تبلیغات
قـــلــــم - مطالب قلم

جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


پول بانکی

ﭘﻮﻝ ﺑﺎﻧﮑﯽ

ﭘﻮﻝ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﭘﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺷﻌﺐ ﺑﺎﻧﮏ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ‌ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﭘﺮﺩﺍﺯ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻧﮏ ﺍﺯ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺑﺎﻧﮑﺪﺍﺭﯼ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﮐﺴﺮﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﻧﮏ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺳﭙﺮﺩﻩ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ‌ﺩﺍﺭﺩ. ﭘﻮﻝ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﻣﺴﮑﻮﮎ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻭﻻً ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻏﯿﺮﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺻﺎﺣﺐ ﺣﺴﺎﺏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺛﺎﻧﯿﺎً ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻦ ﺁﻥ ﻣﺆﺳﺴﻪ ﺑﺎﻧﮑﯽ، ﭘﻮﻝ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯽ‌ﺭﻭﺩ. ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺑﺎﻧﮑﺪﺍﺭﯼ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﮐﺴﺮﯼ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺧﻄﺮﺍﺕ ﺗﻮﺭﻣﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﭘﻮﻝ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺑﻪ ﭘﻮﻝ ﺩﺭ ﮔﺮﺩﺵ ﻫﺮ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﺎﻧﮏ ﺭﺍ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﭘﻮﻝ ﺩﺭ ﮔﺮﺩﺵ ﻫﺮ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻣﺠﻤﻮﻉ ﭘﻮﻝ ﻣﺴﮑﻮﮎ ﻭ ﭘﻮﻝ ﺩﺭﻭﻥ ﺣﺴﺎﺑﻬﺎﯼ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺍﺳﺖ.

ﻣﮑﺘﺒﻬﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ

ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﮐﻼﺳﯿﮏ

ﭘﻮﻝ ﻓﻘﻂ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻣﺒﺎﺩﻟﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻟﻔﺮﺩ ﻣﺎﺭﺷﺎﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ؛ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺣﺎﺻﻞ ﺿﺮﺏ ﺳﺮﻋﺖ ﮔﺮﺩﺵ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﺗﻮﻟﯿﺪﺍﺕ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ.

ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﮐﯿﻨﺰ

ﺩﺭ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﮐﯿﻨﺰ ﻧﻘﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺗﻘﮑﺮ ﺩﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺳﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﭘﻮﻝ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ:

ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ: ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﻝ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ‌ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻭ ﺷﮑﺎﻑ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺩﺭﺁﻣﺪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻫﺰﯾﻨﻪ‌ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﻨﺪ.

ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺍﺣﺘﯿﺎﻃﯽ ﭘﻮﻝ: ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﻧﺸﺪﻩ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ.

ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺳﻔﺘﻪ‌ﺑﺎﺯﯼ ﯾﺎ ﺑﻮﺭﺱ‌ﺑﺎﺯﯼ: ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ‌ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﻘﺪ ﯾﺎ ﺍﻭﺭﺍﻕ ﻗﺮﺿﻪ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﻧﺮﺥ ﺑﻬﺮﻩ ﭘﻮﻝ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﯾﺎﺑﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻤﺘﺮ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﻭﺍﺭﻕ ﻗﺮﺿﻪ ﯾﺎ ﺑﻮﺭﺱ‌ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﺮﺥ ﺑﻬﺮﻩ ﭘﻮﻝ ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻭﺭﺍﻕ ﻗﺮﺿﻪ ﯾﺎ ﺑﻮﺭﺱ‌ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺍﺗﺮﯾﺸﯽ

ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺍﺗﺮﯾﺸﯽ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﻟﺖ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﻃﺮﺯ ﻓﮑﺮ ﭼﺮﺧﻪ ﭘﻮﻝ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﻧﮏ ﺑﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﻬﺮﻩ ﭘﻮﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﺪ ﺍﺛﺮﺍﺕ ﺣﺒﺎﺑﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﭘﺲ‌ﺍﻧﺪﺍﺯ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯽ‌ﺭﻭﺩ.

ﭘﺎﯾﻪ ﭘﻮﻟﯽ

ﭘﺎﯾﻪ ﭘﻮﻟﯽ ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﻋﺮﺿﻪ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﻭ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ‌ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻧﮏ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ، ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮﻝ ﺑﺎﺷﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﻫﺮﭼﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺒﻊ ﺁﻥ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﭘﻮﻝ ﺍﺳﺖ.

