جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


برسی راه های مقابله با امریکا در ایران

4ـ فریب کاری های مذهبی

بسیاری از کسانی که در ظاهر به پای بندی های دینی توجه نمی کنند؛ یک وابستگی درونی و عاطفی به مقدسات دارند؛ یعنی به صورت کلی از دین نبریده اند. برخی از شبکه های پر مخاطب فارسی زبان با درک این رابطه درونی، سیاستی فریب کارانه را در پیش گرفته و برنامه هایشان را با این ذائقه ها هماهنگ می کنند؛ مثلاً در هنگام نماز، اذان شیعی پخش می کنند، در مناسبت های مذهبی برنامه هایی با موضوع مذهبی روز می گذارند، در مناسبت هایی مانند شهادت اهل بیت(علیهم السلام)؛ به ویژه در محرم، تغییرات محسوسی در برنامه های خود ایجاد کرده و از پخش آهنگ های تند پرهیز می کنند. آن ها با این کار، خود را هم رنگ با مخاطبان نشان داده و اهداف خود را پشت سر این فریب کاری ها پنهان می کنند.

وقتی با برخی از مردم ساده اندیش درباره اهداف شوم این شبکه ها صحبت می کنید، تعجب کرده و می گویند: «شما نسبت به همه چیز بدبین هستید. این بندگان خدا هم مثل ما هستند و در زمان اذان، اذان پخش می کنند و به هنگام عزا موسیقی محزون می گذارند»./ کتاب بشقاب های سفره پشت بام من

دشمنان اسلام و ایران از آغازین روزهای پیروزی نهضت شکوهمند امام خمینی(ره) تاکنون بنا بر خوی استکبارگرایانه خویش، همواره و به انحاء مختلف، در صدد یافتن مسیرهای نفوذ به بنیان مرصوص این انقلاب الهی و استحاله گفتمان حق طلبانه آن هستند. از مفاد اسناد محرمانه به دست آمده در لانه جاسوسی آمریکا، این واقعیت ملموس چهره عیان نمود که جهان سلطه، حضور مؤثر حکومتی مردمی و مبتنی بر ارزش های دینی را در دنیای گرفتارآمده به دام لیبرالیسم و کمونیسم نمی پسندد، لذا تمام توان خود را مصروف داشتند تا اگر بتوانند جلوی خیزش ملت به رهبری مرجعیت عالیقدر را بگیرند و یا با جلب همکاری عناصر خودفروخته و لیبرال مسلک، بخشی از جریان های انقلابی را آلوده به لوث وجود آنان کنند تا در روز مبادا، منافع استراتژیک غرب در ایران محفوظ بماند و چنان چه امکان کودتا و تغییر در ارکان اصلی حاکمیت فراهم شد، این نقشه خائنانه با یاری عوامل نفوذی شان تحقق یابد. برای عملیاتی نمودن این سیاست خصمانه، مستکبران و اذناب آن ها همه ابزارهای لازم را در نظر گرفتند و آگاهی از منافذی که می تواند به کم رنگ شدن آرمان های مورد حمایت مستضعفان و در نهایت اضمحلال نظام بیانجامد را در اولویت برنامه های اجرایی مرتبط با دیپلماسی عمومی، نظامی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و... قرار دادند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی طیّ دیدار اخیر با میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل بیت «علیهم السلام» در این خصوص فرمودند: «آمریکایی ها می خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در آمریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله ای برای نفوذ در ایران بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته ایم و با همه توان بالای خود، اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا حضور سیاسی در ایران را به آمریکایی ها نمی دهیم.»

در این مقاله کوتاه با بررسی و آسیب شناسی حوزه سیاست، راه های نفوذ آمریکا از این طریق را به اختصار تبیین خواهیم نمود.

کاخ سیاه استکبار برای پیشبرد و تسهیل نفوذ سیاسی در ایران، نقشه های متعددی ترسیم نموده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) تطمیع عناصر سیاسی

این راهبرد همیشگی دشمن در تطمیع و تسلط بر پندار و رفتار کارگزاران، با بهره گیری از ابزار «ضعف نفس و ایمان» برخی سیاسیون، مجرای عمل می یابد. به عنوان مثال؛ غرور و خودشیفتگی مفرط «ابوالحسن بنی صدر» باعث شد تا او به وعده های واهی، فریفته گردد و در تقابل با امام و امت، نخستین دوره ریاست جمهوری را به سرانجامی تلخ اما عبرت آموز مبدّل سازد و یا در دوره مجلس ششم، شاهد بودیم که چگونه داعیه داران یک خط سیاسی با انجام تحصن و نگارش نامه های موهن، در میدان رسانه ای جبهه معاندان انقلاب، به نقش آفرینی پرداختند. هم چنین، وقوع حوادث تأسف بار در فتنه آمریکایی 88 و عملکرد آکنده از ابهام بعضی خواص، نمادی آشکار از تحقق همین رویکرد نفوذ سیاسی ارزیابی می گردد.

ب) تئوری تحریم و مذاکره

جمهوری اسلامی به واسطه پای فشردن بر ارزش های مکتبی، در میادین گوناگون مورد هجمه جهانخواران بوده و هست. حربه نخ نمای تحریم، راهکاری دیرآشنا برای مهار قدرت رو به تزاید ایران می باشد و دشمنان با اتخاذ روش دوگانه «تحریم و مذاکره»، هدف واحدی را پیگیری می کنند که در رأس آن، نفوذ به ارکان اقتدار کشور و رفع خطر تعمیق روزافزون فرهنگ ظلم ستیزی و انقلابی گری است.

یا نگاهی گذرا به روند مذاکرات ایران و غرب در موضوعات مختلف به ویژه پرونده هسته ای، این مطلب در اذهان شکل می گیرد که مقوله «تحریم و مذاکره» متناسب با کسب توفیقات ملت ما در داخل و خارج، به دستمایه ای جدّی برای جلوگیری از تداوم روند مثبت پیشرفت در این جامعه ایمانی، تبدیل شده است.

ج) اختلاف افکنی

سیاست دیرینه «تفرقه انداز و حکومت کن» اگرچه آبشخوری انگلیسی دارد ولی امروز در ردیف اصلی ترین راهبردهای سیاست خارجی آمریکا برای شکست استحکام درونی دولت های مخالف نظام سلطه به کار گرفته می شود. این که صدها رسانه سمعی و بصری فارسی زبان با هزینه های هنگفت مالی و راهبری عوامل وابسته به صهیونیسم بین الملل، کوچکترین زوایای رفتار سیاستمداران ما را مورد تأمّل قرار داده و بر آتش تنازعات داخلی و اختلافات معمول اجرایی می دمند، ریشه در این نگاه وحدت شکنانه و تفرقه افکنانه ایالات متحده دارد. هدایت مطالبات صنفی و تلاش برای دامنه دار شدن برخی از مصادیق آن ها، تأکید هدفمند بر تفاوت های فرهنگی و مذهبی با اشاعه این نظریه دروغین که جماعتی از اقلیت های ایرانی در تنگنا هستند و طرح مباحث کذبی از قبیل عدم رعایت اعلامیه حقوق بشر و...، در شمار عناوین مندرج در کارنامه شیطان بزرگ است.

