جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


زبان فارسی و هویت ملی

زبان فارسی و هویت ملی
در تعریف زبان گفته اند که زبان، دستگاه یا نظامی است که وظیفه اصلی آن برقراری ارتباط میان انسان هاست. از سوی دیگر،
یکی از کارکردهای مهم زبان، وجود محملی برای اندیشه و تفکر است. اگر زبان نبود انسان ها نمی توانستند فکر کنند و به دنبال
آن، هیچ دانشی به وجود نمی آمد. از این رو، زبان به عنوان استعدادی بالقوه و خداداد که در ذات انسان ریشه دارد نقشی مهمی را
در زندگی او ایفا می کند. شاهرخ مسکوب درباره کارکرد اندیشیدن در بستر زبان می گوید:
زبان ماده تفکر است. اندیشه در زبان، جسمانیت می پذیرد و صورتمند می شود و صاحب فرم می شود. مردم پراکنده از طریق زبان
از حسیات یکدیگر باخبر می شوند و هم حسی پیدا می کنند و در نتیجه به صورت یک مجموعه اندام وار
صفحه 37 از 137 www.Ghaemiyeh.com زبان فارسی و هویت ملی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 31
(28 مسکوب، : 26 ) «. (ارگانیک) در می آیند و ملت می شوند. زبان (برای این مقصود) بهترین وسیله است، اما تنها وسیله نیست
زبان فارسی حتی در زمانی که در ساختار متعالی خود به شکل ادبیات فارسی درآمد توانست هم دوش و ه مپای ادبیات فارسی، بار
هویت ملی ایران را به دوش بکشد. به گونه ای که جامعه ایران، تنها در سایه زبان و ادبیات فارسی توانست فرهنگ، آیین و هویت
ایرانی بیگانه با ادبیات فارسی، » : خود را حفظ کند. لوسین گلدمن درباره وابستگی هویت ایران به زبان و ادبیات فارسی می گوید
دچار بحران هویت یا شکست هویت خواهد شد. در ادبیات فارسی بیش از ادبیات سایر ملل دیگر، بنیاد باورها، حکمت، تجلی
گلدمن، جامعه شناسی ادبیات، ترجمه: محمدجعفر ) «. اندیشه ها و چگونگی دگرگونی های اجتماعی فرهنگی بازتابیده است
پوینده: 97 ) از سوی دیگر اگر ما این تعریف از فرهنگ را بپذیریم که فرهنگ حافظه ای جمعی است که گذشته ملت را به اکنون او
پیوند می دهد، ادبیات فارسی به ویژه در عرصه شعر، حافظه جمعی جامعه ایران را رقم زد؛ چرا که جلوه های گوناگون فرهنگ را
در خود انعکاس داده است. شعر فارسی از یک سو اسطوره، دین، فرهنگ و تاریخ ایران و از سوی دیگر فلسفه، حکمت، کلام و
نیز عرفان و چگونگی پیوند با آسمان را در خود نشان داد. از این رو، به خوبی توانست عصاره فکر، اندیشه، احساس و عاطفه و
باور ایرانی باشد. علاوه بر شعر، نثر نیز رنگی از هویت ملی ر در خود انعکاس داد. با این تفاوت که در این عرصه، بیشتر با جلوه
های اسلامی روبه رو هستیم؛ از اولین تفاسیر عرفانی قرآن گرفته تا نخستین آثار عرفانی فارسی، همه از علاقه ایرانیان
صفحه 38 از 137 www.Ghaemiyeh.com زبان فارسی و هویت ملی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 32
به حقیقت والای اسلامی حکایت می کند. محمدرضا دهشیری در این باره می گوید:
عوامل متعدد سیاسی اجتماعی در هویت فرهنگی ایرانیان در لایه بیرونی فرهنگ تحقق یافته است. [در حالی که] عنصر ثابت
فرهنگی ایرانیان دینداری بوده است که بر بنیادهایی نظیر خداپرستی، تلفیق دین و سیاست، عدالت خواهی، نبرد حق علیه باطل،
نقش انسان در یاری رسانی به نیروهای اهورایی علیه نیروهای اهریمنی است؛ عنصر پویای آن زبان و ادبیات فارسی و دیگر
نمادهای فرهنگ ایرانی است که با توجه به شرایط تاریخی، نیاز و موقعیت ما متفاوت هستند و با تعبیرهای مجدد و نهادین
( بازتعریف و بازتولید می شوند. (دهشیری، تاثیر تحولات سیاسی- اجتماعی بر هویت فرهنگی ایران معاصر: 173
قوم ایرانی به دنبال یافتن تبار و دیرینه خویش بود، ادبیات » با تأمل در دوره های مختلف شعر و ادب فارسی درمی یابیم، آنگاه که
