جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


وازه فرهنگ در زبان خراسانی

واژه فرهنگ در سبک خراسانی
همان گونه که اشاره کردیم فرهنگ در لغت نامه های زبان فارسی به معنی علم، دانش، ادب، معرفت، تعلیم و تربیت، آثار علمی و
ادبی یک قوم یا ملت آمده است. در سبک خراسانی، نخستین سبک شعری فارسی، فرهنگ
صفحه 41 از 137 www.Ghaemiyeh.com واژه فرهنگ در سبک خراسانی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 35
در معانی ادب، معرفت، تعلیم و تربیت آمده است. این واژه از همان ابتدای شعر فارسی دری، در دیوان های شاعران فارسی زبانی
چون رودکی، عنصری، فرخی سیستانی، فردوسی، امیر معزی، کسایی مروزی مشاهده می شود که در ادامه شاهد مثال های مربوط
به هر شاعر را می آوریم:
رودکی
رودکی
هیچ گنجی نیست از فرهنگ به
تا توانی رو هوا زی گنج نه
( (کازرونی، برگزیده اشعار چهار شاعر: 53
عنصری
عنصری
هر که فرهنگ از او فروهیده است
تیر مغزی ازو نکوهیده است
( (عنصری، برگزیده اشعار: 12
عنصری داشتن فرهنگ را یکی از ویژگی های برجسته ممدوحان خود می داند و آن را در کنار خرد، رادی و مردی ممدوح قرار
می دهد:
خدایگان جهان آفتاب فرهنگ است
که یک نمایش فرهنگ او شده است هزار
( (عنصری، برگزیده اشعار: 18
فرهنگ و کمال و خرد و رادی و مردی
هر پنج به طبع و کف او گشت مسلم
( (عنصری، برگزیده اشعار: 25
صفحه 42 از 137 www.Ghaemiyeh.com رودکی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
فرخی سیستانی
فرخی سیستانی
فرخی نیز فرهنگ را در کنار دانش و هنر از ویژگی های برجسته ممدوح
صفحه 43 از 137 www.Ghaemiyeh.com فرخی سیستانی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 36
خود به شمار می آورد و ممدوح خود را کسی می داند که همه فرهنگ ها و آداب و معرفت موجود در جهان را آموخته است.
ای امیر هنری، وی ملک روز افزون
ای به فرهنگ و هنر بر همه شاهان سالار
( (کازرونی، برگزیده اشعار چهار شاعر : 184
ای سخن های تو اندر کتب علم نکت
این هنرهای تو برجامه فرهنگ، طراز
( (کازرونی، برگزیده اشعار چهار شاعر: 190
نیست فرهنگی اندر این گیتی
که نیاموخت آن شه، آن فرهنگ
( (کازرونی، برگزیده اشعار چهار شاعر: 202
فرخی به اهمیت آموزش فرهنگ و ادب از دیرباز اشاره کرده است. به گفته او رستم به کیخسرو و اسفندیار فرهنگ و ادب
آموخت:
همچنان کیخسرو و اسفندیار گرد را
رستم دستان همی آموخت فرهنگ و ادب
( (کازرونی، برگزیده اشعار چهار شاعر: 162
فردوسی
فردوسی
فردوسی در شاهنامه، بارها از واژه فرهنگ، به ویژه در بخش های پایانی شاهنامه (پادشاهی انوشیروان و اورمزد) استفاده کرده
است. اهمیت قائل شدن فردوسی به مقوله فرهنگ امر غریبی نیست؛ چرا که او اثر سترگش را با نام خداوند جان و خرد می آغازد
و برای خرد و خردمندی اهمیتی دو چندان قائل می شود. فرهنگ نیز که به معنای دانش و مایه فکری و روحی است، برجسته و
بزرگ است. او هرجا که می خواهد از شخصیت های ویژه و مهم شاهنامه سخن بگوید فرهنگ مداری را یکی از خصایل آنها به
حساب می آورد:
صفحه 44 از 137 www.Ghaemiyeh.com فردوسی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
صفحه 45 از 137 www.Ghaemiyeh.com فردوسی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 37
گران مایه را نام هوشنگ بود
تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود
(فردوسی، بخش دوم کیومرث)