د) حمایت از اقدامات ساختارشکنانه

مبنایی ترین سیاست آمریکایی ها در جنگ نرم با نظام دینی ما، توسعه رفتارهای ساختارشکنانه و ترویج نگرش های عداوت آمیز نسبت به اصل مترقی ولایت فقیه است. دشمنان عزت مسلمین به خوبی می دانند که پایداری این حاکمیت ولایی، به تداوم حیات فقه حکومتی در قامت رسای «ولایت فقیه» بستگی دارد و تا زمانی که دیده بان بصیر انقلاب با پشتوانه اعتقاد راسخ ملت به وعده لایتخلّف الهی در سپردن زعامت زمین و زمان به مستضعفان و تیزبینی و درایت کم نظیر معظمٌ له، توطئه های ریز و درشت سردمداران جبهه کفر را نقش بر آب می کنند، آنان نخواهند توانست افکار شوم و پلیدشان را اجرایی نمایند لذا مشاهده می کنیم که محور منازعات دولت های استکباری با ایران اسلامی، تلاش مستمر و البته بی فایده در جهت تخریب چهره ممتاز و بی بدیل رهبری امت اسلام است. پشتیبانی مداوم از نشریات زنجیره ای و تضعیف نهادهای قانونی کشور مانند: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شورای نگهبان، قوه قضائیه و... که در صیانت از اصل انقلاب و دستاوردهای آن دارای مسؤولیت خطیری هستند، جزء لاینفک برنامه بلند مدت نظام سلطه در ایران طیّ سه دهه گذشته است و اتخاذ چنین سیاستی را نمی توان از هدف گذاری غرب برای تعبیر خواب آشفته براندازی نظام جمهوری اسلامی با انجام اقدامات ساختارشکنانه، جدا دانست.

ه‍) شبهه آفرینی و شایعه سازی

از قدیمی ترین راهکارهای شیطانی برای ملکوک نمودن چهره نهضت های اصیل مردمی و رهبران آن ها، «شبهه افکنی و شایعه سازی» است. در تاریخ معاصر؛ منافقین کوردل با بهره مندی از این روش مذموم به ترور شخصیت بزرگان انقلاب پرداختند و سپس با ترور فیزیکی عناصر خدوم و گرانقدری همچون شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر و... بر صفحات ننگین کتاب قطور جنایات شان افزودند.

با گسترش فضای مجازی و امکان دسترسی آحاد مردم به امواج مخرب بنگاه های دروغ پراکنی و شبکه های اجتماعی، تهدیدات فراوانی از ناحیه شبهه افکنان و شایعه سازان به وجود آمده که مستلزم تمهید تدابیر لازم و عاجل توسط مسؤولان امر در تنویر افکار عمومی و پاسخگویی سریع و متقن به شبهات مطروحه می باشد.

به یقین، تا «مبارزه با صهیونیست ها» به عنوان اصلی لایتغیّر در نظام سیاسی ما مورد تأکید و توجه است، این عداوت و کینه توزی های استکبار جهانی، هیچگاه به پایان نخواهد رسید پس باید به تأسی از معیار قرآنی «وَ لَن یَجْعَلَ الله لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» و رهنمودهای عالمانه رهبر حکیم و فرزانه مان، همیشه به هوش باشیم و با شناخت و تبیین راه های نفوذ آمریکا، حامیان تروریسم دولتی رژیم نامشروع و کودک کش صهیونی را در رسیدن به امیالشان، ناکام بگذاریم. ان شاء الله.

شرکت کنندگان در مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح روز چهار شنبه 25 شهریور ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا دیدار کردند و مطابق اولین خبرهای منتشرشده از این دیدار، رهبر معظم انقلاب در این دیدار بر مسائل مهم سیاسی و اهداف دشمن در برهه کنونی و وظایف مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه تاکید نمودند.برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له مورد توجه قرار می گیرد:

1. وظیفه اصلی نخبگان انقلابی کشور، مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی است.

2. خطر نفوذ دشمن: نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است.

3. به دنبال هضم ایران در مقابل اراده مستکبرین هستند.

4. بیداری مسؤولان و انقلابیون، باعث ناکامی و نا امیدی دشمن خواهد شد.

در سخنرانی های اخیر رهبر معظم انقلاب به خصوص پس از جمع بندی مذاکرات هسته ای و شکل گرفتن چیزی که به نام برجام هسته ای خوانده می شود، رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها و بارها بر مساله نفوذ دشمن و شیوه ها و رفتارهای دشمن برای نفوذ، سخن به میان آورده اند. شاید کمتر موضوعی را بتوان یافت که رهبر معظم انقلاب در 6 یا 7 سخنرانی متوالی به صورت مکرر در مورد خطر آن، چنین مطالبی را گوشزد کرده باشند و با اصرار فراوان بر جلب توجه مسؤولان و دلسوزان کشور به آن تاکید داشته باشند.

همان طور که رهبر معظم انقلاب چندین بار متذکر شده اند، هنوز تکلیف برجام هسته ای در ایران و در آمریکا نهایی و مشخص نشده است اما آنچه مشخص است این است که دشمن در فضای کنونی پس از برجام به دنبال نفوذ در ایران اسلامی و بسط سلطه خویش در کشور و حضور در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های کشور و از میان بردن استقلال و آزادی کشور است. این امر را از خلال تذکرات چندین و چند باره رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره خطر نفوذ دشمن و این که دشمن به بهانه برجام و با سوء استفاده از آن به دنبال چنین راهبرد خطرناکی است، می توان دریافت. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان خویش در جمع خبرگان و سخنرانی قبل و بعد از آن نیز بر این مساله تاکید کردند اما این بار در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یکی از محورهای اصلی بیانات ایشان، همین مساله نفوذ و تلاش دشمن برای نفوذ بوده است.

شرکت کنندگان در مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صبح روز چهار شنبه 25 شهریور ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا دیدار کردند و مطابق اولین خبرهای منتشر شده از این دیدار، رهبر معظم انقلاب در این دیدار بر مسائل مهم سیاسی و اهداف دشمن در برهه کنونی و وظایف مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه تاکید نمودند.

البته هنوز (ظهر روز چهارشنبه) خبر کامل و مشروح بیانات معظم له در این دیدار منتشر نشده است اما از آنجا که مخاطبان محترم این نشریه نیازمند توجه به برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له در این دیدار هستند، به اختصار هرچه تمامتر و بر اساس اخبار مختصر منتشرشده از این دیدار، برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له مورد توجه قرار می گیرد:

1. وظیفه اصلی نخبگان انقلابی کشور، مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی است

یکی از محورهای اصلی بیانات معظم له خطاب به سران سپاه و همه انقلابیون و دلسوزان انقلاب اسلامی آن بوده است که وظیفه اصلی خود را مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی در کشور بدانند و خاطرنشان ساخته اند: باید پایه های انقلاب و فکر انقلابی را بسیار مستحکم کرد. این وظیفه ی اساسی نخبگان سپاه و همه ی نخبگان انقلابی کشور است.

2. خطر نفوذ دشمن: نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است

بخش مهم دیگری از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب خطر نفوذ دشمن و برنامه آنها برای نفوذ همه جانبه در ایران بود. ایشان در این باره خاطرنشان ساختند: امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ برای این کشور است. نفوذ اقتصادی و امنیتی در مقابل نفوذ فکری، فرهنگی و سیاسی، اهمیت کمتری دارد. البته مسئولان گوناگون از جمله سپاه، جلوی نفوذ امنیتی را با کمال قدرت می گیرند. چشمان بینای مسئولان اقتصادی باید در مقابل نفوذ اقتصادی باز باشد.

دشمن برای نفوذ فرهنگی سعی می کند باورهایی که جامعه را سرپا نگه داشته دگرگون، مخدوش و در آنها رخنه ایجاد کند. برای نفوذ سیاسی سعی می کنند در مراکز تصمیم گیری و اگر نشد در مراکز تصمیم سازی نفوذ کنند. وقتی یک کشور این گونه تحت نفوذ سیاسی قرار گرفت، حرکت و جهت گیری های آن کشور طبق اراده ی مستکبرین خواهد بود? .

3. به دنبال هضم ایران در مقابل اراده مستکبرین هستند

ایشان با خاطر نشان ساختن تلاش دشمن برای هضم ایران اسلامی در برابر خواست و اراده مستکبران عالم، خاطر نشان کردند که امروز مخالفان و دشمنان نظام اسلامی در عین اعتراف به قدرت و نفوذ و اثر گذاری منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، به افرادی از جمهوری اسلامی صریحاً می گویند روحیه انقلابی را این قدر دنبال نکنید و جزء جامعه جهانی شوید. این یعنی کاری کنید که از قدرت بیافتید تا شما را ببلعیم و در نقشه های چند کشور مستکبر و زورگو حل شوید.

مطابق این بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی، دشمنان نظام اسلامی از این طریق به دنبال آن هستند که برخی از افرادی که در نظام اسلامی قرار دارند را به مخالفت با انقلابی گری وادارند و از این طریق انقلاب و انقلابی گری در ایران را به حاشیه برانند. در چنین احوالی، وظیفه این افراد که مخاطب دشمن هستند و دشمن به مخالفت آنها با انقلابی گری امید بسته است آن است که با صراحت در انقلابی گری و بیان صریح مواضع انقلابی امام و رهبری، دشمن را از خود نا امید کنند و زمینه نفوذ دشمن و یا سست شدن اراده انقلابی در کشور را از میان ببرند. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب در سخنرانی های قبلی خود به مسؤولان کشور متذکر شدند که باید به صراحت و با بیان انقلابی با دشمنان ملت مواجه شوید. اگر این افراد تحت تأثیر وساوس شیطانی دشمن فریب بخورند و تصور کنند که می توان انقلابی گری را افراطی گری خواند و به اسم مقابله با افراط، انقلابی گری را از کشور زدود، در واقع به خود و کشور آسیب وارد می کنند و البته جمهوری اسلامی ایران به حول و قوه الهی و با تدبیر رهبری حکیمانه ای که خدای متعال روزی این مردم کرده است، از این برهه عبور خواهد کرد. ان شاءالله.

4. بیداری مسؤولان و انقلابیون باعث ناکامی و نا امیدی دشمن خواهد شد

نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که آینده از آن نظام اسلامی است. زمینه نفوذ دشمن و امکان سوء استفاده او از این زمینه به این معنی نیست که ناامید و یا نسبت به آینده بدبین باشیم، مهم آن است که مسؤولان کشور و انقلابیون و دلسوزان انقلاب، فعال و بیدار و همدل باشند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب: اگر ما بیدار باشیم، امید دشمن ناامید خواهد شد. وعده می دهند که ایرانِ چند سال دیگر، این ایران نیست. نباید گذاشت این فکر و امید شیطانی در دل دشمن پا بگیرد.

منبع مقاله : تسنیم

بررسی راه‌های مقابله با نفوذ سیاسی آمریکا در ایران

هدف شناسی امریکا در ایران

هدف شناسی آمریکا در ایران

وقتی مقام معظم رهبری از مقابله با نفوذ آمریکا خبر می‌دهند و آمریکا را متهم به نفوذ در ایران می‌کنند، چه حجتی دارند؟ برای پاسخ به این سؤال لازم است به خود غربی‌ها و آمریکایی‌ها مراجعه کنیم.

مایک مولن، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا در فروردین امسال به نشریه پولیتیکو می‌گوید: «توافق هسته‌ای تنها راه تغییر رژیم ایران است.»

ما سؤال می‌کنیم چگونه ممکن است؟ ما صرفاً یک توافق در حیطه‌ای مشخص کرده‌ایم چگونه آنان به تغییر فکر می‌کنند؟ از سوی دیگر باید به این سؤال پاسخ دهیم که بین برجام و زنده‌شدن اپوزیسیون خاک گرفته در غرب چه رابطه‌ای وجود دارد؟

چند روز پیش همایشی با عنوان «ایران دوران گذار» در لندن برگزار شد که جمعی از مدعیان حقوق بشر و کارکنان بی. بی.سی فارسی و... در آن حضور داشتند. فردی به نام ریچارد آدامز که احتمالاً از کارشناسان دستگاه جاسوسی انگلیس است، در آنجا می‌گوید: «ما در 18 ماه آینده فرمول‌های دوقطبی‌سازی در ایران را اجرا می‌کنیم؛ هم در حوزه فردی و اجتماعی و هم در حوزه کلان و از هیچ فرصتی برای قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت ایران فروگذار نمی‌کنیم.» و یکی از کارشناسان آمریکایی به نام کالین کال می‌گوید: «آمریکا سند راهبردی برای پساتوافق آماده کرده است.» که حکایت از آن دارد که آمریکا به‌دنبال ایجاد «بی‌حسی» در ملت ما و شل‌کردن عضلات مقاومتی ماست.

وقتی اختلاف دو کشور در سطح ماهیتی است و منافع منطقه‌ای نیز به تعبیر مقام معظم رهبری 180 درجه با هم اختلاف دارد، آمریکا از این رابطه به دنبال چیست؟ وزیر خارجه آمریکا در شورای روابط خارجی آمریکا بخشی از این پرده را بالا می‌زند و فلسفه محدودیت‌های 15 ساله در برجام را توضیح می‌دهد:

«گذشت 15 سال می‌تواند تغییرات زیادی در ایران ایجاد کند... باور من این است که در 15 سال در یک کشور اتفاقاتی می‌افتد. اگر به ایران امروز نگاه کنید می‌بینید که کشوری دارای مردمی با تحصیلات است که قبل از این با همه کشورهای منطقه از جمله اسرائیل رابطه دوستانه‌ای داشت. می‌دانید که سرزمین پارس، تاریخی طولانی دارد و واقعیت این است که جوانان آن‌ها 25 درصدشان بیکارند، آینده می‌خواهند، اگر به تهران بروید، من نبوده‌ام ولی دوستان من که رفته‌اند به من گفته‌اند که جوانان به‌دنبال گوشی هوشمند هستند و می‌خواهند بخشی از دنیا باشند. من نمی‌دانم تا 15 سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز این‌که می‌دانم اتفاقات زیادی روی می‌دهد. مسأله اینجاست که شما نمی‌توانید تغییر را خلق کنید بلکه باید احتمالات را بیازمایید... کسی هم نمی‌توانست تصور کند که وقتی نیکسون به چین رفت، در این کشور چه روی می‌دهد... آنان (مسؤولان دولتی ایران) به‌دنبال مذاکره برای مناسباتی متفاوت هستند.»

آمریکایی‌ها پس از ناکامی در راهبردهایی همچون «براندازی سخت» از طریق نظامی به راهبرد «تغییر رفتار» درباره ایران رسیدند. پس از خرداد 1376 «استحاله از درون» را دنبال کردند و «براندازی نرم» را جایگزین دو راهبرد پیشین نمودند و با صراحت اعلام کردند: «ما برای براندازی انقلاب اسلامی از درون، دنبال انقلابیونی می‌گردیم که در عین ستودن امام خمینی، بشود آنان را به خدمت گرفت.»

به نظر می‌رسد آمریکا به‌دلیل تحلیل توان نظامی و افت ابرقدرتی در خاورمیانه از یک‌سو و ناامیدی از جریانات برانداز داخلی از سوی دیگر، راهبرد خود را پلکانی نموده است. قبلاً به‌دنبال براندازی و براندازان بود اکنون به‌دنبال جریانی است که اهداف انقلاب اسلامی را در حد شکم تقلیل داده باشد و ملت انقلابی و مقاوم ایران را به‌سان ملتی گرسنه که دهانش را به‌سوی غرب باز کرده، معرفی کند. بنابراین آمریکایی‌ها این‌بار به‌دنبال براندازی سریع نیستند بلکه به‌دنبال جریان کردن «رابطه خواهی» هستند و در این‌راه برای گرفتن قدرت دفاع از نیروهای انقلاب، ناکامی‌های احتمالی را از زبان کسانی‌که «در عین ستودن خمینی می‌شود به خدمت گرفت» به داخل نظام ارجاع می‌دهند تا تنها گزینه حل مسائل کشور ورود آمریکا باشد. اولویت امروز آمریکا انتخاب بین بد و بدتر در داخل کشور است و بر این باور است که در قطب‌بندی‌های موجود (که در بالا بدان اشاره شد) می‌توان بازی نمود و یک قطب را در قدرت استمرار داد تا 10 یا 15 سال فرا رسد و میعادشان برای برگرداندن خواب راحت به صهیونیست‌ها مهیا گردد. بنابراین آمریکا در گام اول به‌دنبال «ترک برداشتن مبارزه با آمریکا» در داخل کشور و ایجاد تردید نسبت به دشمنی دشمنان است. راه چاره در حال حاضر این است که مراقب باشیم تا در قبال باز کردن یک دروازه، دروازه‌های دیگر محکم کنترل شود و پیوست اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برجام در مواجهه با برنامه‌ریزی‌های چند لایه آمریکا مهیا شود. تا ما صهیونیست‌ها را به رسمیت نشناسیم و بر گسترش اسلام تأکید کنیم، از انگیزه دشمنی آنان چیزی کم نخواهد شد.

منبع مقاله: تسنیم

هدف شناسی آمریکا در ایران

وقتی مقام معظم رهبری از مقابله با نفوذ آمریکا خبر می‌دهند و آمریکا را متهم به نفوذ در ایران می‌کنند، چه حجتی دارند؟ برای پاسخ به این سؤال لازم است به خود غربی‌ها و آمریکایی‌ها مراجعه کنیم.

مایک مولن، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا در فروردین امسال به نشریه پولیتیکو می‌گوید: «توافق هسته‌ای تنها راه تغییر رژیم ایران است.»

ما سؤال می‌کنیم چگونه ممکن است؟ ما صرفاً یک توافق در حیطه‌ای مشخص کرده‌ایم چگونه آنان به تغییر فکر می‌کنند؟ از سوی دیگر باید به این سؤال پاسخ دهیم که بین برجام و زنده‌شدن اپوزیسیون خاک گرفته در غرب چه رابطه‌ای وجود دارد؟

چند روز پیش همایشی با عنوان «ایران دوران گذار» در لندن برگزار شد که جمعی از مدعیان حقوق بشر و کارکنان بی. بی.سی فارسی و... در آن حضور داشتند. فردی به نام ریچارد آدامز که احتمالاً از کارشناسان دستگاه جاسوسی انگلیس است، در آنجا می‌گوید: «ما در 18 ماه آینده فرمول‌های دوقطبی‌سازی در ایران را اجرا می‌کنیم؛ هم در حوزه فردی و اجتماعی و هم در حوزه کلان و از هیچ فرصتی برای قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت ایران فروگذار نمی‌کنیم.» و یکی از کارشناسان آمریکایی به نام کالین کال می‌گوید: «آمریکا سند راهبردی برای پساتوافق آماده کرده است.» که حکایت از آن دارد که آمریکا به‌دنبال ایجاد «بی‌حسی» در ملت ما و شل‌کردن عضلات مقاومتی ماست.

وقتی اختلاف دو کشور در سطح ماهیتی است و منافع منطقه‌ای نیز به تعبیر مقام معظم رهبری 180 درجه با هم اختلاف دارد، آمریکا از این رابطه به دنبال چیست؟ وزیر خارجه آمریکا در شورای روابط خارجی آمریکا بخشی از این پرده را بالا می‌زند و فلسفه محدودیت‌های 15 ساله در برجام را توضیح می‌دهد:

«گذشت 15 سال می‌تواند تغییرات زیادی در ایران ایجاد کند... باور من این است که در 15 سال در یک کشور اتفاقاتی می‌افتد. اگر به ایران امروز نگاه کنید می‌بینید که کشوری دارای مردمی با تحصیلات است که قبل از این با همه کشورهای منطقه از جمله اسرائیل رابطه دوستانه‌ای داشت. می‌دانید که سرزمین پارس، تاریخی طولانی دارد و واقعیت این است که جوانان آن‌ها 25 درصدشان بیکارند، آینده می‌خواهند، اگر به تهران بروید، من نبوده‌ام ولی دوستان من که رفته‌اند به من گفته‌اند که جوانان به‌دنبال گوشی هوشمند هستند و می‌خواهند بخشی از دنیا باشند. من نمی‌دانم تا 15 سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز این‌که می‌دانم اتفاقات زیادی روی می‌دهد. مسأله اینجاست که شما نمی‌توانید تغییر را خلق کنید بلکه باید احتمالات را بیازمایید... کسی هم نمی‌توانست تصور کند که وقتی نیکسون به چین رفت، در این کشور چه روی می‌دهد... آنان (مسؤولان دولتی ایران) به‌دنبال مذاکره برای مناسباتی متفاوت هستند.»

آمریکایی‌ها پس از ناکامی در راهبردهایی همچون «براندازی سخت» از طریق نظامی به راهبرد «تغییر رفتار» درباره ایران رسیدند. پس از خرداد 1376 «استحاله از درون» را دنبال کردند و «براندازی نرم» را جایگزین دو راهبرد پیشین نمودند و با صراحت اعلام کردند: «ما برای براندازی انقلاب اسلامی از درون، دنبال انقلابیونی می‌گردیم که در عین ستودن امام خمینی، بشود آنان را به خدمت گرفت.»

به نظر می‌رسد آمریکا به‌دلیل تحلیل توان نظامی و افت ابرقدرتی در خاورمیانه از یک‌سو و ناامیدی از جریانات برانداز داخلی از سوی دیگر، راهبرد خود را پلکانی نموده است. قبلاً به‌دنبال براندازی و براندازان بود اکنون به‌دنبال جریانی است که اهداف انقلاب اسلامی را در حد شکم تقلیل داده باشد و ملت انقلابی و مقاوم ایران را به‌سان ملتی گرسنه که دهانش را به‌سوی غرب باز کرده، معرفی کند. بنابراین آمریکایی‌ها این‌بار به‌دنبال براندازی سریع نیستند بلکه به‌دنبال جریان کردن «رابطه خواهی» هستند و در این‌راه برای گرفتن قدرت دفاع از نیروهای انقلاب، ناکامی‌های احتمالی را از زبان کسانی‌که «در عین ستودن خمینی می‌شود به خدمت گرفت» به داخل نظام ارجاع می‌دهند تا تنها گزینه حل مسائل کشور ورود آمریکا باشد. اولویت امروز آمریکا انتخاب بین بد و بدتر در داخل کشور است و بر این باور است که در قطب‌بندی‌های موجود (که در بالا بدان اشاره شد) می‌توان بازی نمود و یک قطب را در قدرت استمرار داد تا 10 یا 15 سال فرا رسد و میعادشان برای برگرداندن خواب راحت به صهیونیست‌ها مهیا گردد. بنابراین آمریکا در گام اول به‌دنبال «ترک برداشتن مبارزه با آمریکا» در داخل کشور و ایجاد تردید نسبت به دشمنی دشمنان است. راه چاره در حال حاضر این است که مراقب باشیم تا در قبال باز کردن یک دروازه، دروازه‌های دیگر محکم کنترل شود و پیوست اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برجام در مواجهه با برنامه‌ریزی‌های چند لایه آمریکا مهیا شود. تا ما صهیونیست‌ها را به رسمیت نشناسیم و بر گسترش اسلام تأکید کنیم، از انگیزه دشمنی آنان چیزی کم نخواهد شد.

منبع مقاله: تسنیم

اولین نفوذ پس از انقلاب اسلامی

یکی از اولین مصداق‌هایی که از نفوذ در هر کشوری به ذهن متبادر می‌شود، بحث نفوذ از طریق جاسوسان است. قدمت جاسوسی از یک دولت شاید به قدمت وجود خود دولت برمی‌گردد و از هزاران سال قبل جاسوس و جاسوسی در بین کشورها وجود داشته است. پس از انقلاب اسلامی نیز دشمنان نظام اسلامی به دنبال جاسوسی از سازمان‌ها و مردم بودند و یکی از اولین جاسوس‌هایی که در کشور دستگیر شد، محمدرضا سعادتی ، از اعضای بلندپایه سازمان مجاهدین خلق(منافقین)، بود. وی در آن زمان متهم به جاسوسی برای شوروی شد و برای این اتهام خود به زندان افتاد. ادامه این ماجرای جالب را با هم مرور می‌کنیم.

