جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


قوت قول

نکاتی چند در قوّت قول اوّل
در آیه شریفه، فهمیده می شود که جلباب نوعی پوشش است که قابلیّت تسلّط کامل و یا اشتمال « علیهنّ » 1. از استعمال کلمه
دلالت بر اشتمال و تسلّط دارد، و همسویی کامل این نکته با قول اوّل بسیار « علی » بر همه اندام زن را دارا باشد، چرا که حرف
( بیشتر از سایر اقوال است.( 1
است که برخی از محقّقین و اهل لغت بدان پرداخته اند. و آن اینکه: واژه « جلباب » 2. وجه دوّم، اشتقاق و معنای لغوی واژه
یعنی تاریکی شب روز ،« جلب اللیل یطرده النهار » : یعنی تاریکی شب است، و آنگاه مثال آورده اند که « جُلْب اللیل » جلباب از
را پشت سر انداخت، با فرض پذیرفتن این اشتقاق و یا همدستگی، جلباب دلالت بر نوعی پوشش سرتاسری می کند که شامل
همه سر و اندام زن باشد، چرا که
ص: 82
1. و لازم به تذکّر است که تفاسیر زیادی (همچون: تفاسیر قرطبی، صافی، اصفی، مجمع البیان، نثر المرجان، عون المعبود، -1
الجلالین، المیزان، راهنما، و کتبی همچون: مجمع البحرین، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، شرح کافی ملا صالح
مازندرانی، سدول الجلباب فی وجوب الحجاب، صواب الخطاب فی اتقان الحجاب، حجاب المرأه المسلمه فی الکتاب و السنه،
رساله حجابیه زنجانی، حجاب و پرداری و...) به این نکته اشاره نموده اند.
شب همچون پرده ای همه روز و روشنایی آن را می پوشاند و به عبارتی دیگر تسلّط کامل بر چهره روز دارد.
3. و مهمّترین دلیل قوّت این قول، که ما در اینجا مفصّلًا بدان خواهیم پرداخت موارد استعمال این واژه [یعنی جلباب] در متون
روایی و دینی ماست، باید ببینیم آیا واژه جلباب در سایر روایات و یا اخبار دینی ما به چه معنایی بکار رفته است!؟
در منابع دینی ما، به دو معنای « جلباب » با تتبّعی مختصر در روایات و اخبار اسلامی، این نکته حاصل می شود که کلّاً واژه
مجازی و حقیقی استعمال شده است.
در معنای مجازی از واژه جلباب، لباس و یا پوشش خاصّ ی قصد نشده، بلکه به صورت تشبیه و یا استعاره بکار رفته است. و
معنای حقیقی آنجا که نوعی پوشش خاصّ از استعمال جلباب منظور باشد.
و ما به اختصار ثابت خواهیم نمود که هر دو نوع استعمال، قوّت قول نخست را تأیید می کنند:
« جلباب در قرآن » امّا در استعمال نوع اوّل همانگونه که جناب آقای دکتر سیّد جعفر شهیدی هم در یکی از مقالات خود بنام
به بررسی آن پرداخته و به نتیجه رسیده است مراد از تشبیه رساندن نوعی احاطه و شمول کلّی می باشد. ایشان مطالعه خود را
تنها در دامنه کتاب شریف نهج البلاغه انجام داده و ثابت نموده است که همه موارد استعمال شده از واژه جلباب در این کتاب
65 و کلمه قصار 112 به کار رفته مورد ،19 ، 183 و نامه های 10 ،153 ،87 ،66 ، را که در خطبه های 4
ص: 83
بررسی قرار داده اند و در کلّ با توجّه به همه موارد مذکور ایشان به دو نتیجه کلّی اشاره می کند: نخست آنکه جلباب هر چه
باشد پوششی است که بر روی همه پوشش های دیگر پوشیده می شود. و دوّم آنکه این پوشش سرتاسر اندام زن را می
( پوشاند.( 1
(2)« البخل جلباب المسکنه » : به عنوان مثال مولای موحّدین حضرت علی علیه السلام در فرازی از وصیّت نامه خود می فرماید
یعنی: بخل پوسته و یا روپوش مسکنت و نداری است. باتوجّه به اینکه مسکنت و نداری حالتی است که همه اندام و چهره
انسان را شامل می شود، و یا به عبارتی دیگر بر همه ابعاد جسمی و روحی و زندگی انسان سایه می اندازد، فلذا از تشبیه
فهمیده می شود که جلباب باید پوششی باشد که تا حدّ امکان همه اندام زن را در ،« جلباب » گستردگی این حالت به واژه
تحت پوشش خود قرار دهد.
یعنی: گویا ما جلباب ذلّت و .« فکأنّما ألسبنا جلباب المذلّه »: و یا در نقل دیگری از زبان حضرت سلمان علیه السلام آمده است
