جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


کالای اقتصادی

ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ

ﮐﺎﻻﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﯼ ﯾﺎ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺍﻃﻼﻕ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﭘﻮﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻪ‌ﻋﺒﺎﺭﺗﯽ ﻫﺮ ﮐﺎﻻ ﯾﺎ ﺧﺪﻣﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ، ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺎﻻﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ.

ﺗﻘﺴﯿﻤﺎﺕ

ﮐﺎﻻﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ. ﮐﺎﻻﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﺁﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺎﻻﯼ ﺧﻮﺏ ﻭ ﮐﺎﻻ ﯾﺎ ﺧﺪﻣﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺎﻻﯼ ﺑﺪ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺜﻼً ﺁﺷﻐﺎﻝ ﯾﺎ ﺩﺭﺩ ﺩﻧﺪﺍﻥ.

ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻣﺼﺮﻑ ﻧﯿﺰ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ:

ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ

ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﻣﺼﺮﻑ

ﺑﻠﻪ ﺧﯿﺮ

ﺭﻗﺎﺑﺖ ﻣﺼﺮﻑ‌ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﻠﻪ

ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺧﺼﻮﺻﯽ: ﻏﺬﺍ، ﻟﺒﺎﺱ، ﺧﻮﺩﺭﻭ ﻭ ... ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﻣﺸﺘﺮﮎ: ﻣﺤﯿﻂ ﺯﯾﺴﺖ ﺧﯿﺮ

ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﮔﺮﻭﻫﯽ: ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ‌ﻫﺎﯼ ﻭﺭﺯﺷﯽ، ﮐﺎﻓﻪ‌ﻫﺎ ﻭ ... ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﻋﻤﻮﻣﯽ: ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﭘﻠﯿﺲ، ﺍﺭﺗﺶ ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺁﻧﺘﻨﯽ

ﻣﺜﺎﻝ

ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﻋﺎﯼ ﺧﯿﺮ ﮔﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﻣﻄﻠﻮﺑﯿﺖ ﻭ ﺧﻮﺷﺂﯾﻨﺪﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﻥ ﺩﻋﺎﯼ ﺧﯿﺮ ﯾﺎ ﺭﺿﺎﯾﺘﻤﻨﺪﯼ ﮔﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺨﺺ ﯾﮏ ﮐﺎﻻﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ. ﻭﻟﯽ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﯾﮏ ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭﯾﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﺯﻣﯿﻨﻪ‌ﻫﺎ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩ ﺭﺿﺎﯾﺘﻤﻨﺪﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﺎﻻﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮﺩ.

ﺧﺪﻣﺎﺕ

ﺧﺪﻣﺎﺕ ﯾﺎ ﺳﺮﻭﯾﺲ(ﻫﺎ) ﺑﻪ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﯾﺎ ﻣﺰﯾﺖ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﻭ ﻟﺰﻭﻣﺎً ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺱ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﺩ.∗

ﯾﮏ ﺧﺪﻣﺖ، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﯾﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ‌ﺍﯼ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ‌ﻫﺎﯼ ﮐﻢ ﻭ ﺑﯿﺶ ﻧﺎﻣﻠﻤﻮﺱ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻭ ﻧﻪ ﻟﺰﻭﻣﺎً ﺩﺭ ﺗﻌﺎﻣﻼﺕ ﺑﯿﻦ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﻭ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻭ ﯾﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻭ ﯾﺎ ﮐﺎﻻﻫﺎ ﻭ ﯾﺎ ﺳﯿﺴﺘﻢ‌ﻫﺎﯼ ﻋﺮﺿﻪ‌ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﺍﻩ ﺣﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ.

ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺗﻔﺎﻭﺕ‌ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ. ﺯﯾﺘﺎﻣﯿﻞ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ (۱۹۹۰) ﺍﯾﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺫﯾﻞ ﻣﻄﺮﺡ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ:

ﺍﮐﺜﺮ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻧﺎ ﻣﻠﻤﻮﺱ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺍﺯ ﺁﻥ‌ﺟﺎ ﮐﻪ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﯾﺎ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻓﻨﯽ ﯾﺎ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ‌ﻫﺎ ﺑﻪ‌ﺻﻮﺭﺗﯽ‌ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﻣﻠﻤﻮﺱ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﯾﮑﻨﻮﺍﺧﺘﯽ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺘﺪﺍﻭﻝ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮ ﻧﻤﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻪ‌ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺩﻗﯿﻖ ﻣﻌﯿﺎﺭﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﺩﻫﻨﺪ ﮐﺎﺭ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺳﺎﺩﻩ‌ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ.

ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻧﺎﻫﻤﮕﻮﻥ ﻭ ﻧﺎﻫﻤﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺧﺪﻣﺎﺕ (ﺑﻪ‌ﻭﯾﮋﻩ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﯽ‌ﺑﺮﺩ) ﻧﺎﻫﻤﮕﻮﻥ ﻭ ﻧﺎﻫﻤﺴﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻪ ﺑﯿﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﯾﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﺩﯾﮕﺮ، ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻣﻠﻤﻮﺱ، ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩﺳﺎﺯﯼ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﯾﮑﻨﻮﺍﺧﺘﯽ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﻋﺮﺿﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺍﻣﮑﺎﻥ‌ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ.

ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻪ‌ﻃﻮﺭ ﻫﻢ‌ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ. ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﺗﻔﮑﯿﮏ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺍﻏﻠﺐ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﺮﺿﻪ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺩﺭ ﺍﻏﻠﺐ ﻣﻮﺳﺴﺎﺕ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺤﻞ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻭ ﻋﺮﺿﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻥ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﺼﺮﻑ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﺤﻠﯽ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﻧﻤﻮﺩ. ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ‌ﭘﺬﯾﺮﺩ ﮐﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺭﺍ ﻃﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ.

ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺎﺑﻊ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ. ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺭﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﯽ‌ﺩﻫﻨﺪ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﻣﻮﺛﺮ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﯾﮏ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﺗﻨﻬﺎ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﻮﯼ ﺳﺮ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻠﮑﻪ ﻧﺤﻮﻩ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺷﺨﺺ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮﯼ، ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ ﺍﻭ، ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺖ ﻋﺮﺿﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﺩﻫﻨﺪ.

ﺍﮐﺜﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻭ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺍﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪﻩ، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ‌ﻫﺎﯼ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ‌ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺗﺨﺼﯿﺺ ﻣﯽ‌ﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﺭﺯﺵ ﻧﯿﺰ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﭘﯿﺘﺮ ﺩﺭﺍﮐﺮ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ «ﻫﻤﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎ، ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ.»

اجرای شعر عشق رسوایی محض است تو سط مجتبی رنجبری شب میلاد امام رضا

بهتر از این ؟ كه كسی لحظه ی پابوسی تو

نفس آخر خود را بكِشد پا نشود


دردهایم به تو نزدیك ترم كرده طبیب

حرفم این است كه یك وقت مداوا نشود !


