جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


توجه به نفوذ دشمن در فضای رسانهای کشور

ط) توجه به نفوذ دشمن در فضای رسانهای کشور
در سال های اخیر فضای رسانهای کشور به شدت دست خوش تغییر و دگرگونی شده است. با نفوذ گسترده شبکههای ماهواره
ای بیگانه در فضای رسانه ای جمهوری اسلامی، رسانه ملی از حالت یگانه رسانه فرهنگ ساز که پیام هایش بی هیچ مانعی بر
ذهن و دل مخاطبان می نشست، خارج شده و در رقابتی سخت با رسانههای بیگانه قرار گرفته است. در چنین شرایطی روشن
است که رسانه ملی نمی تواند در فرایند مدیریت پیام از نفوذ دشمن در فضای رسانه ای کشور و اثرگذاری اش بر بخش قابل
توجهی از مردم غافل باشد، ولی متأسفانه به نظر می رسد که برخی برنامهریزیهای فرهنگی از جمله برنامه ریزی برای اصلاح
وضعیت عفاف و حجاب در کشور از هجوم رسانه ای گسترده دشمن به فرهنگ عفاف و حجاب و برنامهریزی دقیق و حساب
شده اش برای تضعیف این فرهنگ غفلت میشود.
مقام معظم رهبری در یکی از سخنان خود در این باره میفرماید:
غفلت از روحیه جهادی و ایثار، غفلت از تهاجم فرهنگی دشمن، غفلت از در کمین بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در
( فضای رسانه ای کشور، ... اینها گناهان ماست. اینها نقاط ضعف ماست.( 1
گفتنی است در حال حاضر، رسانههای وابسته به نظام سلطه مقابله با فرهنگ عفاف و حجاب را از دو راه دنبال میکنند؛ یکی،
ترویج فرهنگ برهنگی و ولنگاری در رابطه با جنس مخالف با پخش برنامههای نمایشی غیراخلاقی و مبتذل و دیگری، القای
شبهه و تردید درباره فرهنگ اسلامی
ص: 49
16 ؛ در: پایگاه اطلاع رسانی دفتر /5/ -1 سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران، 1390
..http://farsi.Khamenei.ir/speech-content?id= حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنهای: 16889
1) و )« فارسی وان » حجاب و عفاف در قالب خبرها، تحلیلها و مستندهای جهتدار. شبکههای ویژه پخش فیلم و سریال مانند
4) راه )،« صدای امریکا _ فارسی » 3) و )« بی. بی. سی فارسی » 2) راه نخست و شبکههای خبری _ تحلیلی مانند )،« من و تو 1 »
( دوم را دنبال می کنند.( 5
با توجه به مطالب یاد شده، لازم است که هرگونه سیاستگذاری و برنامهسازی در زمینه گسترش فرهنگ و عفاف در جامعه
با توجه به برنامهها و اهداف رسانههای بیگانه و در جهت خنثاسازی اقدامهای مخرب آنها انجام شود.

اصلاطلبان کمک کننده گان به امریکا برای نفوذ امریکایی در ایران

نفوذ آمریکا در دوران پسابرجام مقوله‌ای است که با هشدار امام خامنه‌ای به سر تیتر بولتن‌ها و میز خطابه‌ها آمد حال آنکه این نفوذ، به نوعی قبلاً تحقق یافته بود و همه می‌دانند که فتنه سال ۸۸ حاصل این نفوذ بود.

حتی این نفوذ را در دوران دولت اصلاحات می‌توان بیشتر مشاهده کرد؛ آنجا که سکولارها از توهین به خدا، قرآن، اهل‌بیت، ولایت‌فقیه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج و حجاب ابایی نداشتند و فضای دانشگاه‌ها را متشنج کردند و غائله ۷۸ را سبب شدند.

در آن زمان نفوذ، آن‌قدر شدید شد که امام خامنه‌ای درباره آن‌ها فرمود: آن‌ها حتی از اربابان خارجی خودشان هم جلوتر حرکت می‌کنند.

اگر اکنون بحث از نفوذ پسابرجام است به خاطر آن است که آن دوران سیاه تکرار نشود و یا در قالب بزک شده و تغییر شکل یافته‌ای، عموم جامعه را آلوده و بیمار نکند و ذائقه دینی و انقلابی تغییر نیابد زیرا در دوران اصلاحات، عموم جامعه آلوده نشد و نشانه آن، رو گرفتن مردم از شعارهای اصلاحات در انتخابات ۸۴ و ۸۸ است.

از طرفی در دو مطلب تردید و اختلافی نیست:

1- نفوذ خارجی بدون وجود افراد غرب‌زده داخلی امکان‌پذیر نیست و به اصطلاح فلسفی باید مقتضی موجود باشد.

2- این افراد هم اکنون به‌صورت بقایای اصلاح‌طلبان افراطی و طرفداران فتنه ۷۸/۸۸و پشیمان شدگان از انقلاب در کشور وجود دارند هرچند بسیار قلیل و ضعیف و دچار یأس و ناامیدی و افسردگی سیاسی و خودخوری هستند.

آنچه اکنون می‌خواهم به آن اشاره کنم کیفیت نفوذ کابوهای آمریکایی و کیفیت تأثیر پیاده نظام داخلی آن‌ها در جامعه نیست که آن بسیار مفصل است بلکه می‌خواهم به تفکر غرب‌زده‌های داخلی که روزنه نفوذ هستند اشاره کنم:

شاید برای کسی چنین سؤالی پیش بیاید که این غرب‌زده‌ها چگونه با علم به دشمنی آمریکا، سعی در بزک کردن این شیطان دارند و مرتب بر استقلال و انقلاب و نیروهای مؤمن و سپاه می‌تازند؟

خب با چه هدفی و به چه امیدی؟ منافع آنان چیست؟ این منافع چه وقت تأمین می‌شوند؟ چه وقت به هدف و آرزوی خود می‌رسند؟ آیا اینان از نفوذ آمریکا و در پی آن فتنه و هرج‌ومرج و ناامنی و آنگاه حمله نظامی امریکا به کشور نمی‌ترسند؟

جواب بسیار ساده است در واقعه تاریخی جنگ احزاب خیانت بنی قریظه معروف است که قرآن در سوره انفال (۵۶/۵۷) به آن اشاره می‌نماید؛ همچنین قرآن در اوایل سوره شریفه بقره آیاتی بسیار دقیق دارد.

از جمله:

- وَإذا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ

- أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکن لاَّ یشْعُرُونَ

- وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکن لاَّ یعْلَمُونَ

- وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَی شَیاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ

آیات قران به صراحت از مدعیان اصلاحات پرده برمی‌دارد که فاسد کننده جامعه هستند و وقتی به آن‌ها گفته می‌شود که فساد نکنید، می‌گویند ما دنبال اصلاح هستیم. آن‌ها در جمع مؤمنین خود را از آن‌ها معرفی می‌کنند اما مخفیانه و در نزد شیطان، مؤمنین را تمسخر می‌کنند و به شیطان میگویند که ما با شما هستیم؛ اینان نه تنها از حمله آمریکا به ایران هراسی ندارند بلکه خوشحال هم هستند و حتی کدهایی به آمریکا می‌فرستند که در فلان نقطه و مسئله نقطه ضعف داریم.

دلیل واضح است:

آن‌ها با حمله به مقدسات و انقلاب و ایجاد زمینه نفوذ و حمله، می‌خواهند در دوران پساحمله، مزد خوش‌رقصی خود را از دست شیطان بگیرند و به‌عنوان دست‌نشانده آمریکا، خود به حکومت برسند. آن‌ها در صورت حمله نه به جبهه می‌روند و نه آسیب خواهند دید لذا به چه علت باید نگران نفوذ و حمله آمریکا باشند؟ اتفاقاً آن‌ها برای حمله روزشماری می‌کنند تا از وضع فلاکت‌بار امروزشان که منفور جامعه هستند خلاص شوند.