خواری پوشیده ایم.( 3) و...
و امّا مهمتر از اینها مواردی است که این واژه، بصورت حقیقی (یعنی به معنای پوششی مخصوص برای زنان) در لابلای
روایات و متون ما استعمال شده است.
ص: 84
. 1. از دیروز تا امروز، مجموعه مقالات دکتر شهیدی، ص 37 -1
. 2. الکافی، ج 8، ص 22 -2
. 3. بحارالانوار، ج 10 ، ص 54 -3
با تتبّع در روایات و متون اسلامی، خوشبختانه به مواردی از این نوع استعمالات برخوردیم که در آنها جلباب با معنای اوّل
بسیار سازگاری دارد. و البتّه در موارد نادری هم واژه جلباب می تواند با هر یک از اقوال چهارگانه مطابقت داشته باشد که
آسیبی به استدلال ما نمی رساند.
و اینک به مواردی از این نوع استعمالات اشاره می کنیم:
* در ذیل آیه 11 ، از سوره مبارکه نور، اغلب مفسّرین، داستانی را بعنوان سبب نزول نقل می کنند که مربوط به عائشه زن
است. مضمون داستان بدین نحو است که: عائشه که در « افک » پیغمبر صلی الله علیه و آله است، این آیه شریفه معروف به آیه
یکی از مسافرتها همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله بود به هنگام بازگشت، از کجاوه خود پیاده می شود و به دنبال گردنبند
گم شده خود می رود و به تدریج از کاروان سپاهیان رسول اللّه صلی الله علیه و آله دور می شود؛ وقتی کاروان حرکت می
کند حاملان کجاوه وی فکر می کنند عائشه داخل کجاوه است. آنان کجاوه خالی را حمل می کنند و عائشه وقتی به سمت
آنها برمی گردد دیگر کاروان را نمی بیند.
که او هم از کاروان بازمانده بود، عائشه را می بیند و او را می شناسد و با خود به شهر می « صفوان » یکی از سپاهیان، به نام
رساند.
وقتی او را می بیند که با صفوان می آید شایعه پراکنی می کند و تهمت ناروا به او می زند. و « امّ مسطح » زنی در شهر بنام
ادامه داستان طولانی است.
امّا خود عائشه وقتی این خبر را نقل می کند و ماجرای گم شدنش
ص: 85
را استعمال می کند، آنجاکه می گوید: « جلباب » را بیان می کند، در قسمتی از کلامش این واژه
(1)«. و کان رآنی (صفوان) قبل الحجاب، فاستیقظت باسترجاعه حین عرفنی فخمّرت وجهی بجلبابی »
یعنی: صفوان مرا از پشت حجاب دیده بود، پس وقتی مرا شناخت کلمات استرجاع (إنّا للّه وإنّا إلیه راجعون) را به زبان آورد،
و من با صدای او بلند شدم و با جلبابم صورتم را پوشاندم.
از این نقل فهمیده می شود که جلباب باید پوششی باشد که بتوان با آن سر و صورت را هم پوشاند، و گرنه خمار ساختن و یا
به عبارتی دیگر گرفتن صورت با غیر آن، که در اقوال دیگر گذشت، همچون رداء و پیراهن و... تکلّف در معنا ایجاد می
کند.
* و در برخی از منابع شیعه و سنّی از عائشه نقل شده است که می گوید:
ما در حال احرام(در ایّام حجّ) بودیم که مردانی از روبروی ما می گذشتند، رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه فرمود که »
(2).«... جلبابهای خود را مقابل صورت خود آویزان کنیم
ص: 86
1. مجمع البیان، المیزان، جامع البیان، تفسیرابن کثیر، تفسیر الجلالین، الدرّ المنثور، مسند احمد، ج 6، ص 195 ، صحیح -1
. بخاری، ج 5، ص 56 ، صحیح مسلم، ج 8، ص 114 ، روض الجنان، ج 7، ص 227 ، بحارالانوار، ج 20 ، ص 311
2. منتهی المطلب، علامه حلّی، ج 2، ص 7911 ؛ مستند الشیعه، محقّق نراقی، ج 12 ، ص 39 ؛ جواهر الکلام، شیخ جواهری، -2
. ج 8، ص 263 ؛ فقه السنّه، ج 1، ص 674 ؛ سن أبی داود، ج 1، ص 412 ؛ سنن الکبری، ج 5، ص 48
همانگونه که می دانید، زن مُحرم، در حال احرام نمی تواند چادر و یا نقابش را بر صورت خود بگیرد، ولی همانگونه که در
این خبر هم آمده است، فقها و مراجع ما فرموده اند اگر نامحرمان چشم به صورت او دوخته باشند زن می تواند از قسمت
بالای سر، چادرش را بالا کشیده و بگونه ای که چادر با صورتش تماسّ پیدا نکند آن را مقابل صورتش بگیرد.
از این خبر فهمیده می شود که جلباب باید نوعی پوشش سرتاسری باشد که سر را هم بپوشاند و الّا با رداء و عباء و روسری
این کار تکلّف دارد.
* در ذیل آیه 60 ، از سوره مبارکه نور، برخی از مفسّرین، روایتی را از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کنند که:
(1).« للزوج ما تحت الدرع، و للابن و الأخ ما فوق الدرع، و لغیر ذی محرم أربعه أثواب: درع، و خمار، و جلباب، و إزار »
یعنی: آنچه که در زیر پیراهن است برای شوهر است، و فرزندان و برادران می توانند پس از پوشش یک پیراهن سرتاسری
سایر جاهای بدن زن را ببیند، ولی در پیش نامحرمان برای زن چهار لباس ضروری است: پیراهن، خمار(روسری)،
جلباب(سرتاسری یا چادر)، و شلوار.
این خبر نه تنها وجوب پوشش جلباب را در جامعه برای زن ثابت می کند، بلکه اقوال دوّم و سوّم را که در بیان معنای جلباب،
گفته
ص: 87
. 1. تفسیر نورالثقلین، تفسیر صافی و أصفی، تفسیر مجمع البیان، و کتاب زبده البیان محقّق اردبیلی، ص 554 -1
شده اند کاملًا تضعیف می کند؛ چرا که با استعمال هر دو واژه خمار و جلباب در کنار هم معلوم می گردد که جلباب غیر از
خمار است، و مخصوصاً این خبر قول نادری را که برخی گفته اند: جلباب خمار خارج از منزل زنان است بسیار سست می
کند؛ چرا که حتّی آوردن جلباب بمعنای خمار بزرگ و یا خارجی در کنار واژه خمار، کاملًا ناهمگون است.
* در ذیل آیه 60 از سوره نور که قبلاً آورده شد، روایاتی صادر شده اند که باز در همگی آنها جلباب و خمار در کنار هم
بعنوان دو لباس متفاوت ذکر شده است. بخصوص که در یکی از این روایات که گویا جمع بین دو دسته از اخبار در آن
صورت گرفته آمده است:
« الجلباب، إلّا أن تکون أمه، فلیس علیها جناح أن تضع خمارها »
یعنی: زنان پیر (اگر آزاد باشند) تنها جلباب خود را می توانند کنار بگذارند، ولی زنان پیری که کنیز باشند، هم خمار(یعنی:
است، « خمار » غیر از « جلباب » روسری) و هم چادر خود را می توانند کنار بگذارند. و از این تفصیل، استفاده می شود که قطعا
( و نیز حتما پوشش جلباب حجابی است پوشاننده تر از خمار.( 1
* و در روایتی آمده است که وقتی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام برای دفاع از حقّ غصب شده خود (یعنی فدك) به مجلس
ابی بکر می رفت:
(2)« لاثت [لاتت] خمارها علی رأسها، و اشتملت جلبابها »
ص: 88
. 1. التهذیب، ج 7، ص 480 -1
2. الاحتجاج، ج 1، ص 97 ؛ الطرائف، ج 1، ص 263 ؛ بحارالانوار، ج 29 ، ص 218،220 و 235 ؛ شرح نهج البلاغه لابن أبی -2
. الحدید، ج 16 ، ص 249
یعنی: حضرت خمارش را بر سر کشید، و جلبابش را پوشید...
است، و نکته دیگر اینکه خمار در این خبر با فعل « جلباب » غیر از واژه « خمار » این نقل، کاملًا نشان دهنده آن است که معنای
یعنی اینکه جلباب، برخلاف خمار، پوششی است که شامل همه ؛« اشتملت » یعنی برسرکشیدن آمده، ولی جلباب با فعل « لاثت »
بدن زن می شود.
* و باز در روایتی آمده است که حضرت زهرا علیهاالسلام وقتی خبر مریضی پدرش را از جناب ابوذر شنید و خواست راهی
خانه پدرش شود:
(1)« فتجلببت بجلبابها و تبرقعت ببرقعها و أرادت النبیّ صلی الله علیه و آله »
یعنی: جلبابش را بر سر کرد، و رو بنده اش را پوشید و اراده منزل پیغمبر صلی الله علیه و آله نمود.
است، و به علاوه « اشتملت » آمده که در لغت تقریبا به همان معنای « فتجلببت » همانگونه که ملاحظه می کنید، در این خبر هم
در این خبر کاملًا مفهوم است، و آن اینکه، مخصوصاً برقع را پس از جلباب ذکر می کند که احتمالًا « جلباب » با « بُرقع » تفاوت
نشان دهنده آن است که حضرت زهرا علیهاالسلام در جامعه، علاوه بر اینکه چادر سر می نمودند، برقعی هم مثل نقاب بر
روی چادر خود دوخته بودند و
ص: 89
. 1. علل الشرایع، ج 1، ص 163 -1
صورت خود را با آن می پوشاندند.