من دخیلِ دل خود را به تو طوری بستم

كه به این راحتی آقا گره اش وا نشود


بارها حاجتی آورده ام و هر بارش

پاسخی آمده از سمت تو ، الّا نشود


امتحان كرده ام این را حرمت ، دیدم كه

هیچ چیزی قسم حضرت زهرا نشود


آخرش بی برو برگرد مرا خواهی كشت

عاشقی با اگر و شاید و اما نشود

عشق رسوایی محض است كه حاشا نشود

عاشقی با اگر و شاید و اما نشود


شرط اول قدم آن است كه مجنون باشیم

هر كسی دربه در خانه ی لیلا نشود


دیر اگر راه بیفتیم ، به یوسف نرسیم

سرِ بازار كه او منتظر ما نشود


لذت عشق به این حسِّ بلاتكلیفی ست

لطف تو شاملم آیا بشود؟ یا نشود؟


من فقط روبه روی گنبد تو خم شده ام

كمرم غیر در ِ خانه ی تو تا نشود


هرقدر باشد اگر دور ِ ضریح تو شلوغ

من ندیدم كه بیاید كسی و جا نشود


بین زوّار كه باشم كرمت بیشتر است

قطره هیچ است اگر وصل به دریا نشود


مرده را زنده كُند خوابِ نسیم حرمت

كار اعجاز شما با دَم عیسا نشود


امن تر از حرمت نیست ، همان بهتر كه

كودكِ گمشده در صحن تو پیدا نشود

ترجمه سوره حمد

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (۳) مَالِكِ یَوْمِ الدِّینِ (۴) اِیَّاكَ نَعْبُدُ واِیَّاكَ نَسْتَعِینُ (۵) اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (۶) صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (۷)»

[ستایش خدایی را كه پروردگار جهانیان * رحمتگر مهربان * (و) خداوند روز جزاست * (بار الها) تنها تو را می‏پرستیم و تنها از تو یاری می‏جوییم* ما را به راه راست هدایت فرما * راه آنان كه گرامی‏شان داشته‏ای نه (راه) مغضوبان و نه (راه) گمراهان].

فلسفه قران در چادر پوشی

فلسفه چادرپوشی در قرآن کریم
به نکته بسیار جالبی « ذلِکَ أَدْنی أَن یُعْرَفْنَ فَلایُؤْذَیْنَ » اغلب مفسّرین شیعه و بسیاری از مفسّرین اهل سنّت، در ذیل عبارت
اشاره کرده اند که به نظر می رسد که این خود یکی از فلسفه های بسیار مهمّ توصیه به پوشش لباس سرتاسری و یا چادر برای
زنان در قرآن محسوب شود.
در این آیه شریفه، پس از آنکه خداوند متعال، زنان مسلمان را در جامعه امر به پوشیدن جلباب و یا جمع نمودن گوشه های
چون این کار(یعنی پوشش چادر و یا نزدیک » : یعنی ؛« ذلِکَ أَدْنی أَن یُعْرَفْنَ فَلایُؤْذَیْنَ » : آن می کند، در ادامه می فرماید
.« کردن گوشه های آن در صورت) بهتر است برای خود زنان مسلمان، تا اینکه آنها در جامعه شناخته شوند و اذیّت نشوند
در این آیه شریفه چیست، بسیاری از مفسّرین مشهور، همچون مفسّر قمی و مرحوم « شناخته شدن » حال در اینکه آیا منظور از
و از این « بالتقوی و العفاف » یا « أی یُعرفن بالستر و العصمه » : علّامه طباطبایی و بسیاری از مفسّرین و محقّقین دیگر می گویند
قبیل تعبیرات.
یعنی: چون در این صورت، زنان مسلمان، در جامعه اهل تقوا و عصمت شناخته می شوند و در نتیجه مزاحمان و نامحرمان
هوسباز دیگر در آنها طمع نمی کنند و مزاحم آنها نمی شوند.
و این استفاده، با شأن نزول اوّلی که ذکر شد بسیار مطابقت دارد، و
ص: 91
سخن ساده و کم ثمره ای هم نیست؛ و با اندکی تأمّل در آن مشخّص می شود که چه حرف بلند و سرنوشت سازی در اصلاح
جوامع مسلمین و امنیّت اجتماعی نوامیس آنها است.
چرا که معمولًا در جوامع مختلف دیده شده و حتّی کارشناسان غربی هم اذعان داشته اند که تا مزاحمان خیابانی و یا مردان
هرزه و هوسباز آثار تمایل و خودنمایی از ناحیه زن نامحرم احساس نکنند، (اگر چه ممکن است در برخی شرایط خاصّ
کسانی آنقدر مریض باشند که در این صورت هم به اجبار دست به فساد بزنند ولی) غالباً تمایلی به مزاحمت بیش از حدّ در
مردان ایجاد نمی شود و در برخی از کشورها همچون کشور ما اصلًا مرد جرأت مزاحمت و طعنه زدن و یا متلک گفتن و یا
فراتر از آن را پیدا نمی کند، فلذا این زن است که همیشه قدم اوّل را در ایجاد مفسده، با پوشش جذّاب و حرکات محرّك
خود بر می دارد و مرد نامحرم را به سوی خود جلب می کند.
مثلاً در کشور ما، زنی که چادر به سرکرده و خوب صورت و لباسهای دیگرش را زیر چادر خود پوشانده است، واقعاً بعید
است در داخل جامعه، در کوچه و خیابان، مزاحمین هوسران به او طعنه بزنند و یا متلک بگویند و یا مزاحمش شوند، مگر در
شرایط بسیار خلوت و یا ناامن که محلّ بحث نیستند. فلذا می فرماید: برای ریشه کن نمودن فساد جنسی در جوامع، از تأثیر
گذارترین مهره ای که می توان از آن استفاده نمود، و مخصوصا مسئولین تأثیرگذار ما باید از آن استفاده کنند، تشویق و
ترویج فرهنگ واقعی حجاب و عفّت در میان زنان
ص: 92
جامعه است.

قوت قول

نکاتی چند در قوّت قول اوّل
در آیه شریفه، فهمیده می شود که جلباب نوعی پوشش است که قابلیّت تسلّط کامل و یا اشتمال « علیهنّ » 1. از استعمال کلمه
دلالت بر اشتمال و تسلّط دارد، و همسویی کامل این نکته با قول اوّل بسیار « علی » بر همه اندام زن را دارا باشد، چرا که حرف
( بیشتر از سایر اقوال است.( 1
است که برخی از محقّقین و اهل لغت بدان پرداخته اند. و آن اینکه: واژه « جلباب » 2. وجه دوّم، اشتقاق و معنای لغوی واژه
یعنی تاریکی شب روز ،« جلب اللیل یطرده النهار » : یعنی تاریکی شب است، و آنگاه مثال آورده اند که « جُلْب اللیل » جلباب از
را پشت سر انداخت، با فرض پذیرفتن این اشتقاق و یا همدستگی، جلباب دلالت بر نوعی پوشش سرتاسری می کند که شامل
همه سر و اندام زن باشد، چرا که
ص: 82
1. و لازم به تذکّر است که تفاسیر زیادی (همچون: تفاسیر قرطبی، صافی، اصفی، مجمع البیان، نثر المرجان، عون المعبود، -1
الجلالین، المیزان، راهنما، و کتبی همچون: مجمع البحرین، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، شرح کافی ملا صالح
مازندرانی، سدول الجلباب فی وجوب الحجاب، صواب الخطاب فی اتقان الحجاب، حجاب المرأه المسلمه فی الکتاب و السنه،
رساله حجابیه زنجانی، حجاب و پرداری و...) به این نکته اشاره نموده اند.
شب همچون پرده ای همه روز و روشنایی آن را می پوشاند و به عبارتی دیگر تسلّط کامل بر چهره روز دارد.
3. و مهمّترین دلیل قوّت این قول، که ما در اینجا مفصّلًا بدان خواهیم پرداخت موارد استعمال این واژه [یعنی جلباب] در متون
روایی و دینی ماست، باید ببینیم آیا واژه جلباب در سایر روایات و یا اخبار دینی ما به چه معنایی بکار رفته است!؟
در منابع دینی ما، به دو معنای « جلباب » با تتبّعی مختصر در روایات و اخبار اسلامی، این نکته حاصل می شود که کلّاً واژه
مجازی و حقیقی استعمال شده است.
در معنای مجازی از واژه جلباب، لباس و یا پوشش خاصّ ی قصد نشده، بلکه به صورت تشبیه و یا استعاره بکار رفته است. و
معنای حقیقی آنجا که نوعی پوشش خاصّ از استعمال جلباب منظور باشد.
و ما به اختصار ثابت خواهیم نمود که هر دو نوع استعمال، قوّت قول نخست را تأیید می کنند:
« جلباب در قرآن » امّا در استعمال نوع اوّل همانگونه که جناب آقای دکتر سیّد جعفر شهیدی هم در یکی از مقالات خود بنام
به بررسی آن پرداخته و به نتیجه رسیده است مراد از تشبیه رساندن نوعی احاطه و شمول کلّی می باشد. ایشان مطالعه خود را
تنها در دامنه کتاب شریف نهج البلاغه انجام داده و ثابت نموده است که همه موارد استعمال شده از واژه جلباب در این کتاب
65 و کلمه قصار 112 به کار رفته مورد ،19 ، 183 و نامه های 10 ،153 ،87 ،66 ، را که در خطبه های 4
ص: 83
بررسی قرار داده اند و در کلّ با توجّه به همه موارد مذکور ایشان به دو نتیجه کلّی اشاره می کند: نخست آنکه جلباب هر چه