یعنی از اسطوره و حماسه و تاریخ اجدادی اش سخن گفت و شاهنامه را به ارمغان آورد و « او » فارسی به دادش رسید و با ایرانیان از
ملکوتی و عرفانی سخن گفت و ماهیت آسمانی « من » در دورانی که به هدف اثبات هویت اولیه و تبارشناسی نائل شد، با ایرانیان از
و ایرانی را گوشزد کرد و زمانی که لازم بود پس از اثبات او سوم شخص و من اول شخص از دوم شخص نیز سخن گفته شود،
در « تو » و « من » اجتماعی حرف زد و در عهد شکوفایی انقلاب اسلامی این « تو » ادبیات مشروطه از تعهد اجتماعی و از سرنوشت
یک دایره وحدت بخش با عنوان پیام انقلاب اسلامی گرد هم جمع شدند و ادبیات
صفحه 39 از 137 www.Ghaemiyeh.com زبان فارسی و هویت ملی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 33
48 ) همین موضوع سبب شد هویت ایرانی در سایه ادبیات فارسی به پویایی برسد و از : قبادی، 1388 ) .« انقلابی و دینی را رقم زدند
ایستایی و انقباض به دور ماند. دلایل پویایی فرهنگ ایرانی در بستر ادبیات فارسی را می توان متاثر ازعلل زیر برشمرد:
1. از دقت در ژرف ساخت متن های طراز اول ادبیات فارسی روشن می شود که در اعصار مختلف، شاهکارهای ادبی ایرانیان با
حکمتی عمیق و چند بعدی آمیخته شده بود و از دل همین متن های ژرف، معتبرترین و مهم ترین سند شناخت ایرانیان به دست
آمده است که از خلال آن می توان این موضوع را دریافت که موضع گیری ایرانیان در تقابل جهان خارج پیش از هر چیز بر مبنای
دریافت عمیق انسان شناسانه استوار بوده است و به دلیل همین رهیافت انسان شناسانه به خودشناسی، دین شناسی، خداشناسی و
عرفان راه یافتند.
2. ایران همواره نقطه تلاقی و همسازی اندیشه های گوناگون و محل جذب و هضم فرهنگ های متکثر و متنوع بوده است. هم
موقعیت استراتژیک جغرافیای ایران و هم وجود حکومت های قدرتمند آن در طول تاریخ، باعث شده بود که رنگی از تنوع فکری
و روحی در جامعه ایران رقم بخورد. از سوی دیگر، جامعه ایران در دل خود همواره خرده فرهنگ هایی داشته است که گاه در
تضاد با یکدیگر بودند. این موضوع در کنار قدمت اسطوره ای سرزمین ایران، فرهنگی غنی و در عین حال متکثر را رقم زد.
فرهنگی که توانست فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران نیز پیام انسانی خود را به گوش جهانیان برساند و حتی امروزه نیز پس از
گذشت قرن ها از تشکیل چنان فرهنگی، همچنان برجستگی و قدرت خود را نشان دهد و سحرانگیزی کند.
صفحه 40 از 137 www.Ghaemiyeh.com زبان فارسی و هویت ملی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 34
در مجموع می توان گفت بخش عظیمی از هویت فردی، قومی، ملی و حتی فرهنگی، مستقیماً با زبان ارتباط دارد. زبان و هویت
تأثیر متقابل دارند؛ زیرا زبان، هویت ملی و فرهنگی هر سرزمینی را عمق می بخشد و معرفی می کند و در مقابل، هویت نیز از حریم
زبان، محافظت کرده و آن را بارور می کند.
حال که پیوند میان فرهنگ ایرانی و زبان و ادب فارسی را شناختیم در ادامه به بازتاب فرهنگ در آثار ادبی می پردازیم. درباره
کاربرد واژه فرهنگ در ادبیات فارسی می توان گفت نه تنها خود ادبیات فارسی بخشی از فرهنگ ایرانی بود بلکه واژه فرهنگ نیز
در معانی مختلف و در سبک ها و دوره های ادبی به کار برده می شد و هر بار معنای تازه ای از آن برداشت می گردید.
در معروف ترین دسته بندی از سبک های شعری زبان فارسی، تاریخ هزار ساله شعر فارسی دری، به پنج نوع سبک تقسیم بندی می
شود که به ترتیب سبک های: خراسانی، عراقی، هندی، بازگشت ادبی و سبک شعر نو است. واژه فرهنگ در هر یک از این سبک
ها به کار رفته است و حضور برجسته آن در همان نخستین سبک شعری فارسی، سبک خراسانی از اهمیت و برجستگی این واژه در
ادب و ساختار اجتماعی و فرهنگی ادبی جامعه ایران حکایت دارد

بازتاب فرهنگ در شعر فارسی

در ره فرهنگ و آیین وطن غفلت مورز !
ملک بی فرهنگ و آیین، درختی بی بر است
ملک الشعرای بهار
همان گونه که گفتیم، فرهنگ مجموعه ای از باورها، ارزش ها و هنجارهایی است که در حوزه جغرافیایی مشخص، شکل می گیرد
و شناسنامه و هویت ملی هر سرزمینی را رقم می زند. از سوی دیگر، ادبیات نیز کمابیش تعریفی مشابه فرهنگ دارد. بدین گونه که
ادبیات، مجموعه آثار مکتوبی است که بلندترین و بهترین افکار و خیال ها را در عالی ترین و بهترین صورت ها تعبیر کرده باشد و
البته به اقتضای احوال و طبایع اقوام و افراد و هم به سبب مقتضیات و مناسبات سیاسی و اجتماعی، فنون و انواع مختلفی از آن به
وجود آمده باشد. هم فرهنگ و هم ادبیات با وجود گستردگی دامنه خود، یکدیگر را تحت تاثیر قرار می دهند و تقویت می کنند.
به گونه ای که با دقت و واکاوی در ادوار مختلف تاریخی این نتیجه حاصل می شود که هرگاه آثار ادبی ارزنده و غنی بیشتر باشد
فرهنگ های غنی تر و ریشه دارتری هم وجود دارد و هرگاه فرهنگ گسترده و عمیقی وجود داشته باشد، بستر پیدایش آثار ادبی
نیز فراهم می گردد و آثار عمیق و پرمایه ای خلق می شود.
در ادبیات ملل مختلف موضوع های گوناگونی ذکر شده است. مقوله هایی چون: طبیعت، حماسه، زبان، آداب و رسوم، عقاید
دینی،
صفحه 34 از 137 www.Ghaemiyeh.com فصل سوم: بازتاب فرهنگ در شعر و عرفان اسلامی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 28
هنرها، موضوعات تاریخی، اندیشه های علمی، فلسفی و عرفانی و احساسات بشری از جمله این موضوعات است. این مقوله ها در
حقیقت همان عناصر اساسی فرهنگ هستند که در میان ملت ها و اقوام گوناگون بشری به شکل های مختلف، فرهنگ های خاص
مردم جهان را شکل می دهد و ادبیات نیز آیینه تمام نمای احوال و حالات مردم جغرافیایی خاص است. در میان این مقوله ها برخی
موارد نظیر: طبیعت، آداب و رسوم همانند عقاید دینی و اندیشه های فلسفی و عرفانی جایگاه برجسته تری دارند که هر کدام از این
مقوله ها در هر دوره به تناسب اوضاع سیاسی- اجتماعی و اقتصادی جامعه برجستگی و نمود یافته اند. در ادبیات فارسی نیز اوضاع
بر همین منوال بوده است. ذبیح الله صفا بهره گیری ادبیات فارسی را از مقولات فرهنگی، بیشتر حول عقاید و اندیشه های دینی می
داند و می گوید:
ادبیات فارسی از ابتدا در بستر فرهنگ اسلامی رشد نمود و در دامان متون دینی پرورده شد و با بهره گیری وسیع از قرآن و احادیث
و سنت های اسلامی به اوج و تعالی کمال دست یافت و توانست به بهترین وجه ممکن در خدمت آرمان های انسانی درآید و از
( صفا: 166 )«. این جهت وسیله خوبی شد برای ابلاغ پیام فرهنگ اسلامی در تمام ابعاد مختلف
زرین کوب نیز بر این گفته صفا صحه می گذارد و می گوید:
بررسی آثار ادب ایرانی از قدیم تاکنون نشان می دهد که متون و سنت های دینی، اساسی ترین نقشش را در پیدایش اکثر آثار