سوره احزاب

بررسی آیه مبارکه احزاب
قبل از آنکه وارد ترجمه و تفسیر عبارات مهمّ این آیه شویم، لازم است بدانیم که بطور کلّی مفسّرین دو شأن نزول مختلف
برای این آیه ذکر کرده اند:
1. در بسیاری از تفاسیر بسیار معتبر شیعه مثل تفسیر قمّی و تفسیر المیزان و برخی از تفاسیر اهل سنّت آمده است که:
زنان مسلمان صدر اسلام، به وقت اذان، به مسجد می رفتند تا نماز را با امامت رسول اللّه صلی الله علیه و آله در پشت او اقامه »
کنند، وقت غروب که آنهابه طرف مسجد می رفتند جوانانی هرزه بر سر راه آنها می نشستند و با نگاه و متلک مزاحم آنها می
شدند، وقتی زنان مسلمان از این مسأله به محضر رسول اللّه صلی الله علیه و آله شکایت
ص: 74
کردند این آیه نازل شد که: زنان چادرهای خود را بر خود بگیرند، تا مزاحمین، آنها را اهل تقوا و عصمت بشناسند و دست از
«. آنها بردارند
2. این قول را برخی دیگر از تفاسیر که اغلب از اهل سنّت هستند پذیرفته اند، وآن اینکه:
چون زنان صدر اسلام، اعمّ از زنان آزاد و کنیزان، همگی پوشش مشترکی داشتند، عدّه ای از جوانان هوسران در سر راه آنها »
نشسته و به آنها متلک می انداختند، و فکر می کردند که زنان آزاد هم جز کنیزکان هستند، فلذا خطاب آمد: ای پیغمبر به
زنان و دختران خود و به زنان آزاد مؤمنان بگو تا چادرهای خود را به رو بگیرند تا از کنیزکان شناخته شوند و مورد اذیّت
.« مزاحمین قرار نگیرند
بدان پرداخته اند، اشکالات بسیار مهمّ و اساسی بر « المیزان » و همانگونه که مرحوم علّامه طباطبایی هم در تفسیر شریف خود
شأن نزول دوّم (که مراد و مفهوم آیه را در یک شرایط و مصادیق بسیار خاصّی محدود می کند) وارد است، و ما بخاطر پرهیز
از حجیم شدن کتاب خود، از ذکر این مباحث خودداری می کنیم.
با پذیرش شأن نزول اوّل، نگرش به آیه شریفه کلّاً عوض می شود و گویا مفهوم آیه رنگی واقعی تر و اجتماعی تر به خود می
پذیرد، که در آتیه فصل بیشتر با آن آشنا خواهید شد.
و امّا در ادامه فصل، ما بیشتر به دنبال این خواهیم بود تا ببینیم
ص: 75
مراد از عبارت یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ که خداوند متعال رعایت آن را به همه زنان مسلمان امر می فرماید چیست؟!
بطور کلّی در این عبارت قرآنی دو واژه بسیار مهمّ وجود دارد که محور اصلی همه مباحث تفسیری و نزاعات موجود شده
.« الجلابیب » : ودوّم « یدنین »: اند

