آن‌ها باید قدم بردارد. با شاخص‌هایی که برای هیئت ذکر کردیم، باید گفت هیئت سنگر و سد در برابر نفوذ است. اما اگر هیئتی شاخصه‌های کافی یا حداقلی را نداشت، خودش می‌شود محل نفوذ. معقل شخصی از افراد دستگاه ابن‌زیاد بوده است. باید درباره‌ی او مطالعه کنیم تا بحث نفوذ در هیئات را بهتر متوجه شویم. ابن‌زیاد به «معقل» که از افراد دستگاه خود بود، مقدار زیادی پول داد و گفت در شهر کوفه در میان افراد نهضت حسین‌بن‌علی علیه‌السلام برو به آن‌ها پول بده و بگو برای نهضت خرج کنند و به آن‌ها وانمود کن که تو از آن‌ها هستی: «واعلمهم انک منهم» و به این وسیله در بین آن‌ها نفوذ کن. معقل هم در بین افراد نهضت امام حسین علیه‌السلام رفت و به آن‌ها پول داد و القا کرد که از آن‌هاست و از اسرار آن‌ها باخبر شد و به همین وسیله توانست به مخفیگاه مسلم در شهر کوفه دست پیدا کند و منجر به شهادت مسلم شد. امروز هم عده‌ای در بین هیئتی‌ها می‌آیند و به آن‌ها پول می‌دهند و می‌گویند هرچقدر دیگر هم می‌خواهید به شما پول می‌دهیم، اما در هیئت‌تان کار به مسائل روز، ولایت‌فقیه، شهدا و امثال این مسائل نداشته باشید و ایجاد اختلاف در بین شیعه و اهل تسنن کنید. این مدل جدید نفوذ در هیئات است. پس این هیئت با شاخصه‌هایی که ذکر کردیم، می‌شود سنگری منحصربه‌فرد برای خواص فرهنگی دغدغه‌مند با تفکر حسینی و انقلابی و جهادی که به تعبیر آقا، انگشت اشاره‌ی امام حسین علیه‌السلام را هم می‌تواند بفهمد و در آن مسیر حرکت کند. هیئت با دشمن‌شناسی نافذ خود می‌تواند با رصد کردن دشمن با هرگونه نفوذی از طرف دشمن مقابله کند که این کار نیاز به تشکیلات و اتاق‌فکر دارد. نهایتاً اینکه هیئت نمی‌تواند نسبت به مسائل فرهنگی روز منفعل و بی‌موضع باشد. گفتمان‌سازی، مبارزه با صهیونیسم و مبارزه با دشمن باید جزء لاینفک هیئت امام حسین علیه‌السلام باشد. منبع: khamenei.ir </p> text/html 2019-03-09T10:55:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری مقابله با نفوز فرهنگی غرب http://moahasse-ghalam.ir/post/723 <p>رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای روز ۲۵ شهریور در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران فرمودند: «نفوذ فرهنگی و سیاسی خطرناک‌تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است؛ دشمن بدنبال دگرگون کردن باورهای جامعه است» در این زمینه، دیدگاه دو هنرمند درباره تعریف نفوذ فرهنگی و راه‌های مقابله با آن را می‌خوانید: نیاز به تقویت مبانی هنر انقلاب احمد شاکری نویسنده و منتقد ادبی در گفت‌وگو با کیهان گفت: نفوذ فرهنگی که جلوه غالب آن نفوذ هنری است، همواره با یک نوع نفوذ علمی و پس زمینه نظری همراه بوده است. ادبیات و هنر انقلاب اگر می‌خواهد با نفوذ فرهنگ و هنر غربی مقابله کند، راهش تنها تولید هنر دینی و انقلابی نیست، بلکه راه این است که هم هنر دینی و انقلابی تولید شود و هم نظریه دینی و انقلابی هنر تقویت شود. نویسنده کتاب «انجمن مخفی» توضیح داد: عرصه هنر، یکی از مهم‌ترین مجاری نفوذ فرهنگی غرب بوده است. هم اکنون نیز ابزارهایی چون شبکه‌های ماهواره ای، فیلم‌های سینمایی، آثار هنری و مکتوب و ... ابزارهایی برای ورود و انتشار فرهنگ غربی به عنوان یک فرهنگ مهاجم هستند. اما آنچه مهم است اینکه نمی‌توان این ساحت را از نفوذ علمی جدا کرد. به این معنی که جریان هنر غربی همواره در کنار توسعه و تبلیغ، خود را تئوریزه کرده است. مبانی فکری و نظری هنر غربی بسترهای لازم را برای ورود، تحمیل و ترویج آن فراهم می‌کند. به عنوان مثال در عرصه ادبیات داستانی که قدمتش در کشور ما چندان زیاد نیست یکی از مجاری نفوذ فرهنگی، ترجمه آثار متعدد ادبیات غرب است که در کنار آن، آثاری هم توسط شبه روشنفکرها تألیف شده است. وی با طرح این پرسش که چه چیزی موجب ماندگاری و تثبیت این گونه آثار در فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی ما شده است؟ بیان داشت: یک وجه این قضیه بطور طبیعی اتفاق می‌افتد یعنی مخاطب عام وقتی با این آثار ارتباط برقرار می‌کند، به صورت غیرخودآگاه و نامحسوس از آنها تأثیر می‌پذیرد. اما وجه دیگر این است که همین آثار، پیوند گسست ناپذیری با مبانی تئوریک ادبیات اومانیستی دارند. نویسنده «عریان در برابر باد» تصریح کرد: به صورت مشخص، دانشگاه‌ها و محافل علمی ما باید به تقویت هنر دینی و انقلابی در برابر هنر نفوذگر کمک کنند. چون جریان هنر دینی و انقلابی باید پایه و مبانی فکری داشته باشد. این درحالی است که محافل علمی و آکادمیک ما آثار دینی و انقلابی را هم با مبانی غربی تحلیل می‌کنند. به همین دلیل هم خصائص مهم در این آثار را یا نادیده می‌گیرند یا تضعیف می‌کنند. شاکری تأکید کرد: ممکن است بدون نظریه هم بتوانیم آثاری را خلق کنیم، اما نتیجه، آثاری مجمل خواهد بود. تضمین‌کننده بقای هنر و سدی که می‌خواهیم در برابر تهاجم ایجاد کنیم، تولید فکر است. ساحتی که متأسفانه بسیار کم به آن پرداخته شده است. همیشه مسئله ما تولید هنر و ادبیات انقلابی و دینی بوده است و کارهای خوبی هم خلق شده است، اما مسئله نظریه پردازی در ساحت هنر، چندان جدی نبوده و کارهایی هم که انجام شده، جریان ساز نبوده است. معضل انفعال فرهنگی سیدمسعود شجاعی طباطبایی کاریکاتوریست، مدیرمسئول نشریه کیهان کاریکاتور و مدیر خانه کاریکاتور ایران هم به کیهان گفت: هشدار نسبت به نفوذ و تهاجم فرهنگی دشمن تنها به زمان کنونی محدود نمی‌شود، بلکه رهبر معظم انقلاب بارها در سخنرانی‌های خود بطور مستقیم و غیرمستقیم به این مسئله اشاره داشته‌اند. حتی گاهی اشاره‌های واضح و صریحی به برخی از موضوعات نموده‌اند. مثل اشاره به فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» که بطور واضح توجه به این بود که سینمای هالیوود به دنبال این است که شخصیت‌های کاذبی را در قالب قهرمان مطرح کرده و بر تن جنایتکارها لباس بزک شده بدوزد و تصویری وارونه ارائه دهد. به واسطه همین مصادیق تا حد زیادی تعریف این قضیه روشن است. وی تأکید کرد: متأسفانه ما از ابتدای انقلاب تا به حال همواره با جریان انفعال فرهنگی در مقابل نفوذ فرهنگی دشمن مواجه بوده ایم. به طوری که در مقابل خیلی از اتفاقات یا واکنش نشان نمی‌دهیم یا بسیار منفعلانه عمل می‌کنیم و حتی گاهی برخی از جریان‌ها از نفوذ فرهنگی حمایت می‌کنند. مثل ماجرای استعفای دولت موقت به خاطر تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که در عرصه سیاسی رخ داد، در عرصه فرهنگی نیز بارها چنین رفتارهایی را مشاهده کرده ایم. دبیر دوسالانه کاریکاتور تهران ادامه داد: اینکه رهبر انقلاب درباره برخی از مسائل تأکید می‌کنند و بطور دقیق و جزئی به آن می‌پردازند، نشان می‌دهد که بدنه سیاستگذاران آن حوزه دچار انفعال و کم کاری است، وگرنه اگر مسئولین به کار خود درست عمل کنند نیاز به این همه تذکر نیست. همچنان که تاریخ دوران انقلاب و دفاع مقدس نشان می‌دهد، همواره حضور صریح و جدی امام خمینی(ره) و حضرت آقا در مسائل امنیتی و عقیدتی مانع از بروز حوادث ناگوار شده است. مثل صدور حکم ارتداد سلمان رشدی توسط حضرت امام که خیلی‌ها را شوکه کرد. شجاعی طباطبایی ادامه داد: رهبر انقلاب نیز همچون حضرت امام دائم در حال گوشزد مسائل هستند. نخبگان، مسئولین و کسانی که در صدر اتفاقات فرهنگی و هنری و سیاسی هستند باید این موارد را درک کنند. دبیر مسابقه کاریکاتور هولوکاست تصریح کرد: در شرایطی که به برکت خون شهدا جایگاه ما در عرصه بین‌المللی قدرتمند است، غلبه این همه انفعال در برابر تهاجم فرهنگی دشمن بسیار عجیب است. این درحالی است که اگر اهالی و مسئولین فرهنگی ما متوجه عزت و جایگاه امروز ایران شوند هیچ گاه در موضع کوچک قرار نخواهند گرفت و به وضعیت متناسب با شأن جمهوری اسلامی خواهند رسید. نبش قبر بانوی‌ شعر انقلاب در امامزاده صالح! چشم رسانه ملی به حرکات ضیا هم روشن شد آداب مجری‌گری در برنامه هفت رعایت نمی‌شود از ادعای آزادی‌خواهی تا عطش برای اسکار آمریکایی رژ لب؛ ریمل و لاک دستاورد جدید برجام! وزرا در استفاده از فیس بوک همانند مردم تابع قانون باشند دو سه مورد دیده‌ام که بسیار تند کشف حجاب کرده اند دو سه مورد دیده‌ام که بسیار تند کشف حجاب کرده اند اگر برخورد نشود بقیه هنجارشکنان نیز فرصت پیدا می‌کنند داخلی فرهنگی خبر Share/Save/Bookmark کد مطلب: 113371 راه‌های مبارزه با نفوذ فرهنگی غرب/انصارحزب الله </p> text/html 2019-02-27T07:24:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری تعغیرات فرهنگی http://moahasse-ghalam.ir/post/722 <p>تغییرات فرهنگی پساتوافق؟ عده‌ای از تغییرات فرهنگی در فضایی که نام پساتوافق بر آن نهاده‌اند سخن به میان می‌آورند و حتی معتقدند دستاوردهای فرهنگی توافق هسته‌ای – حتی اگر این توافق به تصویب هم نرسد – بیشتر از تأثیرات اقتصادی و سیاسی آن است و حتی نفس مذاکره هم نشان از آن دارد که راه برای آشتی با آمریکا باز است و می‌توان به ‌روزی فکر کرد که سفارت آمریکا در ایران نیز بازگشایی شود. رسانه‌هایی نیز این سخنان را با آب‌وتاب و تیترهای درشت نقل کردند و از آن استقبال نمودند تا فضای ذهنی و فرهنگی جامعه و افکار عمومی را چنین سازمان‌دهی و جهت‌دهی کنند که مدیران عالی جمهوری اسلامی از شعارهای خود دست کشیده و با نظام حاکم بر جهان کنار آمده‌اند. در بیرون از مرزهای کشور هم رسانه‌های وابسته به دستگاه استکبار در این تنور می‌دمیدند تا بر افکار مردم ایران تأثیر بیشتری بگذارند. رهبر معظم انقلاب در 6 تیرماه امسال در دیدار با خانواده شهدای هفتم تیر درباره این شیطنت‌ها هشدار دادند و فرمودند: امروز کشور به شناخت دشمن [نیاز دارد]. دشمن را بشناسیم؛ دشمنان جهانی که خودشان را به‌وسیله‌ی انواع و اقسام اقلام آرایشیِ رسانه‌ای و تبلیغاتی بزک می‌کنند و در مقابل چشم قرار می‌دهند، بشناسیم؛ آمریکا را بشناسیم. ... آن کسانی که امروز سعی می‌کنند از این هیولا - که سیاست‌های آمریکایی و سیاست‌های بعضی از دنباله‌روان آمریکاست - یک چهره‌ی موجهی معرفی کنند، این‌ها دارند خیانت می‌کنند؛ این‌ها دارند جنایت می‌کنند. این کسانی که این حقیقت روشن را کتمان می‌کنند، این دشمنی خباثت‌آلود را در زیر پرده‌های توجیه می‌پوشانند، این‌ها دارند خیانت می‌کنند به این ملّت. کشور ما و ملّت ما احتیاج دارد دشمن را بشناسد، عمق دشمنی را بفهمد.» همان‌گونه که ذکر شد جریانی که می‌کوشد راه را برای بازگشت آمریکا به کشور باز کند از ابتدای انقلاب فعال بوده و مخصوص دوره اخیر نیست. بیانات رهبر معظم انقلاب در این خصوص را می‌توان در مقاطع زمانی مختلف و نیز در سخنان امام خمینی (ره) مشاهده کرد. نمونه همین بیانات در 28 بهمن سال 92 نیز ایراد شده است: «یک عده سعی نکنند چهره‌ی آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره‌ی آمریکا بزدایند در مقابل ملت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند، انسانْ‌دوست معرفی کنند. ...چطور می‌شود این چهره را با بزک و آرایش تغییر داد در مقابل چشم ملت ایران؟» با نظر به این هشدارهای رهبر معظم انقلاب به‌روشنی می‌توان اهمیت نفوذ فرهنگی استکبار و نیز خطیر بودن فرهنگ‌سازی در خصوص نفوذ استکبار در کشور و عبور از مرزهای اعتقادی و مبانی فکری و ارزشی نظام اسلامی را درک کرد و ضرورت جلوگیری از این فضاسازی رسانه‌ای را فهمید. اما نفوذ فرهنگی دقیقاً بر کدام بخش از ارزش‌های نظام اسلامی متمرکز شده است؟ ورود مک‌دونالد به کشور؟ بعد از پایان مذاکرات وین، رسانه‌ها خبر از فراخوان شرکت «مک‌دونالد» برای راه‌اندازی نمایندگی خود در ایران خبر دادند[1] و سایت این شرکت رسماً فرم اشتراک خود را برای ایران منتشر کرد.[2] ورود نمادها و برندهای شناخته‌شده غربی مانند مک‌دونالد که تجربه آن در دوران مشرف به فروپاشی شوروی موفق عمل کرده و نشان‌دهنده شوق وافر مردم شوروی به حضور آمریکا در کشور خود تعبیر شده است یک نفوذ فرهنگی محسوب می‌شود؛ خصوصاً وقتی رسانه‌ها بر موج آن سوار می‌شوند. نمونه‌های فراوانی از گزارش‌ها و مستندهای رسانه‌های بیگانه مشاهده شده که با نمایش تصاویری از افرادی که تقید زیادی به ارزش‌های اسلامی یا انقلابی ندارند، کوشیده‌اند از پایان انقلاب اسلامی سخن بگویند. درحالی‌که این نمادها روبناها و مظاهر سطحی هستند و لزوماً به معنای عبور مردم از ارزش‌های نظام شمرده نمی‌شوند. تمرکز اصلی دشمن که باید آن را نفوذ فرهنگی غرب به شمار آورد، تغییر روحیه و رویکرد انقلابی در میان مردم و مسئولان و به فراموشی سپردن ماهیت تمدنی، اخلاقی، فرهنگی و فکری آمریکا و نظام سلطه و نیز استحاله ماهیت و هویت اسلامی و شعارهای دین‌مدارانه و خداباورانه انقلاب است. لذا رهبر معظم انقلاب به‌درستی دست بر گزینه استکبارستیزی و افشا کردن چهره غیرانسانی آمریکا گذاشته‌اند و از این طریق نفوذ فرهنگی دشمن را که سایر مظاهر نفوذ بر آن متکی و مبتنی است خنثی می‌کنند.* پی‌نوشت‌ها: [1]. برای نمونه بنگرید به: http://www.yjc.ir/fa/news/5265289 http://7sobh.com/content [2]. http://www.aboutmcdonalds.com/mcd/franchising/franchise_application.html?intlFranchCountry=Iran منبع مقاله : برهان / نویسنده: داوود صلاحی تغییرات فرهنگی پساتوافق؟ </p> text/html 2019-02-27T07:23:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری روش های تعغیر رفتار مردم http://moahasse-ghalam.ir/post/721 <p>روش‌های تغییر رفتار مردم -1 تغییر باور مردم، تغییر افکار و اندیشه مردم، تغییر رفتار مردم و تصرف اراده ملی و هدایت آن وَ قَالَ فِرْعَوْنُ یا أَیهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیرِی فَأَوْقِدْ لِی یا هَامَانُ عَلَى الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلَى إِلهِ مُوسَى وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکَاذِبِینَ‌. (سوره قصص آیه 38( جنگ نرم‌افزاری برای انحراف افکار عمومی 1- صحنه‌سازی فرعون به وسیله ساختن برج معروفش برای بیرون کردن موسی از میدان 2- جلب افکار توده‌ها و منحرف ساختن مردم و اغفال آنان 3- تضعیف رهبر دینی مردم با تهمت فرعون و نسبت دروغگویی به موسی (علیه السلام( فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْماً فَاسِقِینَ‌. (سوره زخرف آیه 54( استخفاف عقول برنامه همیشگی سران گمراهی و مستکبران 1- تحمیق مردم و تغییر باورهای آنان برای استخفاف عقول ملت‌ها. 2- اطاعت از مستکبران در اثر تغییر باورها. 2- ترویج اباحه‌گری، فساد اخلاقی، مشروبخواری و مواد مخدر وَ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیراً. (سوره اسراء آیه 16( 1- در بسیاری از جوامع ناسالم شهوت پرستان، سردمداران تباهی و دیگران تابع و پیرو آنها هستند. 2- این افراد بعلت غرق در عیش و نوش و فساد همیشه در مقابل پیامبران و رهبران الهی می‌ایستند و این‌ها ریشه اصلی فساد هستند. 3- بعلت مخالفت آنان با اوامر و نواهی الهی آن جامعه هلاک و در هم کوبیده خواهد شد. إِنَّمَا یرِیدُ الشَّیطَانُ أَنْ یوقِعَ بَینَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ وَ یصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ. (سوره مائده آیه 91) 1- شراب و قمار میان شما کینه و دشمنی ایجاد می‌کند. 2- شراب و قمار شما را از یاد خدا و اقامه نماز باز می‌دارد. 3- شراب و فمار (برد و باخت و پرستش بت‌ها و طاغوت) شیطان را بر شما مسلط می‌‌‌کند. 4- شراب‌خواری زمینه گناهان زیادی را فراهم می‌سازد. 5- شراب خوار در اطاعت شیطان است نه در اطاعت خداوند. 