آن‌ها به خوبی می‌دانند که آمریکا پس از اشغال یک کشور، نمی‌تواند خود بر آن کشور حکومت کند بلکه نیاز به یک دست‌نشانده‌ای از ملیت همان کشور اشغال‌شده دارد. آمریکا حتی در عراق نیز فقط برای مدت کوتاهی از یک حاکم محلی آمریکایی استفاده کرد.

گفتار آن‌ها به آمریکا «قالوا انا معکم» است و در این راه در حال مسابقه با سلطنت‌طلبان خارج نشین هستند که مبادا اپوزیسیون خارجی از آن‌ها جلو بزند و بیش از آن‌ها، خود را در دل شیطان جای دهد؛ توصیه ما به وطن‌فروشان و غرب‌زده‌های داخلی آن است که یا از سرنوشت شمر و عمر و شبث عبرت بگیرند و احتمال بدهند حتی در صورت دامن زدن به بدترین خیانت، آمریکایی‌ها آن‌ها را جواب کنند.

یا اینکه دست از نفاق بردارند و به صراحت موضع خود را شفاف کنند و اگر هم ترس از قانون دارند باید هزینه آن را بپردازند و خون بدهند یا مانند رفقایشان چادر به سر مخفیانه از مرز خارج شوند تا حداقل به آن‌ها یک اتاق ۱۰ متری برای بدگویی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایزه بدهند.

چه اینکه ما حاضریم در راه بستن راه نفوذ و حمله، خون بدهیم و جواب خون فقط خون است وگرنه خود را بیش از این خسته نکنند و به دو مقاله و تریبون و رقاص و بی حجاب دخیل نبندند که نظام اسلامی با این بادها تکان نمی‌خورد.

و چه خوش گفت حافظ مرز ادب فارسی این مملکت:

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست .... عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

ناگفته پیداست که روی سخن ما با ساده اندی‌شان و سهل اندی‌شانی نیست که در هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب به آن‌ها اشاره شد زیرا سهل اندی‌شان چه بسا حقیقت دشمنی و عمق خطر نفوذ را درک نکنند و از روی غفلت و جهالت، دچار خطای محاسباتی می‌روند

اینان حتی در صورت کسب قدرت کامل در کشور، حاضرند ولی‌فقیه و مراجع معظم تقلید را هرچند در حد مقام پاپ نما و تشریفاتی، بپذیرند و به مراسم مذهبی هم کمک‌هایی کنند و حجاب را در سطح یک دستمال ۱۰ سانتی بر سر زنان قبول کنند اما منافقان داخلی با اصل ولایت‌فقیه نیز مخالف‌اند و تا مرز پذیرش قانون همجنس‌بازی نیز پیش خواهند رفت.

نویسنده: ناصر اکبری/مشرق

چرا اصلاح‌طلبان بهترین ابزار برای نفوذ آمریکایی هستند؟

برسی راه های مقابله با امریکا در ایران

4ـ فریب کاری های مذهبی

بسیاری از کسانی که در ظاهر به پای بندی های دینی توجه نمی کنند؛ یک وابستگی درونی و عاطفی به مقدسات دارند؛ یعنی به صورت کلی از دین نبریده اند. برخی از شبکه های پر مخاطب فارسی زبان با درک این رابطه درونی، سیاستی فریب کارانه را در پیش گرفته و برنامه هایشان را با این ذائقه ها هماهنگ می کنند؛ مثلاً در هنگام نماز، اذان شیعی پخش می کنند، در مناسبت های مذهبی برنامه هایی با موضوع مذهبی روز می گذارند، در مناسبت هایی مانند شهادت اهل بیت(علیهم السلام)؛ به ویژه در محرم، تغییرات محسوسی در برنامه های خود ایجاد کرده و از پخش آهنگ های تند پرهیز می کنند. آن ها با این کار، خود را هم رنگ با مخاطبان نشان داده و اهداف خود را پشت سر این فریب کاری ها پنهان می کنند.

وقتی با برخی از مردم ساده اندیش درباره اهداف شوم این شبکه ها صحبت می کنید، تعجب کرده و می گویند: «شما نسبت به همه چیز بدبین هستید. این بندگان خدا هم مثل ما هستند و در زمان اذان، اذان پخش می کنند و به هنگام عزا موسیقی محزون می گذارند»./ کتاب بشقاب های سفره پشت بام من

دشمنان اسلام و ایران از آغازین روزهای پیروزی نهضت شکوهمند امام خمینی(ره) تاکنون بنا بر خوی استکبارگرایانه خویش، همواره و به انحاء مختلف، در صدد یافتن مسیرهای نفوذ به بنیان مرصوص این انقلاب الهی و استحاله گفتمان حق طلبانه آن هستند. از مفاد اسناد محرمانه به دست آمده در لانه جاسوسی آمریکا، این واقعیت ملموس چهره عیان نمود که جهان سلطه، حضور مؤثر حکومتی مردمی و مبتنی بر ارزش های دینی را در دنیای گرفتارآمده به دام لیبرالیسم و کمونیسم نمی پسندد، لذا تمام توان خود را مصروف داشتند تا اگر بتوانند جلوی خیزش ملت به رهبری مرجعیت عالیقدر را بگیرند و یا با جلب همکاری عناصر خودفروخته و لیبرال مسلک، بخشی از جریان های انقلابی را آلوده به لوث وجود آنان کنند تا در روز مبادا، منافع استراتژیک غرب در ایران محفوظ بماند و چنان چه امکان کودتا و تغییر در ارکان اصلی حاکمیت فراهم شد، این نقشه خائنانه با یاری عوامل نفوذی شان تحقق یابد. برای عملیاتی نمودن این سیاست خصمانه، مستکبران و اذناب آن ها همه ابزارهای لازم را در نظر گرفتند و آگاهی از منافذی که می تواند به کم رنگ شدن آرمان های مورد حمایت مستضعفان و در نهایت اضمحلال نظام بیانجامد را در اولویت برنامه های اجرایی مرتبط با دیپلماسی عمومی، نظامی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و... قرار دادند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی طیّ دیدار اخیر با میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل بیت «علیهم السلام» در این خصوص فرمودند: «آمریکایی ها می خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در آمریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله ای برای نفوذ در ایران بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته ایم و با همه توان بالای خود، اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا حضور سیاسی در ایران را به آمریکایی ها نمی دهیم.»

در این مقاله کوتاه با بررسی و آسیب شناسی حوزه سیاست، راه های نفوذ آمریکا از این طریق را به اختصار تبیین خواهیم نمود.

کاخ سیاه استکبار برای پیشبرد و تسهیل نفوذ سیاسی در ایران، نقشه های متعددی ترسیم نموده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) تطمیع عناصر سیاسی

این راهبرد همیشگی دشمن در تطمیع و تسلط بر پندار و رفتار کارگزاران، با بهره گیری از ابزار «ضعف نفس و ایمان» برخی سیاسیون، مجرای عمل می یابد. به عنوان مثال؛ غرور و خودشیفتگی مفرط «ابوالحسن بنی صدر» باعث شد تا او به وعده های واهی، فریفته گردد و در تقابل با امام و امت، نخستین دوره ریاست جمهوری را به سرانجامی تلخ اما عبرت آموز مبدّل سازد و یا در دوره مجلس ششم، شاهد بودیم که چگونه داعیه داران یک خط سیاسی با انجام تحصن و نگارش نامه های موهن، در میدان رسانه ای جبهه معاندان انقلاب، به نقش آفرینی پرداختند. هم چنین، وقوع حوادث تأسف بار در فتنه آمریکایی 88 و عملکرد آکنده از ابهام بعضی خواص، نمادی آشکار از تحقق همین رویکرد نفوذ سیاسی ارزیابی می گردد.