قران کریم هدایت گر جاویدان

قرآن کریم هدایتگر جاویدان
بطور کلّی دو آیه شریفه در قرآن کریم وجود دارد که در این خصوص مورد بحث و نزاع صاحب نظران قرار گرفته است:
1. آیه 59 از سوره مبارکه أحزاب:
یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ » : أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم
«. یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کَانَ اللّهُ غَفُورا رَحِیما
ترجمه اجمالی آیه:
ای پیغمبر، به همسران خود و دختران خود و به زنان مؤمنین بگو: یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ، و »
.« خداوند بخشاینده و مهربان است
2. آیه 60 از سوره مبارکه نور:
وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ الّتِی لَایَرْجُونَ نِکَاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یَضَعْن ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَهٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ »
ص: 73
« اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
ترجمه اجمالی آیه:
زنان پیرسال و زنانی که دیگر امید به نکاح در آنها نیست می توانند جامه خود را کنار بگذارند، ولی اگر عفّت ورزند »
.« برایشان بهتر است، و خداوند شنوا و داناست
و امّا سؤالات و بحثهای بسیار مهمّی پیرامون این دو آیه شریفه وجود دارد که در حقیقت هر یک حاوی نکات و پیغامهای
بسیار مهمّی برای مؤمنین و مؤمنات است، و در این فصل از کتاب به فشرده ای از آنها خواهیم پرداخت

پیر و سلطان محمود

پیر و سلطان محمود - عبید زاکانی

سلطان محمود،پیری ضعیف را دید که پشتواره خار میکشد

بر او رحمش آمد گفت:

ای پیر دو سه دینار زر میخواهی یا درازگوشی یا دو سه گوسفند یا باغی که به تو دهم،تا از این زحمت خلاصی یابی

پیر گفت:زر بده تا در میان بندم و بر درازگوش بنشینم و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ روم و به دولت تو در باقی عمر آنجا بیاسایم

سلطان را خوش آمد و فرمود چنان کردند .

برگرفته از:گزیده طنز عبید زاکانی ،کتاب همشهری-عبید زاکانی

احترام متقابل

مقصود ما از احترام، نگرشی است که در آن، همسران برای هم احترام بسیاری قائلند و یکدیگر را ارزشمند می دانند. افزون بر
این، همسران علاقه مندند که این احترام را بر زبان آورند و آن را به نوعی ابراز کنند. بنابر این، تعجب آور نیست که به هنگام
بروز تمایل برای حل مشکلات مربوط به زوج، شاهد احترام هستیم. احترام در اصیل ترین شکل خود، به صورت توانایی
گوش دادن و توجه به همسر، نشان داده می شود. روشن است که این
ص: 22
. 1] . همان، ص 49 ] -1
( توانایی ها، از نگرش صرف فراتر می روند و به ارزش گذاری فعالانه و قدردانی احترام آمیز تبدیل می شوند.( 1
احترام، به این معنا نیست که زن و شوهر، عواطف و احساسات خود، مانند خشم، سرسختی، ناراحتی روحی و غیره را از
یکدیگر پنهان و آنها را به صورت عقده های روانی روی هم انباشته کنند. خشم های سطحی و بگومگوهای کوتاه میان زن و
شوهر در زندگی زناشویی، چون رعد و برق است؛ همیشه پس از رعد و برق باران می بارد و این باران، درخت زناشویی را
بارور می کند.
همچنین، احترام متقابل، به معنای انتقاد نکردن از یکدیگر نیست. گاهی لازم است زن و شوهر، آشکارا از رفتار نامناسب
یکدیگر انتقاد کنند، ولی باید از تندخویی بپرهیزند تا انتقاد آنان بی اثر و بی نتیجه نباشد.
در روایات اسلامی، به احترام متقابل میان زن و شوهر بسیار سفارش شده است. امام صادق علیه السلام درباره احترام گذاشتن
(2).« هر زنی که به شوهرش احترام بگذارد و آزارش نرساند، خوش بخت و سعادتمند خواهد بود » : زن به شوهر می فرماید
مردی که همسری اختیار کرد، باید او را گرامی و محترم » : همچنین ایشان درباره احترام گذاشتن مرد به زن می فرماید
.« بشمارد
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز فرمود:
(3).« هر کس به خانواده اش توهین کند، خوشی زندگی را از دست خواهد داد »
ص: 23
1] . شناخت و درمان اختلاف های زناشویی زناشویی درمانی، ترجمه: حمیدرضا سهرابی، انتشارات رسا، 1377 ، صص ] -1
. 124 و 125
. 2] . علامه محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 103 ، ص 253 ] -2
. 3] . علی مشکینی، مواعظ العددیه، انتشارات صحفی، ص 151 ] -
... 2 3 4 5 6 7 8 ...

آخرین عناوین

مست


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من