محمدرضا سعادتی

*سعادتی که بود؟

محمدرضا سعادتی فرزند سید علی به سال ۱۳۲۳ در شیراز و در خانواده‌ای روحانی و کم‌بضاعت به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه در سال ۱۳۴۱با رتبه دوم و بورسیه دولتی در دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۵ در رشته مهندسی برق فارغ التحصیل شد و به سربازی رفت و به عنوان سپاه ترویج آبادانی و مسکن در ایلام مشغول کار گردید.

پس از پایان خدمت وظیفه در سال ۱۳۴۷ وارد کارخانه ذوب آهن اصفهان شد و سال بعد به دایره مهندسی ستاد نیروی هوایی منتقل شد و دو سال و نیم در آن مرکز به کار پرداخت. همزمان با کمک برادران جلال زاده، شرکتی تحت عنوان نولکو را به ثبت رساندند و از طریق جلال‌زاده با مهدی رضایی آشنا شد و به عنوان سمپات به همکاری با سازمان مجاهدین خلق پرداخت.

هر چند که پیش از آن در دوره دانشجویی با ناصر صادق آشنا شد و مدتی هم در برق منطقه‌ای شیراز همکارش بود، اما سعادتی در بازجویی عضویت خود را در تشکیلات مجاهدین مرتبط به مهدی رضایی (با نام مستعار بهروز همایونفر) می‌داند. سعادتی همچنین در بازجویی علت گرایش خود به مبارزه علیه رژیم پهلوی را، اعدام ۲ تن از دوستان مارکسیستش به نام‌های اسماعیل معین عراقی و محمد هادی فاضلی می‌داند که در گروه سیاهکل فعالیت داشته‌اند.

بر اساس نظریه موجود در پرونده سعادتی، حضور وی در ذوب آهن اصفهان زمینه‌ای برای ارتباط وی با کارشناسان شوروی گردیده بود و از آن تاریخ توسط سرویس اطلاعاتی نشان شده بود.

سعادتی از جمله کسانی است که از ضربه شهریور ۱۳۵۰ ساواک به سازمان مجاهدین در امان ماند، اما در اردیبهشت ۱۳۵۱ در پی دستگیری مهدی رضایی ، سعادتی به همراه همسرش ناهید جلال‌زاده دستگیر شدند. سعادتی به حبس ابد محکوم شد و در زندان به کمون مسعود رجوی پیوست و به سید سیکو مشهور شد.

سعادتی در زندان، تاریخ معاصر تدریس می‌نمود که از جمله شاگردان او می‌توان به بهزاد نبوی اشاره كرد. هر چند بهزاد نبوی بیشتر شاگردی شعاعیان دیگر چهره مشهور به روس گرایی را نموده است.

بهزاد نبوی

سعادتی در ۲۲ آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و ۲۳ بهمن، زمانی که سازمان طی اطلاعیه ای علنی اعلام وجود كرد، در جمع کادر مرکزی ۱۵ نفره آن قرار گرفت. همچنین به عضویت هیئت مدیره شرکت نولکو بازگشت که شرکتی برای پوشش فعالیت‌های سازمان بود. وی در کنار این امور، طبق اقدامی برنامه‌ریزی شده به فعالیت در دادستانی انقلاب تهران نیز پرداخت. (1)

مسعود حقگو از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین در گفت‌وگویی با خسرو تهرانی اظهار داشته است: سعادتی نزدیک‌ترین شخص به مسعود رجوی بوده است. وقتی تهرانی تأکـید کـرد کـه او شـاید از مـوسی خیابانی هم به رجوی نزدیک‌تر بوده باشد، حقگو ضمن تأیید این مطلب، گفت: من احتمال قریب به یقین می‌دانم که در زندان از اواخر سال 54 به بعد، سعادتی نفر دوم سازمان محسوب می‌شد. (2)

*کشف ارتباط سیکو و فیسینکو

در این دوره بود که با مأموران شوروی ارتباط گرفت اما خیلی زود لو رفت و هنگام در اختیار گذاشتن پرونده سر لشکر مقربی به ولادیمیر فنسینکو (دبیر اول سفارت شوروی) در شرکت نولکو در ۶/۲/۱۳۵۸ دستگیر شد. مقربی یکی از نظامیان عالی رتبه ارتش شاهنشاهی بود که مدت ۲۵ سال برای شوروی‌ها جاسوسی می‌کرد و در پاییز سال ۱۳۵۵ توسط اداره کل ضد جاسوسی (اداره کل هشتم) ساواک دستگیر شد و به سرعت محاکمه و اعدام گردید. دستگیری و اعدام سریع او در طی این سال‌ها برای مأمورین شوروی سؤال برانگیز بود که چطور مقربی لو رفت و چه اطلاعاتی در اختیار اداره کل ضد جاسوسی قرار داد.

عباس امیر انتظام در خاطرات خود گفته است:

«... در یکی از روزهای اسفند ۱۳۵۷ منشی من اطلاع داد که شخصی می‌خواهد به ملاقات من بیاید و یک مسئله امنیتی را درمیان بگذارد. پس از توافق من مردی درحدود ۵۰ سال با قدی متوسط با لباس رسمی و کراوات به اطاقم آمد. من صندلی طرف راست خودم را به او تعارف کردم. پس از نشستن به من گفت که کارمند و عضو اداره ضدجاسوسی ساواک است. طبق خبر او قرار است در ساعت ۵ بعد از ظهر امروز یکی از دیپلمات‌های سفارت شوروی به دیدن یک ایرانی در ساختمانی در میدان ۲۵ شهریور [7 تیر فعلی] برود و چیزهایی را دراختیار فرد ایرانی قرار دهد؛ ضمناً گفت که طرف ایرانی عبدالعلی نامیده می‌شود. این فردآمده بود تا کسب تکلیف کند.

مطالب را بلافاصله به اطلاع نخست وزیر رساندم. ایشان دستور داد که آن شـخص مسـئله را تعقیب کند، ولی آقای بازرگان از شنیدن نام عبدالعلی که نام یکی از فرزندانش بود، ناراحت شده بود. کارمند اداره ضدجاسوسی ساواک به کارش ادامه داد و روز بعد گزارش کارش را به من داد که به اطلاع نخست وزیررساندم … بعدها وی گفت که عبدالعـلی را دسـتگیر کرده‌اند و نام واقعی این فرد محمدرضا سعادتی است که با دستگاه‌های عکاسی مخصوص جاسوسی که از دیپلمات روسی دریافت کرده، دستگیر شـده است. ( نکته جالب درباره امیرانتظام این است که خود وی بعدها به جرم جاسوسی برای آمریکا محاکمه و به زندان محکوم شد )

عباس امیرانتظام

البته ابراهیم یزدی عامل گزارش اولیه را دکتر چمران معرفی نموده است اما آنچه مسلم است شناسایی اولیه وی توسط دولت موقت انجام گرفته است.

چگونگی دستگیری این جاسوس بلندپایه، همچون مقربی همچنان برای شوروی به صورت یک معما باقی مانده بود تا به جای حل معمای قبلی معمای دیگری نیز بر آن افزوده شود. این خلأ اطلاعاتی باقی بود تا آنکه سازمان مجاهدین انقلاب در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۵۸ برخی اسناد و خلاصه گزارش مأموریت سعادتی و بخشی از اظهارات وی در بازجویی را منتشر کرد. در اسنادی که انتشار یافت نوع ارتباطات سعادتی با واسطه اطلاعاتی سازمان جاسوسی شوروی و اسناد تحویل شده و درخواست‌های سعادتی از وی فاش گردید. (3)

*فیسینکو کیست؟

پس از پیروزی انقلاب، به دستور مستقیم كمیته مركزی حزب كمونیست اتحاد جماهیر شوروی، ایستگاه K.G.B در تهران موفق شد در روز ۱۴ فوریه ۱۹۷۹ مطابق با ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ مستقیماً با مرکز رهبری دو سازمان مجاهدین خلق و فداییان خلق تماس بگیرد. مسئولیت این ارتباط به عهده ولادیمیر فیسنكو افسر شاخه اطلاعات سیاسی ایستگاه (مستقر در سفارت شوروی در تهران)، گذارده شد. وی به زبان فارسی، تسلط كامل داشت و با موهای مشکی و چشمان قهوه‏ای، شباهت فراوانی به ایرانی‌ها داشت.

ولادیمیر کیتوویچ فیسینکو دبیر اول سفارت شوروی و عضو K.G.B در رستف روسیه به دنیا آمد. او دانشجوی انستیتوی زبان‌های شرقی یک دانشگاه ایالتی مسکو بود که به فراگیری زبان فارسی و انگلیسی پرداخت. سـپس بورسیه دانشگاه تهران را دریافت کرد. فیسینکو به تاریخ نیز علاقه مند بود و یک مقاله در مورد نفت ایران نوشت. در سال ۱۹۶۴ با نینا نیکولا پونا پکلانیک که دانشجوی گروه عربی در همان انستیتو بود، ازدواج کرد. همسرش که دختر یک مقام نظامی عضو هیئت مدیره K.G.B بـود بـه هـمراه فـیسینکو بـه ایـران آمـد و مـنشی سفارت شوروی در تهران شد. (4)

*گزارش دستگیری سعادتی

قسمت‌هایی از گزارش چگونگی دستگیری و بازپرسی انقلاب اسلامی و دادستانی انقلاب به شرح ذیل است: ضمن مراقبت از اتومبیل سیاسی شوروی در مورخه ۵/۲/۵۸ مشاهده گردید که یک نفر مرد روسی از اتومبیل پیاده [شد] و درخیابان دیبا منشعب ازخیابان روزولت وارد شرکت نولکو -که یک مؤسسه صنعتی است- گردید. در بررسی بعدی مشخص شد که مرد روسـی بـه نـام ولادیمیر فیسنکو؛ دبیراول سفارت شوروی می‌باشد و مرد تماس‌گیرنده یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق است ... چون معلوم بود که رهبر مجاهدین در ساعت ۰۰/۱۷ مورخه ۶/۲/۵۸ و یا ۷/۲/۵۸(در قـرار ملاقات یدکی) با افسر اطلاعاتی شوروی -جهت مبادله اسناد و مدارک- ملاقات می‌نماید، لذا بررسی‌های لازم به عمل آمد و طی طرحی مأمورین سپاه پاسداران انقلاب هدایت شدند که ۵ دقیقه قبل از شروع ملاقات مأمورین به شرکت وارد [شوند] و مرد تماس‌گیرنده و مدارک را ضبط نمایند. ... پس ازدستگیری مرد تماس گیرنده فیسنکو جهت ورود به شرکت نولکو مراجعه نمود ولی توسط مأمورین به او تکلیف شد که از شرکت خارج شود و فیسنکو بعد از خروج از شرکت، سوار اتومبیلی که توسط سه نفر مأمور شوروی هدایت می‌شد گردید و منطقه را ترک نمود. در بازرسی بدنی از مردتماس گیرنده مشخّص شد که مسلح به اسلحه کمری می‌باشد و نیز در جستجوی مقدماتی از وسایل شرکت یادداشتی که حاکی از همکاری ایـن شـخص بـا سرویس اطلاعات شوروی می‌باشد، به دست آمد.

در گزارش‌های منتشره از بازجویی‌ها آمده است که وی ضمن اعتراف به همکاری با سازمان جاسوسی شوروی در ایران و تحویل اسناد محرمانه، به اخـذ وسـایل وامکـانات فـنّی آموزشی و الکترونیک و عملیاتی ازسازمان جاسوسی شوروی اذعان نموده بود. او در آخرین ملاقات نیز فهرستی از ما یحتاج سازمان را تهیه نموده بود که در زمان دستگیری به دست ماموران افتاد. (5)

*واکنش‌ها به دستگیری سعادتی

با افشای دستگیری سعادتی توسط سازمان مجاهدین انقلاب و به نتیجه نرسیدن لابی‌های محرمانه، سازمان مجاهدین خلق از ۲۵ خرداد ۵۸ تا ۹ تیرماه آن سال بیش از ۷ اطلاعیه در حمایت از وی صادر نمود. در ادامه جوسازی‌ها در مسیر رسیدگی به این پرونده، در تیرماه ۵۸ اطلاعیه ای با امضای ۴۲ تن از شاعران و نویسندگان چپگرا از جمله احمد شاملو، سیمین بهبهانی، گلی ترقی و… منتشر شد و در حالی که خود سعادتی و سازمان ارتباط با شوروی را پذیرفته بودند، او را «گروگان آزادی در چنبر تهمت‌ها و افتراهای مرموز» خواندند و از این «عضو سازمان مترقی! مجاهدین خلق» به سالک طریق عشق یاد كرده و خواهان آزادی او شدند.

همزمان جمعیت حقوقدانان نیز که در کنترل نیروهای مارکسیست مشرب بود، با ارسال نامه ای به وزیر دادگستری نسبت به شکنجه سعادتی گلایه کرده و در سناریوی جدیدی او را نه خائن بلکه نگهدارنده اسرار و اسنادی از روابط پشت پرده سازمان‌های جاسوسی غرب برای سازمان معرفی نمودند.

سعادتی خود نیز در نامه ای به دادستان کل، خواستار حضور نماینده‌ای از سازمانش شد اما به رغم اشتراک این پیشنهاد از سوی گروه‌های مختلف، سازمان نماینده خود را به دادگاه وی نفرستاد تا از پیگیری قضایی و بررسی ماهوی موضوع امتناع نماید.

در پی اعتراض مردم به مواضع سازمان در ۱۷ تیرماه در مشهد، اولین تیراندازی اعضاء سازمان به سوی مردم انجام شد که اگرچه تلفاتی نداشت اما نشان از آغاز رو در رو قرار گرفتن سازمان با نظام و ملت داشت؛ امری که در ۳۰خرداد ۶۰ به اوج خود رسید. (6)

*سرانجام سعادتی چه شد؟

پس از بازجویی‌های متعدد روابط عمومی دادسرای انقلاب اسلامی مرکز روز ۲۴ آبان ۵۹ اعلام کرد: « بدین وسیله به اطلاع مردم مسلمان و مبارز می‌رساند پرونده اتهامی آقای سیدمحمدرضا سعادتی عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران به اتهام داشتن رابطه با جاسوس شوروی در دادگاه ویژه انقلاب اسلامی مرکز تحت رسیدگی قرار گرفت و متهم به ۱۰ سال زندان محکوم شد. » (7)

برنامه‌ریزی سازمان با انفجار 7 تیر تکمیل شد که در آن، آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن از یاران نظام و انقلاب به خاک و خون کشیده شدند. همزمان با این اقدام که توسط رابطین سازمان پیشتر به اطلاع اعضای زندانی آن رسیده بود، برنامه‌ریزی شورش در داخل زندان توسط سعادتی صورت گرفت و پس اعلام خبر انفجار حزب جمهوری اسلامی، تعدادی از هواداران و اعضاء مجاهدین در زندان با شنیدن این خبر شروع به خواندن سرود و پایکوبی کردند و جو زندان را ملتهب کرده و به هم ریختند.

آیت الله گیلانی و شهید لاجوردی آنها را به محوطه زندان اوین آوردند و به صحبت و نصیحت آنها پرداختند که در این مرحله افجه‌ای طبق برنامه‌ریزی قبلی و با هدایت سعادتی از موقعیت خود در میان نگهبانان زندان سوء استفاده کرده و اسلحه‌ای را از نگهبانی گرفته و به سوی محوطه خیز برمی‌دارد تا آقایان گیلانی و لاجوردی را ترور کند.