3- مشروعیت زدایی از نظام و شبهه افکنی قرآن در چهار سوره به داستان سامری، مشروعیت زدایی آیین موسی )علیه‌السلام) و شبهه‌افکنی دشمنان اشاره فرموده (بقره، نساء، طه، اعراف) 1- بعضی از دشمنان آیین توحیدی و منافقان مرگ موسی (علیه‌السلام) را شایعه نمودند و با زبردستی سامری، اکثریت بنی‌اسرائیل به بت‌پرستی روی آوردند. 2- دشمنان و جمعیت اغواء شده با مشروعیت زدایی آیین موسی (علیه‌السلام) تا مرز کشتن جانشین رهبری (هارون) پیش رفتند و جامعه توحیدی را در ضعف و اقلیت قرار دادند. 3- قدرت شبهه افکنی و اغواء بنی‌اسرائیل توسط سامری تا آنجا پیشرفت که می‌گفتند موسی (علیه‌السلام) به جای کوه طور باید به سراغ گوساله سامری می‌آمد و از او فرمان می‌گرفت. 4- ایجاد بی‌ثباتی سیاسی و بحران‌زایی در کشور در سطوح مختلف 5- ایجاد اختلاف و شکاف میان مسئولان عالی نظام و مردم اختلاف و تفرقه، راز سقوط ملت‌ها و دولت‌ها وَ لاَ تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَینَاتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ. (سوره آل عمران آیه 105). 1- سِرّ ذلت و خواری هر ملت در اختلاف و نفاق است. 2- کسانی که اختلاف کنند و وحدت نداشته باشند سرزمین آنان برای همیشه جولانگاه بیگانگان و قلمرو حکومت استعمارگران خواهد شد. 3- اختلاف و تفرقه موجب عذاب بزرگ الهی است. 6- انحراف ذهن مردم از دشمن اصلی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ‌. (سوره توبه آیه 123) 1- پرداختن به دشمن نزدیک‌تر لازم است (دشمن اصلی) 2- خطر دشمن نزدیک از خطر دشمنان دورتر بیشتر است. 3- رها کردن دشمن نزدیک ممکن است موجب در هم کوبیدن کانون اصلی اسلام شود. 4- دشمنان اصلی باید همواره از مؤمنین احساس شدت و خشونت نمایند. 7- تحریف و تغییر شعارهای اصلی دینی و انقلابی إِنَّ الَّذِینَ یلْحِدُونَ فِی آیاتِنَا لاَ یخْفَوْنَ عَلَینَا أَ فَمَنْ یلْقَى فِی النَّارِ خَیرٌ أَمْ مَنْ یأْتِی آمِناً یوْمَ الْقِیامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. (سوره فصلت آیه 40) 1- کسانی که نشانه‌های حق را تحریف می‌کنند و با ایجاد شک و فساد عقاید و ایمان مردم را به آتش می‌کشند طعمه آتش خواهند شد. 8- تبدیل مردم به ناراضی‌ها، معارضین و معاندین 9- تقویت تفکر انحرافی بنام اسلام و مسلمانان میانه رو إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا ینْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِیصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ فَسَینْفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یغْلَبُونَ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ یحْشَرُونَ‌. (سوره انفال آیه 36( صرف هزینه‌های کلان کفاره برای جلوگیری از گسترش اسلام ناب 1- نیروهای اهریمنی استعمارگر طرفداران ظلم، فساد، ستمگری و حامیان مذاهب خرافی و باطل می‌باشند و برای پیشرفت اهدافشان سرمایه‌های خود را هزینه می‌کنند. 2- اگر مؤمنان در صفوف متشکل همانند مجاهدان در راه خدا مقاومت کنند می‌توانند همه این نقشه‌ها را نقش بر آب کنند و حسرت این سرمایه‌ها را به دلشان بگذارند و سرانجام جمعشان را به دوزخ بفرستند. روش‌های تغییر رفتار مردم </p> text/html 2019-02-27T07:21:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری سنارویو نفوذ http://moahasse-ghalam.ir/post/720 <p>روش‌های تغییر سیاست‌ها و تصمیم‌های نظام در سناریوی نفوذ سه راهبرد اصلی آمریکا در ایران نگاهی به تاریخچه مناسبات آمریکا با جمهوری اسلامی ایران و همچنین مروری بر ضد استراتژی‌هایی که در دوران رؤسای جمهوری مختلف این کشور در مقابل راهبرد تقویت مؤلفه‌های قدرت ملی نظام اسلامی اتخاذ و عملیاتی شده، نشان می‌دهد که تمام دولت‌های آمریکا، ورای نگاه حزبی و سلیقه سیاسی، سه راهبرد کلان طراحی و سیاست‌گذاری شده در مراکز و پشت صحنه قدرت اصلی در این کشور در قبال نظام جمهوری اسلامی را در دستور کار سیاست‌خارجی و اجرایی خود داشته‌اند؛ 1- تغییر ساختار و رژیم جمهوری اسلامی ایران 2- تغییر رفتار نظام اسلامی که خود از طریق دو بخش وادار کردن تصمیم‌گیران اصلی نظام به عقب‌نشینی از اصول انقلابی و تلاش مجدانه دائمی برای همراه کردن مردم با آنچه که فرایند تعامل با نظام جهانی به رهبری تفکر لیبرال دموکراسی نامیده می‌شود. 3- مهار و کنترل نظام و کشور برای ممانعت از توسعه و پیشرفت در جوانب مختلف روش‌های تغییر ساختار نظام سلطه جهانی به رهبری آمریکا از بدو پیروزی انقلاب اسلامی همواره تلاش کرده با ابزار و شیوه‌های مختلف ولو با رهیافت تغییر سیاست‌ها، راهبردها، برنامه‌ها و تاکتیک‌ها، دکترین کلان‌اش، یعنی تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران را محقق سازد. پس از 11 سپتامبر و حمله آمریکا به عراق، بازار گمانه‌زنی‌ها و تحلیل‌ها برای حمله به ایران از سوی رسانه‌های غربی و برخی از دنباله‌های آنها در داخل داغ بود. در بحبوحه این موضوع که تقریباً با بحث علنی شدن برنامه هسته‌ای ایران مصادف شد، چند سناریو از آن زمان در رابطه با برخورد با برنامه هسته‌ای ایران و به طور کلی با ایران مطرح شد که برخی از این سناریو‌ها عبارتند از؛ الف) تهاجم نظامی؛ یکی از سناریو‌ها یا راهبردهای آمریکا در قبال ایران اسلامی از بدو انقلاب تا ‌کنون توسل به حمله نظامی بوده است. این سیاست بویژه در دوران بوش به طور جدی از سوی نومحافظه‌کاران جمهوریخواه دنبال می‌شد که هنوز هم آمریکایی‌ها تهدید به روی میز بودن گزینه نظامی را کنار نگذاشته، مرتب مقامات کنونی آمریکایی گزینه نظامی در برخورد با ایران را به رخ می‌کشند. در حالی که در عمل کاربردی نداشته است. به هر حال، این تفکر که مشکل ایران را می‌توان از طریق حمله نظامی حل کرد، در مقامات آمریکا وجود دارد. مسئله هسته‌ای ایران هم در درون همین تفکر قرار می‌گیرد. البته سناریو یا راهبرد حمله نظامی به ایران همواره در آمریکا با مخالفان جدی هم مواجه بوده که اعتقاد داشته و دارند که گزینه نظامی در مورد ایران کارآمد نیست؛ زیرا اولا عملی نیست؛ ثانیاً هیچ یک از اهداف آمریکا را برآورده نمی‌کند. آنها استدلال می‌کردند به فرض به تأسیسات هسته‌ای ایران هم حمله کنیم، فقط می‌توانیم برنامه هسته‌ای را به تأخیر بیاندازیم. در مقابل، ایران تصمیم می‌گیرد که برنامه هسته‌ای خود را تشدید کرده و بر خلاف خواسته ما که می‌خواهیم ایران بمب نسازد، با توجه به اقدام ما و تهدیدهای امنیتی که احساس می‌کند، چه بسا به سمت ساخت بمب هم برود و این باعث عوض شدن استراتژی آمریکا می‌شود. ب) انزوای بین‌المللی؛ تلاش برای منزوی کردن ایران از دیگر ابزارهای آمریکا برای رسیدن به اهدافش بوده است. آمریکایی‌ها معتقدند ایران را باید همیشه منزوی کرد و نگذاشت به عنوان یک کشور عادی در عرصه بین‌المللی با کشورهای دیگر تعامل داشته باشد. ج) تحریم‌های اقتصادی؛ تحریم‌ها، سومین راهبرد آمریکایی‌ها بود که از زمان بوش شروع و در زمان اوباما تشدید شد. در دوره اول اوباما، تصمیم تشدید تحریم‌ها اتخاذ شد و به سال 88 و انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری منتهی گردید که آمریکایی‌ها حساب می‌کردند آن چیزی که ما می‌خواهیم زمینه‌اش در ایران آماده هست، یعنی روی مردم فشار بیاورند تا آنها اعتراض کنند و رژیم را تغییر دهند و جمهوری اسلامی ایران سرنگون شود. اما نه در آن موقع به دلیل عبور مقتدرانه نظام اسلامی از فتنه عمیق 88 و نه در شرایط فعلی که نظام به مراتب قوی‌تر شده، این سؤال مطرح می‌شود که آیا واقعاً تحریم‌ها تأثیرگذار بود؟ باید بگویم نه؛ زیرا هیچ کدام از اهدافی را که آمریکایی‌ها در نظر داشتند برآورده نکرد. در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود؛ 1- یکی از آن هدف‌ها این بود که تأسیسات هسته‌ای و توان ایران از بین برود، اما تأسیسات ده برابر شد پس تأثیری نداشت. 2. مردم قرار بود شورش کنند نشد و جواب نداد. 3- نفوذ منطقه‌ای ایران را می‌خواستند کم کنند که بیشتر شد و حمایت ایران از متحدان منطقه‌ای خود افزایش پیدا کرد و سوریه هم به آن اضافه شد، پس اصلاً تحریم‌ها تأثیری نداشته است. البته منظور از بی‌تأثیری این بود که اهداف و استراتژی‌های آمریکا از تحریم‌ها محقق نشد و الا در مسائلی مثل گرانی کالاها و... اثرگذار بوده است. 4- مهم‌ترین مسئله‌ای که آنها دنبال می‌کردند این بود که مردم را در مقابل حکومت قرار دهند. در حالی که امروز برخی از مقامات و رسانه‌های آمریکایی معتقدند که این اقدامات سبب شد ایرانی‌ها نسبت به ما بدبین شوند و بگویند آمریکایی‌ها ما را تحت فشار قرار می‌دهند یا به گفته آمریکایی‌ها به جای این که رژیم را مجازات کنیم، مردم ایران را مجازات کردیم در صورتی که ما برای نفوذ به ایران به مردم نیاز داریم. در هر صورت ایجاد موانع بیشمار بر سر راه نظام نوپای جمهوری اسلامی نظیر؛ تجزیه‌طلبی‌های اوائل انقلاب، طراحی و کمک مستقیم و غیرمستقیم به اجرای کودتاهای گوناگون برای ارتباط نظام اسلامی و تحمیل جنگ هشت ساله از طریق وادارسازی صدام برای حمله نظامی با حمایت قدرت‌های بزرگ روز دنیا تا بازگشایی جبهه جنگ نرم فرهنگی علیه ارزش‌های اسلامی و دینی و استحاله سیاسی و فکری و فرهنگی مسئولان و جوانان و مردم تا فتنه‌انگیزی در سال‌های 78 و 88 برای رسیدن به این هدف و راهبرد کلان بوده است. در طول این 35 سال غرب به محوریت آمریکا به هر اقدامی دست زده است تا از کمترین تغییر هم در نظام اسلامی فروگذار نکند و یا لحظه‌ای از تفکر به آن دکترین باز نایستاده باشد، اما اگر نتوانسته به هدف خود دست پیدا نماید، به دلیل فراهم نبودن شرایط و ضعف جدی در گسستن سلسله زنجیره استوار و محکم مؤلفه‌های قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در سطوح گوناگون داخلی، منطقه‌ای و جهانی به محوریت هدایت‌های داهیانه رهبران الهی نظام اسلامی از امام خمینی (رحمه الله) تا خلف صالحش امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) بوده است. رویکرد جدید آمریکایی‌ها به باز مهندسی و بازطراحی سناریوی نفوذ از طریق گشایش در مباحث مذاکرات هسته‌ای، نشان می‌دهد که آنها در پرتو همان سیاست کلان به نوعی می‌خواهند از طریق تعامل و نزدیک شدن به ایران از طریق خطوط دیپلماسی رسمی، پنهان و عمومی به تدریج زمینه را برای عملیاتی کردن کلان استراتژی مهار و تغییر ماهیت انقلابی ایران فراهم نمایند. </p> text/html 2019-02-14T10:21:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری دریچه های نفوذ فرهنگی،دریچه های نفوذ فرهنگی امریکا http://moahasse-ghalam.ir/post/719 <p>رهبر معظم انقلاب ‌اسلامی دوشنبه در دیدار میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) و اجلاس اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «نقشه‌ی دوم دشمن نفوذ است. می‌خواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به ‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد. می‌خواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است. در ایران هم نیت‌شان این است. آن‌ها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای (این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول) نیت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به‌طور قاطع خواهیم بست. نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آن‌ها را، نه حضور سیاسی آن‌ها را، نه نفوذ فرهنگی آن‌ها را. با همه‌ی توان (که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است) مقابله خواهیم کرد. اجازه نخواهیم داد.» با توجه به اهمیت مقابله با این سناریوی راهبردی نظام سلطه، در این نوشتار کوشیده خواهد شد به‌طور مختصر، برخی محورها و منافذ رخنه‌ی دشمن مورد بررسی قرار گیرد. 1. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی- اجتماعی نخستین محوری که نظام سلطه برای رخنه به فضای داخلی جامعه‌ی ایران بدان امید بسته است، حوزه‌ی سبک زندگی و تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه است. فضاسازی‌های رسانه‌ای که برای حضور نمانام‌هایی همچون «مک‌دونالد» در روزهای پسابرجام انجام گرفت، در همین راستا می‌توان ارزیابی کرد. فراموش نکنیم که آمریکا پیش‌تر هم از چنین نمانام‌هایی برای اعلام حضور در کشورهای بلوک شرق استفاده کرده است. چنان‌که برژینسکی در توصیف چگونگی نفوذ و فروپاشی شوروی می‌گوید: «ما نه روی قدرت سیاسی و نه روی قدرت نظامی و اقتصادی تکیه کردیم، ما تنها از طریق فرهنگ و استفاده‌ی مؤثر از رسانه‌ها توانستیم به این هدف برسیم. رسانه‌هایی که به‌صورت هدفمند و متمرکز بر نفوذ به درون شوروی به راه انداخته شدند.»[1] 2. بزک کردن آمریکا دیگر مسیر رخنه‌ی دشمن را در سناریویی می‌توان مشاهده کرد که هرچند مدت‌ها در دستور مستکبران و عناصر وابسته بدان‌ها بوده، اما در دو سال اخیر شدت یافته و آن «بزک کردن چهره‌ی آمریکا» است. سیاهه‌ی جنایات آمریکا در ایران و دیگر کشورهای به‌اصطلاح کمتر توسعه‌یافته، چیزی نیست که بتوان با اغماض با آن مواجه شد، اما جریان متمایل به غرب در داخل کشور با تطهیر و بزک کردن این چهره، سعی می‌کند این سیاهه‌ی ننگین را با رنگ پاک کند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، «عده‌ای سعی نکنند چهره‌ی آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره‌ی آمریکا بزدایند در مقابل ملت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند، انسان‌دوست معرفی کنند؛ اگر سعی هم بکنند، سعی‌شان بی‌فایده است.» بر همین اساس است که اوباما در 19 مردادماه 1394 بیان می‌دارد: «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد. گذاری که طی آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران ایران و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب‌الله (گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد) و کارهایی از این دست، از ایران در چشم بخش اعظم جهانیان، کشوری طردشده می‌سازد.»[2] 3. حضور سیاسی دیپلماتیک محور دیگری که احتمالاً مدنظر کاخ سفید برای رخنه به محیط ایران است، جبران خلأ حضور مستقیم سیاسی از طریق احیای دفتر مستقل حافظ منافع آمریکاست. همان‌گونه که می‌دانیم، در حال حاضر آمریکا دفتر حافظ منافع مستقلی در تهران ندارد و از طریق سفارت سوئیس برخی خدمات کنسولی را در سطحی حداقلی دنبال می‌کند. آمریکا و جریان سلطه‌پذیر به این بهانه که دفتر متقابل ایران در آمریکا مستقل است، به‌دنبال احیای این دفتر در تهران هستند. سابقه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که حضور دیپلمات‌های آمریکایی در هر نقطه از جهان با دخالت‌های آشکار و پنهان آن‌ها همراه خواهد بود. البته در کشور ما ایران نیز پیشینه‌ی سفارت سابق آمریکا در تهران در شکل‌دهی به کودتای 28 مرداد و نیز جاسوسی و دخالت‌های خسارت‌باری که در یک سال پس از انقلاب رخ داد، نشان می‌دهد که باید نگرانی‌های به‌مراتب بیشتری برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران داشت. 4. حمایت از جریان غرب‌گرا و سلطه‌پذیر دیگر محمل رخنه‌ی دشمن، در حمایت از جریان غرب‌گرای داخلی است. اعترافات صریحی که این روزها از کاخ سفید در لزوم حمایت از جریان غرب‌گرای داخل ایران به‌عنوان آخرین نقطه‌ی امید نظام سلطه شنیده می‌شود، چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. هرچند این جملات را برخی مسئولان غربی برای اقناع رقبای خود برای پذیرش برجام به