بازتاب فرهنگ در شعر فارسی

در ره فرهنگ و آیین وطن غفلت مورز !
ملک بی فرهنگ و آیین، درختی بی بر است
ملک الشعرای بهار
همان گونه که گفتیم، فرهنگ مجموعه ای از باورها، ارزش ها و هنجارهایی است که در حوزه جغرافیایی مشخص، شکل می گیرد
و شناسنامه و هویت ملی هر سرزمینی را رقم می زند. از سوی دیگر، ادبیات نیز کمابیش تعریفی مشابه فرهنگ دارد. بدین گونه که
ادبیات، مجموعه آثار مکتوبی است که بلندترین و بهترین افکار و خیال ها را در عالی ترین و بهترین صورت ها تعبیر کرده باشد و
البته به اقتضای احوال و طبایع اقوام و افراد و هم به سبب مقتضیات و مناسبات سیاسی و اجتماعی، فنون و انواع مختلفی از آن به
وجود آمده باشد. هم فرهنگ و هم ادبیات با وجود گستردگی دامنه خود، یکدیگر را تحت تاثیر قرار می دهند و تقویت می کنند.
به گونه ای که با دقت و واکاوی در ادوار مختلف تاریخی این نتیجه حاصل می شود که هرگاه آثار ادبی ارزنده و غنی بیشتر باشد
فرهنگ های غنی تر و ریشه دارتری هم وجود دارد و هرگاه فرهنگ گسترده و عمیقی وجود داشته باشد، بستر پیدایش آثار ادبی
نیز فراهم می گردد و آثار عمیق و پرمایه ای خلق می شود.
در ادبیات ملل مختلف موضوع های گوناگونی ذکر شده است. مقوله هایی چون: طبیعت، حماسه، زبان، آداب و رسوم، عقاید
دینی،
صفحه 34 از 137 www.Ghaemiyeh.com فصل سوم: بازتاب فرهنگ در شعر و عرفان اسلامی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 28
هنرها، موضوعات تاریخی، اندیشه های علمی، فلسفی و عرفانی و احساسات بشری از جمله این موضوعات است. این مقوله ها در
حقیقت همان عناصر اساسی فرهنگ هستند که در میان ملت ها و اقوام گوناگون بشری به شکل های مختلف، فرهنگ های خاص
مردم جهان را شکل می دهد و ادبیات نیز آیینه تمام نمای احوال و حالات مردم جغرافیایی خاص است. در میان این مقوله ها برخی
موارد نظیر: طبیعت، آداب و رسوم همانند عقاید دینی و اندیشه های فلسفی و عرفانی جایگاه برجسته تری دارند که هر کدام از این
مقوله ها در هر دوره به تناسب اوضاع سیاسی- اجتماعی و اقتصادی جامعه برجستگی و نمود یافته اند. در ادبیات فارسی نیز اوضاع
بر همین منوال بوده است. ذبیح الله صفا بهره گیری ادبیات فارسی را از مقولات فرهنگی، بیشتر حول عقاید و اندیشه های دینی می
داند و می گوید:
ادبیات فارسی از ابتدا در بستر فرهنگ اسلامی رشد نمود و در دامان متون دینی پرورده شد و با بهره گیری وسیع از قرآن و احادیث
و سنت های اسلامی به اوج و تعالی کمال دست یافت و توانست به بهترین وجه ممکن در خدمت آرمان های انسانی درآید و از
( صفا: 166 )«. این جهت وسیله خوبی شد برای ابلاغ پیام فرهنگ اسلامی در تمام ابعاد مختلف
زرین کوب نیز بر این گفته صفا صحه می گذارد و می گوید:
بررسی آثار ادب ایرانی از قدیم تاکنون نشان می دهد که متون و سنت های دینی، اساسی ترین نقشش را در پیدایش اکثر آثار
ادبی داشته است. از آنچه آثار ادبی قبل از اسلام ایران، باقی مانده است، نشان می دهد که همه در ارتباط با مقوله هایی دینی
صفحه 35 از 137 www.Ghaemiyeh.com فصل سوم: بازتاب فرهنگ در شعر و عرفان اسلامی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 29
چون زرتشت و اوستا و مقدسات مذهبی است و بعد از ظهور اسلام و پذیرش آن توسط ایرانیان نیز متون دینی اسلامی به عنوان
اساسی ترین و مهم ترین منبع، همواره الهام بخش شاعران، نویسندگان و هنرمندان ایرانی بوده است و با آنکه ایرانیان و هنرمندان
(42 37 : ایرانی بوده اند و از یک فرهنگ گسترده و کهن برخوردار بودند. (زرین کوب، 1375
از دیگر موضوعاتی که ادبیات فارسی و آثار برجسته ای چون شاهنامه فردوسی، غزلیات حافظ، مثنوی مولانا، بوستان و گلستان
است که در صفحات پیشین در مورد « آداب و رسوم محلی و ملی » و « فرهنگ عامه » ، سعدی و... نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته اند
آن سخن گفتیم.
به طور کلی می توان گفت: ادبیات به عنوان مقوله ای هنری باید از عناصری چون زیبایی، تخیل، احساس، نوآوری، تفکر و داشتن
پیام بهره مند باشد. از میان این ویژگی ها، پیام آثار ادبی و هنری، عنصر مهمی است که از اهمیت خاصی برخوردار است. این
اهمیت تا بدان حد است که در حقیقت باید گفت دیگر ویژگی های هنری، یعنی: زیبایی و تخیل در خدمت پیام اثر قرار دارد و
متقابلًا کیفیت هنری و ادبی آثار هم هنگامی عالی ترین نمود خود را می یابند که آن آثار در خدمت تفکر، تعهد و مسئولیت انسان
در آید و به عنوان ابزاری قوی در ترویج فرهنگ، عواطف انسانی و انگیزه ها و آرمان های والا قرار گیرند. همین موضوع پیوند
میراث هر ملت، آیینه ای است که پیشینیه خوب و بد او به » تنگاتنگ ادبیات و فرهنگ را بیش از پیش آشکار می سازد؛ چرا که
وضوح در آن پیداست، اما از سوی دیگر، معدود کشورهایی هستند که میراثی غنی، ثبت شده و متنوع دارند. کشورهایی
صفحه 36 از 137 www.Ghaemiyeh.com فصل سوم: بازتاب فرهنگ در شعر و عرفان اسلامی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان
ص: 30
چون ایران، چین، مصر، یونان، هند، از جمله این کشورها هستند. هنر، ادبیات، علم، دین، مذهب، اساطیر و مناسک از جمله میراثی
هستند که یادآفرینی و بازآفرینی آنها، تشخص ملی و اعتقاد به خود را افزایش می دهد که همه این میراث ها در زبان فارسی
(71 : نصری، 1387 ) .« موجود است
از این رو، زبان و ادب فارسی بار سنگین فرهنگ کهن ایرانی را به دوش گرفته و عامل اصلی شناسنامه و هویت ملی ایران شده
توانایی ادبیات بی اندازه است و چندین جنبه متفاوت دارد؛ می تواند چشم ها را » (J. semprun) است. به گفته ژرژر سمپرون
(122: گریس، 1363 ) .« ببندد و بگشاید. جهان را هم آشکارا سازد و هم در مفاهیم قالبی بپوشاند