باشد پوششی است که بر روی همه پوشش های دیگر پوشیده می شود. و دوّم آنکه این پوشش سرتاسر اندام زن را می
( پوشاند.( 1
(2)« البخل جلباب المسکنه » : به عنوان مثال مولای موحّدین حضرت علی علیه السلام در فرازی از وصیّت نامه خود می فرماید
یعنی: بخل پوسته و یا روپوش مسکنت و نداری است. باتوجّه به اینکه مسکنت و نداری حالتی است که همه اندام و چهره
انسان را شامل می شود، و یا به عبارتی دیگر بر همه ابعاد جسمی و روحی و زندگی انسان سایه می اندازد، فلذا از تشبیه
فهمیده می شود که جلباب باید پوششی باشد که تا حدّ امکان همه اندام زن را در ،« جلباب » گستردگی این حالت به واژه
تحت پوشش خود قرار دهد.
یعنی: گویا ما جلباب ذلّت و .« فکأنّما ألسبنا جلباب المذلّه »: و یا در نقل دیگری از زبان حضرت سلمان علیه السلام آمده است
خواری پوشیده ایم.( 3) و...
و امّا مهمتر از اینها مواردی است که این واژه، بصورت حقیقی (یعنی به معنای پوششی مخصوص برای زنان) در لابلای
روایات و متون ما استعمال شده است.
ص: 84
. 1. از دیروز تا امروز، مجموعه مقالات دکتر شهیدی، ص 37 -1
. 2. الکافی، ج 8، ص 22 -2
. 3. بحارالانوار، ج 10 ، ص 54 -3
با تتبّع در روایات و متون اسلامی، خوشبختانه به مواردی از این نوع استعمالات برخوردیم که در آنها جلباب با معنای اوّل
بسیار سازگاری دارد. و البتّه در موارد نادری هم واژه جلباب می تواند با هر یک از اقوال چهارگانه مطابقت داشته باشد که
آسیبی به استدلال ما نمی رساند.
و اینک به مواردی از این نوع استعمالات اشاره می کنیم:
* در ذیل آیه 11 ، از سوره مبارکه نور، اغلب مفسّرین، داستانی را بعنوان سبب نزول نقل می کنند که مربوط به عائشه زن
است. مضمون داستان بدین نحو است که: عائشه که در « افک » پیغمبر صلی الله علیه و آله است، این آیه شریفه معروف به آیه
یکی از مسافرتها همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله بود به هنگام بازگشت، از کجاوه خود پیاده می شود و به دنبال گردنبند
گم شده خود می رود و به تدریج از کاروان سپاهیان رسول اللّه صلی الله علیه و آله دور می شود؛ وقتی کاروان حرکت می
کند حاملان کجاوه وی فکر می کنند عائشه داخل کجاوه است. آنان کجاوه خالی را حمل می کنند و عائشه وقتی به سمت
آنها برمی گردد دیگر کاروان را نمی بیند.
که او هم از کاروان بازمانده بود، عائشه را می بیند و او را می شناسد و با خود به شهر می « صفوان » یکی از سپاهیان، به نام
رساند.
وقتی او را می بیند که با صفوان می آید شایعه پراکنی می کند و تهمت ناروا به او می زند. و « امّ مسطح » زنی در شهر بنام
ادامه داستان طولانی است.
امّا خود عائشه وقتی این خبر را نقل می کند و ماجرای گم شدنش
ص: 85
را استعمال می کند، آنجاکه می گوید: « جلباب » را بیان می کند، در قسمتی از کلامش این واژه