کاظم افجه‌ای به دلیل فعالیت در سازمان مجاهدین خلق و ضدیت با جمهوری اسلامی دستگیر و در زندان به سر می‌برد که شهید کچویی با او به بحث نشسته بود و او نیز وانمود می‌کرد که معقول شده است و توانسته بود تا حدی اعتماد مسئولین و نگهبانان زندان را جلب نماید. به دنبال خیز افجه‌ای برای ترور، شهید کچویی متوجه رفتار وی می‌گردد و به سوی او می‌رود که با شلیک افجه‌ای به شهادت می‌رسد و او فرار کرده و از آنجا که به ورودی‌ها و خروجی‌های زندان آشنا بوده است، خود را به پشت بام ساختمان اداره زندان‌ها (دادستانی) رسانده و از آنجا خودش را پرتاب می‌کند که در اثر سقوط کشته می‌شود.

افجه‌ای در کنار مسعود رجوی

همزمان با ترور شهید کچویی در هشتم تیرماه، بر خلاف تحلیل سازمان که گمان می‌کردند با انفجار حزب جمهوری اسلامی، نیروهای حزب‌اللهی مرعوب می‌شوند و عناصر آنها فرصت کودتا می‌یابند و عناصر زندانی نیز با این شورش آزاد می‌گردند، فضا علیه منافقین تشدید شد و مردم در خیابانها به راهپیمایی و عزاداری پرداختند. در همین روز بود که همزمان با شورش سعادتی از داخل زندان چندین ماشین اسلحه غیر مجاز که توسط اعضای سازمان در خیابانهای تهران تردد می نمودند، شناسایی شد.

شهید محمد کچویی

با شکست این طرح و کشته شدن کاظم افجه‌ای، مهدی آسمان‌تاب به برنامه‌ریزی قبلی برای ترور مسئولین دادستانی و طرح آشوب در زندان اقرار می‌کند و با توجه به اقاریر سعادتی و دیگر اسناد بدست آمده، نقش سعادتی در این ترور از سوی دادگاه قطعیت می‌یابد و در مردادماه 60 به اعدام محکوم می‌شود. (8)

پی‌نوشت‌ها:

1- http://www.rouzshomar.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-...

2- سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، ص423

3- http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail...

4- سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، ص420.

5- همان، ص 425.

6- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=1394051100...

7- http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail...

8- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=1394051100...

منبع مقاله : مشرق نیوز

اولین نفوذی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

نفوذ سیاسی

گفتمان جمهوری اسلامی به‌عنوان یک الگوی هویتی و ارزشی متفاوت، همواره در مقابل گفتمان نظام سلطه قرار داشته است. پس سیاست مهار و مدیریت ایران با چشم‌انداز حداکثری تغییر نظام همواره در دستور کار آمریکا قرار داشته است. این موضوع البته در مقاطعی با رویکرد سخت نظامی و در مقاطعی مانند فتنه‌ی ۸۸با استفاده از الگوی براندازی نرم، پیگیری شده است. بر همین اساس، نباید انتظار داشت که حتی پس از توافق هسته‌ای نیز ایالات‌متحده به روند دشمنی و سیاست‌های مبتنی بر مهار، نفوذ، تغییر رفتار و براندازی نظام جمهوری اسلامی خاتمه دهد، بلکه به‌عکس، شواهد نشان می‌دهد که نظام سلطه مترصد فرصتی است تا از فضای سیاسی و اقتصادی ناشی از برجام حداکثر استفاده را ببرد و طراحی‌های خود را علیه جمهوری اسلامی ایران تعمیق بخشد. درست به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار امروز خود با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۲۵ شهریور) با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «در زمینه‌ی سیاسی نیز بیگانگان به‌دنبال نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد، نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی هستند که در صورت تحقق این توطئه، جهت‌گیری‌ها، تصمیمات و حرکت عمومی کشور، بر اساس خواست و اراده‌ی بیگانگان، تنظیم و اجرایی خواهد شد.»

همه‌ی گام‌های این مبارزه‌ی راهبردی نفوذ برای این صورت می‌گیرد که آمریکا بتواند از فضای به‌وجودآمده، به تغییر در معادله‌ی قدرت و سیاست داخلی ایران برسد؛ امری که هرچند در اظهارات علنی مقامات آمریکایی به آن اشارتی می‌شود، اما در واقع بیش از هر چیزی بر آن حساب و تمرکز کرده‌اند که این فضا، مقدمه‌ی نفوذ و سپس براندازی جمهوری اسلامی باشد، نه مقدمه‌ی پذیرش این کشور به‌مثابه‌ی یک قدرت هسته‌ای. پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»۱ در واقع برجام و افزایش تعامل با ایران از دید آن‌ها بیش از آنکه به‌معنای راه یافتن ایران به جامعه بین‌المللی باشد، به‌معنای راه یافتن آمریکا به درون ایران است.۲ با توجه به این توضیحات می‌توان فرایند و هدف‌گذاری این نفوذ را در این موارد تشریح نمود:

1. تغییر در دستگاه محاسباتی نظام

تلاش برای تغییر ادراک و اخلال در دستگاه محاسباتی تصمیم‌گیری و یا تصمیم‌سازی نظام جمهوری اسلامی از جمله رویکردهایی بوده است که همواره در کوران حوادث سیاسی، توسط نظام سلطه علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این رویکرد در نگرش راهبردی نظام سلطه به‌ویژه معطوف به مقاطعی است که آن‌ها احساس می‌کنند در برخی از قسمت‌های ساختار سیاسی کشور اشتیاقی جهت تعامل با غرب وجود دارد. لذا عمده‌ی تمرکز این رویکرد بر دولتمردان سیاسی است و اساساً با استفاده از مجموعه‌ای از رویکردهای سخت و نرم، تلاش می‌کند نخبگان سیاسی کشور را در مسیر اهداف غرب هدایت کند و استحاله‌ی نظام را رقم بزند. نظام سلطه برای پیشبرد این روند، از طرح فروپاشی شوروی برای جمهوری اسلامی ایران بهره می‌گیرد که سابقه‌ی به‌کارگیری آن را می‌توان در اواسط دهه‌ی هفتاد شمسی نیز ملاحظه کرد. بر این مبنا، تلاش کرده‌اند رویکرد نخبگان سیاسی کشور را با اعمال فشارها و تهدیدات فزاینده به‌سویی تغییر دهند که آنان احساس کنند «هزینه‌ی» تقابل با غرب و ایستادگی بر آرمان‌های انقلاب اسلامی، بسیار بیشتر از «فایده‌های» آن است. همین ایده و وجود گروه‌های سیاسی برانداز داخلی با سابقه‌ی انقلابی، زیربنای پروژه‌ی انقلاب رنگی نیز به‌شمار می‌آید؛ امری که مقام معظم رهبری با شناخت روند برنامه‌ریزی‌های نظام سلطه، بیان داشتند: «تنها امید دشمنان این است که انقلاب به دست کسانی به شکست برسد که خود در انقلاب نقش داشتند.»۳

بنابراین همان‌طور که در دوران مقاومت برای افزایش دارایی‌های چانه‌زنی در پرونده‌ی هسته‌ای، تحریم‌های اقتصادی و فتنه‌های داخلی سیاسی برای تغییر ادراک سیاسی و سرگشتگی ساختار تصمیم‌گیری کشور طراحی شد، در دوران پس از برجام (در صورت تصویب) نیز گزینه‌های افزایش فشارهای منطقه‌ای، تغییر ذائقه‌ی فرهنگی و چماق تحریم‌ها، همان کارکرد تغییر ادراک را پیگیری می‌کند. هدف آن است که جمع‌بندی مسئولان جمهوری اسلامی به این‌سو معطوف گردد که در صورت ارزش‌مداری در سیاست داخلی و خارجی، با فشارهای خارجی زیاد و احتمال گسترش اعتراضات داخلی مواجه خواهند شد.