ب) تئوری تحریم و مذاکره

جمهوری اسلامی به واسطه پای فشردن بر ارزش های مکتبی، در میادین گوناگون مورد هجمه جهانخواران بوده و هست. حربه نخ نمای تحریم، راهکاری دیرآشنا برای مهار قدرت رو به تزاید ایران می باشد و دشمنان با اتخاذ روش دوگانه «تحریم و مذاکره»، هدف واحدی را پیگیری می کنند که در رأس آن، نفوذ به ارکان اقتدار کشور و رفع خطر تعمیق روزافزون فرهنگ ظلم ستیزی و انقلابی گری است.

یا نگاهی گذرا به روند مذاکرات ایران و غرب در موضوعات مختلف به ویژه پرونده هسته ای، این مطلب در اذهان شکل می گیرد که مقوله «تحریم و مذاکره» متناسب با کسب توفیقات ملت ما در داخل و خارج، به دستمایه ای جدّی برای جلوگیری از تداوم روند مثبت پیشرفت در این جامعه ایمانی، تبدیل شده است.

ج) اختلاف افکنی

سیاست دیرینه «تفرقه انداز و حکومت کن» اگرچه آبشخوری انگلیسی دارد ولی امروز در ردیف اصلی ترین راهبردهای سیاست خارجی آمریکا برای شکست استحکام درونی دولت های مخالف نظام سلطه به کار گرفته می شود. این که صدها رسانه سمعی و بصری فارسی زبان با هزینه های هنگفت مالی و راهبری عوامل وابسته به صهیونیسم بین الملل، کوچکترین زوایای رفتار سیاستمداران ما را مورد تأمّل قرار داده و بر آتش تنازعات داخلی و اختلافات معمول اجرایی می دمند، ریشه در این نگاه وحدت شکنانه و تفرقه افکنانه ایالات متحده دارد. هدایت مطالبات صنفی و تلاش برای دامنه دار شدن برخی از مصادیق آن ها، تأکید هدفمند بر تفاوت های فرهنگی و مذهبی با اشاعه این نظریه دروغین که جماعتی از اقلیت های ایرانی در تنگنا هستند و طرح مباحث کذبی از قبیل عدم رعایت اعلامیه حقوق بشر و...، در شمار عناوین مندرج در کارنامه شیطان بزرگ است.

د) حمایت از اقدامات ساختارشکنانه

مبنایی ترین سیاست آمریکایی ها در جنگ نرم با نظام دینی ما، توسعه رفتارهای ساختارشکنانه و ترویج نگرش های عداوت آمیز نسبت به اصل مترقی ولایت فقیه است. دشمنان عزت مسلمین به خوبی می دانند که پایداری این حاکمیت ولایی، به تداوم حیات فقه حکومتی در قامت رسای «ولایت فقیه» بستگی دارد و تا زمانی که دیده بان بصیر انقلاب با پشتوانه اعتقاد راسخ ملت به وعده لایتخلّف الهی در سپردن زعامت زمین و زمان به مستضعفان و تیزبینی و درایت کم نظیر معظمٌ له، توطئه های ریز و درشت سردمداران جبهه کفر را نقش بر آب می کنند، آنان نخواهند توانست افکار شوم و پلیدشان را اجرایی نمایند لذا مشاهده می کنیم که محور منازعات دولت های استکباری با ایران اسلامی، تلاش مستمر و البته بی فایده در جهت تخریب چهره ممتاز و بی بدیل رهبری امت اسلام است. پشتیبانی مداوم از نشریات زنجیره ای و تضعیف نهادهای قانونی کشور مانند: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شورای نگهبان، قوه قضائیه و... که در صیانت از اصل انقلاب و دستاوردهای آن دارای مسؤولیت خطیری هستند، جزء لاینفک برنامه بلند مدت نظام سلطه در ایران طیّ سه دهه گذشته است و اتخاذ چنین سیاستی را نمی توان از هدف گذاری غرب برای تعبیر خواب آشفته براندازی نظام جمهوری اسلامی با انجام اقدامات ساختارشکنانه، جدا دانست.

ه‍) شبهه آفرینی و شایعه سازی

از قدیمی ترین راهکارهای شیطانی برای ملکوک نمودن چهره نهضت های اصیل مردمی و رهبران آن ها، «شبهه افکنی و شایعه سازی» است. در تاریخ معاصر؛ منافقین کوردل با بهره مندی از این روش مذموم به ترور شخصیت بزرگان انقلاب پرداختند و سپس با ترور فیزیکی عناصر خدوم و گرانقدری همچون شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر و... بر صفحات ننگین کتاب قطور جنایات شان افزودند.

با گسترش فضای مجازی و امکان دسترسی آحاد مردم به امواج مخرب بنگاه های دروغ پراکنی و شبکه های اجتماعی، تهدیدات فراوانی از ناحیه شبهه افکنان و شایعه سازان به وجود آمده که مستلزم تمهید تدابیر لازم و عاجل توسط مسؤولان امر در تنویر افکار عمومی و پاسخگویی سریع و متقن به شبهات مطروحه می باشد.

به یقین، تا «مبارزه با صهیونیست ها» به عنوان اصلی لایتغیّر در نظام سیاسی ما مورد تأکید و توجه است، این عداوت و کینه توزی های استکبار جهانی، هیچگاه به پایان نخواهد رسید پس باید به تأسی از معیار قرآنی «وَ لَن یَجْعَلَ الله لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» و رهنمودهای عالمانه رهبر حکیم و فرزانه مان، همیشه به هوش باشیم و با شناخت و تبیین راه های نفوذ آمریکا، حامیان تروریسم دولتی رژیم نامشروع و کودک کش صهیونی را در رسیدن به امیالشان، ناکام بگذاریم. ان شاء الله.

شرکت کنندگان در مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح روز چهار شنبه 25 شهریور ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا دیدار کردند و مطابق اولین خبرهای منتشرشده از این دیدار، رهبر معظم انقلاب در این دیدار بر مسائل مهم سیاسی و اهداف دشمن در برهه کنونی و وظایف مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه تاکید نمودند.برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له مورد توجه قرار می گیرد:

1. وظیفه اصلی نخبگان انقلابی کشور، مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی است.

2. خطر نفوذ دشمن: نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است.

3. به دنبال هضم ایران در مقابل اراده مستکبرین هستند.

4. بیداری مسؤولان و انقلابیون، باعث ناکامی و نا امیدی دشمن خواهد شد.

در سخنرانی های اخیر رهبر معظم انقلاب به خصوص پس از جمع بندی مذاکرات هسته ای و شکل گرفتن چیزی که به نام برجام هسته ای خوانده می شود، رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها و بارها بر مساله نفوذ دشمن و شیوه ها و رفتارهای دشمن برای نفوذ، سخن به میان آورده اند. شاید کمتر موضوعی را بتوان یافت که رهبر معظم انقلاب در 6 یا 7 سخنرانی متوالی به صورت مکرر در مورد خطر آن، چنین مطالبی را گوشزد کرده باشند و با اصرار فراوان بر جلب توجه مسؤولان و دلسوزان کشور به آن تاکید داشته باشند.