ﻣﻨﺎﺑﻊ ﭘﺎﯾﻪ ﭘﻮﻟﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ‌ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﻣﻞ:

1- ﺫﺧﺎﯾﺮ ﺍﺭﺯﯼ ۲- ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺽ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺯ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰﯼ ۳- ﺳﺎﯾﺮ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ‌ﻫﺎ ۴-ﺗﺴﻬﯿﻼﺕ ﺍﻋﻄﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎﯼ ﺗﺠﺎﺭﯼ ﻣﺼﺎﺭﻑ ﭘﺎﯾﻪ ﭘﻮﻟﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺪﻫﯽ‌ﻫﺎﯼ ﭘﻮﻟﯽ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﻣﻞ: ۱- ﻧﺴﺒﺖ ﺫﺧﺎﯾﺮ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ-(RR) ۲-ﺫﺧﺎﯾﺮ ﺍﺿﺎﻓﯽ ﺑﺎﻧﮏ‌ﻫﺎ ﻧﺰﺩ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰﯼ -(ٍER) ۳-ﻧﺴﺒﺖ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﻭ ﻣﺴﮑﻮﮐﺎﺕ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﻡ _(CU)

فقر قابلیتی

 فقر قابلیتی

مفهوم قابلیت اولین بار از سوی پرفسور آمارتیاسن (۱۹۸۵) برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۸ ، مطرح شد. مقاله معروف «سن» با عنوان «كالاها و قابلیت ها» ، نقطه آغازین مباحث مربوط به این رویكرد محسوب می شود. به زعم آمار تیاسن ارزش كالاها به نقش و كاركردی است كه در رفع نیازهای انسان دارند، به این معنا می بایست توجه خود را از نگاه تنگ و محدود درآمدی كه عملامنتج از نظریه مطلوبیت است به نگاه مبسوط مبتنی بر قابلیت ها معطوف كنیم. او قابلیت را به معنای آنچه كه مردم واقعاً قادر به انجام دادن آن هستند، تعبیر می كند. بنابراین چه بودن یا چه كردن انسان ها اهمیت محوری اند؛ آنچه مهم است توانایی بالقوه افراد است برای انتخابی متفاوت از آن چه هستند و آن چه انجام می دهند. به عبارت بهتر وضعیت اقتصادی یا اجتماعی كه افراد درآن قرار دارند باید محصول یك انتخاب باشد نه اجبار. این وضعیت های مختلف بستگی مستقیم به ویژگی های فردی و شرایط محیطی دارد.

با این تعبیر، بین فردی كه مثلاً دچارمشكلات فیزیكی یا معلولیت جسمی است با فردی كه دارای بدن سالم است، یعنی بین فردی كه به دلیل وابستگی اجتماعی و خانوادگی و طبقاتی ناتوان می ماند و كسی كه قابلیت تحرك دارد تفاوت ماهوی وجود دارد. سطح مطلوبیت این افراد با توجه به رویكرد درآمد محور قابل اندازه گیری و مقایسه نیست . فرد معلول با درآمد مساوی با فرد سالم ممكن است در وضعیت نامناسب تری به سر ببرد، زیرا او از یك محرومیت قابلیتی (و نه درآمدی) نیز رنج می برد. بنابراین سن بر ضرورت تغییر زاویه دید و نحوه نگرش به اهمیت كالاها برای انسان تاكید كرد . به زعم وی كالاها از آن رو اهمیت دارند كه نیاز انسان را برآورده می سازند و ارزش یك كالادر رفع نیاز انسان بستگی زیادی به شرایط فرد و قابلیت های او دارد. به این تعبیر كتاب برای فرد بی سواد و دوچرخه برای كسی كه دوچرخه سواری بلد نیست ، مطلوبیت ندارد و به طور وسیع تر نیازهای افراد مختلف بسته به خصوصیات فردی، می تواند بسیار متفاوت باشد. برای مثال یك فرد معلول دارای نیازهای خاص است و ممكن است با داشتن درآمد مساوی از موقعیت ضعیف تر و مطلوبیت كمتری برخوردار باشد.

