تبلیغات
قـــلــــم - مطالب فرهنگی

جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


اولین نفوذ پس از انقلاب اسلامی،

یکی از اولین مصداق‌هایی که از نفوذ در هر کشوری به ذهن متبادر می‌شود، بحث نفوذ از طریق جاسوسان است. قدمت جاسوسی از یک دولت شاید به قدمت وجود خود دولت برمی‌گردد و از هزاران سال قبل جاسوس و جاسوسی در بین کشورها وجود داشته است. پس از انقلاب اسلامی نیز دشمنان نظام اسلامی به دنبال جاسوسی از سازمان‌ها و مردم بودند و یکی از اولین جاسوس‌هایی که در کشور دستگیر شد، محمدرضا سعادتی ، از اعضای بلندپایه سازمان مجاهدین خلق(منافقین)، بود. وی در آن زمان متهم به جاسوسی برای شوروی شد و برای این اتهام خود به زندان افتاد. ادامه این ماجرای جالب را با هم مرور می‌کنیم. محمدرضا سعادتی *سعادتی که بود؟ محمدرضا سعادتی فرزند سید علی به سال ۱۳۲۳ در شیراز و در خانواده‌ای روحانی و کم‌بضاعت به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه در سال ۱۳۴۱با رتبه دوم و بورسیه دولتی در دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۵ در رشته مهندسی برق فارغ التحصیل شد و به سربازی رفت و به عنوان سپاه ترویج آبادانی و مسکن در ایلام مشغول کار گردید. پس از پایان خدمت وظیفه در سال ۱۳۴۷ وارد کارخانه ذوب آهن اصفهان شد و سال بعد به دایره مهندسی ستاد نیروی هوایی منتقل شد و دو سال و نیم در آن مرکز به کار پرداخت. همزمان با کمک برادران جلال زاده، شرکتی تحت عنوان نولکو را به ثبت رساندند و از طریق جلال‌زاده با مهدی رضایی آشنا شد و به عنوان سمپات به همکاری با سازمان مجاهدین خلق پرداخت. هر چند که پیش از آن در دوره دانشجویی با ناصر صادق آشنا شد و مدتی هم در برق منطقه‌ای شیراز همکارش بود، اما سعادتی در بازجویی عضویت خود را در تشکیلات مجاهدین مرتبط به مهدی رضایی (با نام مستعار بهروز همایونفر) می‌داند. سعادتی همچنین در بازجویی علت گرایش خود به مبارزه علیه رژیم پهلوی را، اعدام ۲ تن از دوستان مارکسیستش به نام‌های اسماعیل معین عراقی و محمد هادی فاضلی می‌داند که در گروه سیاهکل فعالیت داشته‌اند. بر اساس نظریه موجود در پرونده سعادتی، حضور وی در ذوب آهن اصفهان زمینه‌ای برای ارتباط وی با کارشناسان شوروی گردیده بود و از آن تاریخ توسط سرویس اطلاعاتی نشان شده بود. سعادتی از جمله کسانی است که از ضربه شهریور ۱۳۵۰ ساواک به سازمان مجاهدین در امان ماند، اما در اردیبهشت ۱۳۵۱ در پی دستگیری مهدی رضایی ، سعادتی به همراه همسرش ناهید جلال‌زاده دستگیر شدند. سعادتی به حبس ابد محکوم شد و در زندان به کمون مسعود رجوی پیوست و به سید سیکو مشهور شد. سعادتی در زندان، تاریخ معاصر تدریس می‌نمود که از جمله شاگردان او می‌توان به بهزاد نبوی اشاره كرد. هر چند بهزاد نبوی بیشتر شاگردی شعاعیان دیگر چهره مشهور به روس گرایی را نموده است. بهزاد نبوی سعادتی در ۲۲ آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و ۲۳ بهمن، زمانی که سازمان طی اطلاعیه ای علنی اعلام وجود كرد، در جمع کادر مرکزی ۱۵ نفره آن قرار گرفت. همچنین به عضویت هیئت مدیره شرکت نولکو بازگشت که شرکتی برای پوشش فعالیت‌های سازمان بود. وی در کنار این امور، طبق اقدامی برنامه‌ریزی شده به فعالیت در دادستانی انقلاب تهران نیز پرداخت. (1) مسعود حقگو از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین در گفت‌وگویی با خسرو تهرانی اظهار داشته است: سعادتی نزدیک‌ترین شخص به مسعود رجوی بوده است. وقتی تهرانی تأکـید کـرد کـه او شـاید از مـوسی خیابانی هم به رجوی نزدیک‌تر بوده باشد، حقگو ضمن تأیید این مطلب، گفت: من احتمال قریب به یقین می‌دانم که در زندان از اواخر سال 54 به بعد، سعادتی نفر دوم سازمان محسوب می‌شد. (2) *کشف ارتباط سیکو و فیسینکو در این دوره بود که با مأموران شوروی ارتباط گرفت اما خیلی زود لو رفت و هنگام در اختیار گذاشتن پرونده سر لشکر مقربی به ولادیمیر فنسینکو (دبیر اول سفارت شوروی) در شرکت نولکو در ۶/۲/۱۳۵۸ دستگیر شد. مقربی یکی از نظامیان عالی رتبه ارتش شاهنشاهی بود که مدت ۲۵ سال برای شوروی‌ها جاسوسی می‌کرد و در پاییز سال ۱۳۵۵ توسط اداره کل ضد جاسوسی (اداره کل هشتم) ساواک دستگیر شد و به سرعت محاکمه و اعدام گردید. دستگیری و اعدام سریع او در طی این سال‌ها برای مأمورین شوروی سؤال برانگیز بود که چطور مقربی لو رفت و چه اطلاعاتی در اختیار اداره کل ضد جاسوسی قرار داد. عباس امیر انتظام در خاطرات خود گفته است: «... در یکی از روزهای اسفند ۱۳۵۷ منشی من اطلاع داد که شخصی می‌خواهد به ملاقات من بیاید و یک مسئله امنیتی را درمیان بگذارد. پس از توافق من مردی درحدود ۵۰ سال با قدی متوسط با لباس رسمی و کراوات به اطاقم آمد. من صندلی طرف راست خودم را به او تعارف کردم. پس از نشستن به من گفت که کارمند و عضو اداره ضدجاسوسی ساواک است. طبق خبر او قرار است در ساعت ۵ بعد از ظهر امروز یکی از دیپلمات‌های سفارت شوروی به دیدن یک ایرانی در ساختمانی در میدان ۲۵ شهریور [7 تیر فعلی] برود و چیزهایی را دراختیار فرد ایرانی قرار دهد؛ ضمناً گفت که طرف ایرانی عبدالعلی نامیده می‌شود. این فردآمده بود تا کسب تکلیف کند. مطالب را بلافاصله به اطلاع نخست وزیر رساندم. ایشان دستور داد که آن شـخص مسـئله را تعقیب کند، ولی آقای بازرگان از شنیدن نام عبدالعلی که نام یکی از فرزندانش بود، ناراحت شده بود. کارمند اداره ضدجاسوسی ساواک به کارش ادامه داد و روز بعد گزارش کارش را به من داد که به اطلاع نخست وزیررساندم … بعدها وی گفت که عبدالعـلی را دسـتگیر کرده‌اند و نام واقعی این فرد محمدرضا سعادتی است که با دستگاه‌های عکاسی مخصوص جاسوسی که از دیپلمات روسی دریافت کرده، دستگیر شـده است. ( نکته جالب درباره امیرانتظام این است که خود وی بعدها به جرم جاسوسی برای آمریکا محاکمه و به زندان محکوم شد ) عباس امیرانتظام البته ابراهیم یزدی عامل گزارش اولیه را دکتر چمران معرفی نموده است اما آنچه مسلم است شناسایی اولیه وی توسط دولت موقت انجام گرفته است. چگونگی دستگیری این جاسوس بلندپایه، همچون مقربی همچنان برای شوروی به صورت یک معما باقی مانده بود تا به جای حل معمای قبلی معمای دیگری نیز بر آن افزوده شود. این خلأ اطلاعاتی باقی بود تا آنکه سازمان مجاهدین انقلاب در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۵۸ برخی اسناد و خلاصه گزارش مأموریت سعادتی و بخشی از اظهارات وی در بازجویی را منتشر کرد. در اسنادی که انتشار یافت نوع ارتباطات سعادتی با واسطه اطلاعاتی سازمان جاسوسی شوروی و اسناد تحویل شده و درخواست‌های سعادتی از وی فاش گردید. (3) *فیسینکو کیست؟ پس از پیروزی انقلاب، به دستور مستقیم كمیته مركزی حزب كمونیست اتحاد جماهیر شوروی، ایستگاه K.G.B در تهران موفق شد در روز ۱۴ فوریه ۱۹۷۹ مطابق با ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ مستقیماً با مرکز رهبری دو سازمان مجاهدین خلق و فداییان خلق تماس بگیرد. مسئولیت این ارتباط به عهده ولادیمیر فیسنكو افسر شاخه اطلاعات سیاسی ایستگاه (مستقر در سفارت شوروی در تهران)، گذارده شد. وی به زبان فارسی، تسلط كامل داشت و با موهای مشکی و چشمان قهوه‏ای، شباهت فراوانی به ایرانی‌ها داشت. ولادیمیر کیتوویچ فیسینکو دبیر اول سفارت شوروی و عضو K.G.B در رستف روسیه به دنیا آمد. او دانشجوی انستیتوی زبان‌های شرقی یک دانشگاه ایالتی مسکو بود که به فراگیری زبان فارسی و انگلیسی پرداخت. سـپس بورسیه دانشگاه تهران را دریافت کرد. فیسینکو به تاریخ نیز علاقه مند بود و یک مقاله در مورد نفت ایران نوشت. در سال ۱۹۶۴ با نینا نیکولا پونا پکلانیک که دانشجوی گروه عربی در همان انستیتو بود، ازدواج کرد. همسرش که دختر یک مقام نظامی عضو هیئت مدیره K.G.B بـود بـه هـمراه فـیسینکو بـه ایـران آمـد و مـنشی سفارت شوروی در تهران شد. (4) *گزارش دستگیری سعادتی قسمت‌هایی از گزارش چگونگی دستگیری و بازپرسی انقلاب اسلامی و دادستانی انقلاب به شرح ذیل است: ضمن مراقبت از اتومبیل سیاسی شوروی در مورخه ۵/۲/۵۸ مشاهده گردید که یک نفر مرد روسی از اتومبیل پیاده [شد] و درخیابان دیبا منشعب ازخیابان روزولت وارد شرکت نولکو -که یک مؤسسه صنعتی است- گردید. در بررسی بعدی مشخص شد که مرد روسـی بـه نـام ولادیمیر فیسنکو؛ دبیراول سفارت شوروی می‌باشد و مرد تماس‌گیرنده یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق است ... چون معلوم بود که رهبر مجاهدین در ساعت ۰۰/۱۷ مورخه ۶/۲/۵۸ و یا ۷/۲/۵۸(در قـرار ملاقات یدکی) با افسر اطلاعاتی شوروی -جهت مبادله اسناد و مدارک- ملاقات می‌نماید، لذا بررسی‌های لازم به عمل آمد و طی طرحی مأمورین سپاه پاسداران انقلاب هدایت شدند که ۵ دقیقه قبل از شروع ملاقات مأمورین به شرکت وارد [شوند] و مرد تماس‌گیرنده و مدارک را ضبط نمایند. ... پس ازدستگیری مرد تماس گیرنده فیسنکو جهت ورود به شرکت نولکو مراجعه نمود ولی توسط مأمورین به او تکلیف شد که از شرکت خارج شود و فیسنکو بعد از خروج از شرکت، سوار اتومبیلی که توسط سه نفر مأمور شوروی هدایت می‌شد گردید و منطقه را ترک نمود. در بازرسی بدنی از مردتماس گیرنده مشخّص شد که مسلح به اسلحه کمری می‌باشد و نیز در جستجوی مقدماتی از وسایل شرکت یادداشتی که حاکی از همکاری ایـن شـخص بـا سرویس اطلاعات شوروی می‌باشد، به دست آمد. در گزارش‌های منتشره از بازجویی‌ها آمده است که وی ضمن اعتراف به همکاری با سازمان جاسوسی شوروی در ایران و تحویل اسناد محرمانه، به اخـذ وسـایل وامکـانات فـنّی آموزشی و الکترونیک و عملیاتی ازسازمان جاسوسی شوروی اذعان نموده بود. او در آخرین ملاقات نیز فهرستی از ما یحتاج سازمان را تهیه نموده بود که در زمان دستگیری به دست ماموران افتاد. (5) *واکنش‌ها به دستگیری سعادتی با افشای دستگیری سعادتی توسط سازمان مجاهدین انقلاب و به نتیجه نرسیدن لابی‌های محرمانه، سازمان مجاهدین خلق از ۲۵ خرداد ۵۸ تا ۹ تیرماه آن سال بیش از ۷ اطلاعیه در حمایت از وی صادر نمود. در ادامه جوسازی‌ها در مسیر رسیدگی به این پرونده، در تیرماه ۵۸ اطلاعیه ای با امضای ۴۲ تن از شاعران و نویسندگان چپگرا از جمله احمد شاملو، سیمین بهبهانی، گلی ترقی و… منتشر شد و در حالی که خود سعادتی و سازمان ارتباط با شوروی را پذیرفته بودند، او را «گروگان آزادی در چنبر تهمت‌ها و افتراهای مرموز» خواندند و از این «عضو سازمان مترقی! مجاهدین خلق» به سالک طریق عشق یاد كرده و خواهان آزادی او شدند. همزمان جمعیت حقوقدانان نیز که در کنترل نیروهای مارکسیست مشرب بود، با ارسال نامه ای به وزیر دادگستری نسبت به شکنجه سعادتی گلایه کرده و در سناریوی جدیدی او را نه خائن بلکه نگهدارنده اسرار و اسنادی از روابط پشت پرده سازمان‌های جاسوسی غرب برای سازمان معرفی نمودند. سعادتی خود نیز در نامه ای به دادستان کل، خواستار حضور نماینده‌ای از سازمانش شد اما به رغم اشتراک این پیشنهاد از سوی گروه‌های مختلف، سازمان نماینده خود را به دادگاه وی نفرستاد تا از پیگیری قضایی و بررسی ماهوی موضوع امتناع نماید. در پی اعتراض مردم به مواضع سازمان در ۱۷ تیرماه در مشهد، اولین تیراندازی اعضاء سازمان به سوی مردم انجام شد که اگرچه تلفاتی نداشت اما نشان از آغاز رو در رو قرار گرفتن سازمان با نظام و ملت داشت؛ امری که در ۳۰خرداد ۶۰ به اوج خود رسید. (6) *سرانجام سعادتی چه شد؟ پس از بازجویی‌های متعدد روابط عمومی دادسرای انقلاب اسلامی مرکز روز ۲۴ آبان ۵۹ اعلام کرد: « بدین وسیله به اطلاع مردم مسلمان و مبارز می‌رساند پرونده اتهامی آقای سیدمحمدرضا سعادتی عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران به اتهام داشتن رابطه با جاسوس شوروی در دادگاه ویژه انقلاب اسلامی مرکز تحت رسیدگی قرار گرفت و متهم به ۱۰ سال زندان محکوم شد. » (7) برنامه‌ریزی سازمان با انفجار 7 تیر تکمیل شد که در آن، آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن از یاران نظام و انقلاب به خاک و خون کشیده شدند. همزمان با این اقدام که توسط رابطین سازمان پیشتر به اطلاع اعضای زندانی آن رسیده بود، برنامه‌ریزی شورش در داخل زندان توسط سعادتی صورت گرفت و پس اعلام خبر انفجار حزب جمهوری اسلامی، تعدادی از هواداران و اعضاء مجاهدین در زندان با شنیدن این خبر شروع به خواندن سرود و پایکوبی کردند و جو زندان را ملتهب کرده و به هم ریختند. آیت الله گیلانی و شهید لاجوردی آنها را به محوطه زندان اوین آوردند و به صحبت و نصیحت آنها پرداختند که در این مرحله افجه‌ای طبق برنامه‌ریزی قبلی و با هدایت سعادتی از موقعیت خود در میان نگهبانان زندان سوء استفاده کرده و اسلحه‌ای را از نگهبانی گرفته و به سوی محوطه خیز برمی‌دارد تا آقایان گیلانی و لاجوردی را ترور کند. کاظم افجه‌ای به دلیل فعالیت در سازمان مجاهدین خلق و ضدیت با جمهوری اسلامی دستگیر و در زندان به سر می‌برد که شهید کچویی با او به بحث نشسته بود و او نیز وانمود می‌کرد که معقول شده است و توانسته بود تا حدی اعتماد مسئولین و نگهبانان زندان را جلب نماید. به دنبال خیز افجه‌ای برای ترور، شهید کچویی متوجه رفتار وی می‌گردد و به سوی او می‌رود که با شلیک افجه‌ای به شهادت می‌رسد و او فرار کرده و از آنجا که به ورودی‌ها و خروجی‌های زندان آشنا بوده است، خود را به پشت بام ساختمان اداره زندان‌ها (دادستانی) رسانده و از آنجا خودش را پرتاب می‌کند که در اثر سقوط کشته می‌شود. افجه‌ای در کنار مسعود رجوی همزمان با ترور شهید کچویی در هشتم تیرماه، بر خلاف تحلیل سازمان که گمان می‌کردند با انفجار حزب جمهوری اسلامی، نیروهای حزب‌اللهی مرعوب می‌شوند و عناصر آنها فرصت کودتا می‌یابند و عناصر زندانی نیز با این شورش آزاد می‌گردند، فضا علیه منافقین تشدید شد و مردم در خیابانها به راهپیمایی و عزاداری پرداختند. در همین روز بود که همزمان با شورش سعادتی از داخل زندان چندین ماشین اسلحه غیر مجاز که توسط اعضای سازمان در خیابانهای تهران تردد می نمودند، شناسایی شد. شهید محمد کچویی با شکست این طرح و کشته شدن کاظم افجه‌ای، مهدی آسمان‌تاب به برنامه‌ریزی قبلی برای ترور مسئولین دادستانی و طرح آشوب در زندان اقرار می‌کند و با توجه به اقاریر سعادتی و دیگر اسناد بدست آمده، نقش سعادتی در این ترور از سوی دادگاه قطعیت می‌یابد و در مردادماه 60 به اعدام محکوم می‌شود. (8) پی‌نوشت‌ها: 1- http://www.rouzshomar.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B3%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%AF/ 2- سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، ص423 3- http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail/441/ 4- سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، ص420. 5- همان، ص 425. 6- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940511000211 7- http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail/441/ 8- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940511000211 منبع مقاله : مشرق نیوز اولین نفوذی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

از طرخ خاورمیانه بزرگ تا پروژه نفوذ

گفتمان جمهوری اسلامی به‌عنوان یک الگوی هویتی و ارزشی متفاوت، همواره در مقابل گفتمان نظام سلطه قرار داشته است. پس سیاست مهار و مدیریت ایران با چشم‌انداز حداکثری تغییر نظام همواره در دستور کار آمریکا قرار داشته است. این موضوع البته در مقاطعی با رویکرد سخت نظامی و در مقاطعی مانند فتنه‌ی ۸۸با استفاده از الگوی براندازی نرم، پیگیری شده است. بر همین اساس، نباید انتظار داشت که حتی پس از توافق هسته‌ای نیز ایالات‌متحده به روند دشمنی و سیاست‌های مبتنی بر مهار، نفوذ، تغییر رفتار و براندازی نظام جمهوری اسلامی خاتمه دهد، بلکه به‌عکس، شواهد نشان می‌دهد که نظام سلطه مترصد فرصتی است تا از فضای سیاسی و اقتصادی ناشی از برجام حداکثر استفاده را ببرد و طراحی‌های خود را علیه جمهوری اسلامی ایران تعمیق بخشد. درست به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار امروز خود با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۲۵ شهریور) با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «در زمینه‌ی سیاسی نیز بیگانگان به‌دنبال نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد، نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی هستند که در صورت تحقق این توطئه، جهت‌گیری‌ها، تصمیمات و حرکت عمومی کشور، بر اساس خواست و اراده‌ی بیگانگان، تنظیم و اجرایی خواهد شد.» همه‌ی گام‌های این مبارزه‌ی راهبردی نفوذ برای این صورت می‌گیرد که آمریکا بتواند از فضای به‌وجودآمده، به تغییر در معادله‌ی قدرت و سیاست داخلی ایران برسد؛ امری که هرچند در اظهارات علنی مقامات آمریکایی به آن اشارتی می‌شود، اما در واقع بیش از هر چیزی بر آن حساب و تمرکز کرده‌اند که این فضا، مقدمه‌ی نفوذ و سپس براندازی جمهوری اسلامی باشد، نه مقدمه‌ی پذیرش این کشور به‌مثابه‌ی یک قدرت هسته‌ای. پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»۱ در واقع برجام و افزایش تعامل با ایران از دید آن‌ها بیش از آنکه به‌معنای راه یافتن ایران به جامعه بین‌المللی باشد، به‌معنای راه یافتن آمریکا به درون ایران است.۲ با توجه به این توضیحات می‌توان فرایند و هدف‌گذاری این نفوذ را در این موارد تشریح نمود: 1. تغییر در دستگاه محاسباتی نظام تلاش برای تغییر ادراک و اخلال در دستگاه محاسباتی تصمیم‌گیری و یا تصمیم‌سازی نظام جمهوری اسلامی از جمله رویکردهایی بوده است که همواره در کوران حوادث سیاسی، توسط نظام سلطه علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این رویکرد در نگرش راهبردی نظام سلطه به‌ویژه معطوف به مقاطعی است که آن‌ها احساس می‌کنند در برخی از قسمت‌های ساختار سیاسی کشور اشتیاقی جهت تعامل با غرب وجود دارد. لذا عمده‌ی تمرکز این رویکرد بر دولتمردان سیاسی است و اساساً با استفاده از مجموعه‌ای از رویکردهای سخت و نرم، تلاش می‌کند نخبگان سیاسی کشور را در مسیر اهداف غرب هدایت کند و استحاله‌ی نظام را رقم بزند. نظام سلطه برای پیشبرد این روند، از طرح فروپاشی شوروی برای جمهوری اسلامی ایران بهره می‌گیرد که سابقه‌ی به‌کارگیری آن را می‌توان در اواسط دهه‌ی هفتاد شمسی نیز ملاحظه کرد. بر این مبنا، تلاش کرده‌اند رویکرد نخبگان سیاسی کشور را با اعمال فشارها و تهدیدات فزاینده به‌سویی تغییر دهند که آنان احساس کنند «هزینه‌ی» تقابل با غرب و ایستادگی بر آرمان‌های انقلاب اسلامی، بسیار بیشتر از «فایده‌های» آن است. همین ایده و وجود گروه‌های سیاسی برانداز داخلی با سابقه‌ی انقلابی، زیربنای پروژه‌ی انقلاب رنگی نیز به‌شمار می‌آید؛ امری که مقام معظم رهبری با شناخت روند برنامه‌ریزی‌های نظام سلطه، بیان داشتند: «تنها امید دشمنان این است که انقلاب به دست کسانی به شکست برسد که خود در انقلاب نقش داشتند.»۳ بنابراین همان‌طور که در دوران مقاومت برای افزایش دارایی‌های چانه‌زنی در پرونده‌ی هسته‌ای، تحریم‌های اقتصادی و فتنه‌های داخلی سیاسی برای تغییر ادراک سیاسی و سرگشتگی ساختار تصمیم‌گیری کشور طراحی شد، در دوران پس از برجام (در صورت تصویب) نیز گزینه‌های افزایش فشارهای منطقه‌ای، تغییر ذائقه‌ی فرهنگی و چماق تحریم‌ها، همان کارکرد تغییر ادراک را پیگیری می‌کند. هدف آن است که جمع‌بندی مسئولان جمهوری اسلامی به این‌سو معطوف گردد که در صورت ارزش‌مداری در سیاست داخلی و خارجی، با فشارهای خارجی زیاد و احتمال گسترش اعتراضات داخلی مواجه خواهند شد. 2. تقویت شبکه‌ی حامیان غرب در داخل این مشروط‌سازی و محدودسازی سیاست داخلی کشور، به‌طور مستقیم منجر به تقویت جناح‌های سیاسی غرب‌گرا خواهد شد و گام بعدی طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی در ایران است. در واقع همه‌ی این اقدامات با هدف تهی کردن ساختار نظام از محتوای ارزشی آن صورت می‌گیرد. همان‌گونه که این تصور باطل در دوران اصلاحات نیز به وجود آمد و در همان زمان نیز رهبر معظم انقلاب با اشاره به وجود یک طرح همه‌جانبه‌ی آمریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، چنین بیان داشتند: «این طرح، طرح بازسازی‌شده‌ای است از آنچه که در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد. به نظر خودشان می‌خواهند همان طرح را در ایران اجرا کنند. دشمن این را می‌خواهد.»