زبان می‌آورند، اما گویای واقعیات بسیاری درباره‌ی پشت‌صحنه‌ی سناریو نفوذ آمریکا به ایران است. پیتر هارل از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید» به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند. آمریکا در این موضوع که قبل از انقضای توافق هسته‌ای، شاهد اصلاحات سیاسی در ایران باشد، یک منفعت و علاقه‌ی زیادی دارد. آمریکا باید با سرمایه‌گذاری کردن روی توافق هسته‌ای، به ترویج اصلاحات در ایران کمک کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود و نیز (واشنگتن) به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»[3] توماس فریدمن در روزنامه‌ی «نیویورک‌تایمز» می‌نویسد: «اوباما این توافق را می‌خواست تا نیروهای عمل‌گرا در ایران را هدف تقویت قرار دهد.» و البته جان کری نیز چنین لب به اعتراف می‌گشاید: «اگر کنگره این توافق را رد کند، ظریف و روحانی در داخل با مشکل جدی مواجه می‌شوند.» 5. منسی کردن شیطان بزرگ در دو سال اخیر، بعضاً مشاهده می‌شود که عده‌ای تلاش می‌کنند با تفکیک نظام سلطه به دو جریان مختلف، بخشی از سلطه‌گران را موجه جلوه داده و دشمنان جمهوری اسلامی ایران را به موجودی حقیر همچون رژیم صهیونیستی تقلیل دهند. علاوه بر آنکه چنین تفکیکی اساساً صحیح نیست، باید گفت این تلاش‌ها برای به فراموشی سپرده شدن شیطان بزرگ با برجسته‌سازی شیطان‌های کوچکِ متحد آن، دنبال می‌شود. آشکارا می‌توان گفت منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا در یک امتداد است و تغییر دولت‌ها و انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده نیز تاکنون نتوانسته از این پیوند عمیق بکاهد. بنابراین این ادعا که آمریکا (به‌ویژه دولتمردان کنونی آن) از صهیونیست‌ها جدا هستند، خود نوعی مسیر برای رخنه‌یابی سلطه‌گران است. 6. تعامل راهبردی با غرب در موضوعات غیرهسته‌ای رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های عید فطر امسال فرمودند: «همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم. در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم. گاهی در موارد استثنایی مثل این مورد هسته‌ای، براساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم. این مورد هم فقط نبوده است، قبل از این هم مواردی بوده است که من در سخنرانی‌های عمومی قبلی به آن‌ها اشاره‌ کرده‌ام. سیاست‌های آمریکا در منطقه با سیاست‌های جمهوری اسلامی 180 درجه اختلاف دارد.» همان‌طور که روشن است، زمانی که اهداف و منافع طرفین خصوصاً در محیط منطقه‌ای، در تضاد کامل قرار دارد، چگونه می‌توان مسیر تعامل را کارآمد دانست و بدان اتکا کرد؟ با این ‌حال و به‌رغم آنکه هنوز تأمین اهداف ملت ایران از مذاکرات هسته‌ای در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، عده‌ای مصرانه تلاش می‌کنند مسیر تعامل و مذاکره با آمریکا در موضوعات غیرهسته‌ای همچون تحولات منطقه را بگشایند. در مقابل آمریکا نیز به‌شدت به چنین فضایی نیازمند است و تلاش خواهد کرد به بهانه‌های گوناگون، از برخی غفلت‌ها سوءاستفاده کرده و تعامل با سلطه‌گران را عادی‌سازی کند. 7. حضور اقتصادی برخی خوش‌باورانه تصور می‌کنند در دوره‌ی پسابرجام، با سرازیر شدن سرمایه و فناوری غرب به‌سوی ایران، گشایش اقتصادی فوق‌العاده‌ای رخ خواهد داد. بسیاری از صاحب‌نظران واقع‌بین، در تحقق چنین حالتی تردید جدی دارند و معتقدند حضور اقتصادی غرب در دوره‌ی پسابرجام بیشتر در سطح بازار مصرف کالاهای غربی و نیز حضور برندهای مصرفی غرب همچون فروشگاه‌های زنجیره‌ای و... خواهد بود. تأملی در سفر چند هیئت دیپلماتیکی که در هفته‌های اخیر از تهران دیدن کردند نیز مؤید همین ادعاست که بیشتر به‌دنبال بازاریابی برای کالاهای خود بوده‌اند تا سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری، خصوصاً در حوزه‌های راهبردی و تأثیرگذار در پیشرفت کشور. البته این سطح از حضور اقتصادی غرب، منافع دیگری را نیز دنبال می‌کند و آن وابسته‌سازی بازار و ذائقه‌ی مصرف‌کننده‌ی ایرانی به کالای غربی، کنترل از راه دور بازار و گردش پول در اقتصاد ملی ایران و نیز داشتن فرصت‌های بالقوه برای دخالت در اقتصاد ایران است. 8. دخالت در انتخابات کشور ما امسال با دو رویداد مهم سیاسی و سرنوشت‌ساز مواجه است و برآوردها نشان می‌دهد چشم طمع دشمن بار دیگر این دو انتخابات را هدف گرفته است. بی‌تردید اگر روند رخنه‌ی تمام‌عیار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دشمن تاحدی با موفقیت همراه شود، غرب می‌تواند امیدوار باشد که میوه‌های این سناریو در اسفندماه 94 چیده شود. از این‌رو لازم است آحاد ملت و نهادهای ذی‌ربط درخصوص تلاش جریان سلطه‌پذیر و گرادهندگان به دشمن برای رخنه در حاکمیت، حداکثر هوشیاری را به خرج دهند. فرجام سخن در نهایت می‌توان گفت اکنون نظام سلطه با تمام قوا «پشت دروازه‌های نظام اسلامی» به کمین نشسته است و مترصد فرصتی است تا از فضای دوره‌ی پسابرجام حداکثر استفاده را نموده و به جامعه و کشور ما نفوذ کند. این رخنه‌ تمام‌عیار است و کوچک‌ترین غفلت می‌تواند لطمات جبران‌ناپذیری را به‌همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، حفظ انسجام ملی و روشنگری درباره‌ی سناریوی شوم دشمن می‌تواند در آشفته کردن این کابوس آمریکایی مؤثر واقع شود. پی‌نوشت‌ها: [1] ر.ک: رنجبران، داود، 1388، جنگ نرم، تهران، ساحل اندیشه‌ی تهران، ص11. [2]http://mic.com/obama [3]http://asipress.ir/vdci5wa3.t1aqw2bcct.html منبع مقاله : برهان/ نویسنده: محمدجواد اخوان دریچه‌های نفوذ آمریکا به ایران <span class="redactor-invisible-space">رهبر معظم انقلاب ‌اسلامی دوشنبه در دیدار میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) و اجلاس اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «نقشه‌ی دوم دشمن نفوذ است. می‌خواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به ‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد. می‌خواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است. در ایران هم نیت‌شان این است. آن‌ها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای (این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول) نیت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به‌طور قاطع خواهیم بست. نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آن‌ها را، نه حضور سیاسی آن‌ها را، نه نفوذ فرهنگی آن‌ها را. با همه‌ی توان (که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است) مقابله خواهیم کرد. اجازه نخواهیم داد.» با توجه به اهمیت مقابله با این سناریوی راهبردی نظام سلطه، در این نوشتار کوشیده خواهد شد به‌طور مختصر، برخی محورها و منافذ رخنه‌ی دشمن مورد بررسی قرار گیرد. 1. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی- اجتماعی نخستین محوری که نظام سلطه برای رخنه به فضای داخلی جامعه‌ی ایران بدان امید بسته است، حوزه‌ی سبک زندگی و تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه است. فضاسازی‌های رسانه‌ای که برای حضور نمانام‌هایی همچون «مک‌دونالد» در روزهای پسابرجام انجام گرفت، در همین راستا می‌توان ارزیابی کرد. فراموش نکنیم که آمریکا پیش‌تر هم از چنین نمانام‌هایی برای اعلام حضور در کشورهای بلوک شرق استفاده کرده است. چنان‌که برژینسکی در توصیف چگونگی نفوذ و فروپاشی شوروی می‌گوید: «ما نه روی قدرت سیاسی و نه روی قدرت نظامی و اقتصادی تکیه کردیم، ما تنها از طریق فرهنگ و استفاده‌ی مؤثر از رسانه‌ها توانستیم به این هدف برسیم. رسانه‌هایی که به‌صورت هدفمند و متمرکز بر نفوذ به درون شوروی به راه انداخته شدند.»