از این دیدگاه فقر به هیچ وجه به معنای نداشتن درآمد نیست. در این دیدگاه فقر به مثابه محرومیت از قابلیت های فردی و اجتماعی تعریف می شود و اساساً فقر فقدان قابلیت است و بدیهی است كه راه حل آن نیز می بایست در رشد قابلیت های انسانی جست وجو شود. تعریف فقر بر حسب محرومیت از قابلیت ها، بزرگ ترین مزیتی كه دارد تبیین سیاست ها و اقدامات اجتماعی خاص است كه نه به صورت گذرا بلكه به صورت ریشه ای به اجرا گذاشته می شود؛ سیاست هایی كه به طور هدفمند گروه های خاص را مورد توجه قرار می دهد. درباره فقر و محرومیت دو الگوی نظری درباره اولیه كه هریك به شاخه های گوناگونی تقسیم می شوند ، تدوین شده است

فقر چیست

فـقـر چـیـسـت ؟

ز آنجا كه بشر یك موجود چند بعدی است و برای زندگی باید به رفع نیازهای گوناگونی بپردازد، توان او در یك جامعه تا اندازه‌ای است كه این نیازها برآورده شوند، از این رو فقر به مفهوم جامعی بدل می‌شود كه كل طیف زندگی بشر را دربرمی‌گیرد. انسانی ممكن است احساس كند فقیر است كه ثروت كافی در اختیار ندارد و درآمد كافی جهت اداره زندگی خود نمی‌تواند كسب كند، ممكن است فقیر باشد چون به لحاظ فرهنگی بی‌صلاحیت است. یا ممكن است فقیر باشد چون از لحاظ روانی ضعیف است یا اینكه فقیر باشد زیرا قربانی تركیبی از محرومیت‌هاست.

فرهنگ های متفاوت در میان ملل و اقوام، حاصل کار و تلاش کوتاه مدت مردمان آن جوامع نیست، بلکه گذشت روزگار، بستر سازنده اصلی فرهنگ هاست. به عبارتی دیگر، هر ملتی، برحسب عادات و سنن و اتفاقات تاریخی، و به هنگام گذر از تونل زمان در درازای زندگانی اش، دارای فرهنگ ویژه ای می شود که گاه در بعضی نقاط و نکات با دیگران همخوان و همانند و در غالب موارد نیز متفاوت است. متاسفانه چون بخش بزرگ این فرهنگ را عوام می سازند و دانشمندان و فرزانگان و فرهیختگان جوامع درآن سهمی اندک دارند، خرافات و موهومات و خیالپردازی، جای دانش و معلومات را پر می کند و آلودگی هایی به وجود می آید که در طی قرون به باوری محکم تبدیل میشود و پای رفتن جامعه به سوی پیشرفت را از حرکت باز می دارد.

فقر یك پدیده اجتماعی است كه ناشی از هماهنگی توزیع و تراكم جمعیت در مناطق جهان و عدم بهره گیری انسانها از زمین و امكانات فعلی جهان می باشد. رشد فزاینده فاصله بین كشورهای صنعتی و كشورهای در حال توسعه موجب می شود كه به شناخت دقیق عوامل موثر در ایجاد این فاصله بپردازیم.

در انتها نیز به مؤلفه‌های فرهنگی فقر پرداخته شده است. فرهنگ مصرفی یا مصرف‌گرایی، فقر فرهنگی، عدم آینده‌نگری و تقریب سطح زندگی از جمله این مؤلفه‌ها می‌باشند. در راستای تقریب سطح زندگی افراد به یكدیگر، به عناصر دینی مطرح در این زمینه اشاره ویژه‌ای شده است. مواردی چون انفاق، پرداخت وام، تامین اجتماعی، اصل عدالت اجتماعی، اصل مساوات، مسؤولیت نخبگان،‌مساله مالكیت، حقوق مالی، سطح زندگی و اصل مشاركت فقرا در دارایی‌ها در این بخش مورد بحث و بررسی واقع شده است

اندیشمندان و متفكران اجتماعی در تعریف فقر، سخن واحدی ارائه نداده‌اند و از دیدگاه‌های گوناگون به آن نگریسته‌اند ولی بر این اتفاق‌نظر دارند كه فقر فرایندی است كه عوارض گوناگونی را به‌دنبال دارد.