همان طور که رهبر معظم انقلاب چندین بار متذکر شده اند، هنوز تکلیف برجام هسته ای در ایران و در آمریکا نهایی و مشخص نشده است اما آنچه مشخص است این است که دشمن در فضای کنونی پس از برجام به دنبال نفوذ در ایران اسلامی و بسط سلطه خویش در کشور و حضور در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های کشور و از میان بردن استقلال و آزادی کشور است. این امر را از خلال تذکرات چندین و چند باره رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره خطر نفوذ دشمن و این که دشمن به بهانه برجام و با سوء استفاده از آن به دنبال چنین راهبرد خطرناکی است، می توان دریافت. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان خویش در جمع خبرگان و سخنرانی قبل و بعد از آن نیز بر این مساله تاکید کردند اما این بار در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یکی از محورهای اصلی بیانات ایشان، همین مساله نفوذ و تلاش دشمن برای نفوذ بوده است.

شرکت کنندگان در مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صبح روز چهار شنبه 25 شهریور ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا دیدار کردند و مطابق اولین خبرهای منتشر شده از این دیدار، رهبر معظم انقلاب در این دیدار بر مسائل مهم سیاسی و اهداف دشمن در برهه کنونی و وظایف مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه تاکید نمودند.

البته هنوز (ظهر روز چهارشنبه) خبر کامل و مشروح بیانات معظم له در این دیدار منتشر نشده است اما از آنجا که مخاطبان محترم این نشریه نیازمند توجه به برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له در این دیدار هستند، به اختصار هرچه تمامتر و بر اساس اخبار مختصر منتشرشده از این دیدار، برخی از مهمترین محورهای بیانات معظم له مورد توجه قرار می گیرد:

1. وظیفه اصلی نخبگان انقلابی کشور، مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی است

یکی از محورهای اصلی بیانات معظم له خطاب به سران سپاه و همه انقلابیون و دلسوزان انقلاب اسلامی آن بوده است که وظیفه اصلی خود را مستحکم کردن پایه های انقلاب و فکر انقلابی در کشور بدانند و خاطرنشان ساخته اند: باید پایه های انقلاب و فکر انقلابی را بسیار مستحکم کرد. این وظیفه ی اساسی نخبگان سپاه و همه ی نخبگان انقلابی کشور است.

2. خطر نفوذ دشمن: نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است

بخش مهم دیگری از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب خطر نفوذ دشمن و برنامه آنها برای نفوذ همه جانبه در ایران بود. ایشان در این باره خاطرنشان ساختند: امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ برای این کشور است. نفوذ اقتصادی و امنیتی در مقابل نفوذ فکری، فرهنگی و سیاسی، اهمیت کمتری دارد. البته مسئولان گوناگون از جمله سپاه، جلوی نفوذ امنیتی را با کمال قدرت می گیرند. چشمان بینای مسئولان اقتصادی باید در مقابل نفوذ اقتصادی باز باشد.

دشمن برای نفوذ فرهنگی سعی می کند باورهایی که جامعه را سرپا نگه داشته دگرگون، مخدوش و در آنها رخنه ایجاد کند. برای نفوذ سیاسی سعی می کنند در مراکز تصمیم گیری و اگر نشد در مراکز تصمیم سازی نفوذ کنند. وقتی یک کشور این گونه تحت نفوذ سیاسی قرار گرفت، حرکت و جهت گیری های آن کشور طبق اراده ی مستکبرین خواهد بود? .

3. به دنبال هضم ایران در مقابل اراده مستکبرین هستند

ایشان با خاطر نشان ساختن تلاش دشمن برای هضم ایران اسلامی در برابر خواست و اراده مستکبران عالم، خاطر نشان کردند که امروز مخالفان و دشمنان نظام اسلامی در عین اعتراف به قدرت و نفوذ و اثر گذاری منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، به افرادی از جمهوری اسلامی صریحاً می گویند روحیه انقلابی را این قدر دنبال نکنید و جزء جامعه جهانی شوید. این یعنی کاری کنید که از قدرت بیافتید تا شما را ببلعیم و در نقشه های چند کشور مستکبر و زورگو حل شوید.

مطابق این بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی، دشمنان نظام اسلامی از این طریق به دنبال آن هستند که برخی از افرادی که در نظام اسلامی قرار دارند را به مخالفت با انقلابی گری وادارند و از این طریق انقلاب و انقلابی گری در ایران را به حاشیه برانند. در چنین احوالی، وظیفه این افراد که مخاطب دشمن هستند و دشمن به مخالفت آنها با انقلابی گری امید بسته است آن است که با صراحت در انقلابی گری و بیان صریح مواضع انقلابی امام و رهبری، دشمن را از خود نا امید کنند و زمینه نفوذ دشمن و یا سست شدن اراده انقلابی در کشور را از میان ببرند. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب در سخنرانی های قبلی خود به مسؤولان کشور متذکر شدند که باید به صراحت و با بیان انقلابی با دشمنان ملت مواجه شوید. اگر این افراد تحت تأثیر وساوس شیطانی دشمن فریب بخورند و تصور کنند که می توان انقلابی گری را افراطی گری خواند و به اسم مقابله با افراط، انقلابی گری را از کشور زدود، در واقع به خود و کشور آسیب وارد می کنند و البته جمهوری اسلامی ایران به حول و قوه الهی و با تدبیر رهبری حکیمانه ای که خدای متعال روزی این مردم کرده است، از این برهه عبور خواهد کرد. ان شاءالله.

4. بیداری مسؤولان و انقلابیون باعث ناکامی و نا امیدی دشمن خواهد شد

نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که آینده از آن نظام اسلامی است. زمینه نفوذ دشمن و امکان سوء استفاده او از این زمینه به این معنی نیست که ناامید و یا نسبت به آینده بدبین باشیم، مهم آن است که مسؤولان کشور و انقلابیون و دلسوزان انقلاب، فعال و بیدار و همدل باشند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب: اگر ما بیدار باشیم، امید دشمن ناامید خواهد شد. وعده می دهند که ایرانِ چند سال دیگر، این ایران نیست. نباید گذاشت این فکر و امید شیطانی در دل دشمن پا بگیرد.

منبع مقاله : تسنیم

بررسی راه‌های مقابله با نفوذ سیاسی آمریکا در ایران

هدف شناسی امریکا در ایران

هدف شناسی آمریکا در ایران

وقتی مقام معظم رهبری از مقابله با نفوذ آمریکا خبر می‌دهند و آمریکا را متهم به نفوذ در ایران می‌کنند، چه حجتی دارند؟ برای پاسخ به این سؤال لازم است به خود غربی‌ها و آمریکایی‌ها مراجعه کنیم.

مایک مولن، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا در فروردین امسال به نشریه پولیتیکو می‌گوید: «توافق هسته‌ای تنها راه تغییر رژیم ایران است.»

ما سؤال می‌کنیم چگونه ممکن است؟ ما صرفاً یک توافق در حیطه‌ای مشخص کرده‌ایم چگونه آنان به تغییر فکر می‌کنند؟ از سوی دیگر باید به این سؤال پاسخ دهیم که بین برجام و زنده‌شدن اپوزیسیون خاک گرفته در غرب چه رابطه‌ای وجود دارد؟

چند روز پیش همایشی با عنوان «ایران دوران گذار» در لندن برگزار شد که جمعی از مدعیان حقوق بشر و کارکنان بی. بی.سی فارسی و... در آن حضور داشتند. فردی به نام ریچارد آدامز که احتمالاً از کارشناسان دستگاه جاسوسی انگلیس است، در آنجا می‌گوید: «ما در 18 ماه آینده فرمول‌های دوقطبی‌سازی در ایران را اجرا می‌کنیم؛ هم در حوزه فردی و اجتماعی و هم در حوزه کلان و از هیچ فرصتی برای قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت ایران فروگذار نمی‌کنیم.» و یکی از کارشناسان آمریکایی به نام کالین کال می‌گوید: «آمریکا سند راهبردی برای پساتوافق آماده کرده است.» که حکایت از آن دارد که آمریکا به‌دنبال ایجاد «بی‌حسی» در ملت ما و شل‌کردن عضلات مقاومتی ماست.

وقتی اختلاف دو کشور در سطح ماهیتی است و منافع منطقه‌ای نیز به تعبیر مقام معظم رهبری 180 درجه با هم اختلاف دارد، آمریکا از این رابطه به دنبال چیست؟ وزیر خارجه آمریکا در شورای روابط خارجی آمریکا بخشی از این پرده را بالا می‌زند و فلسفه محدودیت‌های 15 ساله در برجام را توضیح می‌دهد:

«گذشت 15 سال می‌تواند تغییرات زیادی در ایران ایجاد کند... باور من این است که در 15 سال در یک کشور اتفاقاتی می‌افتد. اگر به ایران امروز نگاه کنید می‌بینید که کشوری دارای مردمی با تحصیلات است که قبل از این با همه کشورهای منطقه از جمله اسرائیل رابطه دوستانه‌ای داشت. می‌دانید که سرزمین پارس، تاریخی طولانی دارد و واقعیت این است که جوانان آن‌ها 25 درصدشان بیکارند، آینده می‌خواهند، اگر به تهران بروید، من نبوده‌ام ولی دوستان من که رفته‌اند به من گفته‌اند که جوانان به‌دنبال گوشی هوشمند هستند و می‌خواهند بخشی از دنیا باشند. من نمی‌دانم تا 15 سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز این‌که می‌دانم اتفاقات زیادی روی می‌دهد. مسأله اینجاست که شما نمی‌توانید تغییر را خلق کنید بلکه باید احتمالات را بیازمایید... کسی هم نمی‌توانست تصور کند که وقتی نیکسون به چین رفت، در این کشور چه روی می‌دهد... آنان (مسؤولان دولتی ایران) به‌دنبال مذاکره برای مناسباتی متفاوت هستند.»

آمریکایی‌ها پس از ناکامی در راهبردهایی همچون «براندازی سخت» از طریق نظامی به راهبرد «تغییر رفتار» درباره ایران رسیدند. پس از خرداد 1376 «استحاله از درون» را دنبال کردند و «براندازی نرم» را جایگزین دو راهبرد پیشین نمودند و با صراحت اعلام کردند: «ما برای براندازی انقلاب اسلامی از درون، دنبال انقلابیونی می‌گردیم که در عین ستودن امام خمینی، بشود آنان را به خدمت گرفت.»

به نظر می‌رسد آمریکا به‌دلیل تحلیل توان نظامی و افت ابرقدرتی در خاورمیانه از یک‌سو و ناامیدی از جریانات برانداز داخلی از سوی دیگر، راهبرد خود را پلکانی نموده است. قبلاً به‌دنبال براندازی و براندازان بود اکنون به‌دنبال جریانی است که اهداف انقلاب اسلامی را در حد شکم تقلیل داده باشد و ملت انقلابی و مقاوم ایران را به‌سان ملتی گرسنه که دهانش را به‌سوی غرب باز کرده، معرفی کند. بنابراین آمریکایی‌ها این‌بار به‌دنبال براندازی سریع نیستند بلکه به‌دنبال جریان کردن «رابطه خواهی» هستند و در این‌راه برای گرفتن قدرت دفاع از نیروهای انقلاب، ناکامی‌های احتمالی را از زبان کسانی‌که «در عین ستودن خمینی می‌شود به خدمت گرفت» به داخل نظام ارجاع می‌دهند تا تنها گزینه حل مسائل کشور ورود آمریکا باشد. اولویت امروز آمریکا انتخاب بین بد و بدتر در داخل کشور است و بر این باور است که در قطب‌بندی‌های موجود (که در بالا بدان اشاره شد) می‌توان بازی نمود و یک قطب را در قدرت استمرار داد تا 10 یا 15 سال فرا رسد و میعادشان برای برگرداندن خواب راحت به صهیونیست‌ها مهیا گردد. بنابراین آمریکا در گام اول به‌دنبال «ترک برداشتن مبارزه با آمریکا» در داخل کشور و ایجاد تردید نسبت به دشمنی دشمنان است. راه چاره در حال حاضر این است که مراقب باشیم تا در قبال باز کردن یک دروازه، دروازه‌های دیگر محکم کنترل شود و پیوست اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برجام در مواجهه با برنامه‌ریزی‌های چند لایه آمریکا مهیا شود. تا ما صهیونیست‌ها را به رسمیت نشناسیم و بر گسترش اسلام تأکید کنیم، از انگیزه دشمنی آنان چیزی کم نخواهد شد.

منبع مقاله: تسنیم

هدف شناسی آمریکا در ایران

وقتی مقام معظم رهبری از مقابله با نفوذ آمریکا خبر می‌دهند و آمریکا را متهم به نفوذ در ایران می‌کنند، چه حجتی دارند؟ برای پاسخ به این سؤال لازم است به خود غربی‌ها و آمریکایی‌ها مراجعه کنیم.

مایک مولن، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا در فروردین امسال به نشریه پولیتیکو می‌گوید: «توافق هسته‌ای تنها راه تغییر رژیم ایران است.»

ما سؤال می‌کنیم چگونه ممکن است؟ ما صرفاً یک توافق در حیطه‌ای مشخص کرده‌ایم چگونه آنان به تغییر فکر می‌کنند؟ از سوی دیگر باید به این سؤال پاسخ دهیم که بین برجام و زنده‌شدن اپوزیسیون خاک گرفته در غرب چه رابطه‌ای وجود دارد؟

چند روز پیش همایشی با عنوان «ایران دوران گذار» در لندن برگزار شد که جمعی از مدعیان حقوق بشر و کارکنان بی. بی.سی فارسی و... در آن حضور داشتند. فردی به نام ریچارد آدامز که احتمالاً از کارشناسان دستگاه جاسوسی انگلیس است، در آنجا می‌گوید: «ما در 18 ماه آینده فرمول‌های دوقطبی‌سازی در ایران را اجرا می‌کنیم؛ هم در حوزه فردی و اجتماعی و هم در حوزه کلان و از هیچ فرصتی برای قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت ایران فروگذار نمی‌کنیم.» و یکی از کارشناسان آمریکایی به نام کالین کال می‌گوید: «آمریکا سند راهبردی برای پساتوافق آماده کرده است.» که حکایت از آن دارد که آمریکا به‌دنبال ایجاد «بی‌حسی» در ملت ما و شل‌کردن عضلات مقاومتی ماست.