[1] 2. بزک کردن آمریکا دیگر مسیر رخنه‌ی دشمن را در سناریویی می‌توان مشاهده کرد که هرچند مدت‌ها در دستور مستکبران و عناصر وابسته بدان‌ها بوده، اما در دو سال اخیر شدت یافته و آن «بزک کردن چهره‌ی آمریکا» است. سیاهه‌ی جنایات آمریکا در ایران و دیگر کشورهای به‌اصطلاح کمتر توسعه‌یافته، چیزی نیست که بتوان با اغماض با آن مواجه شد، اما جریان متمایل به غرب در داخل کشور با تطهیر و بزک کردن این چهره، سعی می‌کند این سیاهه‌ی ننگین را با رنگ پاک کند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، «عده‌ای سعی نکنند چهره‌ی آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره‌ی آمریکا بزدایند در مقابل ملت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند، انسان‌دوست معرفی کنند؛ اگر سعی هم بکنند، سعی‌شان بی‌فایده است.» بر همین اساس است که اوباما در 19 مردادماه 1394 بیان می‌دارد: «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد. گذاری که طی آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران ایران و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب‌الله (گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد) و کارهایی از این دست، از ایران در چشم بخش اعظم جهانیان، کشوری طردشده می‌سازد.»[2] 3. حضور سیاسی دیپلماتیک محور دیگری که احتمالاً مدنظر کاخ سفید برای رخنه به محیط ایران است، جبران خلأ حضور مستقیم سیاسی از طریق احیای دفتر مستقل حافظ منافع آمریکاست. همان‌گونه که می‌دانیم، در حال حاضر آمریکا دفتر حافظ منافع مستقلی در تهران ندارد و از طریق سفارت سوئیس برخی خدمات کنسولی را در سطحی حداقلی دنبال می‌کند. آمریکا و جریان سلطه‌پذیر به این بهانه که دفتر متقابل ایران در آمریکا مستقل است، به‌دنبال احیای این دفتر در تهران هستند. سابقه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که حضور دیپلمات‌های آمریکایی در هر نقطه از جهان با دخالت‌های آشکار و پنهان آن‌ها همراه خواهد بود. البته در کشور ما ایران نیز پیشینه‌ی سفارت سابق آمریکا در تهران در شکل‌دهی به کودتای 28 مرداد و نیز جاسوسی و دخالت‌های خسارت‌باری که در یک سال پس از انقلاب رخ داد، نشان می‌دهد که باید نگرانی‌های به‌مراتب بیشتری برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران داشت. 4. حمایت از جریان غرب‌گرا و سلطه‌پذیر دیگر محمل رخنه‌ی دشمن، در حمایت از جریان غرب‌گرای داخلی است. اعترافات صریحی که این روزها از کاخ سفید در لزوم حمایت از جریان غرب‌گرای داخل ایران به‌عنوان آخرین نقطه‌ی امید نظام سلطه شنیده می‌شود، چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. هرچند این جملات را برخی مسئولان غربی برای اقناع رقبای خود برای پذیرش برجام به زبان می‌آورند، اما گویای واقعیات بسیاری درباره‌ی پشت‌صحنه‌ی سناریو نفوذ آمریکا به ایران است. پیتر هارل از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید» به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند. آمریکا در این موضوع که قبل از انقضای توافق هسته‌ای، شاهد اصلاحات سیاسی در ایران باشد، یک منفعت و علاقه‌ی زیادی دارد. آمریکا باید با سرمایه‌گذاری کردن روی توافق هسته‌ای، به ترویج اصلاحات در ایران کمک کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود و نیز (واشنگتن) به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»[3] توماس فریدمن در روزنامه‌ی «نیویورک‌تایمز» می‌نویسد: «اوباما این توافق را می‌خواست تا نیروهای عمل‌گرا در ایران را هدف تقویت قرار دهد.» و البته جان کری نیز چنین لب به اعتراف می‌گشاید: «اگر کنگره این توافق را رد کند، ظریف و روحانی در داخل با مشکل جدی مواجه می‌شوند.» 5. منسی کردن شیطان بزرگ در دو سال اخیر، بعضاً مشاهده می‌شود که عده‌ای تلاش می‌کنند با تفکیک نظام سلطه به دو جریان مختلف، بخشی از سلطه‌گران را موجه جلوه داده و دشمنان جمهوری اسلامی ایران را به موجودی حقیر همچون رژیم صهیونیستی تقلیل دهند. علاوه بر آنکه چنین تفکیکی اساساً صحیح نیست، باید گفت این تلاش‌ها برای به فراموشی سپرده شدن شیطان بزرگ با برجسته‌سازی شیطان‌های کوچکِ متحد آن، دنبال می‌شود. آشکارا می‌توان گفت منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا در یک امتداد است و تغییر دولت‌ها و انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده نیز تاکنون نتوانسته از این پیوند عمیق بکاهد. بنابراین این ادعا که آمریکا (به‌ویژه دولتمردان کنونی آن) از صهیونیست‌ها جدا هستند، خود نوعی مسیر برای رخنه‌یابی سلطه‌گران است. 6. تعامل راهبردی با غرب در موضوعات غیرهسته‌ای رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های عید فطر امسال فرمودند: «همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم. در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم. گاهی در موارد استثنایی مثل این مورد هسته‌ای، براساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم. این مورد هم فقط نبوده است، قبل از این هم مواردی بوده است که من در سخنرانی‌های عمومی قبلی به آن‌ها اشاره‌ کرده‌ام. سیاست‌های آمریکا در منطقه با سیاست‌های جمهوری اسلامی 180 درجه اختلاف دارد.» همان‌طور که روشن است، زمانی که اهداف و منافع طرفین خصوصاً در محیط منطقه‌ای، در تضاد کامل قرار دارد، چگونه می‌توان مسیر تعامل را کارآمد دانست و بدان اتکا کرد؟ با این ‌حال و به‌رغم آنکه هنوز تأمین اهداف ملت ایران از مذاکرات هسته‌ای در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، عده‌ای مصرانه تلاش می‌کنند مسیر تعامل و مذاکره با آمریکا در موضوعات غیرهسته‌ای همچون تحولات منطقه را بگشایند. در مقابل آمریکا نیز به‌شدت به چنین فضایی نیازمند است و تلاش خواهد کرد به بهانه‌های گوناگون، از برخی غفلت‌ها سوءاستفاده کرده و تعامل با سلطه‌گران را عادی‌سازی کند. 7. حضور اقتصادی برخی خوش‌باورانه تصور می‌کنند در دوره‌ی پسابرجام، با سرازیر شدن سرمایه و فناوری غرب به‌سوی ایران، گشایش اقتصادی فوق‌العاده‌ای رخ خواهد داد. بسیاری از صاحب‌نظران واقع‌بین، در تحقق چنین حالتی تردید جدی دارند و معتقدند حضور اقتصادی غرب در دوره‌ی پسابرجام بیشتر در سطح بازار مصرف کالاهای غربی و نیز حضور برندهای مصرفی غرب همچون فروشگاه‌های زنجیره‌ای و... خواهد بود. تأملی در سفر چند هیئت دیپلماتیکی که در هفته‌های اخیر از تهران دیدن کردند نیز مؤید همین ادعاست که بیشتر به‌دنبال بازاریابی برای کالاهای خود بوده‌اند تا سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری، خصوصاً در حوزه‌های راهبردی و تأثیرگذار در پیشرفت کشور. البته این سطح از حضور اقتصادی غرب، منافع دیگری را نیز دنبال می‌کند و آن وابسته‌سازی بازار و ذائقه‌ی مصرف‌کننده‌ی ایرانی به کالای غربی، کنترل از راه دور بازار و گردش پول در اقتصاد ملی ایران و نیز داشتن فرصت‌های بالقوه برای دخالت در اقتصاد ایران است. 8. دخالت در انتخابات کشور ما امسال با دو رویداد مهم سیاسی و سرنوشت‌ساز مواجه است و برآوردها نشان می‌دهد چشم طمع دشمن بار دیگر این دو انتخابات را هدف گرفته است. بی‌تردید اگر روند رخنه‌ی تمام‌عیار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دشمن تاحدی با موفقیت همراه شود، غرب می‌تواند امیدوار باشد که میوه‌های این سناریو در اسفندماه 94 چیده شود. از این‌رو لازم است آحاد ملت و نهادهای ذی‌ربط درخصوص تلاش جریان سلطه‌پذیر و گرادهندگان به دشمن برای رخنه در حاکمیت، حداکثر هوشیاری را به خرج دهند. فرجام سخن در نهایت می‌توان گفت اکنون نظام سلطه با تمام قوا «پشت دروازه‌های نظام اسلامی» به کمین نشسته است و مترصد فرصتی است تا از فضای دوره‌ی پسابرجام حداکثر استفاده را نموده و به جامعه و کشور ما نفوذ کند. این رخنه‌ تمام‌عیار است و کوچک‌ترین غفلت می‌تواند لطمات جبران‌ناپذیری را به‌همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، حفظ انسجام ملی و روشنگری درباره‌ی سناریوی شوم دشمن می‌تواند در آشفته کردن این کابوس آمریکایی مؤثر واقع شود. پی‌نوشت‌ها: [1] ر.