۴ اما به‌هرصورت آمریکا در قالب الگوی نفوذ، تلاش می‌کند تا طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی را در جمهوری اسلامی نیز پیگیری نماید. بر همین اساس، اندیشکده‌ی «بنیاد دفاع از دموکراسی» در گزارشی صراحتاً به این موضوع اشاره می‌کند که «در توافق هسته‌ای، این جنبه‌ی مثبت وجود دارد که شاید این توافق برایمان تنها ده سال زمان به‌منظور نابود ساختن حکومت ایران خریده باشد. با در نظر داشتن این مسئله، این مدت‌زمان باید به‌طور کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. تکرار موضع ایالات‌متحده درباره‌ی تضمین فروپاشی پرده‌ی آهنین، یک نقطه‌ی آغاز محسوب می‌شود. آنچه در فاصله‌ی سال‌های ۸۰-۱۹۷۹در لهستان اتفاق افتاد، یک نمونه‌ی برجسته قلمداد می‌شود. اعتصاب سال ۱۹۸۰ در کارخانه‌ی کشتی‌سازی لنین در گدانسک، در نهایت به فروپاشی امپراتوری شوروی منجر شد. ایالات‌متحده می‌بایست از فضای به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌ای با ایران استفاده کرده و شبکه‌ی حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی در ایران به وجود آورد. در واقع توافق هسته‌ای کنونی، فرصت منحصربه‌فردی را برای تمرکز بر تغییر ایران به دست می‌دهد.»۵ این همان موضوعی است که می‌توان در گفتار دولتمردان آمریکایی از جمله باراک اوباما و جان کری نیز مشاهده کرد. جان کری در دوم مرداد گذشته در شورای روابط خارجی آمریکا، با اظهار اینکه آمریکا نسبت به آینده‌ی ایران حساب باز کرده است، بیان داشت: «من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد، جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی در کشورها رخ خواهد داد.»۶ 3. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی شاید بتوان یکی از مهم‌ترین راه‌های نفوذ را، نفوذ در حوزه‌ی «فرهنگ» جامعه و به‌ موازات آن، زمینه‌سازی برای تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه دانست. همان‌گونه که «جوزف نای» با خوشحالی از شلوارهای جین آبی جوانان شوروی یا پخش سریال‌های آمریکایی در تلویزیون نیکاراگوئه در حین تضاد با حکومت آمریکا و آهنگ و شوهای تلویزیونی، به‌عنوان اثرات و منابع قدرت نرم آمریکا یاد می‌کرد،۷ اینک نیز همان الگوی فرهنگی برای تغییر ارزش‌های فردی و سبک زندگی جامعه‌ی ایرانی به کار می‌رود. این تهدیدات نرم‌افزاری که رهبر انقلاب از آن‌ها تحت عنوان «ناتوی فرهنگی» نام برده‌اند، برای کسب قدرت سیاسی با ابزار تخریب اخلاق، مصرف‌گرایی، بی‌اعتنایی به هویت ملی، دلبستگی به ارزش‌های آمریکایی و... اعمال می‌شوند. این شکل از تهدیدات در کوتاه‌مدت در قالب مسائلی چون مهاجرت نخبگان و تنش‌های سیاسی به‌شکل اغتشاش در مشروعیت، انسجام و ظرفیت نظام‌های سیاسی به‌عنوان مؤلفه‌های نرم امنیتی، بروز می‌کند، ولیکن در بلندمدت با تغییر در ذائقه‌ی عمومی جامعه، به تزلزل اساسی در آن مؤلفه‌های نرم امنیتی و تغییر در جهت‌گیری‌های کلان یک جامعه می‌انجامد. به نظر می‌رسد یکی از اولین گام‌ها در فرایند تغییر ذائقه‌ی فرهنگی، اخبار حضور و فعالیت مک‌دونالد در کشور است. نمادسازی مبتنی بر مک‌دونالد، تعبیری جز پذیرش سبک زندگی آمریکایی ندارد. نتیجه‌ی این سه رویکرد آن است که فضای افکار عمومی و سیاست داخلی کشور به‌شدت مشروط می‌گردد؛ چراکه در واقع مشروط‌سازی فضای سیاسی داخل کشور و جهت‌دهی به انتخاب مردمی، دو نتیجه‌ی طبیعی در پی خواهد داشت: اولاً تغییر در ادراک سیاسی تصمیم‌گیران نظام و ثانیاً هموارسازی برای قدرت یافتن نخبگان غرب‌گرا. پی‌نوشت‌ها: *دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل ۱.هارل، پیتر، باید به‌دنبال ترویج اصلاحات سیاسی در ایران پساتوافق باشیم/ ارتباط با نهادهای غیردولتی و مدنی ایران باید تقویت شود، به نقل از مؤسسه‌ی مطالعات آمریکا، قابل رؤیت در: ۳ http://asipress.ir/vdci۵wa۳.t۱aqw۲bcct.html 2. محمدی، مهدی، هشدارهای امنیت ملی در فضای پساتوافق، روزنامه‌ی وطن امروز، ۲۶ مرداد ۱۳۹۴. ۳. بیانات رهبر معظم انقلاب در دانشگاه علم و صنعت، ۲۴ آذر ۱۳۸۷. ۴. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، ۱۹ تیر ۱۳۷۹. 5. Weinthal, Benjamin, Analysis Iran Nuclear agreement wont improve Human Rights, Foundation for Defense of Democracies, ۲۳jul۲۰۱۵, available in: http://www.defenddemocracy.org/media-hit/benjamin-weinthal-analysis-iran-nuclear-agreement-wont-improve-human-rights ۶. http://www.state.gov/secretary/remarks/۲۰۱۵/۰۷/۲۴۵۲۵۳.htm Obama Barak, we are prepared to use all elements of our power to secure our interests in the middle east, Al SharghAwsat, available in: http://english.aawsat.com/۲۰۱۵/۰۵/article۵۵۳۴۳۴۲۲/obama-we-are-prepared-to-use-all-elements-of-our-power-to-secure-our-interests-in-the-middle-east 7. جوزف نای، قدرت نرم، ترجمه‌ی محمد حسینی‌مقدم، فصلنامه‌ی راهبرد، شماره‌ی ۲۹، پاییز ۱۳۸۲. منبع مقاله : Khamenei.ir / نویسنده: عبدالله مرادی از طرح خاورمیانه بزرگ تا پروژه نفوذ

روحیه تنوع تلبی

هیأت» را می‌توان قدیمی‌ترین تشکل دینی و سیاسی در جامعه‌ی ایران دانست. نقش هیأت‌ها در مبارزه علیه رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، و پس از آن تا به امروز در عرصه‌های مختلف دینی و فرهنگی و سیاسی بر کسی پوشیده نیست. رهبر انقلاب هیأت‌ را به مثابه «کلاس درس» دانسته و معتقدند: « هیئت‌های مذهبی باید کلاس درس باشند؛ یعنی اگر کسی ده جلسه یا یک دهه رفت پای منبری نشست، آخر دهه احساس کند یک مطلب را فهمیده است... این جزء نقص‌های کنونی کشور ماست.» با حاج مهدی سلحشور، مداح اهل بیت علیهم‌السلام درباره‌ی ویژگی‌های هیأت، کارکردهای آن، آفت‌های کنونی آن، و همچنین اهمیت نقش هیئت‌ها در مبارزه با نفوذ فرهنگی دشمن به گفت‌وگو نشستیم. چه مؤلفه‌هایی در هیئت و عزاداری سیدالشهدا وجود دارد که می‌تواند توده‌ی مردم را جذب خود کند؟ تفاوت هیئت‌های مذهبی با سایر تشکل‌های دینی، فرهنگی و سیاسی در چیست؟ در نگاه اول، هیئت سیدالشهدا یک کانون جوشان محبت و عاطفه است، هیئت یعنی محل قرار دل‌ها در این دنیای پرازدحام و عصر آهن. آن چیزی که روح و صفا می‌بخشد به جان‌ودل یک انسان، محبت و عاطفه است؛ آن‌هم محبتی از جنس نور از چشمه‌ی زلال اهل‌بیت علیهم‌السلام و به‌نظر هیئت ارضاکننده‌ی این بُعد بسیار مهم در زندگی بشر است. دومین مؤلفه‌ی جذاب هیئت، ارضای بُعد آرمان‌گرایی انسان است. روضه یعنی ترسیم حالات عمیق و دردناک یک انسان کامل در راه رسیدن به یک هدف والا و قدسی و بلکه سوق دادن همه‌ی بشریت به آن قله‌ی کمال. اینکه سیدالشهدا روز عاشورا طفل شیرخواره‌اش را روی دست گرفت و آمد وسط میدان بلا، یعنی نقطه‌ی اوج بشریت، یعنی یک انسان کامل با تمام سرمایه به مصاف تمام زشتی‌ها می‌رود و با شهادت علی‌اصغرش، فضاحت جبهه‌ی باطل و حقانیت جبهه‌ی حق را اثبات می‌کند. این یعنی نجات بشریت که در زیارت اربعین هم آمده است: «و بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِیرَة الضَّلالَه» خونش را بهای بیداری و نجات ما کرد. سومین مؤلفه، همین شور و به ‌تعبیر امام خمینی رحمه‌الله‌علیه هیاهوست. حضرت امام رحمه‌الله‌علیه می‌فرمودند: هر مکتبی که پایش سینه‌زن نباشد، نمی‌ماند. این شور و هیاهو خودش جذابیت هدفمند خاصی را به‌دنبال دارد. این اوج عاطفه است که انسان از غم عزیزش بر سر و سینه بزند. چهارمین مؤلفه اینکه هیئت محلی برای ابراز مودت به اهل‌بیت و رسیدن به همدلی، تفاهم، برادری و صمیمیت است. اینکه جمعی در یک نقطه‌ی مشترک با هم احساس شراکت عمیق دارند و برای آن ابراز همدردی می‌کنند، خود از جذابیت‌های هیئت است. اصلاً دیدن این صورت‌های خیس از اشک، یک جاذبه‌ی ویژه است که برکت‌های فراوان دارد. یک عده مست و سرخوش و بی‌خبر از جامعه تربیت می‌شوند و به گمان اینکه نوکر اهل‌بیت هستند، دچار توهم معنویت می‌شوند، درحالی‌که هیچ حرکت و جنبشی مشاهده نمی‌شود. هیئت رفتن این عده فقط جنبه‌ی تخلیه کردن عواطف و احساسات پیدا می‌کند. هیئت مخدر یعنی هیئتی که انسان را مست و مدهوش و بی‌خبر و بریده از امام حسین علیه‌السلام بار می‌آورد. به‌عنوان پنجمین مؤلفه باید بگویم هیئت یک مأمن امن و پناهگاه مطمئن است که نقش بسیار سازنده‌ای در تأمین امنیت و آرامش دارد. در زیارت جامعه هم آمده است که اهل‌بیت «کهف‌الوری» هستند. ششمین مؤلفه که وجه تمایز هیئت با سایر تشکل‌های مذهبی و فرهنگی است، درونی و جوششی بودن آن است، برخلاف تشکل‌های دیگر که نوعاً دستوری و بیرونی و فرمایشی هستند. آنچه هیئت را هیئت می‌کند و باعث تجمع قلوب می‌شود، همین علقه‌ی درونی و پیوند فطری با سیدالشهداست. کسی این ظرفیت را ندارد که این موج عظیم تجمع را با هر امکانات و ابزاری ایجاد کند. اینکه ائمه به ما گفته‌اند: «إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً»، حکایت از این حرارت درونی ناگفتنی دارد که امتیاز ویژه و منحصربه‌فرد هیئت است. این شش مؤلفه باعث جذب توده‌ی مردم به هیئت می‌شود و تفاوت هیئت با تشکل‌های دیگر را به‌طور کامل نشان می‌دهد. آفت‌هایی که هیئت‌های کنونی را تهدید می‌کند، کدام‌ هستند و چگونه می‌توان بر آن‌ها فائق آمد؟ برخی آفات درونی هستند؛ یعنی مربوط به محدوده‌ی خود هیئت و جبهه‌ی خودی است و برخی آفات بیرونی و از ناحیه‌ی دشمن‌اند. آفات درونی را می‌توان این‌طور تقسیم کرد که برخی از آن‌ها مربوط به محتوای هیئت هستند و برخی مربوط به شکل و قالب آن. آن دسته از آفات درونی که مربوط به محتوای هیئت است، ناشی از عدم توازن یا حتی تغافل در هریک از سه عنصر اساسی محتوای مداحی‌هاست که حضرت آقا فرمودند و آن سه عنصر عقل، حماسه و عاطفه هستند. متأسفانه بعضی این سه عنصر را به‌طور کامل ادا نمی‌کنند و این منجر به کم‌اثر یا بی‌اثر شدن کار یا موجب بروز رخدادهای بدی می‌شود. برای مثال، اینکه ما فقط بر عاطفه تکیه کنیم و صرف اشک گرفتن برای ما ارزش باشد، یکی از آفت‌هاست. آن‌وقت متوسل به هر روشی برای اشک گرفتن می‌شویم. بنابراین عدم رعایت تعادل این سه عنصر باعث به وجود آمدن یک خطر بزرگ برای هیئت‌ها می‌شود و آن خطر «تخدیر» هیئتی‌هاست. به این معنا که یک عده مست و سرخوش و بی‌خبر از جامعه تربیت می‌شوند و به گمان اینکه نوکر اهل‌بیت هستند، دچار توهم معنویت می‌شوند، درحالی‌که هیچ حرکت و جنبشی مشاهده نمی‌شود. هیئت رفتن این عده فقط جنبه‌ی تخلیه کردن عواطف و احساسات پیدا می‌کند. بلاتشبیه کاری که موادمخدر می‌کند این است که انسان را در توهم و بی‌خبری قرار می‌دهد. هیئت مخدر یعنی هیئتی که انسان را مست و مدهوش و بی‌خبر و بریده از امام حسین علیه‌السلام بار می‌آورد. درحالی‌که انسان خودش هم متوجه نیست و خدای‌نکرده مشمول این آیه‌ی قرآن کریم می‌شود: «قُل هَل نُنَبِّئُکُم بِالاَخسَرینَ اَعمالًا، اَلَّذینَ ضَلَّ سَعیُهُم فِى الحَیوةِ الدُّنیا وَ هُم یَحسَبونَ اَنَّهُم یُحسِنونَ صُنعًا»؛ زیانکارترین گروه انسان‌ها کسانی هستند که فکر می‌کنند آدم‌حسابی هستند، نوکرند، غلام‌اند، مداح‌اند، سینه‌زن‌اند، اما در واقع نیستند. این «یحسبون انهم یحسنون صنعا» یعنی تخدیر. این خطرناک‌ترین آفت درونی هیئت در بخش محتوایی است. اما آفات درونی که مربوط به شکل و قالب هیئت‌هاست و ممکن است دامن‌گیر همه‌ی ارکان هیئت، یعنی سخنران، مدیر، مداح و مستمعین باشد، آفاتی مانند حسادت‌های منفی، شهرت‌طلبی‌ها، اسراف، ریخت‌وپاش و همچنین آنچه مربوط به شخص مداح است، برجسته‌تر است که در حوزه‌ی فنی مانند سبک‌ها و اجرای آن‌ها مشاهده می‌شود. باید از سبک‌های آلوده پرهیز کرد. تعبیر رهبر معظم انقلاب در این موضوع بسیار عالی است که می‌فرمایند محتوای عالی و قدسی را در ظرف آلوده و نجس نباید ریخت. اما آفاتی که از ناحیه‌ی بیرون، یعنی دشمن، دامن‌گیر هیئت می‌شود نیز بسیار مهم است، چون هیئت‌ها بسیار در جنگ نرم مؤثر و کارآمد هستند و اصلاً به تعبیری می‌توان گفت انقلاب ما یک انقلاب هیئتی بود و از هیئت‌ها رشد و نمو پیدا کرد. قطعاً دشمن برای صدمه زدن به این سنگر مهم و منحصربه‌فرد تمام تلاشش را خواهد کرد. اگر توانش این امکان را بدهد که مانع برگزاری هیئت شود، قطعاً مضایقه نمی‌کند که الحمدالله و به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و خون شهدا، هرگز این امکان را ندارد. اما دشمن درصدد تضعیف، تخریب و نفوذ در آن‌ها و خنثی کردن آن‌ها هست و خواهد بود. رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود می‌فرمایند: «هیئت‌های مذهبی باید کلاس درس باشند؛ یعنی اگر کسی ده جلسه یا یک دهه رفت پای منبری نشست، آخر دهه احساس کند یک مطلب را فهمیده است... این جزء نقص‌های کنونی کشور ماست.» برای حل این موضوع که از دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب است، چه باید کرد؟ بله، واقعاً هیئت یعنی کلاس درس و حتی حضرت آقا در یکی از دیدارهایشان با مداحان فرمودند مداحی یعنی معلمی. به نظر می‌رسد یک کلاس موفق و پرثمر باید دارای این خصوصیات باشد: اول خود معلم باید شاخصه‌های لازم را داشته باشد. مداحی به‌مثابه‌ی معلمی زمانی به ثمر می‌نشیند که مداح دارای منظومه‌ی فکری و شناخت و مطالعات دینی با تکیه بر منابع اصیل دینی مانند آثار امام خمینی رحمه‌الله‌علیه، رهبر معظم انقلاب، شهید مطهری، آیت‌الله مصباح و سایر بزرگان باشد. مداح تا خود شاگردی علما و بزرگان دین را نکند، نمی‌تواند جریان‌ساز و معلم باشد. در یک کلاس درس، مواد آموزشی و اهداف آن ترسیم شده است، اما متأسفانه در هیئت مشکل بزرگی داریم. حرکت هیئت‌ها مبنی بر یک برنامه‌ی منسجم و نظام‌مند که از یک اتاق‌فکر تراز انقلاب اسلامی نشئت گرفته باشد، نیست. البته حرکت‌هایی انجام گرفته است، ولی به‌هیچ‌وجه راضی‌کننده و کافی نیست و باید هرچه زودتر برای این داستان فکری شود. مداح باید روی روضه و سینه‌زنی کار عمیق کرده باشد. علاوه بر اینکه چیزهایی بخواند که براساس منابع اصیل دینی باشد. باید مخاطبش را هم جلو ببرد؛ یعنی مخاطب بعد از یک دهه شرکت در هیئت، یک گره از گره‌های ذهنی‌اش باز شده یا مطلبی جدید آموخته باشد. مداح باید روی روضه و سینه‌زنی کار عمیق کرده باشد. علاوه بر اینکه چیزهایی بخواند که براساس منابع اصیل دینی باشد. باید مخاطبش را هم جلو ببرد؛ یعنی مخاطب بعد از یک دهه شرکت در هیئت، یک گره از گره‌های ذهنی‌اش باز شده یا مطلبی جدید آموخته باشد. مداحی یک هنر است. مداح علاوه بر مطالبی که به‌صورت عیان ذکر می‌کند، باید روی ضمیر ناخودآگاه مخاطب هم کار کند. به‌طور مثال، رهبر معظم انقلاب که نگاه‌ها و مبانی ایشان مبتنی بر قرآن و سیره‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام است، بارها پیرامون تکریم نسل جوان، تأثیر نسل جوان در حل بحران‌ها و استفاده از جوان در مسائل و کارهای محوری و مهم، سخنانی را فرموده‌اند. سیره‌ی سیدالشهدا علیه‌السلام را هم که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که سیدالشهدا در ماجرای کربلا برای جوانان یک نقش محوری تعریف کرده‌اند. جوانان آن دوره هم به‌خوبی توانسته‌اند در موقعیت‌های حساس نقش ایفا کنند و این در منابع و مقاتل واقعاً مشهود است. وقتی مداح این مسئله را متوجه شد و از آن در روضه‌ی خود بهره گرفت، آن‌وقت روضه‌ای که می‌خواند، درحالی‌که عمیق و اصیل است، ناظر به مسائل روز جامعه و مثل یک کلاس درس است که به مخاطب به شکل غیرمستقیم می‌گوید ببین سیدالشهدا چگونه برای جوانان ارزش قائل بود و به آن‌ها مسئولیت می‌سپرد، ببین جوانان بنی‌هاشم در موقعیت‌های حساس و بحرانی کربلا چگونه به‌صورت موفق نقش‌آفرینی کردند. اگر می‌خواهی امروز حسینی باشی، باید این‌گونه باشی. آن‌وقت هیئت می‌شود کلاس درس. همچنین هیئت باید علاوه بر جلسات عمومی که دارد، یک‌سری کلاس‌های خصوصی‌تر در وقتی گسترده‌تر داشته باشد که در آن‌ها مباحثی را مطرح کنند که احتیاج به بسط بیشتری دارند و عمیق‌تر هستند. رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود می‌فرمایند: «هیئت‌ها نمی‌توانند سکولار باشند. هیئت امام حسین سکولار ما نداریم! هر کس علاقه‌مند به امام حسین است، یعنی علاقه‌مند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است. معنای اعتقاد به امام حسین است.» رابطه‌ی هیئت با اسلام سیاسی چگونه است؟ چرا هیئت‌ها نمی‌توانند سکولار باشند؟ سیاست به‌معنای درست یعنی جهت‌گیری علمی و عملی علیه جبهه‌ی ظلم، یکی از عناصر ضروری و حیاتی نهضت امام حسین علیه‌السلام است و اگر این نباشد، اصلاً انقلاب امام حسین معنا ندارد. هرکس علاقه‌مند به نام و یاد امام حسین علیه‌السلام است، باید مرام حسین علیه‌السلام را پیاده کند. سیاست‌زدایی از هیئت‌ها، به ‌تعبیر شهید مطهری در کتاب «حماسه‌ی حسینی»، یعنی مسخ کردن هیئت‌ها، یعنی خنثی و بی‌اثر کردن هیئت‌ها و جالب است که خود شهید مطهری می‌فرمایند: اگر این‌طور شد، خود یزیدها، عمربن‌سعدها اگر زنده بودند، مانند هیئت ما، بلکه باشکوه‌تر از این‌ها هیئت می‌گرفتند، چون اساساً این هیئت برای آن‌ها ضرری ندارد. رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود پیرامون این موضوع، این‌گونه می‌فرمایند که یکی از خصوصیات ائمه‌ی طاهرین این بوده که همه‌ی آن‌ها مبارزین و مجاهدین فی‌سبیل‌الله بودند. یکی از ائمه‌ی طاهرین را سراغ ندارید که این‌ها در موضع مجاهدت و مبارزه قرار نداشته باشد. وقتی ائمه‌ی اطهار به این شکل اهل مسائل سیاسی و مبارزه بوده‌اند و اصل حرکت امام حسین برای مبارزه با سکولاریسم بوده است، ما چطور می‌توانیم سکولار باشیم. سیدالشهدا در قیامش می‌خواست استکبار آن زمان را نابود کند و بخش اجتماعی را اصلاح کند و نشان دهد که اسلام به مسائل اجتماعی کار دارد. قیام سیدالشهدا تبلور واقعی مبارزه با سکولاریسم است. آن‌وقت ما چگونه می‌توانیم هیئت سکولار داشته باشیم؟ چگونه می‌توانیم در هیئتمان به مسائل اجتماعی کار نداشته باشیم؟ چنین چیزی امکان ندارد. هیئت‌ها چگونه می‌توانند پرده از نقشه‌ی دشمن در تحولات روز بردارند؟ چگونه می‌توانند در برابر نفوذ فرهنگی دشمن، سد ایجاد کنند؟ اگر هیئت با این شاخصه‌ها و مأموریت‌ها که ذکر کردیم، برگزار شد و جبهه‌ی حق و باطل را به‌درستی ترسیم کرد و مصادیق به‌روز آن را ارائه داد و به مخاطب فهماند که امروز هم جریان حسینی و جریان یزیدی داریم و مخاطب را به این سمت هدایت کرد که ولایت‌فقیه نقش جریان حسینی را امروز ایفا می‌کند و استکبار به‌سرکردگی آمریکا و صهیونیسم، جریان یزیدی امروز است، آن‌وقت مستمع خودش مسیر حق را پیدا می‌کند. همان‌طور که در زیارت عاشورا می‌خوانیم، «اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ». اگر این‌طور باشیم، یعنی «آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ» را درست فهمانده‌ایم، تمام آن شور و هیجان و عاطفه و تجمع و آن ظرفیت‌های عظیم علیه یزیدی‌های زمان به‌صورت خودجوش بسیج خواهند شد. هیئات چگونه می‌توانند در مقابل نفوذ فرهنگی دشمن سد ایجاد کنند؟ حضرت آقا در یک دیداری فرموده بودند که هیئت یعنی سنگر خود را حفظ کنیم. پس در عرصه‌ی مبارزه‌ی فرهنگی و جنگ نرم، از نگاه حضرت آقا، هیئت سنگر است، یک سنگر منحصربه‌فرد و ویژه که هم در مرحله‌ی شناسایی و رصد کردن معضلات فرهنگی باید فعال باشد و هم در زمینه‌ی راهکارهای عملیاتی برای مبارزه با آن‌ها باید قدم بردارد. هیئت اجتماعات بزرگی به راه می‌اندازد و وظیفه دارد که در این اجتماعات فرهنگ‌ساز باشد و فرهنگ جریان سیدالشهدا علیه‌السلام و خصوصیات جریان یزید امروز را تبیین کند. یکی از راهکارهای جریان یزید در زمان ما، نفوذ فرهنگی است و هیئت باید با تبیین خط اصیل سیدالشهدا و مسائل روز، آن را تبیین کند. حضرت آقا در یک دیداری فرموده بودند که هیئت یعنی سنگر خود را حفظ کنیم. پس در عرصه‌ی مبارزه‌ی فرهنگی و جنگ نرم، از نگاه حضرت آقا، هیئت سنگر است، یک سنگر منحصربه‌فرد و ویژه که هم در مرحله‌ی شناسایی و رصد کردن معضلات فرهنگی باید فعال باشد و هم در زمینه‌ی راهکارهای عملیاتی برای مبارزه با آن‌ها باید قدم بردارد. با شاخص‌هایی که برای هیئت ذکر کردیم، باید گفت هیئت سنگر و سد در برابر نفوذ است. اما اگر هیئتی شاخصه‌های کافی یا حداقلی را نداشت، خودش می‌شود محل نفوذ. معقل شخصی از افراد دستگاه ابن‌زیاد بوده است. باید درباره‌ی او مطالعه کنیم تا بحث نفوذ در هیئات را بهتر متوجه شویم. ابن‌زیاد به «معقل» که از افراد دستگاه خود بود، مقدار زیادی پول داد و گفت در شهر کوفه در میان افراد نهضت حسین‌بن‌علی علیه‌السلام برو به آن‌ها پول بده و بگو برای نهضت خرج کنند و به آن‌ها وانمود کن که تو از آن‌ها هستی: «واعلمهم انک منهم» و به این وسیله در بین آن‌ها نفوذ کن. معقل هم در بین افراد نهضت امام حسین علیه‌السلام رفت و به آن‌ها پول داد و القا کرد که از آن‌هاست و از اسرار آن‌ها باخبر شد و به همین وسیله توانست به مخفیگاه مسلم در شهر کوفه دست پیدا کند و منجر به شهادت مسلم شد. امروز هم عده‌ای در بین هیئتی‌ها می‌آیند و به آن‌ها پول می‌دهند و می‌گویند هرچقدر دیگر هم می‌خواهید به شما پول می‌دهیم، اما در هیئت‌تان کار به مسائل روز، ولایت‌فقیه، شهدا و امثال این مسائل نداشته باشید و ایجاد اختلاف در بین شیعه و اهل تسنن کنید. این مدل جدید نفوذ در هیئات است. پس این هیئت با شاخصه‌هایی که ذکر کردیم، می‌شود سنگری منحصربه‌فرد برای خواص فرهنگی دغدغه‌مند با تفکر حسینی و انقلابی و جهادی که به تعبیر آقا، انگشت اشاره‌ی امام حسین علیه‌السلام را هم می‌تواند بفهمد و در آن مسیر حرکت کند. هیئت با دشمن‌شناسی نافذ خود می‌تواند با رصد کردن دشمن با هرگونه نفوذی از طرف دشمن مقابله کند که این کار نیاز به تشکیلات و اتاق‌فکر دارد. نهایتاً اینکه هیئت نمی‌تواند نسبت به مسائل فرهنگی روز منفعل و بی‌موضع باشد. گفتمان‌سازی، مبارزه با صهیونیسم و مبارزه با دشمن باید جزء لاینفک هیئت امام حسین علیه‌السلام باشد. منبع: khamenei.ir

مقابله با نفوز فرهنگی غرب

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای روز ۲۵ شهریور در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران فرمودند: «نفوذ فرهنگی و سیاسی خطرناک‌تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است؛ دشمن بدنبال دگرگون کردن باورهای جامعه است» در این زمینه، دیدگاه دو هنرمند درباره تعریف نفوذ فرهنگی و راه‌های مقابله با آن را می‌خوانید: نیاز به تقویت مبانی هنر انقلاب احمد شاکری نویسنده و منتقد ادبی در گفت‌وگو با کیهان گفت: نفوذ فرهنگی که جلوه غالب آن نفوذ هنری است، همواره با یک نوع نفوذ علمی و پس زمینه نظری همراه بوده است. ادبیات و هنر انقلاب اگر می‌خواهد با نفوذ فرهنگ و هنر غربی مقابله کند، راهش تنها تولید هنر دینی و انقلابی نیست، بلکه راه این است که هم هنر دینی و انقلابی تولید شود و هم نظریه دینی و انقلابی هنر تقویت شود. نویسنده کتاب «انجمن مخفی» توضیح داد: عرصه هنر، یکی از مهم‌ترین مجاری نفوذ فرهنگی غرب بوده است. هم اکنون نیز ابزارهایی چون شبکه‌های ماهواره ای، فیلم‌های سینمایی، آثار هنری و مکتوب و ... ابزارهایی برای ورود و انتشار فرهنگ غربی به عنوان یک فرهنگ مهاجم هستند. اما آنچه مهم است اینکه نمی‌توان این ساحت را از نفوذ علمی جدا کرد. به این معنی که جریان هنر غربی همواره در کنار توسعه و تبلیغ، خود را تئوریزه کرده است. مبانی فکری و نظری هنر غربی بسترهای لازم را برای ورود، تحمیل و ترویج آن فراهم می‌کند. به عنوان مثال در عرصه ادبیات داستانی که قدمتش در کشور ما چندان زیاد نیست یکی از مجاری نفوذ فرهنگی، ترجمه آثار متعدد ادبیات غرب است که در کنار آن، آثاری هم توسط شبه روشنفکرها تألیف شده است. وی با طرح این پرسش که چه چیزی موجب ماندگاری و تثبیت این گونه آثار در فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی ما شده است؟ بیان داشت: یک وجه این قضیه بطور طبیعی اتفاق می‌افتد یعنی مخاطب عام وقتی با این آثار ارتباط برقرار می‌کند، به صورت غیرخودآگاه و نامحسوس از آنها تأثیر می‌پذیرد. اما وجه دیگر این است که همین آثار، پیوند گسست ناپذیری با مبانی تئوریک ادبیات اومانیستی دارند. نویسنده «عریان در برابر باد» تصریح کرد: به صورت مشخص، دانشگاه‌ها و محافل علمی ما باید به تقویت هنر دینی و انقلابی در برابر هنر نفوذگر کمک کنند. چون جریان هنر دینی و انقلابی باید پایه و مبانی فکری داشته باشد. این درحالی است که محافل علمی و آکادمیک ما آثار دینی و انقلابی را هم با مبانی غربی تحلیل می‌کنند. به همین دلیل هم خصائص مهم در این آثار را یا نادیده می‌گیرند یا تضعیف می‌کنند. شاکری تأکید کرد: ممکن است بدون نظریه هم بتوانیم آثاری را خلق کنیم، اما نتیجه، آثاری مجمل خواهد بود. تضمین‌کننده بقای هنر و سدی که می‌خواهیم در برابر تهاجم ایجاد کنیم، تولید فکر است. ساحتی که متأسفانه بسیار کم به آن پرداخته شده است. همیشه مسئله ما تولید هنر و ادبیات انقلابی و دینی بوده است و کارهای خوبی هم خلق شده است، اما مسئله نظریه پردازی در ساحت هنر، چندان جدی نبوده و کارهایی هم که انجام شده، جریان ساز نبوده است. معضل انفعال فرهنگی سیدمسعود شجاعی طباطبایی کاریکاتوریست، مدیرمسئول نشریه کیهان کاریکاتور و مدیر خانه کاریکاتور ایران هم به کیهان گفت: هشدار نسبت به نفوذ و تهاجم فرهنگی دشمن تنها به زمان کنونی محدود نمی‌شود، بلکه رهبر معظم انقلاب بارها در سخنرانی‌های خود بطور مستقیم و غیرمستقیم به این مسئله اشاره داشته‌اند. حتی گاهی اشاره‌های واضح و صریحی به برخی از موضوعات نموده‌اند. مثل اشاره به فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» که بطور واضح توجه به این بود که سینمای هالیوود به دنبال این است که شخصیت‌های کاذبی را در قالب قهرمان مطرح کرده و بر تن جنایتکارها لباس بزک شده بدوزد و تصویری وارونه ارائه دهد. به واسطه همین مصادیق تا حد زیادی تعریف این قضیه روشن است. وی تأکید کرد: متأسفانه ما از ابتدای انقلاب تا به حال همواره با جریان انفعال فرهنگی در مقابل نفوذ فرهنگی دشمن مواجه بوده ایم. به طوری که در مقابل خیلی از اتفاقات یا واکنش نشان نمی‌دهیم یا بسیار منفعلانه عمل می‌کنیم و حتی گاهی برخی از جریان‌ها از نفوذ فرهنگی حمایت می‌کنند. مثل ماجرای استعفای دولت موقت به خاطر تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که در عرصه سیاسی رخ داد، در عرصه