وقتی اختلاف دو کشور در سطح ماهیتی است و منافع منطقه‌ای نیز به تعبیر مقام معظم رهبری 180 درجه با هم اختلاف دارد، آمریکا از این رابطه به دنبال چیست؟ وزیر خارجه آمریکا در شورای روابط خارجی آمریکا بخشی از این پرده را بالا می‌زند و فلسفه محدودیت‌های 15 ساله در برجام را توضیح می‌دهد:

«گذشت 15 سال می‌تواند تغییرات زیادی در ایران ایجاد کند... باور من این است که در 15 سال در یک کشور اتفاقاتی می‌افتد. اگر به ایران امروز نگاه کنید می‌بینید که کشوری دارای مردمی با تحصیلات است که قبل از این با همه کشورهای منطقه از جمله اسرائیل رابطه دوستانه‌ای داشت. می‌دانید که سرزمین پارس، تاریخی طولانی دارد و واقعیت این است که جوانان آن‌ها 25 درصدشان بیکارند، آینده می‌خواهند، اگر به تهران بروید، من نبوده‌ام ولی دوستان من که رفته‌اند به من گفته‌اند که جوانان به‌دنبال گوشی هوشمند هستند و می‌خواهند بخشی از دنیا باشند. من نمی‌دانم تا 15 سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز این‌که می‌دانم اتفاقات زیادی روی می‌دهد. مسأله اینجاست که شما نمی‌توانید تغییر را خلق کنید بلکه باید احتمالات را بیازمایید... کسی هم نمی‌توانست تصور کند که وقتی نیکسون به چین رفت، در این کشور چه روی می‌دهد... آنان (مسؤولان دولتی ایران) به‌دنبال مذاکره برای مناسباتی متفاوت هستند.»

آمریکایی‌ها پس از ناکامی در راهبردهایی همچون «براندازی سخت» از طریق نظامی به راهبرد «تغییر رفتار» درباره ایران رسیدند. پس از خرداد 1376 «استحاله از درون» را دنبال کردند و «براندازی نرم» را جایگزین دو راهبرد پیشین نمودند و با صراحت اعلام کردند: «ما برای براندازی انقلاب اسلامی از درون، دنبال انقلابیونی می‌گردیم که در عین ستودن امام خمینی، بشود آنان را به خدمت گرفت.»

به نظر می‌رسد آمریکا به‌دلیل تحلیل توان نظامی و افت ابرقدرتی در خاورمیانه از یک‌سو و ناامیدی از جریانات برانداز داخلی از سوی دیگر، راهبرد خود را پلکانی نموده است. قبلاً به‌دنبال براندازی و براندازان بود اکنون به‌دنبال جریانی است که اهداف انقلاب اسلامی را در حد شکم تقلیل داده باشد و ملت انقلابی و مقاوم ایران را به‌سان ملتی گرسنه که دهانش را به‌سوی غرب باز کرده، معرفی کند. بنابراین آمریکایی‌ها این‌بار به‌دنبال براندازی سریع نیستند بلکه به‌دنبال جریان کردن «رابطه خواهی» هستند و در این‌راه برای گرفتن قدرت دفاع از نیروهای انقلاب، ناکامی‌های احتمالی را از زبان کسانی‌که «در عین ستودن خمینی می‌شود به خدمت گرفت» به داخل نظام ارجاع می‌دهند تا تنها گزینه حل مسائل کشور ورود آمریکا باشد. اولویت امروز آمریکا انتخاب بین بد و بدتر در داخل کشور است و بر این باور است که در قطب‌بندی‌های موجود (که در بالا بدان اشاره شد) می‌توان بازی نمود و یک قطب را در قدرت استمرار داد تا 10 یا 15 سال فرا رسد و میعادشان برای برگرداندن خواب راحت به صهیونیست‌ها مهیا گردد. بنابراین آمریکا در گام اول به‌دنبال «ترک برداشتن مبارزه با آمریکا» در داخل کشور و ایجاد تردید نسبت به دشمنی دشمنان است. راه چاره در حال حاضر این است که مراقب باشیم تا در قبال باز کردن یک دروازه، دروازه‌های دیگر محکم کنترل شود و پیوست اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برجام در مواجهه با برنامه‌ریزی‌های چند لایه آمریکا مهیا شود. تا ما صهیونیست‌ها را به رسمیت نشناسیم و بر گسترش اسلام تأکید کنیم، از انگیزه دشمنی آنان چیزی کم نخواهد شد.

منبع مقاله: تسنیم

اولین نفوذ پس از انقلاب اسلامی

یکی از اولین مصداق‌هایی که از نفوذ در هر کشوری به ذهن متبادر می‌شود، بحث نفوذ از طریق جاسوسان است. قدمت جاسوسی از یک دولت شاید به قدمت وجود خود دولت برمی‌گردد و از هزاران سال قبل جاسوس و جاسوسی در بین کشورها وجود داشته است. پس از انقلاب اسلامی نیز دشمنان نظام اسلامی به دنبال جاسوسی از سازمان‌ها و مردم بودند و یکی از اولین جاسوس‌هایی که در کشور دستگیر شد، محمدرضا سعادتی ، از اعضای بلندپایه سازمان مجاهدین خلق(منافقین)، بود. وی در آن زمان متهم به جاسوسی برای شوروی شد و برای این اتهام خود به زندان افتاد. ادامه این ماجرای جالب را با هم مرور می‌کنیم.

محمدرضا سعادتی

*سعادتی که بود؟

محمدرضا سعادتی فرزند سید علی به سال ۱۳۲۳ در شیراز و در خانواده‌ای روحانی و کم‌بضاعت به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه در سال ۱۳۴۱با رتبه دوم و بورسیه دولتی در دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۵ در رشته مهندسی برق فارغ التحصیل شد و به سربازی رفت و به عنوان سپاه ترویج آبادانی و مسکن در ایلام مشغول کار گردید.

پس از پایان خدمت وظیفه در سال ۱۳۴۷ وارد کارخانه ذوب آهن اصفهان شد و سال بعد به دایره مهندسی ستاد نیروی هوایی منتقل شد و دو سال و نیم در آن مرکز به کار پرداخت. همزمان با کمک برادران جلال زاده، شرکتی تحت عنوان نولکو را به ثبت رساندند و از طریق جلال‌زاده با مهدی رضایی آشنا شد و به عنوان سمپات به همکاری با سازمان مجاهدین خلق پرداخت.

هر چند که پیش از آن در دوره دانشجویی با ناصر صادق آشنا شد و مدتی هم در برق منطقه‌ای شیراز همکارش بود، اما سعادتی در بازجویی عضویت خود را در تشکیلات مجاهدین مرتبط به مهدی رضایی (با نام مستعار بهروز همایونفر) می‌داند. سعادتی همچنین در بازجویی علت گرایش خود به مبارزه علیه رژیم پهلوی را، اعدام ۲ تن از دوستان مارکسیستش به نام‌های اسماعیل معین عراقی و محمد هادی فاضلی می‌داند که در گروه سیاهکل فعالیت داشته‌اند.

بر اساس نظریه موجود در پرونده سعادتی، حضور وی در ذوب آهن اصفهان زمینه‌ای برای ارتباط وی با کارشناسان شوروی گردیده بود و از آن تاریخ توسط سرویس اطلاعاتی نشان شده بود.

سعادتی از جمله کسانی است که از ضربه شهریور ۱۳۵۰ ساواک به سازمان مجاهدین در امان ماند، اما در اردیبهشت ۱۳۵۱ در پی دستگیری مهدی رضایی ، سعادتی به همراه همسرش ناهید جلال‌زاده دستگیر شدند. سعادتی به حبس ابد محکوم شد و در زندان به کمون مسعود رجوی پیوست و به سید سیکو مشهور شد.

سعادتی در زندان، تاریخ معاصر تدریس می‌نمود که از جمله شاگردان او می‌توان به بهزاد نبوی اشاره كرد. هر چند بهزاد نبوی بیشتر شاگردی شعاعیان دیگر چهره مشهور به روس گرایی را نموده است.