2. تقویت شبکه‌ی حامیان غرب در داخل

این مشروط‌سازی و محدودسازی سیاست داخلی کشور، به‌طور مستقیم منجر به تقویت جناح‌های سیاسی غرب‌گرا خواهد شد و گام بعدی طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی در ایران است. در واقع همه‌ی این اقدامات با هدف تهی کردن ساختار نظام از محتوای ارزشی آن صورت می‌گیرد. همان‌گونه که این تصور باطل در دوران اصلاحات نیز به وجود آمد و در همان زمان نیز رهبر معظم انقلاب با اشاره به وجود یک طرح همه‌جانبه‌ی آمریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، چنین بیان داشتند: «این طرح، طرح بازسازی‌شده‌ای است از آنچه که در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد. به نظر خودشان می‌خواهند همان طرح را در ایران اجرا کنند. دشمن این را می‌خواهد.»۴

اما به‌هرصورت آمریکا در قالب الگوی نفوذ، تلاش می‌کند تا طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی را در جمهوری اسلامی نیز پیگیری نماید. بر همین اساس، اندیشکده‌ی «بنیاد دفاع از دموکراسی» در گزارشی صراحتاً به این موضوع اشاره می‌کند که «در توافق هسته‌ای، این جنبه‌ی مثبت وجود دارد که شاید این توافق برایمان تنها ده سال زمان به‌منظور نابود ساختن حکومت ایران خریده باشد. با در نظر داشتن این مسئله، این مدت‌زمان باید به‌طور کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. تکرار موضع ایالات‌متحده درباره‌ی تضمین فروپاشی پرده‌ی آهنین، یک نقطه‌ی آغاز محسوب می‌شود. آنچه در فاصله‌ی سال‌های ۸۰-۱۹۷۹در لهستان اتفاق افتاد، یک نمونه‌ی برجسته قلمداد می‌شود. اعتصاب سال ۱۹۸۰ در کارخانه‌ی کشتی‌سازی لنین در گدانسک، در نهایت به فروپاشی امپراتوری شوروی منجر شد. ایالات‌متحده می‌بایست از فضای به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌ای با ایران استفاده کرده و شبکه‌ی حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی در ایران به وجود آورد. در واقع توافق هسته‌ای کنونی، فرصت منحصربه‌فردی را برای تمرکز بر تغییر ایران به دست می‌دهد.»۵ این همان موضوعی است که می‌توان در گفتار دولتمردان آمریکایی از جمله باراک اوباما و جان کری نیز مشاهده کرد. جان کری در دوم مرداد گذشته در شورای روابط خارجی آمریکا، با اظهار اینکه آمریکا نسبت به آینده‌ی ایران حساب باز کرده است، بیان داشت: «من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد، جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی در کشورها رخ خواهد داد.»۶

3. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی

شاید بتوان یکی از مهم‌ترین راه‌های نفوذ را، نفوذ در حوزه‌ی «فرهنگ» جامعه و به‌ موازات آن، زمینه‌سازی برای تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه دانست. همان‌گونه که «جوزف نای» با خوشحالی از شلوارهای جین آبی جوانان شوروی یا پخش سریال‌های آمریکایی در تلویزیون نیکاراگوئه در حین تضاد با حکومت آمریکا و آهنگ و شوهای تلویزیونی، به‌عنوان اثرات و منابع قدرت نرم آمریکا یاد می‌کرد،۷ اینک نیز همان الگوی فرهنگی برای تغییر ارزش‌های فردی و سبک زندگی جامعه‌ی ایرانی به کار می‌رود. این تهدیدات نرم‌افزاری که رهبر انقلاب از آن‌ها تحت عنوان «ناتوی فرهنگی» نام برده‌اند، برای کسب قدرت سیاسی با ابزار تخریب اخلاق، مصرف‌گرایی، بی‌اعتنایی به هویت ملی، دلبستگی به ارزش‌های آمریکایی و... اعمال می‌شوند. این شکل از تهدیدات در کوتاه‌مدت در قالب مسائلی چون مهاجرت نخبگان و تنش‌های سیاسی به‌شکل اغتشاش در مشروعیت، انسجام و ظرفیت نظام‌های سیاسی به‌عنوان مؤلفه‌های نرم امنیتی، بروز می‌کند، ولیکن در بلندمدت با تغییر در ذائقه‌ی عمومی جامعه، به تزلزل اساسی در آن مؤلفه‌های نرم امنیتی و تغییر در جهت‌گیری‌های کلان یک جامعه می‌انجامد. به نظر می‌رسد یکی از اولین گام‌ها در فرایند تغییر ذائقه‌ی فرهنگی، اخبار حضور و فعالیت مک‌دونالد در کشور است. نمادسازی مبتنی بر مک‌دونالد، تعبیری جز پذیرش سبک زندگی آمریکایی ندارد.

نتیجه‌ی این سه رویکرد آن است که فضای افکار عمومی و سیاست داخلی کشور به‌شدت مشروط می‌گردد؛ چراکه در واقع مشروط‌سازی فضای سیاسی داخل کشور و جهت‌دهی به انتخاب مردمی، دو نتیجه‌ی طبیعی در پی خواهد داشت: اولاً تغییر در ادراک سیاسی تصمیم‌گیران نظام و ثانیاً هموارسازی برای قدرت یافتن نخبگان غرب‌گرا.

پی‌نوشت‌ها:

*دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل

۱.هارل، پیتر، باید به‌دنبال ترویج اصلاحات سیاسی در ایران پساتوافق باشیم/ ارتباط با نهادهای غیردولتی و مدنی ایران باید تقویت شود، به نقل از مؤسسه‌ی مطالعات آمریکا، قابل رؤیت در:

۳ http://asipress.ir/vdci۵wa۳.t۱aqw۲bcct.html

2. محمدی، مهدی، هشدارهای امنیت ملی در فضای پساتوافق، روزنامه‌ی وطن امروز، ۲۶ مرداد ۱۳۹۴.

۳. بیانات رهبر معظم انقلاب در دانشگاه علم و صنعت، ۲۴ آذر ۱۳۸۷.

۴. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، ۱۹ تیر ۱۳۷۹.

5. Weinthal, Benjamin, Analysis Iran Nuclear agreement wont improve Human Rights, Foundation for Defense of Democracies, ۲۳jul۲۰۱۵, available in: http://www.defenddemocracy.org/media-hit/benjamin-...

۶. http://www.state.gov/secretary/remarks/۲۰۱۵/۰۷/۲۴۵...

Obama Barak, we are prepared to use all elements of our power to secure our interests in the middle east, Al SharghAwsat, available in: http://english.aawsat.com/۲۰۱۵/۰۵/article۵۵۳۴۳۴۲۲/...

7. جوزف نای، قدرت نرم، ترجمه‌ی محمد حسینی‌مقدم، فصلنامه‌ی راهبرد، شماره‌ی ۲۹، پاییز ۱۳۸۲.

منبع مقاله : Khamenei.ir / نویسنده: عبدالله مرادی

از طرح خاورمیانه بزرگ تا پروژه نفوذ

ایمان

ایمان
ایمان گوهری درخشنده است که هر جانی را تابناك می کند و چراغی است برای حرکت به سوی کمال و رستگاری. نور ایمان و
یقین، رستاخیزی در جان آدمی به پا می کند، امید به آینده را در او می افروزد و توان پویش و جوشش را در انسان پدید می آورد.
مایه همه روشنایی و نورها، صفای یقین است و از یقین دین زاید و هر بنده ای را که نور یقین در دل قرار گرفت، دل او به همه
(121 : حقایق ایمان محیط گشت، که یقین سر همه خصلت های پسندیده است. (اردشیر عبادی، 1347
... 4 5 6 7 8 9 10 ...

آخرین عناوین

مست


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من