«آلبرتو دورینا» فقرشناس دهه هشتاد قرن بیستم در كتاب «فقر، پیشرفت و توسعه» بدور از هرگونه تعریف به معنای لغوی فقر اشاره كرده و آن را در فرهنگها و زبانهای متفاوت مورد بررسی قرار داده است و از ارائه هرگونه تعریف شفاف از فقر سرباز زده است و آورده است؛

«فقر معنای خاص خود را دارد، فقر لحن خاص خود، پویایی خاص خود و در برابر زندگی موضع خاص خود را دارد كه از یك تعریف منفی (فقدان ثروت) كه عناصر تشكیل دهنده فرهنگ فقر را نادیده می‌گیرد متفاوت است.»

«پیتر تاون سند» تعریف زیر را از فقر ارائه می‌كند؛ «افراد خانواده‌ها و گروههای یك جامعه را می‌توان فقیر نامید، هنگامی كه منابع لازم را برای دستیابی به غذا، شركت در فعالیتها و داشتن تسهیلات و داشتن شرایط مطلوب زندگی و تسهیلاتی كه مرسوم است، یا حداقل داشتن این تسهیلات در جوامعی كه در آن زندگی می‌كنند، پسندیده و مورد تشویق است را ندارند.»

«دكتر حسین آسایش» در تعریفی می‌گوید؛ «فقیر كسی است كه او و خانواده تحت تكفل او نتواند از حداقل یك زندگی قابل قبول برای سالهای قرن بیست و یكم برخوردار شوند و این همان خط فقر است و خط فقر در همه جا یكسان نیست و قطعاً از جامعه‌ای به جامعه دیگر و منطقه‌ای به منطقه دیگر تغییر می‌كند.

«دكتر حسین عظیمی (آرانی)» در تعریفی از فقر می‌نویسد؛ «فقر حالتی است كه در آن فرد از ابزار لازم برای برآوردن یك یا مجموعه‌ای از اهداف دلخواه محروم است».

این تعاریف مبین آن است كه فقرشناسان و ارائه دهندگان نظریات فقر چه در زمینه اقتصادی، چه در زمینه فرهنگی و چه در زمینه‌های دیگر در مطالعاتشان تحت تأثیر دامنه گسترده‌ای از برداشتهای گوناگون درباره اینكه فقر چیست می‌باشند، زیرا این مفهوم نسبی و چندبعدی است، از این رو گاه تعریف فقر چنان مبهم می‌گردد و یا خاص می‌شود كه از ارائه یك نگاه درست ناتوان می‌شود. آنگاه كه محقق بخواهد یك تعریف كلی ارائه دهد در میان گستره وسیعی از كلیات به تعریفی می‌رسد كه در اثر گستردگی مبهم می‌شود و گاه در اثر توجه به بخشی از مشكل بناچار به ارائه تعریفی دست می‌یازد كه تنها بخش خاص و محدودی را مورد توجه قرار می‌دهد.

امكانات و نیازهای زندگی بشری ناشی از شخصیت فرد و عرف جامعه است. بسیاری از نیازهای جوامع بشری در اثر تحمیل جامعه شكل نیاز به خود را می‌گیرند، این حالت نیاز كاذب به تعبیری فقر نسبی است اما نیازهای حیاتی فرد در جامعه همچون غذای كافی، مشكل مسكن و پوشاك را با فقر مطلق باید سنجید و به آن باید نیاز آموزش و بهداشت را نیز افزود.

در بررسی نیازهای انسانی كه فقدان آنها به فقر منجر می‌شود می‌توان حداقل‌های زندگی همچون غذا و پوشاك و مسكن و بهداشت و آموزش را در رده‌های نخستین نیازهای بشری قرار داد و در وهله بعد نیازهای زندگی اجتماعی امروز بشر را همچون توانایی برقراری ارتباط مؤثر با جهان پیرامون و استفاده از امكانات و رفاهیات حال و آینده را به عنوان نیاز بعدی مدنظر قرار داد. بعنوان مثال در كشورهای پیشرفته و مدرن عدم توانایی تطابق فرهنگی و عدم آشنایی با سیستم‌های الكترونیك بدلیل كمبود منابع اقتصادی و علمی و فكری فقر تلقی می‌شود و در شهرهای بزرگ دنیا نداشتن وسیله نقلیه شخصی نوعی از نیاز می‌باشد.