بهزاد نبوی

سعادتی در ۲۲ آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و ۲۳ بهمن، زمانی که سازمان طی اطلاعیه ای علنی اعلام وجود كرد، در جمع کادر مرکزی ۱۵ نفره آن قرار گرفت. همچنین به عضویت هیئت مدیره شرکت نولکو بازگشت که شرکتی برای پوشش فعالیت‌های سازمان بود. وی در کنار این امور، طبق اقدامی برنامه‌ریزی شده به فعالیت در دادستانی انقلاب تهران نیز پرداخت. (1)

مسعود حقگو از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین در گفت‌وگویی با خسرو تهرانی اظهار داشته است: سعادتی نزدیک‌ترین شخص به مسعود رجوی بوده است. وقتی تهرانی تأکـید کـرد کـه او شـاید از مـوسی خیابانی هم به رجوی نزدیک‌تر بوده باشد، حقگو ضمن تأیید این مطلب، گفت: من احتمال قریب به یقین می‌دانم که در زندان از اواخر سال 54 به بعد، سعادتی نفر دوم سازمان محسوب می‌شد. (2)

*کشف ارتباط سیکو و فیسینکو

در این دوره بود که با مأموران شوروی ارتباط گرفت اما خیلی زود لو رفت و هنگام در اختیار گذاشتن پرونده سر لشکر مقربی به ولادیمیر فنسینکو (دبیر اول سفارت شوروی) در شرکت نولکو در ۶/۲/۱۳۵۸ دستگیر شد. مقربی یکی از نظامیان عالی رتبه ارتش شاهنشاهی بود که مدت ۲۵ سال برای شوروی‌ها جاسوسی می‌کرد و در پاییز سال ۱۳۵۵ توسط اداره کل ضد جاسوسی (اداره کل هشتم) ساواک دستگیر شد و به سرعت محاکمه و اعدام گردید. دستگیری و اعدام سریع او در طی این سال‌ها برای مأمورین شوروی سؤال برانگیز بود که چطور مقربی لو رفت و چه اطلاعاتی در اختیار اداره کل ضد جاسوسی قرار داد.

عباس امیر انتظام در خاطرات خود گفته است:

«... در یکی از روزهای اسفند ۱۳۵۷ منشی من اطلاع داد که شخصی می‌خواهد به ملاقات من بیاید و یک مسئله امنیتی را درمیان بگذارد. پس از توافق من مردی درحدود ۵۰ سال با قدی متوسط با لباس رسمی و کراوات به اطاقم آمد. من صندلی طرف راست خودم را به او تعارف کردم. پس از نشستن به من گفت که کارمند و عضو اداره ضدجاسوسی ساواک است. طبق خبر او قرار است در ساعت ۵ بعد از ظهر امروز یکی از دیپلمات‌های سفارت شوروی به دیدن یک ایرانی در ساختمانی در میدان ۲۵ شهریور [7 تیر فعلی] برود و چیزهایی را دراختیار فرد ایرانی قرار دهد؛ ضمناً گفت که طرف ایرانی عبدالعلی نامیده می‌شود. این فردآمده بود تا کسب تکلیف کند.

مطالب را بلافاصله به اطلاع نخست وزیر رساندم. ایشان دستور داد که آن شـخص مسـئله را تعقیب کند، ولی آقای بازرگان از شنیدن نام عبدالعلی که نام یکی از فرزندانش بود، ناراحت شده بود. کارمند اداره ضدجاسوسی ساواک به کارش ادامه داد و روز بعد گزارش کارش را به من داد که به اطلاع نخست وزیررساندم … بعدها وی گفت که عبدالعـلی را دسـتگیر کرده‌اند و نام واقعی این فرد محمدرضا سعادتی است که با دستگاه‌های عکاسی مخصوص جاسوسی که از دیپلمات روسی دریافت کرده، دستگیر شـده است. ( نکته جالب درباره امیرانتظام این است که خود وی بعدها به جرم جاسوسی برای آمریکا محاکمه و به زندان محکوم شد )

عباس امیرانتظام

البته ابراهیم یزدی عامل گزارش اولیه را دکتر چمران معرفی نموده است اما آنچه مسلم است شناسایی اولیه وی توسط دولت موقت انجام گرفته است.

چگونگی دستگیری این جاسوس بلندپایه، همچون مقربی همچنان برای شوروی به صورت یک معما باقی مانده بود تا به جای حل معمای قبلی معمای دیگری نیز بر آن افزوده شود. این خلأ اطلاعاتی باقی بود تا آنکه سازمان مجاهدین انقلاب در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۵۸ برخی اسناد و خلاصه گزارش مأموریت سعادتی و بخشی از اظهارات وی در بازجویی را منتشر کرد. در اسنادی که انتشار یافت نوع ارتباطات سعادتی با واسطه اطلاعاتی سازمان جاسوسی شوروی و اسناد تحویل شده و درخواست‌های سعادتی از وی فاش گردید. (3)

*فیسینکو کیست؟

پس از پیروزی انقلاب، به دستور مستقیم كمیته مركزی حزب كمونیست اتحاد جماهیر شوروی، ایستگاه K.G.B در تهران موفق شد در روز ۱۴ فوریه ۱۹۷۹ مطابق با ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ مستقیماً با مرکز رهبری دو سازمان مجاهدین خلق و فداییان خلق تماس بگیرد. مسئولیت این ارتباط به عهده ولادیمیر فیسنكو افسر شاخه اطلاعات سیاسی ایستگاه (مستقر در سفارت شوروی در تهران)، گذارده شد. وی به زبان فارسی، تسلط كامل داشت و با موهای مشکی و چشمان قهوه‏ای، شباهت فراوانی به ایرانی‌ها داشت.

ولادیمیر کیتوویچ فیسینکو دبیر اول سفارت شوروی و عضو K.G.B در رستف روسیه به دنیا آمد. او دانشجوی انستیتوی زبان‌های شرقی یک دانشگاه ایالتی مسکو بود که به فراگیری زبان فارسی و انگلیسی پرداخت. سـپس بورسیه دانشگاه تهران را دریافت کرد. فیسینکو به تاریخ نیز علاقه مند بود و یک مقاله در مورد نفت ایران نوشت. در سال ۱۹۶۴ با نینا نیکولا پونا پکلانیک که دانشجوی گروه عربی در همان انستیتو بود، ازدواج کرد. همسرش که دختر یک مقام نظامی عضو هیئت مدیره K.G.B بـود بـه هـمراه فـیسینکو بـه ایـران آمـد و مـنشی سفارت شوروی در تهران شد. (4)

*گزارش دستگیری سعادتی

قسمت‌هایی از گزارش چگونگی دستگیری و بازپرسی انقلاب اسلامی و دادستانی انقلاب به شرح ذیل است: ضمن مراقبت از اتومبیل سیاسی شوروی در مورخه ۵/۲/۵۸ مشاهده گردید که یک نفر مرد روسی از اتومبیل پیاده [شد] و درخیابان دیبا منشعب ازخیابان روزولت وارد شرکت نولکو -که یک مؤسسه صنعتی است- گردید. در بررسی بعدی مشخص شد که مرد روسـی بـه نـام ولادیمیر فیسنکو؛ دبیراول سفارت شوروی می‌باشد و مرد تماس‌گیرنده یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق است ... چون معلوم بود که رهبر مجاهدین در ساعت ۰۰/۱۷ مورخه ۶/۲/۵۸ و یا ۷/۲/۵۸(در قـرار ملاقات یدکی) با افسر اطلاعاتی شوروی -جهت مبادله اسناد و مدارک- ملاقات می‌نماید، لذا بررسی‌های لازم به عمل آمد و طی طرحی مأمورین سپاه پاسداران انقلاب هدایت شدند که ۵ دقیقه قبل از شروع ملاقات مأمورین به شرکت وارد [شوند] و مرد تماس‌گیرنده و مدارک را ضبط نمایند. ... پس ازدستگیری مرد تماس گیرنده فیسنکو جهت ورود به شرکت نولکو مراجعه نمود ولی توسط مأمورین به او تکلیف شد که از شرکت خارج شود و فیسنکو بعد از خروج از شرکت، سوار اتومبیلی که توسط سه نفر مأمور شوروی هدایت می‌شد گردید و منطقه را ترک نمود. در بازرسی بدنی از مردتماس گیرنده مشخّص شد که مسلح به اسلحه کمری می‌باشد و نیز در جستجوی مقدماتی از وسایل شرکت یادداشتی که حاکی از همکاری ایـن شـخص بـا سرویس اطلاعات شوروی می‌باشد، به دست آمد.