ک: رنجبران، داود، 1388، جنگ نرم، تهران، ساحل اندیشه‌ی تهران، ص11. [2]http://mic.com/obama [3]http://asipress.ir/vdci5wa3.t1aqw2bcct.html منبع مقاله : برهان/ نویسنده: محمدجواد اخوان دریچه‌های نفوذ آمریکا به ایران </span> </p> text/html 2019-02-14T10:20:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری تلاش امریکا برای نفوذ فرهنگی http://moahasse-ghalam.ir/post/718 <p>رهبر معظم انقلاب نسبت به تلاش آمریكا برای نفوذ فرهنگی در كشورمان با استفاده از نتایج مذاكرات هسته‌ای هشدار داده بودند. در چند روز اخیر برخی از رسانه‌ها با آب و تاب فراوان از احتمال حضور «مك دونالد» در ایران خبر دادند، شركتی كه به یكی از نماد‌های زندگی آمریكایی تبدیل شده است. یك چاه تا آمریكا آیا با حفر یك چاه 200 ذرعی (هر ذرع حدود یك متر) سر از ینگه دنیا در می‌آوریم؟! از زمانی كه این سؤال در ذهن فتحعلی شاه قاجار شكل گرفت تا زمانی كه «حاج سیاح» به عنوان اولین ایرانی پایش را به خاك ایالات متحده گذاشت چند دهه‌ای تأخیر افتاد. اما آمریكایی‌ها بدون اینكه مانند شاه ایران هوس كندن چاه كنند، خود را به ایران رساندند. طبق آنچه در تاریخ ثبت شده است اولین برخورد آمریكایی‌ها با ایرانیان آن هم در قالب حضور میسیونر‌های مذهبی و چیزی كه از آن در عصر حاضر به عنوان «تهاجم فرهنگی» یاد می‌شود، رخ داد. اولین آمریكایی‌ها سعی داشتند مردم ایران را به تغییر دین تشویق و ترغیب كنند و هر چه زمان گذشت با حضور بیشتر آمریكایی‌ها در ایران نفوذ آنها در ساختار اداری، آموزش و پرورش و سیستم مالی قاجار‌ها بیشتر شد، اما هنوز هم شاهزاده‌های قجری علاقه بیشتری داشتند تا به روس یا انگلیس وابسته باشند تا ایالات متحده كه رفت و آمد اولین سفیر ایران تا آنجا حدود شش ماه طول می‌كشید. نشانی تهران، خیابان روزولت از دامنه نفوذ آمریكایی‌ها در ایران طی دوران پهلوی به حد كامل گفته شده و اسناد تاریخی بسیاری در این زمینه وجود دارد اما اكثر مطالعات صورت گرفته درباره نقش‌آفرینی آمریكا در كشورمان معطوف به حضور سیاسی، نظامی و اقتصادی بوده و كمتر پیش آمده است كه نسبت به تأثیرات فرهنگی كه آمریكایی‌ها در طول 53 سال حكومت پهلوی در ایران داشته‌اند، به طور عمومی و در رسانه‌ها بحث شود. اما در تاریخ شفاهی ایرانی‌ها هنوز هم طعم نوشابه‌های آمریكایی، زرق و برق ماشین‌های فورد، لوازم خانگی جنرال، فیلم‌های كابویی، سریال مرد شش میلیون دلاری، مجلات مد و لباس آمریكایی و سفر مستقیم به نیویورك با هواپیمایی ملی وجود دارد. ایرانیانی كه اصلی‌ترین خیابان‌های پایتخت‌شان به نام رؤسای جمهور آمریكا، روزولت و آیزنهاور نامیده شده بود، می‌خواستند كتاب‌هایشان را از مؤسسه فرانكلین بخرند، برای توسعه كشورشان به اداره «اصل چهار ترومن» بروند و از همه بدتر اینكه شاهد ساخت محلاتی در سطح شهر‌ها متناسب با سبك زندگی آمریكایی باشند چیزی كه در تهران امروز با نام «شهرك غرب» نامیده می‌شود، یادگار همین دوران است. اگرچه انقلاب اسلامی و تحولات فرهنگی بعد از آن باعث شد تا رواج سبك زندگی غربی در ایران و پیاده شدن فرهنگ آمریكایی زیستن تا حد زیادی متوقف شود اما همیشه در این سال‌ها تمایل زیادی از سوی ابزار‌های فرهنگی غربی برای انتقال محصولات خود به داخل ایران وجود داشته است. حتی در دوران تحریم نیز كه كشورمان از دستیابی به بسیاری از محصولات كارخانجات آمریكایی محروم بود، تولیدات فرهنگی این كشور كه زمینه‌ساز اصلی آمریكایی شدن جوامع مختلف است، از مبادی غیررسمی چون نوار‌های كاست و ویدئو و بعد‌ها CD و DVD گرفته تا رسمی‌ترین رسانه كشور یعنی تلویزیون پخش شده‌اند. اكنون با توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 و زمزمه لغو تحریم‌هایی كه سال‌هاست علیه ما تحمیل شده است، این نگرانی به وجود آمده است كه آیا منظور از لغو تحریم‌ها، برداشتن تحریم‌های تكنولوژیك بوده یا قرار است فرهنگ آمریكایی در قالب «مك دونالد» به ایران باز گردد؟! طی روز‌های اخیر چند گزارش درباره احتمال تأسیس شعبه‌های «مك دونالد» در ایران منتشر شده، شركتی كه یكی از مهم‌ترین اركان سبك زندگی آمریكایی به شمار می‌رود. رهبر معظم انقلاب روز گذشته درباره تلاش آمریكا برای نفوذ فرهنگی در ایران هشدار دادند؛ «ایشان در دیدار علما، صاحبنظران و مهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام و اجلاس اتحادیه رادیو- تلویزیون‌های اسلامی، مبارزه با نقشه‌های استكبار در منطقه را مصداق بارز جهاد فی سبیل‌الله خواندند و با اشاره به مقابله قاطع با «تلاش آمریكا برای سوءاستفاده از نتایج مذاكرات هسته‌ای و نفوذ اقتصادی سیاسی و فرهنگی در ایران» افزودند: «نقشه نظام سلطه در منطقه بر دو پایه ایجاد اختلاف و نفوذ استوار است كه باید با نقشه‌های صحیح هجومی و دفاعی به مبارزه هوشیارانه و بی‌وقفه با آن پرداخت.» به نظر می‌رسد یكی از راه‌های مؤثر در جلوگیری از آنچه آمریكا به دنبال آن است، توجه به تولید ملی در حوزه فرهنگ است؛ كالاهای فرهنگی كشورمان كه قابلیت عرضه جهانی نیز داشته باشند باید جایگزین محصولاتی باشند كه آمریكا سال‌هاست در پی انتشار آنها در جهان است و از ابزارهایی مانند رسانه‌های نوین، سینما، تئاتر و فضای مجازی كه همگی آورده‌های غرب به شمار می‌رود در راستای انسجام فرهنگی در داخل استفاده شود. منبع مقاله: روزنامه جوان / نویسنده: محمد صادق عابدینی تلاش آمریكا برای نفوذ فرهنگی در ایران </p> text/html 2019-02-14T10:18:00+01:00 moahasse-ghalam.ir مجتبی رنجبری نفوذ فرهنگی امریکا در ایران http://moahasse-ghalam.ir/post/717 <p>در نیمه‌ی قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی دولت های استعمارگر انگلستان، روسیه و فرانسه و به خصوص آمریکا برای دستیابی به اهداف سیاسی و استکباری خود مبنی بر تسلط بر مناطق سوق الجیشی جهان و دسترسی به ذخایر و منابع اقتصادی مشرق زمین به ویژه ایران و هندوستان میسیونرهای داوطلب را برای سفر به این مناطق حمایت کردند. آمریکا که هنوز نتوانسته بود در عرصه سیاسی ایران به نیرویی تاثیرگذار تبدیل شود، سعی می‌کرد از راه‌های دیگر به جبران مافات پرداخته و منافع نامشروع خود را تامین کند. این کشور یکی از پیچیده‌ترین روش ها را برگزید؛ «نفوذ از دریچه‌ی فرهنگ». روشی که بسیار هوشمندانه انتخاب شده بود و برخلاف نفوذ اقتصادی و حتی سیاسی، ماندگاری بسیار طولانی‌تری داشت و اگر به سرانجام می‌رسید تا دهه‌ها می‌توانست تامین کننده‌ی منافع آمریکاییان در ایران باشد. آمریکا برای نفوذ و بدست گرفتن زمام امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران گام های گوناگونی را برداشت که از جمله مهمترین و کلیدی ترین این گام ها که در واقع قلب و نقطه ی مشترک کلیه ی امور محسوب می‌شود گام نفوذ فرهنگی از طریق حضور «میسیونرهای مذهبی» بود. در پس پرده ی این حضور و حرکت شبه فرهنگی، هدف به لرزه در آوردن ریشه ی اسلام در میان مردمانی بود که از لحاظ مذهبی معتقد به مذهب شیعه بودند. مسیونرها یا همان مبلغان مذهبی آمریکایی ابتدا در قالب هیأت‌های تبشیری به اعزام هیأت‌‌های مذهبی مسیونری- به ایران اقدام و اعلام می‌‌کردند که هدفشان از این اقدام، نه تبلیغ در بین ایرانیان مسلمان که تبلیغ در بین مسیحیان ایران می‌باشد. با این حربه توانستند موافقت دولتمردان