«فقر یعنی كمبود امكان یا امكانات لازم یا كافی برای فرد یا افرادی كه در یك جامعه زندگی می‌كنند، طوری كه این كمبود آنها را در سطحی پایین‌تر از حداقلهای مورد لزوم زمان، مكان و شرایط محل زندگیشان قرار دهد حال در هر زمینه كه باشد خود نوعی فقر است و با خطر فقر یا خط فقرهای موجود سنجیده می‌شودو فقیر كسی است كه خود و افراد تحت سرپرستی او از حداقلهای قابل قبول زندگی در جامعه و محل زندگی خود محروم باشند حال این فقر در بعد اقتصادی باشد یا فرهنگی یا اجتماعی و ... درهر بعدی كه باشد در جایگاه و موقعیت خود یك فقر است

«ادوارد تیلور» در كتاب فرهنگ ابتدایی Primitive culture)) كه سال 1871 انتشار یافت می‌نویسد «در فرهنگ یا تمدن مجموعه پیچیده‌ای است كه دربرگیرنده، دانستنیها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و هر گونه مولفه دیگری كه به وسیله انسان به عنوان عضو جامعه كسب شده است، وضع فرهنگ میان جوامع گوناگون بشری تا جایی كه قوانین كلی قابل تحقیق باشد موضوعی است مناسب برای بررسی قوانین اندیشه و كنش انسانی.»

«مالینوفسكی» می‌گوید «فرهنگ به سادگی عبارت است از كلیت یكپارچه‌ای مركب از كالاهای مصرفی و وسایل، خصوصیات اساسی، گروههای اجتماعی گوناگون، تصورات، پیشه‌ها و باورها و رسوم بشری».

«پارسونز» می‌نویسد: «فرهنگ عبارت است از الگوهایی كه به رفتار و فراورده‌های عمل بشری مربوط است و می‌تواند به ارث برسد» میراث فرهنگی عبارت است از آن الگوهایی كه در طول قرنها و عصرها از گذشتگان به آیندگان و از نسلی به نسل دیگر می‌رسد و توسعه و تحول می‌یابد، كاملتر می‌شود و توسط آمدگان به نه آمدگان سپرده می‌شود و به بیان دیگر فرهنگ مجموعه‌ ارزشها و دستاوردهای مادی و معنوی است كه به وسیله انسانها در طی تاریخ شكل گرفته است.

در تعریف‌های فرهنگ عناصری مانند اعتقادات و هنرها و عادات، وسایل و كالاهای مصرفی و خصوصایت اساسی گروههای انسانی (اجتماعی)، راه و روش زندگی مردم، رفتار فراورده‌های عمل بشری و دستاوردهای مادی و معنوی به كرات به چشم می‌خورد، آنچه در مورد فقر و فرهنگ مورد توجه است این است كه تقریباً بر تمامی عناصر فوق فقر تأثیر گذاشته و آن را به صورت قالبهای مطلوب خود درمی‌آورد و تغییرات حاصل از آن نیز بر جامعه تأثیر بسیار می‌گذارد كه بندرت تأثیر مطلوبی بر جامعه می‌گذارند. مثلاً در برخی موارد می‌توانند سبب تلاش بیشتر جهت رهایی از فقر شوند، اما غالباً تأثیر مخربی می‌گذارند.

اكنون پس از ارائه تعریف و توضیح درباره فقر و فرهنگ از اندیشمندان مختلف تعریف ذیل كه به نظر می‌رسد بتواند تعریفی كاملتر از فقر فرهنگی را تشریح نماید ارائه می‌شود. فقر فرهنگی به معنی مطلق كلمه یعنی عدم بهره مندی از حداقل نیازهای اساسی زندگی در زمینه های مختلفی فرهنگی نظیر رفاه، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، اوقات فراقت، اشتغال و ... می باشد. فقر پدیده ای است اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی كه از فقدان یا حرمان تامین حداقل نیازهای اساسی جهت زیستن و سیر بسوی سعادت ناشی می شود و در زمان و مكان نسبی است. فقیر كسی است كه فاقد قابلیت و توانائی كافی برای تامین حداقل نیازهای مادی و معنوی (فرهنگی) است. ازآنجائیكه زندگی انسانها دارای دو بعد كلی مادی و معنوی است، لذا پدیده فقر را نیز بایستی از دو بعد فوق مورد مطالعه قرار داد. كه در اینجا فقر معنوی عبارتست از عدم قابلیت یا توانائی درك ارزشهای اجتماعی و عدم حركت یا سرپیچی از حركت در مسیرهای ارائه شده توسط مدلهای رفتاری و هنجارهای نهادی و یا حركت مغایر با ارزشهای اجتماعی..