(1)«. و کان رآنی (صفوان) قبل الحجاب، فاستیقظت باسترجاعه حین عرفنی فخمّرت وجهی بجلبابی »
یعنی: صفوان مرا از پشت حجاب دیده بود، پس وقتی مرا شناخت کلمات استرجاع (إنّا للّه وإنّا إلیه راجعون) را به زبان آورد،
و من با صدای او بلند شدم و با جلبابم صورتم را پوشاندم.
از این نقل فهمیده می شود که جلباب باید پوششی باشد که بتوان با آن سر و صورت را هم پوشاند، و گرنه خمار ساختن و یا
به عبارتی دیگر گرفتن صورت با غیر آن، که در اقوال دیگر گذشت، همچون رداء و پیراهن و... تکلّف در معنا ایجاد می
کند.
* و در برخی از منابع شیعه و سنّی از عائشه نقل شده است که می گوید:
ما در حال احرام(در ایّام حجّ) بودیم که مردانی از روبروی ما می گذشتند، رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه فرمود که »
(2).«... جلبابهای خود را مقابل صورت خود آویزان کنیم
ص: 86
1. مجمع البیان، المیزان، جامع البیان، تفسیرابن کثیر، تفسیر الجلالین، الدرّ المنثور، مسند احمد، ج 6، ص 195 ، صحیح -1
. بخاری، ج 5، ص 56 ، صحیح مسلم، ج 8، ص 114 ، روض الجنان، ج 7، ص 227 ، بحارالانوار، ج 20 ، ص 311
2. منتهی المطلب، علامه حلّی، ج 2، ص 7911 ؛ مستند الشیعه، محقّق نراقی، ج 12 ، ص 39 ؛ جواهر الکلام، شیخ جواهری، -2
. ج 8، ص 263 ؛ فقه السنّه، ج 1، ص 674 ؛ سن أبی داود، ج 1، ص 412 ؛ سنن الکبری، ج 5، ص 48
همانگونه که می دانید، زن مُحرم، در حال احرام نمی تواند چادر و یا نقابش را بر صورت خود بگیرد، ولی همانگونه که در
این خبر هم آمده است، فقها و مراجع ما فرموده اند اگر نامحرمان چشم به صورت او دوخته باشند زن می تواند از قسمت
بالای سر، چادرش را بالا کشیده و بگونه ای که چادر با صورتش تماسّ پیدا نکند آن را مقابل صورتش بگیرد.
از این خبر فهمیده می شود که جلباب باید نوعی پوشش سرتاسری باشد که سر را هم بپوشاند و الّا با رداء و عباء و روسری
این کار تکلّف دارد.
* در ذیل آیه 60 ، از سوره مبارکه نور، برخی از مفسّرین، روایتی را از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کنند که:
(1).« للزوج ما تحت الدرع، و للابن و الأخ ما فوق الدرع، و لغیر ذی محرم أربعه أثواب: درع، و خمار، و جلباب، و إزار »
یعنی: آنچه که در زیر پیراهن است برای شوهر است، و فرزندان و برادران می توانند پس از پوشش یک پیراهن سرتاسری
سایر جاهای بدن زن را ببیند، ولی در پیش نامحرمان برای زن چهار لباس ضروری است: پیراهن، خمار(روسری)،
جلباب(سرتاسری یا چادر)، و شلوار.
این خبر نه تنها وجوب پوشش جلباب را در جامعه برای زن ثابت می کند، بلکه اقوال دوّم و سوّم را که در بیان معنای جلباب،
گفته
ص: 87
. 1. تفسیر نورالثقلین، تفسیر صافی و أصفی، تفسیر مجمع البیان، و کتاب زبده البیان محقّق اردبیلی، ص 554 -1
شده اند کاملًا تضعیف می کند؛ چرا که با استعمال هر دو واژه خمار و جلباب در کنار هم معلوم می گردد که جلباب غیر از
خمار است، و مخصوصاً این خبر قول نادری را که برخی گفته اند: جلباب خمار خارج از منزل زنان است بسیار سست می
کند؛ چرا که حتّی آوردن جلباب بمعنای خمار بزرگ و یا خارجی در کنار واژه خمار، کاملًا ناهمگون است.
* در ذیل آیه 60 از سوره نور که قبلاً آورده شد، روایاتی صادر شده اند که باز در همگی آنها جلباب و خمار در کنار هم
بعنوان دو لباس متفاوت ذکر شده است. بخصوص که در یکی از این روایات که گویا جمع بین دو دسته از اخبار در آن
صورت گرفته آمده است:
« الجلباب، إلّا أن تکون أمه، فلیس علیها جناح أن تضع خمارها »
یعنی: زنان پیر (اگر آزاد باشند) تنها جلباب خود را می توانند کنار بگذارند، ولی زنان پیری که کنیز باشند، هم خمار(یعنی:
است، « خمار » غیر از « جلباب » روسری) و هم چادر خود را می توانند کنار بگذارند. و از این تفصیل، استفاده می شود که قطعا
( و نیز حتما پوشش جلباب حجابی است پوشاننده تر از خمار.( 1
* و در روایتی آمده است که وقتی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام برای دفاع از حقّ غصب شده خود (یعنی فدك) به مجلس
ابی بکر می رفت:
(2)« لاثت [لاتت] خمارها علی رأسها، و اشتملت جلبابها »
ص: 88
. 1. التهذیب، ج 7، ص 480 -1
2. الاحتجاج، ج 1، ص 97 ؛ الطرائف، ج 1، ص 263 ؛ بحارالانوار، ج 29 ، ص 218،220 و 235 ؛ شرح نهج البلاغه لابن أبی -2
. الحدید، ج 16 ، ص 249
یعنی: حضرت خمارش را بر سر کشید، و جلبابش را پوشید...
است، و نکته دیگر اینکه خمار در این خبر با فعل « جلباب » غیر از واژه « خمار » این نقل، کاملًا نشان دهنده آن است که معنای
یعنی اینکه جلباب، برخلاف خمار، پوششی است که شامل همه ؛« اشتملت » یعنی برسرکشیدن آمده، ولی جلباب با فعل « لاثت »
بدن زن می شود.
* و باز در روایتی آمده است که حضرت زهرا علیهاالسلام وقتی خبر مریضی پدرش را از جناب ابوذر شنید و خواست راهی
خانه پدرش شود:
(1)« فتجلببت بجلبابها و تبرقعت ببرقعها و أرادت النبیّ صلی الله علیه و آله »
یعنی: جلبابش را بر سر کرد، و رو بنده اش را پوشید و اراده منزل پیغمبر صلی الله علیه و آله نمود.
است، و به علاوه « اشتملت » آمده که در لغت تقریبا به همان معنای « فتجلببت » همانگونه که ملاحظه می کنید، در این خبر هم
در این خبر کاملًا مفهوم است، و آن اینکه، مخصوصاً برقع را پس از جلباب ذکر می کند که احتمالًا « جلباب » با « بُرقع » تفاوت
نشان دهنده آن است که حضرت زهرا علیهاالسلام در جامعه، علاوه بر اینکه چادر سر می نمودند، برقعی هم مثل نقاب بر
روی چادر خود دوخته بودند و
ص: 89
. 1. علل الشرایع، ج 1، ص 163 -1
صورت خود را با آن می پوشاندند.
1 2 3 4 5 6 7 ...

آخرین عناوین

مست


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من