ادبی داشته است. از آنچه آثار ادبی قبل از اسلام ایران، باقی مانده است، نشان می دهد که همه در ارتباط با مقوله هایی دینی
صفحه 35 از 137 www.Ghaemiyeh.com فصل سوم: بازتاب فرهنگ در شعر و عرفان اسلامی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 29
چون زرتشت و اوستا و مقدسات مذهبی است و بعد از ظهور اسلام و پذیرش آن توسط ایرانیان نیز متون دینی اسلامی به عنوان
اساسی ترین و مهم ترین منبع، همواره الهام بخش شاعران، نویسندگان و هنرمندان ایرانی بوده است و با آنکه ایرانیان و هنرمندان
(42 37 : ایرانی بوده اند و از یک فرهنگ گسترده و کهن برخوردار بودند. (زرین کوب، 1375
از دیگر موضوعاتی که ادبیات فارسی و آثار برجسته ای چون شاهنامه فردوسی، غزلیات حافظ، مثنوی مولانا، بوستان و گلستان
است که در صفحات پیشین در مورد « آداب و رسوم محلی و ملی » و « فرهنگ عامه » ، سعدی و... نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته اند
آن سخن گفتیم.
به طور کلی می توان گفت: ادبیات به عنوان مقوله ای هنری باید از عناصری چون زیبایی، تخیل، احساس، نوآوری، تفکر و داشتن
پیام بهره مند باشد. از میان این ویژگی ها، پیام آثار ادبی و هنری، عنصر مهمی است که از اهمیت خاصی برخوردار است. این
اهمیت تا بدان حد است که در حقیقت باید گفت دیگر ویژگی های هنری، یعنی: زیبایی و تخیل در خدمت پیام اثر قرار دارد و
متقابلًا کیفیت هنری و ادبی آثار هم هنگامی عالی ترین نمود خود را می یابند که آن آثار در خدمت تفکر، تعهد و مسئولیت انسان
در آید و به عنوان ابزاری قوی در ترویج فرهنگ، عواطف انسانی و انگیزه ها و آرمان های والا قرار گیرند. همین موضوع پیوند
میراث هر ملت، آیینه ای است که پیشینیه خوب و بد او به » تنگاتنگ ادبیات و فرهنگ را بیش از پیش آشکار می سازد؛ چرا که
وضوح در آن پیداست، اما از سوی دیگر، معدود کشورهایی هستند که میراثی غنی، ثبت شده و متنوع دارند. کشورهایی
صفحه 36 از 137 www.Ghaemiyeh.com فصل سوم: بازتاب فرهنگ در شعر و عرفان اسلامی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 30
چون ایران، چین، مصر، یونان، هند، از جمله این کشورها هستند. هنر، ادبیات، علم، دین، مذهب، اساطیر و مناسک از جمله میراثی
هستند که یادآفرینی و بازآفرینی آنها، تشخص ملی و اعتقاد به خود را افزایش می دهد که همه این میراث ها در زبان فارسی
(71 : نصری، 1387 ) .« موجود است
از این رو، زبان و ادب فارسی بار سنگین فرهنگ کهن ایرانی را به دوش گرفته و عامل اصلی شناسنامه و هویت ملی ایران شده
توانایی ادبیات بی اندازه است و چندین جنبه متفاوت دارد؛ می تواند چشم ها را » (J. semprun) است. به گفته ژرژر سمپرون
(122: گریس، 1363 ) .« ببندد و بگشاید. جهان را هم آشکارا سازد و هم در مفاهیم قالبی بپوشاند