فرهنگی نیز بارها چنین رفتارهایی را مشاهده کرده ایم. دبیر دوسالانه کاریکاتور تهران ادامه داد: اینکه رهبر انقلاب درباره برخی از مسائل تأکید می‌کنند و بطور دقیق و جزئی به آن می‌پردازند، نشان می‌دهد که بدنه سیاستگذاران آن حوزه دچار انفعال و کم کاری است، وگرنه اگر مسئولین به کار خود درست عمل کنند نیاز به این همه تذکر نیست. همچنان که تاریخ دوران انقلاب و دفاع مقدس نشان می‌دهد، همواره حضور صریح و جدی امام خمینی(ره) و حضرت آقا در مسائل امنیتی و عقیدتی مانع از بروز حوادث ناگوار شده است. مثل صدور حکم ارتداد سلمان رشدی توسط حضرت امام که خیلی‌ها را شوکه کرد. شجاعی طباطبایی ادامه داد: رهبر انقلاب نیز همچون حضرت امام دائم در حال گوشزد مسائل هستند. نخبگان، مسئولین و کسانی که در صدر اتفاقات فرهنگی و هنری و سیاسی هستند باید این موارد را درک کنند. دبیر مسابقه کاریکاتور هولوکاست تصریح کرد: در شرایطی که به برکت خون شهدا جایگاه ما در عرصه بین‌المللی قدرتمند است، غلبه این همه انفعال در برابر تهاجم فرهنگی دشمن بسیار عجیب است. این درحالی است که اگر اهالی و مسئولین فرهنگی ما متوجه عزت و جایگاه امروز ایران شوند هیچ گاه در موضع کوچک قرار نخواهند گرفت و به وضعیت متناسب با شأن جمهوری اسلامی خواهند رسید. نبش قبر بانوی‌ شعر انقلاب در امامزاده صالح! چشم رسانه ملی به حرکات ضیا هم روشن شد آداب مجری‌گری در برنامه هفت رعایت نمی‌شود از ادعای آزادی‌خواهی تا عطش برای اسکار آمریکایی رژ لب؛ ریمل و لاک دستاورد جدید برجام! وزرا در استفاده از فیس بوک همانند مردم تابع قانون باشند دو سه مورد دیده‌ام که بسیار تند کشف حجاب کرده اند دو سه مورد دیده‌ام که بسیار تند کشف حجاب کرده اند اگر برخورد نشود بقیه هنجارشکنان نیز فرصت پیدا می‌کنند داخلی فرهنگی خبر Share/Save/Bookmark کد مطلب: 113371 راه‌های مبارزه با نفوذ فرهنگی غرب/انصارحزب الله

تعغیرات فرهنگی

تغییرات فرهنگی پساتوافق؟ عده‌ای از تغییرات فرهنگی در فضایی که نام پساتوافق بر آن نهاده‌اند سخن به میان می‌آورند و حتی معتقدند دستاوردهای فرهنگی توافق هسته‌ای – حتی اگر این توافق به تصویب هم نرسد – بیشتر از تأثیرات اقتصادی و سیاسی آن است و حتی نفس مذاکره هم نشان از آن دارد که راه برای آشتی با آمریکا باز است و می‌توان به ‌روزی فکر کرد که سفارت آمریکا در ایران نیز بازگشایی شود. رسانه‌هایی نیز این سخنان را با آب‌وتاب و تیترهای درشت نقل کردند و از آن استقبال نمودند تا فضای ذهنی و فرهنگی جامعه و افکار عمومی را چنین سازمان‌دهی و جهت‌دهی کنند که مدیران عالی جمهوری اسلامی از شعارهای خود دست کشیده و با نظام حاکم بر جهان کنار آمده‌اند. در بیرون از مرزهای کشور هم رسانه‌های وابسته به دستگاه استکبار در این تنور می‌دمیدند تا بر افکار مردم ایران تأثیر بیشتری بگذارند. رهبر معظم انقلاب در 6 تیرماه امسال در دیدار با خانواده شهدای هفتم تیر درباره این شیطنت‌ها هشدار دادند و فرمودند: امروز کشور به شناخت دشمن [نیاز دارد]. دشمن را بشناسیم؛ دشمنان جهانی که خودشان را به‌وسیله‌ی انواع و اقسام اقلام آرایشیِ رسانه‌ای و تبلیغاتی بزک می‌کنند و در مقابل چشم قرار می‌دهند، بشناسیم؛ آمریکا را بشناسیم. ... آن کسانی که امروز سعی می‌کنند از این هیولا - که سیاست‌های آمریکایی و سیاست‌های بعضی از دنباله‌روان آمریکاست - یک چهره‌ی موجهی معرفی کنند، این‌ها دارند خیانت می‌کنند؛ این‌ها دارند جنایت می‌کنند. این کسانی که این حقیقت روشن را کتمان می‌کنند، این دشمنی خباثت‌آلود را در زیر پرده‌های توجیه می‌پوشانند، این‌ها دارند خیانت می‌کنند به این ملّت. کشور ما و ملّت ما احتیاج دارد دشمن را بشناسد، عمق دشمنی را بفهمد.» همان‌گونه که ذکر شد جریانی که می‌کوشد راه را برای بازگشت آمریکا به کشور باز کند از ابتدای انقلاب فعال بوده و مخصوص دوره اخیر نیست. بیانات رهبر معظم انقلاب در این خصوص را می‌توان در مقاطع زمانی مختلف و نیز در سخنان امام خمینی (ره) مشاهده کرد. نمونه همین بیانات در 28 بهمن سال 92 نیز ایراد شده است: «یک عده سعی نکنند چهره‌ی آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره‌ی آمریکا بزدایند در مقابل ملت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند، انسانْ‌دوست معرفی کنند. ...چطور می‌شود این چهره را با بزک و آرایش تغییر داد در مقابل چشم ملت ایران؟» با نظر به این هشدارهای رهبر معظم انقلاب به‌روشنی می‌توان اهمیت نفوذ فرهنگی استکبار و نیز خطیر بودن فرهنگ‌سازی در خصوص نفوذ استکبار در کشور و عبور از مرزهای اعتقادی و مبانی فکری و ارزشی نظام اسلامی را درک کرد و ضرورت جلوگیری از این فضاسازی رسانه‌ای را فهمید. اما نفوذ فرهنگی دقیقاً بر کدام بخش از ارزش‌های نظام اسلامی متمرکز شده است؟ ورود مک‌دونالد به کشور؟ بعد از پایان مذاکرات وین، رسانه‌ها خبر از فراخوان شرکت «مک‌دونالد» برای راه‌اندازی نمایندگی خود در ایران خبر دادند[1] و سایت این شرکت رسماً فرم اشتراک خود را برای ایران منتشر کرد.[2] ورود نمادها و برندهای شناخته‌شده غربی مانند مک‌دونالد که تجربه آن در دوران مشرف به فروپاشی شوروی موفق عمل کرده و نشان‌دهنده شوق وافر مردم شوروی به حضور آمریکا در کشور خود تعبیر شده است یک نفوذ فرهنگی محسوب می‌شود؛ خصوصاً وقتی رسانه‌ها بر موج آن سوار می‌شوند. نمونه‌های فراوانی از گزارش‌ها و مستندهای رسانه‌های بیگانه مشاهده شده که با نمایش تصاویری از افرادی که تقید زیادی به ارزش‌های اسلامی یا انقلابی ندارند، کوشیده‌اند از پایان انقلاب اسلامی سخن بگویند. درحالی‌که این نمادها روبناها و مظاهر سطحی هستند و لزوماً به معنای عبور مردم از ارزش‌های نظام شمرده نمی‌شوند. تمرکز اصلی دشمن که باید آن را نفوذ فرهنگی غرب به شمار آورد، تغییر روحیه و رویکرد انقلابی در میان مردم و مسئولان و به فراموشی سپردن ماهیت تمدنی، اخلاقی، فرهنگی و فکری آمریکا و نظام سلطه و نیز استحاله ماهیت و هویت اسلامی و شعارهای دین‌مدارانه و خداباورانه انقلاب است. لذا رهبر معظم انقلاب به‌درستی دست بر گزینه استکبارستیزی و افشا کردن چهره غیرانسانی آمریکا گذاشته‌اند و از این طریق نفوذ فرهنگی دشمن را که سایر مظاهر نفوذ بر آن متکی و مبتنی است خنثی می‌کنند.* پی‌نوشت‌ها: [1]. برای نمونه بنگرید به: http://www.yjc.ir/fa/news/5265289 http://7sobh.com/content [2]. http://www.aboutmcdonalds.com/mcd/franchising/franchise_application.html?intlFranchCountry=Iran منبع مقاله : برهان / نویسنده: داوود صلاحی تغییرات فرهنگی پساتوافق؟

1 2 3 4 5 6 7 ...

آخرین عناوین


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من