در گزارش‌های منتشره از بازجویی‌ها آمده است که وی ضمن اعتراف به همکاری با سازمان جاسوسی شوروی در ایران و تحویل اسناد محرمانه، به اخـذ وسـایل وامکـانات فـنّی آموزشی و الکترونیک و عملیاتی ازسازمان جاسوسی شوروی اذعان نموده بود. او در آخرین ملاقات نیز فهرستی از ما یحتاج سازمان را تهیه نموده بود که در زمان دستگیری به دست ماموران افتاد. (5)

*واکنش‌ها به دستگیری سعادتی

با افشای دستگیری سعادتی توسط سازمان مجاهدین انقلاب و به نتیجه نرسیدن لابی‌های محرمانه، سازمان مجاهدین خلق از ۲۵ خرداد ۵۸ تا ۹ تیرماه آن سال بیش از ۷ اطلاعیه در حمایت از وی صادر نمود. در ادامه جوسازی‌ها در مسیر رسیدگی به این پرونده، در تیرماه ۵۸ اطلاعیه ای با امضای ۴۲ تن از شاعران و نویسندگان چپگرا از جمله احمد شاملو، سیمین بهبهانی، گلی ترقی و… منتشر شد و در حالی که خود سعادتی و سازمان ارتباط با شوروی را پذیرفته بودند، او را «گروگان آزادی در چنبر تهمت‌ها و افتراهای مرموز» خواندند و از این «عضو سازمان مترقی! مجاهدین خلق» به سالک طریق عشق یاد كرده و خواهان آزادی او شدند.

همزمان جمعیت حقوقدانان نیز که در کنترل نیروهای مارکسیست مشرب بود، با ارسال نامه ای به وزیر دادگستری نسبت به شکنجه سعادتی گلایه کرده و در سناریوی جدیدی او را نه خائن بلکه نگهدارنده اسرار و اسنادی از روابط پشت پرده سازمان‌های جاسوسی غرب برای سازمان معرفی نمودند.

سعادتی خود نیز در نامه ای به دادستان کل، خواستار حضور نماینده‌ای از سازمانش شد اما به رغم اشتراک این پیشنهاد از سوی گروه‌های مختلف، سازمان نماینده خود را به دادگاه وی نفرستاد تا از پیگیری قضایی و بررسی ماهوی موضوع امتناع نماید.

در پی اعتراض مردم به مواضع سازمان در ۱۷ تیرماه در مشهد، اولین تیراندازی اعضاء سازمان به سوی مردم انجام شد که اگرچه تلفاتی نداشت اما نشان از آغاز رو در رو قرار گرفتن سازمان با نظام و ملت داشت؛ امری که در ۳۰خرداد ۶۰ به اوج خود رسید. (6)

*سرانجام سعادتی چه شد؟

پس از بازجویی‌های متعدد روابط عمومی دادسرای انقلاب اسلامی مرکز روز ۲۴ آبان ۵۹ اعلام کرد: « بدین وسیله به اطلاع مردم مسلمان و مبارز می‌رساند پرونده اتهامی آقای سیدمحمدرضا سعادتی عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران به اتهام داشتن رابطه با جاسوس شوروی در دادگاه ویژه انقلاب اسلامی مرکز تحت رسیدگی قرار گرفت و متهم به ۱۰ سال زندان محکوم شد. » (7)

برنامه‌ریزی سازمان با انفجار 7 تیر تکمیل شد که در آن، آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن از یاران نظام و انقلاب به خاک و خون کشیده شدند. همزمان با این اقدام که توسط رابطین سازمان پیشتر به اطلاع اعضای زندانی آن رسیده بود، برنامه‌ریزی شورش در داخل زندان توسط سعادتی صورت گرفت و پس اعلام خبر انفجار حزب جمهوری اسلامی، تعدادی از هواداران و اعضاء مجاهدین در زندان با شنیدن این خبر شروع به خواندن سرود و پایکوبی کردند و جو زندان را ملتهب کرده و به هم ریختند.

آیت الله گیلانی و شهید لاجوردی آنها را به محوطه زندان اوین آوردند و به صحبت و نصیحت آنها پرداختند که در این مرحله افجه‌ای طبق برنامه‌ریزی قبلی و با هدایت سعادتی از موقعیت خود در میان نگهبانان زندان سوء استفاده کرده و اسلحه‌ای را از نگهبانی گرفته و به سوی محوطه خیز برمی‌دارد تا آقایان گیلانی و لاجوردی را ترور کند.

کاظم افجه‌ای به دلیل فعالیت در سازمان مجاهدین خلق و ضدیت با جمهوری اسلامی دستگیر و در زندان به سر می‌برد که شهید کچویی با او به بحث نشسته بود و او نیز وانمود می‌کرد که معقول شده است و توانسته بود تا حدی اعتماد مسئولین و نگهبانان زندان را جلب نماید. به دنبال خیز افجه‌ای برای ترور، شهید کچویی متوجه رفتار وی می‌گردد و به سوی او می‌رود که با شلیک افجه‌ای به شهادت می‌رسد و او فرار کرده و از آنجا که به ورودی‌ها و خروجی‌های زندان آشنا بوده است، خود را به پشت بام ساختمان اداره زندان‌ها (دادستانی) رسانده و از آنجا خودش را پرتاب می‌کند که در اثر سقوط کشته می‌شود.

افجه‌ای در کنار مسعود رجوی

همزمان با ترور شهید کچویی در هشتم تیرماه، بر خلاف تحلیل سازمان که گمان می‌کردند با انفجار حزب جمهوری اسلامی، نیروهای حزب‌اللهی مرعوب می‌شوند و عناصر آنها فرصت کودتا می‌یابند و عناصر زندانی نیز با این شورش آزاد می‌گردند، فضا علیه منافقین تشدید شد و مردم در خیابانها به راهپیمایی و عزاداری پرداختند. در همین روز بود که همزمان با شورش سعادتی از داخل زندان چندین ماشین اسلحه غیر مجاز که توسط اعضای سازمان در خیابانهای تهران تردد می نمودند، شناسایی شد.

شهید محمد کچویی

با شکست این طرح و کشته شدن کاظم افجه‌ای، مهدی آسمان‌تاب به برنامه‌ریزی قبلی برای ترور مسئولین دادستانی و طرح آشوب در زندان اقرار می‌کند و با توجه به اقاریر سعادتی و دیگر اسناد بدست آمده، نقش سعادتی در این ترور از سوی دادگاه قطعیت می‌یابد و در مردادماه 60 به اعدام محکوم می‌شود. (8)

پی‌نوشت‌ها:

1- http://www.rouzshomar.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-...

2- سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، ص423

3- http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail...

4- سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، ص420.

5- همان، ص 425.

6- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=1394051100...

7- http://www.tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail...

8- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=1394051100...

منبع مقاله : مشرق نیوز

اولین نفوذی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

1 2

آخرین عناوین

مست


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من