چه بی زوق

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید

و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید

رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست

چه سر وقت مرا هم به سر وعده کشید

به کف و ماسه که نایاب ترین مرجان ها

تپش تبزده نبض مرا می فهمید

آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد

مثل خورشید که خود را به دل من بخشید

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم

هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید

خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد

ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید

من که حتی پی پژواک خودم می گردم

آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید

محمدعلی بهمنی

کم بکن مرا با مهربانی ها

ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﭽﺮﺧﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ

ﺭﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺳﺮﺑﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﺭﻭﺯ ﻭﺻﻞ ﺍﯼ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﭼﻮﻥ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺑﭙﻮﺵ

ﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻝ ﮐﺒﻮﺗﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﮔﺮ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﮔﯿﺴﻮﺍﻧﺖ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎ

ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺗﺮ

ﯾﺎ ﮐﻪ ﻧﺸﮑﻦ ﺑﺎ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺖ ﺳﮑﻮﺕ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ

ﯾﺎ ﺑﮑﻦ ﺁﻫﻨﮓ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﮐﻤﯽ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻌﺮﻡ ﺷﻮﯼ

ﺗﺎ ﺑﮕﺮﺩﺩ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﺩﺭ ﻏﺰﻝ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺗﺮ

ﺑﯿﻦ ﺻﺪ ﮔﻠﺒﺮﮒ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ

ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﻦ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﺍﯼ ﻋﺴﻞ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺗﺮ

علی قیصری

کجایی ای نسیم

گزیدم از میان مرگ ها ، این گونه مردن را

تو را چون جان فشردن در بر آن گه جان سپردن را

خوشا از عشق مردن در کنارت ، ای که طعم تو

حلاوت می دهد حتی شرنگ تلخ ِ مردن را

چه جای شِکوه زاندوه تو ؟ وقتی دوست تر دارم

من از هر شادی دیگر ، غم عشق تو خوردن را

تو آن تصویر جاویدی که حتی مرگ جادویی

نداند نقشت از لوح ضمیر من ستردن را

کنایت بر فراز دار زد جانبازی منصور

که اوج این است این ! در عشقبازی پا فشردن را

"سیزیف" آموخت از من در طریق امتحان آری !

به دوش خسته سنگ سرنوشت خویش بردن را

مرا مردن بیاموز و بدین افسانه پایان ده

که دیگر برنمی تابد دلم نوبت شمردن را

کجایی ای نسیم نابهنگام ! ای جوانمرگی !

که ناخوش دارم از باد زمستانی فسردن را !

حسین منزوی

... 4 5 6 7 8 9 10 ...

آخرین عناوین

مست


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من