بی‌خبر ایران برای حضور و تبلیغ در کشور را کسب کنند. واژه‌ی "میسیون" به معنای فرستادن،روانه کردن ،گسیل داشتن یا اعزام به ماموریت یک هیئت مذهبی در بین مردم یا در یک ناحیه می باشد. در واقع امر، میسیون سازمانی شامل کلیسا و موسسات نیمه محلی برای تبلیغ و ترویج دین مسیح یا انجیل، تعالیم معنوی یهود و اصلاح اخلاق یا تعمید دادن عامه‌ی مردم نیز به کار می رود. از جمله مشهورترین میسیونرها" هنری مارتین" بود. او در آغازین سال های اوج تمدن بورژوازی غرب در ایران، توانست به عنوان فعال ترین و نامدارترین کشیشان وابسته به استعمار غرب خودنمایی کند. او با کمک "سرجان ملکم از کارگردانان کمپانی هند شرقی" به ایران آمد و از هر فرصتی برای ضدیت با اسلام و سرگردانی فکری و عقیدتی در جوانان تازه کار و زود باور فرو گذار نبود. وی نسبت به ایرانیان مسلمان نفرتی عمیق داشت و صراحتا علیه اسلام موضع می‌گرفت. او این نفرت خود را در اظهاراتی این چنین به رخ می‌کشد:"من هنوز بر این باور هستم که سرشت انسانی در پست ترین جلوه ی خود، یک مسلمان است" در آغاز قرن نوزدهم، مسیونرها و یا مبلغان تبشیری مسیحی وارد ایران شدند. ارومیه از اولین مکان‌هایی بود که آنان برای تبلیغ برگزیدند. ابتدا آمریکایی‌ها و سپس فرانسوی‌ها در ارومیه مستقر شدند و بین مسیحیان ارومیه به تبلیغ پرداختند. در این میان حمایت حکومتگران ارومیه از جمله ملک قاسم میرزا- حاکم وقت ارومیه- در گسترش فعالیت آنان موثر بود. در اثر موفقیت آنان در جلب مسیحیان ارومیه، دولت‌های دیگر نیز به اعزام هیأت‌های مذهبی به ارومیه مبادرت ورزیدند که از آن جمله می‌توان به هیأت‌های روسی، انگلیسی، آلمانی و ... اشاره کرد. فعالیت آنان در این شهر تا آغاز جنگ جهانی اول با شدت تمام ادامه داشت و پس از آن بود که از دامنه فعالیت هیأت‌های روسی، آلمانی و انگلیسی کاسته شد. ولی هیأت‌های فرانسوی و آمریکایی همچنان در این سرزمین فعال بودند. همچنین در سال 1833میلادی هیأتی به ریاست "جاستین پرکینگز" به ایران اعزام شد. جاستین پرکینز، عضو میسیون پروتستان آمریکا، به ایران آمد تا برای آموزش کودکان آشوری در ارومیه مدرسه‌ای بنیان نهد. وی به محض ورود به ارومیه به ملاقات و دیدار با مسیحیان ارومیه به خصوص آشوریان رفت. پس از آن مصمم شد تا به تأسیس مدرسه‌ای در آن شهر مبادرت ورزد. او در این مسیر از حمایت انگلیسی‌ها برخوردار بود، ولی رقبای قدرتمندی هم داشت که به آسانی نمی‌توانست با آنان مقابله نماید؛ آنان رقیبان همکیش خود وی از کشورهای آلمان و فرانسه بودند. برای غلبه بر آنان یافتن حامی مستحکم و قدرتمند در بین مقامات ایرانی برای او ضروری بود. به این دلیل، به تکاپو افتاد و در نهایت موفق به جلب حمایت ملک قاسم میرزا، حاکم وقت ارومیه، شد. او پسر بیست و چهارم فتحعلی شاه و در آن تاریخ چهارده سال بود که حکومت ارومیه را در اختیار داشت. به این دلیل، علاقه خاصی به آن شهر پیدا کرده بود، ضمن اینکه از دوستداران فرهنگ غرب بوده، از سرسخت‌ترین حامیان برپایی مدارس نوین در ارومیه به شمار می‌رفت. در اثر این امر، رابطه دوستانه‌‌ای با پرکینگز برقرار کرد و متعاقب آن، در 1255 ه.ق فرمانی از محمد شاه برادرزاده‌اش، مبنی بر آزادی پروتستان‌ها در تبلیغات مذهبی و نیز تأسیس مدرسه‌ای در ارومیه برای نشر علوم و تربیت جوانان مسیحی و مسلمانان گرفت. این فرمان، «مقدمه‌ای برای تبلیغ مبشرین آمریکایی گردید.» جالب آنجاست شاهان قاجار که دربرابر هر نیرویی که به هر طریقی بخواهد قدری از قدرت ایشان را بکاهد سخت موضع می‌گرفتند اما نه تنها حاضر بودند به مبلغین فرهنگی که هدف نهایی ایشان ترویج سبک زندگی غربی در ایران بود، مجوز فعالیت و تاسیس مدرسه بدهند بلکه ایشان را در این هدف یاری نیز برسانند، غافل از اینکه این تغییر سبک زندگی نهایتا به نفوذ عمیق بیگانه و چپاول منابع کشور خواهد انجامید. اگر پیش از آن هیأت آمریکایی با احتیاط به ترویج آیین پروتستان بین مسیحیان دست می‌‌زد، این بار با دریافت فرمان شاه، در تحقق اهداف خود مصمم گردید. اولین اقدام این هیأت در ارومیه، تلاش برای تأسیس مدرسه‌ای دینی بود.پرکینگز ابتدا از روی نسخ سریانی- نصرانی- الفبای سریانی را آراست و خودآموز انگلیسی را به منظور تعلیم آن زبان به نصرانیان و آشوریان تألیف کرد. بر آن اساس، کتب دینی برای تدریس در مدارس تدوین شد. به دنبال تلاش‌های پرکینگز ، اولین مدرسه آمریکایی، با هفده شاگرد در سال 1253 ه.ق در ارومیه افتتاح شد. پرکینز این آموزشگاه را در یکی از اتاق‌های محل اقامت خود ترتیب داده و لوازم آن را خودش تهیه کرده بود که اولین مدرسه و به نوعی اولین آموزشگاه در ایران محسوب می‌شد. یک سال بعد، همسر دکتر گرانت (یکی از اعضای هیئت میسیونری)، مدرسه دخترانه‌ای در ارومیه بنیان نهاد که تنها چهار دانش‌آموز داشت. چند ماه بعد تعداد شاگردان این مدرسه به ده برابر افزایش یافت. با این اقدامات قدم‌های اولیه برای نفوذ هیأت آمریکایی در میان مسیحیان ارومیه برداشته شد. در اثر فعالیت‌های این هیأت در ایران، میسیون‌های نسطوریان در ایران به آن هیأت داده شد و جاستین پرکینز به عنوان کشیش بانفوذ، اداره امور تبلیغ و آموزش آمریکایی‌ها را در ارومیه بر عهده داشت. او علاوه بر فعالیت در ارومیه، فعالیت‌های تبلیغی خود را در نقاط دیگر ایران از جمله تبریز، همدان و ... با گسترش و به اعزام مبلغین به آن شهرها اقدام نمود. در سال 1839 میلادی تعداد مدارس آمریکایی در ارومیه به 12 آموزشکده افزایش یافت و یک سال بعد در 70 دهکده در اطراف ارومیه آموزشکده دایر بود. هفت سال بعد، این مدارس به 81 مدرسه افزایش یافت و تعداد 530 نفر در آن مدارس به تحصیل می‌پرداختند. بد نیست بدانیم که هزینه‌ی تمامی این مدارس توسط هیات‌های تبلیغی تامین می‌شد! شاید عجیب باشد که یک دولت خارجی حاضر باشد این مقدار سرمایه‌گذاری برای ایجاد مدرسه در یک کشور بیگانه با هزاران کیلومتر فاصله از سرزمین خودی انجام دهد اما آمریکایی‌ها برعکس حکام بی‌کفایت ایران به خوبی می‌دانستند که به منظور آماده کردن یک ملت برای عدم اعتراض در برابر چپاول و تاراج داشته‌ها، باید فرهنگ مقاومت ایشان را از بین برد و چه جایی بهتر از مدارس برای تعلیم سبک زندگی آمریکایی به کودکان ایرانی؟ تأسیس چاپخانه از دیگر اقدامات هیأت آمریکایی در ارومیه بود که در آن آثار درسی و نیز دینی به چاپ می‌رسید. آن چاپخانه از بزرگترین چاپخانه‌های ارومیه بود در این چاپخانه، ماهنامه‌ای هم تحت عنوان «زاری ری دی با هرا» یا تابش روشنایی چاپ می‌شد که به مثابه ارگان آن هیأت عمل می‌کرد. و همچنین از جمله فعال ترین و معروف ترین زنان مبلغ در ایران، "ماری برد" نام داشت. وی به پیشنهاد "انجمن تبلیغی كلیسا" برای انجام امور تبلیغی در ایران انتخاب شد. از این رو مدتی در یك كالج آموزشی، فنون خاص تبلیغ را فرا گرفت و سپس به جلفا رفت. ماری برد از هنگام ورود به ایران، زبان فارسی را فرا گرفت تا ازاین طریق بتواند با عامه مردم مراوده نماید. وی با وجود اطلاعات كمی كه از پزشكی داشت، در درمانگاهی در اصفهان مشغول به كار بود چرا كه بهترین ابزار تبلیغ را همین مسئله می دانست. او همچنین با سفرهای خود به روستا و شهرهای اطراف با مردم عادی ارتباط برقرار نمود و میان ایشان كتاب و جزوات تبلیغی مسیحیت را پخش می كرد. در سال‌های پایانی دوره قاجار، نزدیك به چهل زن مبلغ اعم از همسران اعضای هیئت مبلغین، پزشك، پرستار و معلم در ایران فعالیت می كردند. این تعداد بعدها نیز افزایش یافت. در واقع انگیزه تبلیغ آیین مذهبی به ابزاری برای سلطه و تحكیم آن در جوامع اسلامی و شرقی، تبدیل شده بود. منبع مقاله : http://snn.ir / نویسنده: پریسا زارعی پروژه «نفوذ فرهنگی» آمریکا در ایران از چه زمانی کلید خورد؟ </p>