کالای اقتصادی

ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ

ﮐﺎﻻﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﯼ ﯾﺎ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺍﻃﻼﻕ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﭘﻮﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻪ‌ﻋﺒﺎﺭﺗﯽ ﻫﺮ ﮐﺎﻻ ﯾﺎ ﺧﺪﻣﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ، ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺎﻻﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ.

ﺗﻘﺴﯿﻤﺎﺕ

ﮐﺎﻻﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ. ﮐﺎﻻﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﺁﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺎﻻﯼ ﺧﻮﺏ ﻭ ﮐﺎﻻ ﯾﺎ ﺧﺪﻣﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺎﻻﯼ ﺑﺪ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺜﻼً ﺁﺷﻐﺎﻝ ﯾﺎ ﺩﺭﺩ ﺩﻧﺪﺍﻥ.

ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻣﺼﺮﻑ ﻧﯿﺰ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ:

ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ

ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﻣﺼﺮﻑ

ﺑﻠﻪ ﺧﯿﺮ

ﺭﻗﺎﺑﺖ ﻣﺼﺮﻑ‌ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﻠﻪ

ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺧﺼﻮﺻﯽ: ﻏﺬﺍ، ﻟﺒﺎﺱ، ﺧﻮﺩﺭﻭ ﻭ ... ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﻣﺸﺘﺮﮎ: ﻣﺤﯿﻂ ﺯﯾﺴﺖ ﺧﯿﺮ

ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﮔﺮﻭﻫﯽ: ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ‌ﻫﺎﯼ ﻭﺭﺯﺷﯽ، ﮐﺎﻓﻪ‌ﻫﺎ ﻭ ... ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﻋﻤﻮﻣﯽ: ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﭘﻠﯿﺲ، ﺍﺭﺗﺶ ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺁﻧﺘﻨﯽ

ﻣﺜﺎﻝ

ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﻋﺎﯼ ﺧﯿﺮ ﮔﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﻣﻄﻠﻮﺑﯿﺖ ﻭ ﺧﻮﺷﺂﯾﻨﺪﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﻥ ﺩﻋﺎﯼ ﺧﯿﺮ ﯾﺎ ﺭﺿﺎﯾﺘﻤﻨﺪﯼ ﮔﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺨﺺ ﯾﮏ ﮐﺎﻻﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ. ﻭﻟﯽ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﯾﮏ ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭﯾﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﺯﻣﯿﻨﻪ‌ﻫﺎ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩ ﺭﺿﺎﯾﺘﻤﻨﺪﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﺎﻻﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮﺩ.

ﺧﺪﻣﺎﺕ

ﺧﺪﻣﺎﺕ ﯾﺎ ﺳﺮﻭﯾﺲ(ﻫﺎ) ﺑﻪ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﯾﺎ ﻣﺰﯾﺖ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﻭ ﻟﺰﻭﻣﺎً ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺱ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﺩ.∗

ﯾﮏ ﺧﺪﻣﺖ، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﯾﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ‌ﺍﯼ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ‌ﻫﺎﯼ ﮐﻢ ﻭ ﺑﯿﺶ ﻧﺎﻣﻠﻤﻮﺱ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻭ ﻧﻪ ﻟﺰﻭﻣﺎً ﺩﺭ ﺗﻌﺎﻣﻼﺕ ﺑﯿﻦ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﻭ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻭ ﯾﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻭ ﯾﺎ ﮐﺎﻻﻫﺎ ﻭ ﯾﺎ ﺳﯿﺴﺘﻢ‌ﻫﺎﯼ ﻋﺮﺿﻪ‌ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﺍﻩ ﺣﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ.

ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺗﻔﺎﻭﺕ‌ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ. ﺯﯾﺘﺎﻣﯿﻞ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ (۱۹۹۰) ﺍﯾﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺫﯾﻞ ﻣﻄﺮﺡ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ:

ﺍﮐﺜﺮ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻧﺎ ﻣﻠﻤﻮﺱ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺍﺯ ﺁﻥ‌ﺟﺎ ﮐﻪ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﯾﺎ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻓﻨﯽ ﯾﺎ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ‌ﻫﺎ ﺑﻪ‌ﺻﻮﺭﺗﯽ‌ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﻣﻠﻤﻮﺱ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﯾﮑﻨﻮﺍﺧﺘﯽ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺘﺪﺍﻭﻝ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮ ﻧﻤﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻪ‌ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺩﻗﯿﻖ ﻣﻌﯿﺎﺭﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﺩﻫﻨﺪ ﮐﺎﺭ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺳﺎﺩﻩ‌ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ.

ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻧﺎﻫﻤﮕﻮﻥ ﻭ ﻧﺎﻫﻤﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺧﺪﻣﺎﺕ (ﺑﻪ‌ﻭﯾﮋﻩ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﯽ‌ﺑﺮﺩ) ﻧﺎﻫﻤﮕﻮﻥ ﻭ ﻧﺎﻫﻤﺴﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻪ ﺑﯿﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﯾﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﺩﯾﮕﺮ، ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻣﻠﻤﻮﺱ، ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩﺳﺎﺯﯼ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﯾﮑﻨﻮﺍﺧﺘﯽ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﻋﺮﺿﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺍﻣﮑﺎﻥ‌ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ.

ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻪ‌ﻃﻮﺭ ﻫﻢ‌ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ. ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﺗﻔﮑﯿﮏ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺍﻏﻠﺐ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﺮﺿﻪ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺩﺭ ﺍﻏﻠﺐ ﻣﻮﺳﺴﺎﺕ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺤﻞ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻭ ﻋﺮﺿﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻥ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﺼﺮﻑ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﺤﻠﯽ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﻧﻤﻮﺩ. ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ‌ﭘﺬﯾﺮﺩ ﮐﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺭﺍ ﻃﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ.

ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺎﺑﻊ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ. ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺭﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﯽ‌ﺩﻫﻨﺪ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﻣﻮﺛﺮ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﯾﮏ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﺗﻨﻬﺎ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﻮﯼ ﺳﺮ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻠﮑﻪ ﻧﺤﻮﻩ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺷﺨﺺ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮﯼ، ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ ﺍﻭ، ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺖ ﻋﺮﺿﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﺩﻫﻨﺪ.

ﺍﮐﺜﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻭ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺍﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪﻩ، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ‌ﻫﺎﯼ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ‌ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺗﺨﺼﯿﺺ ﻣﯽ‌ﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﺭﺯﺵ ﻧﯿﺰ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﭘﯿﺘﺮ ﺩﺭﺍﮐﺮ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ «ﻫﻤﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎ، ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ.»

اجرای شعر عشق رسوایی محض است تو سط مجتبی رنجبری شب میلاد امام رضا

بهتر از این ؟ كه كسی لحظه ی پابوسی تو

نفس آخر خود را بكِشد پا نشود


دردهایم به تو نزدیك ترم كرده طبیب

حرفم این است كه یك وقت مداوا نشود !


من دخیلِ دل خود را به تو طوری بستم

كه به این راحتی آقا گره اش وا نشود


بارها حاجتی آورده ام و هر بارش

پاسخی آمده از سمت تو ، الّا نشود


امتحان كرده ام این را حرمت ، دیدم كه

هیچ چیزی قسم حضرت زهرا نشود


آخرش بی برو برگرد مرا خواهی كشت

عاشقی با اگر و شاید و اما نشود

عشق رسوایی محض است كه حاشا نشود

عاشقی با اگر و شاید و اما نشود


شرط اول قدم آن است كه مجنون باشیم

هر كسی دربه در خانه ی لیلا نشود


دیر اگر راه بیفتیم ، به یوسف نرسیم

سرِ بازار كه او منتظر ما نشود


لذت عشق به این حسِّ بلاتكلیفی ست

لطف تو شاملم آیا بشود؟ یا نشود؟


من فقط روبه روی گنبد تو خم شده ام

كمرم غیر در ِ خانه ی تو تا نشود


هرقدر باشد اگر دور ِ ضریح تو شلوغ

من ندیدم كه بیاید كسی و جا نشود


بین زوّار كه باشم كرمت بیشتر است

قطره هیچ است اگر وصل به دریا نشود


مرده را زنده كُند خوابِ نسیم حرمت

كار اعجاز شما با دَم عیسا نشود


امن تر از حرمت نیست ، همان بهتر كه

كودكِ گمشده در صحن تو پیدا نشود

1 2 3 4 5 6 7 ...

آخرین عناوین

خنده


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من