چه بی زوق

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید

و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید

رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست

چه سر وقت مرا هم به سر وعده کشید

به کف و ماسه که نایاب ترین مرجان ها

تپش تبزده نبض مرا می فهمید

آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد

مثل خورشید که خود را به دل من بخشید

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم

هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید

خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد

ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید

من که حتی پی پژواک خودم می گردم

آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید

محمدعلی بهمنی

کم بکن مرا با مهربانی ها

ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﭽﺮﺧﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ

ﺭﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺳﺮﺑﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﺭﻭﺯ ﻭﺻﻞ ﺍﯼ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﭼﻮﻥ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺑﭙﻮﺵ

ﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻝ ﮐﺒﻮﺗﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﮔﺮ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﮔﯿﺴﻮﺍﻧﺖ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎ

ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺗﺮ

ﯾﺎ ﮐﻪ ﻧﺸﮑﻦ ﺑﺎ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺖ ﺳﮑﻮﺕ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ

ﯾﺎ ﺑﮑﻦ ﺁﻫﻨﮓ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﮐﻤﯽ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻌﺮﻡ ﺷﻮﯼ

ﺗﺎ ﺑﮕﺮﺩﺩ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﺩﺭ ﻏﺰﻝ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺗﺮ

ﺑﯿﻦ ﺻﺪ ﮔﻠﺒﺮﮒ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ

ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﻦ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﺍﯼ ﻋﺴﻞ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺗﺮ

علی قیصری

کجایی ای نسیم

گزیدم از میان مرگ ها ، این گونه مردن را

تو را چون جان فشردن در بر آن گه جان سپردن را

خوشا از عشق مردن در کنارت ، ای که طعم تو

حلاوت می دهد حتی شرنگ تلخ ِ مردن را

چه جای شِکوه زاندوه تو ؟ وقتی دوست تر دارم

من از هر شادی دیگر ، غم عشق تو خوردن را

تو آن تصویر جاویدی که حتی مرگ جادویی

نداند نقشت از لوح ضمیر من ستردن را

کنایت بر فراز دار زد جانبازی منصور

که اوج این است این ! در عشقبازی پا فشردن را

"سیزیف" آموخت از من در طریق امتحان آری !

به دوش خسته سنگ سرنوشت خویش بردن را

مرا مردن بیاموز و بدین افسانه پایان ده

که دیگر برنمی تابد دلم نوبت شمردن را

کجایی ای نسیم نابهنگام ! ای جوانمرگی !

که ناخوش دارم از باد زمستانی فسردن را !

حسین منزوی

... 3 4 5 6 7 8 9 ...

آخرین عناوین


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات