جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


دریچه های نفوذ فرهنگی،دریچه های نفوذ فرهنگی امریکا

رهبر معظم انقلاب ‌اسلامی دوشنبه در دیدار میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) و اجلاس اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «نقشه‌ی دوم دشمن نفوذ است. می‌خواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به ‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد. می‌خواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است. در ایران هم نیت‌شان این است. آن‌ها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای (این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول) نیت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به‌طور قاطع خواهیم بست. نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آن‌ها را، نه حضور سیاسی آن‌ها را، نه نفوذ فرهنگی آن‌ها را. با همه‌ی توان (که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است) مقابله خواهیم کرد. اجازه نخواهیم داد.» با توجه به اهمیت مقابله با این سناریوی راهبردی نظام سلطه، در این نوشتار کوشیده خواهد شد به‌طور مختصر، برخی محورها و منافذ رخنه‌ی دشمن مورد بررسی قرار گیرد. 1. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی- اجتماعی نخستین محوری که نظام سلطه برای رخنه به فضای داخلی جامعه‌ی ایران بدان امید بسته است، حوزه‌ی سبک زندگی و تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه است. فضاسازی‌های رسانه‌ای که برای حضور نمانام‌هایی همچون «مک‌دونالد» در روزهای پسابرجام انجام گرفت، در همین راستا می‌توان ارزیابی کرد. فراموش نکنیم که آمریکا پیش‌تر هم از چنین نمانام‌هایی برای اعلام حضور در کشورهای بلوک شرق استفاده کرده است. چنان‌که برژینسکی در توصیف چگونگی نفوذ و فروپاشی شوروی می‌گوید: «ما نه روی قدرت سیاسی و نه روی قدرت نظامی و اقتصادی تکیه کردیم، ما تنها از طریق فرهنگ و استفاده‌ی مؤثر از رسانه‌ها توانستیم به این هدف برسیم. رسانه‌هایی که به‌صورت هدفمند و متمرکز بر نفوذ به درون شوروی به راه انداخته شدند.»[1] 2. بزک کردن آمریکا دیگر مسیر رخنه‌ی دشمن را در سناریویی می‌توان مشاهده کرد که هرچند مدت‌ها در دستور مستکبران و عناصر وابسته بدان‌ها بوده، اما در دو سال اخیر شدت یافته و آن «بزک کردن چهره‌ی آمریکا» است. سیاهه‌ی جنایات آمریکا در ایران و دیگر کشورهای به‌اصطلاح کمتر توسعه‌یافته، چیزی نیست که بتوان با اغماض با آن مواجه شد، اما جریان متمایل به غرب در داخل کشور با تطهیر و بزک کردن این چهره، سعی می‌کند این سیاهه‌ی ننگین را با رنگ پاک کند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، «عده‌ای سعی نکنند چهره‌ی آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره‌ی آمریکا بزدایند در مقابل ملت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند، انسان‌دوست معرفی کنند؛ اگر سعی هم بکنند، سعی‌شان بی‌فایده است.» بر همین اساس است که اوباما در 19 مردادماه 1394 بیان می‌دارد: «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد. گذاری که طی آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران ایران و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب‌الله (گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد) و کارهایی از این دست، از ایران در چشم بخش اعظم جهانیان، کشوری طردشده می‌سازد.»[2] 3. حضور سیاسی دیپلماتیک محور دیگری که احتمالاً مدنظر کاخ سفید برای رخنه به محیط ایران است، جبران خلأ حضور مستقیم سیاسی از طریق احیای دفتر مستقل حافظ منافع آمریکاست. همان‌گونه که می‌دانیم، در حال حاضر آمریکا دفتر حافظ منافع مستقلی در تهران ندارد و از طریق سفارت سوئیس برخی خدمات کنسولی را در سطحی حداقلی دنبال می‌کند. آمریکا و جریان سلطه‌پذیر به این بهانه که دفتر متقابل ایران در آمریکا مستقل است، به‌دنبال احیای این دفتر در تهران هستند. سابقه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که حضور دیپلمات‌های آمریکایی در هر نقطه از جهان با دخالت‌های آشکار و پنهان آن‌ها همراه خواهد بود. البته در کشور ما ایران نیز پیشینه‌ی سفارت سابق آمریکا در تهران در شکل‌دهی به کودتای 28 مرداد و نیز جاسوسی و دخالت‌های خسارت‌باری که در یک سال پس از انقلاب رخ داد، نشان می‌دهد که باید نگرانی‌های به‌مراتب بیشتری برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران داشت. 4. حمایت از جریان غرب‌گرا و سلطه‌پذیر دیگر محمل رخنه‌ی دشمن، در حمایت از جریان غرب‌گرای داخلی است. اعترافات صریحی که این روزها از کاخ سفید در لزوم حمایت از جریان غرب‌گرای داخل ایران به‌عنوان آخرین نقطه‌ی امید نظام سلطه شنیده می‌شود، چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. هرچند این جملات را برخی مسئولان غربی برای اقناع رقبای خود برای پذیرش برجام به زبان می‌آورند، اما گویای واقعیات بسیاری درباره‌ی پشت‌صحنه‌ی سناریو نفوذ آمریکا به ایران است. پیتر هارل از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید» به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند. آمریکا در این موضوع که قبل از انقضای توافق هسته‌ای، شاهد اصلاحات سیاسی در ایران باشد، یک منفعت و علاقه‌ی زیادی دارد. آمریکا باید با سرمایه‌گذاری کردن روی توافق هسته‌ای، به ترویج اصلاحات در ایران کمک کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود و نیز (واشنگتن) به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»[3] توماس فریدمن در روزنامه‌ی «نیویورک‌تایمز» می‌نویسد: «اوباما این توافق را می‌خواست تا نیروهای عمل‌گرا در ایران را هدف تقویت قرار دهد.» و البته جان کری نیز چنین لب به اعتراف می‌گشاید: «اگر کنگره این توافق را رد کند، ظریف و روحانی در داخل با مشکل جدی مواجه می‌شوند.» 5. منسی کردن شیطان بزرگ در دو سال اخیر، بعضاً مشاهده می‌شود که عده‌ای تلاش می‌کنند با تفکیک نظام سلطه به دو جریان مختلف، بخشی از سلطه‌گران را موجه جلوه داده و دشمنان جمهوری اسلامی ایران را به موجودی حقیر همچون رژیم صهیونیستی تقلیل دهند. علاوه بر آنکه چنین تفکیکی اساساً صحیح نیست، باید گفت این تلاش‌ها برای به فراموشی سپرده شدن شیطان بزرگ با برجسته‌سازی شیطان‌های کوچکِ متحد آن، دنبال می‌شود. آشکارا می‌توان گفت منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا در یک امتداد است و تغییر دولت‌ها و انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده نیز تاکنون نتوانسته از این پیوند عمیق بکاهد. بنابراین این ادعا که آمریکا (به‌ویژه دولتمردان کنونی آن) از صهیونیست‌ها جدا هستند، خود نوعی مسیر برای رخنه‌یابی سلطه‌گران است. 6. تعامل راهبردی با غرب در موضوعات غیرهسته‌ای رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های عید فطر امسال فرمودند: «همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم. در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم. گاهی در موارد استثنایی مثل این مورد هسته‌ای، براساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم. این مورد هم فقط نبوده است، قبل از این هم مواردی بوده است که من در سخنرانی‌های عمومی قبلی به آن‌ها اشاره‌ کرده‌ام. سیاست‌های آمریکا در منطقه با سیاست‌های جمهوری اسلامی 180 درجه اختلاف دارد.» همان‌طور که روشن است، زمانی که اهداف و منافع طرفین خصوصاً در محیط منطقه‌ای، در تضاد کامل قرار دارد، چگونه می‌توان مسیر تعامل را کارآمد دانست و بدان اتکا کرد؟ با این ‌حال و به‌رغم آنکه هنوز تأمین اهداف ملت ایران از مذاکرات هسته‌ای در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، عده‌ای مصرانه تلاش می‌کنند مسیر تعامل و مذاکره با آمریکا در موضوعات غیرهسته‌ای همچون تحولات منطقه را بگشایند. در مقابل آمریکا نیز به‌شدت به چنین فضایی نیازمند است و تلاش خواهد کرد به بهانه‌های گوناگون، از برخی غفلت‌ها سوءاستفاده کرده و تعامل با سلطه‌گران را عادی‌سازی کند. 7. حضور اقتصادی برخی خوش‌باورانه تصور می‌کنند در دوره‌ی پسابرجام، با سرازیر شدن سرمایه و فناوری غرب به‌سوی ایران، گشایش اقتصادی فوق‌العاده‌ای رخ خواهد داد. بسیاری از صاحب‌نظران واقع‌بین، در تحقق چنین حالتی تردید جدی دارند و معتقدند حضور اقتصادی غرب در دوره‌ی پسابرجام بیشتر در سطح بازار مصرف کالاهای غربی و نیز حضور برندهای مصرفی غرب همچون فروشگاه‌های زنجیره‌ای و... خواهد بود. تأملی در سفر چند هیئت دیپلماتیکی که در هفته‌های اخیر از تهران دیدن کردند نیز مؤید همین ادعاست که بیشتر به‌دنبال بازاریابی برای کالاهای خود بوده‌اند تا سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری، خصوصاً در حوزه‌های راهبردی و تأثیرگذار در پیشرفت کشور. البته این سطح از حضور اقتصادی غرب، منافع دیگری را نیز دنبال می‌کند و آن وابسته‌سازی بازار و ذائقه‌ی مصرف‌کننده‌ی ایرانی به کالای غربی، کنترل از راه دور بازار و گردش پول در اقتصاد ملی ایران و نیز داشتن فرصت‌های بالقوه برای دخالت در اقتصاد ایران است. 8. دخالت در انتخابات کشور ما امسال با دو رویداد مهم سیاسی و سرنوشت‌ساز مواجه است و برآوردها نشان می‌دهد چشم طمع دشمن بار دیگر این دو انتخابات را هدف گرفته است. بی‌تردید اگر روند رخنه‌ی تمام‌عیار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دشمن تاحدی با موفقیت همراه شود، غرب می‌تواند امیدوار باشد که میوه‌های این سناریو در اسفندماه 94 چیده شود. از این‌رو لازم است آحاد ملت و نهادهای ذی‌ربط درخصوص تلاش جریان سلطه‌پذیر و گرادهندگان به دشمن برای رخنه در حاکمیت، حداکثر هوشیاری را به خرج دهند. فرجام سخن در نهایت می‌توان گفت اکنون نظام سلطه با تمام قوا «پشت دروازه‌های نظام اسلامی» به کمین نشسته است و مترصد فرصتی است تا از فضای دوره‌ی پسابرجام حداکثر استفاده را نموده و به جامعه و کشور ما نفوذ کند. این رخنه‌ تمام‌عیار است و کوچک‌ترین غفلت می‌تواند لطمات جبران‌ناپذیری را به‌همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، حفظ انسجام ملی و روشنگری درباره‌ی سناریوی شوم دشمن می‌تواند در آشفته کردن این کابوس آمریکایی مؤثر واقع شود. پی‌نوشت‌ها: [1] ر.ک: رنجبران، داود، 1388، جنگ نرم، تهران، ساحل اندیشه‌ی تهران، ص11. [2]http://mic.com/obama [3]http://asipress.ir/vdci5wa3.t1aqw2bcct.html منبع مقاله : برهان/ نویسنده: محمدجواد اخوان دریچه‌های نفوذ آمریکا به ایران رهبر معظم انقلاب ‌اسلامی دوشنبه در دیدار میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) و اجلاس اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «نقشه‌ی دوم دشمن نفوذ است. می‌خواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به ‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد. می‌خواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است. در ایران هم نیت‌شان این است. آن‌ها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای (این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول) نیت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به‌طور قاطع خواهیم بست. نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آن‌ها را، نه حضور سیاسی آن‌ها را، نه نفوذ فرهنگی آن‌ها را. با همه‌ی توان (که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است) مقابله خواهیم کرد. اجازه نخواهیم داد.» با توجه به اهمیت مقابله با این سناریوی راهبردی نظام سلطه، در این نوشتار کوشیده خواهد شد به‌طور مختصر، برخی محورها و منافذ رخنه‌ی دشمن مورد بررسی قرار گیرد. 1. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی- اجتماعی نخستین محوری که نظام سلطه برای رخنه به فضای داخلی جامعه‌ی ایران بدان امید بسته است، حوزه‌ی سبک زندگی و تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه است. فضاسازی‌های رسانه‌ای که برای حضور نمانام‌هایی همچون «مک‌دونالد» در روزهای پسابرجام انجام گرفت، در همین راستا می‌توان ارزیابی کرد. فراموش نکنیم که آمریکا پیش‌تر هم از چنین نمانام‌هایی برای اعلام حضور در کشورهای بلوک شرق استفاده کرده است. چنان‌که برژینسکی در توصیف چگونگی نفوذ و فروپاشی شوروی می‌گوید: «ما نه روی قدرت سیاسی و نه روی قدرت نظامی و اقتصادی تکیه کردیم، ما تنها از طریق فرهنگ و استفاده‌ی مؤثر از رسانه‌ها توانستیم به این هدف برسیم. رسانه‌هایی که به‌صورت هدفمند و متمرکز بر نفوذ به درون شوروی به راه انداخته شدند.»[1] 2. بزک کردن آمریکا دیگر مسیر رخنه‌ی دشمن را در سناریویی می‌توان مشاهده کرد که هرچند مدت‌ها در دستور مستکبران و عناصر وابسته بدان‌ها بوده، اما در دو سال اخیر شدت یافته و آن «بزک کردن چهره‌ی آمریکا» است. سیاهه‌ی جنایات آمریکا در ایران و دیگر کشورهای به‌اصطلاح کمتر توسعه‌یافته، چیزی نیست که بتوان با اغماض با آن مواجه شد، اما جریان متمایل به غرب در داخل کشور با تطهیر و بزک کردن این چهره، سعی می‌کند این سیاهه‌ی ننگین را با رنگ پاک کند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، «عده‌ای سعی نکنند چهره‌ی آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره‌ی آمریکا بزدایند در مقابل ملت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند، انسان‌دوست معرفی کنند؛ اگر سعی هم بکنند، سعی‌شان بی‌فایده است.» بر همین اساس است که اوباما در 19 مردادماه 1394 بیان می‌دارد: «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد. گذاری که طی آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران ایران و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب‌الله (گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد) و کارهایی از این دست، از ایران در چشم بخش اعظم جهانیان، کشوری طردشده می‌سازد.»[2] 3. حضور سیاسی دیپلماتیک محور دیگری که احتمالاً مدنظر کاخ سفید برای رخنه به محیط ایران است، جبران خلأ حضور مستقیم سیاسی از طریق احیای دفتر مستقل حافظ منافع آمریکاست. همان‌گونه که می‌دانیم، در حال حاضر آمریکا دفتر حافظ منافع مستقلی در تهران ندارد و از طریق سفارت سوئیس برخی خدمات کنسولی را در سطحی حداقلی دنبال می‌کند. آمریکا و جریان سلطه‌پذیر به این بهانه که دفتر متقابل ایران در آمریکا مستقل است، به‌دنبال احیای این دفتر در تهران هستند. سابقه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که حضور دیپلمات‌های آمریکایی در هر نقطه از جهان با دخالت‌های آشکار و پنهان آن‌ها همراه خواهد بود. البته در کشور ما ایران نیز پیشینه‌ی سفارت سابق آمریکا در تهران در شکل‌دهی به کودتای 28 مرداد و نیز جاسوسی و دخالت‌های خسارت‌باری که در یک سال پس از انقلاب رخ داد، نشان می‌دهد که باید نگرانی‌های به‌مراتب بیشتری برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران داشت. 4. حمایت از جریان غرب‌گرا و سلطه‌پذیر دیگر محمل رخنه‌ی دشمن، در حمایت از جریان غرب‌گرای داخلی است. اعترافات صریحی که این روزها از کاخ سفید در لزوم حمایت از جریان غرب‌گرای داخل ایران به‌عنوان آخرین نقطه‌ی امید نظام سلطه شنیده می‌شود، چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. هرچند این جملات را برخی مسئولان غربی برای اقناع رقبای خود برای پذیرش برجام به زبان می‌آورند، اما گویای واقعیات بسیاری درباره‌ی پشت‌صحنه‌ی سناریو نفوذ آمریکا به ایران است. پیتر هارل از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید» به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند. آمریکا در این موضوع که قبل از انقضای توافق هسته‌ای، شاهد اصلاحات سیاسی در ایران باشد، یک منفعت و علاقه‌ی زیادی دارد. آمریکا باید با سرمایه‌گذاری کردن روی توافق هسته‌ای، به ترویج اصلاحات در ایران کمک کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود و نیز (واشنگتن) به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»[3] توماس فریدمن در روزنامه‌ی «نیویورک‌تایمز» می‌نویسد: «اوباما این توافق را می‌خواست تا نیروهای عمل‌گرا در ایران را هدف تقویت قرار دهد.» و البته جان کری نیز چنین لب به اعتراف می‌گشاید: «اگر کنگره این توافق را رد کند، ظریف و روحانی در داخل با مشکل جدی مواجه می‌شوند.» 5. منسی کردن شیطان بزرگ در دو سال اخیر، بعضاً مشاهده می‌شود که عده‌ای تلاش می‌کنند با تفکیک نظام سلطه به دو جریان مختلف، بخشی از سلطه‌گران را موجه جلوه داده و دشمنان جمهوری اسلامی ایران را به موجودی حقیر همچون رژیم صهیونیستی تقلیل دهند. علاوه بر آنکه چنین تفکیکی اساساً صحیح نیست، باید گفت این تلاش‌ها برای به فراموشی سپرده شدن شیطان بزرگ با برجسته‌سازی شیطان‌های کوچکِ متحد آن، دنبال می‌شود. آشکارا می‌توان گفت منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا در یک امتداد است و تغییر دولت‌ها و انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده نیز تاکنون نتوانسته از این پیوند عمیق بکاهد. بنابراین این ادعا که آمریکا (به‌ویژه دولتمردان کنونی آن) از صهیونیست‌ها جدا هستند، خود نوعی مسیر برای رخنه‌یابی سلطه‌گران است. 6. تعامل راهبردی با غرب در موضوعات غیرهسته‌ای رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های عید فطر امسال فرمودند: «همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم. در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم. گاهی در موارد استثنایی مثل این مورد هسته‌ای، براساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم. این مورد هم فقط نبوده است، قبل از این هم مواردی بوده است که من در سخنرانی‌های عمومی قبلی به آن‌ها اشاره‌ کرده‌ام. سیاست‌های آمریکا در منطقه با سیاست‌های جمهوری اسلامی 180 درجه اختلاف دارد.» همان‌طور که روشن است، زمانی که اهداف و منافع طرفین خصوصاً در محیط منطقه‌ای، در تضاد کامل قرار دارد، چگونه می‌توان مسیر تعامل را کارآمد دانست و بدان اتکا کرد؟ با این ‌حال و به‌رغم آنکه هنوز تأمین اهداف ملت ایران از مذاکرات هسته‌ای در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، عده‌ای مصرانه تلاش می‌کنند مسیر تعامل و مذاکره با آمریکا در موضوعات غیرهسته‌ای همچون تحولات منطقه را بگشایند. در مقابل آمریکا نیز به‌شدت به چنین فضایی نیازمند است و تلاش خواهد کرد به بهانه‌های گوناگون، از برخی غفلت‌ها سوءاستفاده کرده و تعامل با سلطه‌گران را عادی‌سازی کند. 7. حضور اقتصادی برخی خوش‌باورانه تصور می‌کنند در دوره‌ی پسابرجام، با سرازیر شدن سرمایه و فناوری غرب به‌سوی ایران، گشایش اقتصادی فوق‌العاده‌ای رخ خواهد داد. بسیاری از صاحب‌نظران واقع‌بین، در تحقق چنین حالتی تردید جدی دارند و معتقدند حضور اقتصادی غرب در دوره‌ی پسابرجام بیشتر در سطح بازار مصرف کالاهای غربی و نیز حضور برندهای مصرفی غرب همچون فروشگاه‌های زنجیره‌ای و... خواهد بود. تأملی در سفر چند هیئت دیپلماتیکی که در هفته‌های اخیر از تهران دیدن کردند نیز مؤید همین ادعاست که بیشتر به‌دنبال بازاریابی برای کالاهای خود بوده‌اند تا سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری، خصوصاً در حوزه‌های راهبردی و تأثیرگذار در پیشرفت کشور. البته این سطح از حضور اقتصادی غرب، منافع دیگری را نیز دنبال می‌کند و آن وابسته‌سازی بازار و ذائقه‌ی مصرف‌کننده‌ی ایرانی به کالای غربی، کنترل از راه دور بازار و گردش پول در اقتصاد ملی ایران و نیز داشتن فرصت‌های بالقوه برای دخالت در اقتصاد ایران است. 8. دخالت در انتخابات کشور ما امسال با دو رویداد مهم سیاسی و سرنوشت‌ساز مواجه است و برآوردها نشان می‌دهد چشم طمع دشمن بار دیگر این دو انتخابات را هدف گرفته است. بی‌تردید اگر روند رخنه‌ی تمام‌عیار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دشمن تاحدی با موفقیت همراه شود، غرب می‌تواند امیدوار باشد که میوه‌های این سناریو در اسفندماه 94 چیده شود. از این‌رو لازم است آحاد ملت و نهادهای ذی‌ربط درخصوص تلاش جریان سلطه‌پذیر و گرادهندگان به دشمن برای رخنه در حاکمیت، حداکثر هوشیاری را به خرج دهند. فرجام سخن در نهایت می‌توان گفت اکنون نظام سلطه با تمام قوا «پشت دروازه‌های نظام اسلامی» به کمین نشسته است و مترصد فرصتی است تا از فضای دوره‌ی پسابرجام حداکثر استفاده را نموده و به جامعه و کشور ما نفوذ کند. این رخنه‌ تمام‌عیار است و کوچک‌ترین غفلت می‌تواند لطمات جبران‌ناپذیری را به‌همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، حفظ انسجام ملی و روشنگری درباره‌ی سناریوی شوم دشمن می‌تواند در آشفته کردن این کابوس آمریکایی مؤثر واقع شود. پی‌نوشت‌ها: [1] ر.ک: رنجبران، داود، 1388، جنگ نرم، تهران، ساحل اندیشه‌ی تهران، ص11. [2]http://mic.com/obama [3]http://asipress.ir/vdci5wa3.t1aqw2bcct.html منبع مقاله : برهان/ نویسنده: محمدجواد اخوان دریچه‌های نفوذ آمریکا به ایران

تلاش امریکا برای نفوذ فرهنگی

رهبر معظم انقلاب نسبت به تلاش آمریكا برای نفوذ فرهنگی در كشورمان با استفاده از نتایج مذاكرات هسته‌ای هشدار داده بودند. در چند روز اخیر برخی از رسانه‌ها با آب و تاب فراوان از احتمال حضور «مك دونالد» در ایران خبر دادند، شركتی كه به یكی از نماد‌های زندگی آمریكایی تبدیل شده است. یك چاه تا آمریكا آیا با حفر یك چاه 200 ذرعی (هر ذرع حدود یك متر) سر از ینگه دنیا در می‌آوریم؟! از زمانی كه این سؤال در ذهن فتحعلی شاه قاجار شكل گرفت تا زمانی كه «حاج سیاح» به عنوان اولین ایرانی پایش را به خاك ایالات متحده گذاشت چند دهه‌ای تأخیر افتاد. اما آمریكایی‌ها بدون اینكه مانند شاه ایران هوس كندن چاه كنند، خود را به ایران رساندند. طبق آنچه در تاریخ ثبت شده است اولین برخورد آمریكایی‌ها با ایرانیان آن هم در قالب حضور میسیونر‌های مذهبی و چیزی كه از آن در عصر حاضر به عنوان «تهاجم فرهنگی» یاد می‌شود، رخ داد. اولین آمریكایی‌ها سعی داشتند مردم ایران را به تغییر دین تشویق و ترغیب كنند و هر چه زمان گذشت با حضور بیشتر آمریكایی‌ها در ایران نفوذ آنها در ساختار اداری، آموزش و پرورش و سیستم مالی قاجار‌ها بیشتر شد، اما هنوز هم شاهزاده‌های قجری علاقه بیشتری داشتند تا به روس یا انگلیس وابسته باشند تا ایالات متحده كه رفت و آمد اولین سفیر ایران تا آنجا حدود شش ماه طول می‌كشید. نشانی تهران، خیابان روزولت از دامنه نفوذ آمریكایی‌ها در ایران طی دوران پهلوی به حد كامل گفته شده و اسناد تاریخی بسیاری در این زمینه وجود دارد اما اكثر مطالعات صورت گرفته درباره نقش‌آفرینی آمریكا در كشورمان معطوف به حضور سیاسی، نظامی و اقتصادی بوده و كمتر پیش آمده است كه نسبت به تأثیرات فرهنگی كه آمریكایی‌ها در طول 53 سال حكومت پهلوی در ایران داشته‌اند، به طور عمومی و در رسانه‌ها بحث شود. اما در تاریخ شفاهی ایرانی‌ها هنوز هم طعم نوشابه‌های آمریكایی، زرق و برق ماشین‌های فورد، لوازم خانگی جنرال، فیلم‌های كابویی، سریال مرد شش میلیون دلاری، مجلات مد و لباس آمریكایی و سفر مستقیم به نیویورك با هواپیمایی ملی وجود دارد. ایرانیانی كه اصلی‌ترین خیابان‌های پایتخت‌شان به نام رؤسای جمهور آمریكا، روزولت و آیزنهاور نامیده شده بود، می‌خواستند كتاب‌هایشان را از مؤسسه فرانكلین بخرند، برای توسعه كشورشان به اداره «اصل چهار ترومن» بروند و از همه بدتر اینكه شاهد ساخت محلاتی در سطح شهر‌ها متناسب با سبك زندگی آمریكایی باشند چیزی كه در تهران امروز با نام «شهرك غرب» نامیده می‌شود، یادگار همین دوران است. اگرچه انقلاب اسلامی و تحولات فرهنگی بعد از آن باعث شد تا رواج سبك زندگی غربی در ایران و پیاده شدن فرهنگ آمریكایی زیستن تا حد زیادی متوقف شود اما همیشه در این سال‌ها تمایل زیادی از سوی ابزار‌های فرهنگی غربی برای انتقال محصولات خود به داخل ایران وجود داشته است. حتی در دوران تحریم نیز كه كشورمان از دستیابی به بسیاری از محصولات كارخانجات آمریكایی محروم بود، تولیدات فرهنگی این كشور كه زمینه‌ساز اصلی آمریكایی شدن جوامع مختلف است، از مبادی غیررسمی چون نوار‌های كاست و ویدئو و بعد‌ها CD و DVD گرفته تا رسمی‌ترین رسانه كشور یعنی تلویزیون پخش شده‌اند. اكنون با توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 و زمزمه لغو تحریم‌هایی كه سال‌هاست علیه ما تحمیل شده است، این نگرانی به وجود آمده است كه آیا منظور از لغو تحریم‌ها، برداشتن تحریم‌های تكنولوژیك بوده یا قرار است فرهنگ آمریكایی در قالب «مك دونالد» به ایران باز گردد؟! طی روز‌های اخیر چند گزارش درباره احتمال تأسیس شعبه‌های «مك دونالد» در ایران منتشر شده، شركتی كه یكی از مهم‌ترین اركان سبك زندگی آمریكایی به شمار می‌رود. رهبر معظم انقلاب روز گذشته درباره تلاش آمریكا برای نفوذ فرهنگی در ایران هشدار دادند؛ «ایشان در دیدار علما، صاحبنظران و مهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام و اجلاس اتحادیه رادیو- تلویزیون‌های اسلامی، مبارزه با نقشه‌های استكبار در منطقه را مصداق بارز جهاد فی سبیل‌الله خواندند و با اشاره به مقابله قاطع با «تلاش آمریكا برای سوءاستفاده از نتایج مذاكرات هسته‌ای و نفوذ اقتصادی سیاسی و فرهنگی در ایران» افزودند: «نقشه نظام سلطه در منطقه بر دو پایه ایجاد اختلاف و نفوذ استوار است كه باید با نقشه‌های صحیح هجومی و دفاعی به مبارزه هوشیارانه و بی‌وقفه با آن پرداخت.» به نظر می‌رسد یكی از راه‌های مؤثر در جلوگیری از آنچه آمریكا به دنبال آن است، توجه به تولید ملی در حوزه فرهنگ است؛ كالاهای فرهنگی كشورمان كه قابلیت عرضه جهانی نیز داشته باشند باید جایگزین محصولاتی باشند كه آمریكا سال‌هاست در پی انتشار آنها در جهان است و از ابزارهایی مانند رسانه‌های نوین، سینما، تئاتر و فضای مجازی كه همگی آورده‌های غرب به شمار می‌رود در راستای انسجام فرهنگی در داخل استفاده شود. منبع مقاله: روزنامه جوان / نویسنده: محمد صادق عابدینی تلاش آمریكا برای نفوذ فرهنگی در ایران

نفوذ فرهنگی امریکا در ایران

در نیمه‌ی قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی دولت های استعمارگر انگلستان، روسیه و فرانسه و به خصوص آمریکا برای دستیابی به اهداف سیاسی و استکباری خود مبنی بر تسلط بر مناطق سوق الجیشی جهان و دسترسی به ذخایر و منابع اقتصادی مشرق زمین به ویژه ایران و هندوستان میسیونرهای داوطلب را برای سفر به این مناطق حمایت کردند. آمریکا که هنوز نتوانسته بود در عرصه سیاسی ایران به نیرویی تاثیرگذار تبدیل شود، سعی می‌کرد از راه‌های دیگر به جبران مافات پرداخته و منافع نامشروع خود را تامین کند. این کشور یکی از پیچیده‌ترین روش ها را برگزید؛ «نفوذ از دریچه‌ی فرهنگ». روشی که بسیار هوشمندانه انتخاب شده بود و برخلاف نفوذ اقتصادی و حتی سیاسی، ماندگاری بسیار طولانی‌تری داشت و اگر به سرانجام می‌رسید تا دهه‌ها می‌توانست تامین کننده‌ی منافع آمریکاییان در ایران باشد. آمریکا برای نفوذ و بدست گرفتن زمام امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران گام های گوناگونی را برداشت که از جمله مهمترین و کلیدی ترین این گام ها که در واقع قلب و نقطه ی مشترک کلیه ی امور محسوب می‌شود گام نفوذ فرهنگی از طریق حضور «میسیونرهای مذهبی» بود. در پس پرده ی این حضور و حرکت شبه فرهنگی، هدف به لرزه در آوردن ریشه ی اسلام در میان مردمانی بود که از لحاظ مذهبی معتقد به مذهب شیعه بودند. مسیونرها یا همان مبلغان مذهبی آمریکایی ابتدا در قالب هیأت‌های تبشیری به اعزام هیأت‌‌های مذهبی مسیونری- به ایران اقدام و اعلام می‌‌کردند که هدفشان از این اقدام، نه تبلیغ در بین ایرانیان مسلمان که تبلیغ در بین مسیحیان ایران می‌باشد. با این حربه توانستند موافقت دولتمردان بی‌خبر ایران برای حضور و تبلیغ در کشور را کسب کنند. واژه‌ی "میسیون" به معنای فرستادن،روانه کردن ،گسیل داشتن یا اعزام به ماموریت یک هیئت مذهبی در بین مردم یا در یک ناحیه می باشد. در واقع امر، میسیون سازمانی شامل کلیسا و موسسات نیمه محلی برای تبلیغ و ترویج دین مسیح یا انجیل، تعالیم معنوی یهود و اصلاح اخلاق یا تعمید دادن عامه‌ی مردم نیز به کار می رود. از جمله مشهورترین میسیونرها" هنری مارتین" بود. او در آغازین سال های اوج تمدن بورژوازی غرب در ایران، توانست به عنوان فعال ترین و نامدارترین کشیشان وابسته به استعمار غرب خودنمایی کند. او با کمک "سرجان ملکم از کارگردانان کمپانی هند شرقی" به ایران آمد و از هر فرصتی برای ضدیت با اسلام و سرگردانی فکری و عقیدتی در جوانان تازه کار و زود باور فرو گذار نبود. وی نسبت به ایرانیان مسلمان نفرتی عمیق داشت و صراحتا علیه اسلام موضع می‌گرفت. او این نفرت خود را در اظهاراتی این چنین به رخ می‌کشد:"من هنوز بر این باور هستم که سرشت انسانی در پست ترین جلوه ی خود، یک مسلمان است" در آغاز قرن نوزدهم، مسیونرها و یا مبلغان تبشیری مسیحی وارد ایران شدند. ارومیه از اولین مکان‌هایی بود که آنان برای تبلیغ برگزیدند. ابتدا آمریکایی‌ها و سپس فرانسوی‌ها در ارومیه مستقر شدند و بین مسیحیان ارومیه به تبلیغ پرداختند. در این میان حمایت حکومتگران ارومیه از جمله ملک قاسم میرزا- حاکم وقت ارومیه- در گسترش فعالیت آنان موثر بود. در اثر موفقیت آنان در جلب مسیحیان ارومیه، دولت‌های دیگر نیز به اعزام هیأت‌های مذهبی به ارومیه مبادرت ورزیدند که از آن جمله می‌توان به هیأت‌های روسی، انگلیسی، آلمانی و ... اشاره کرد. فعالیت آنان در این شهر تا آغاز جنگ جهانی اول با شدت تمام ادامه داشت و پس از آن بود که از دامنه فعالیت هیأت‌های روسی، آلمانی و انگلیسی کاسته شد. ولی هیأت‌های فرانسوی و آمریکایی همچنان در این سرزمین فعال بودند. همچنین در سال 1833میلادی هیأتی به ریاست "جاستین پرکینگز" به ایران اعزام شد. جاستین پرکینز، عضو میسیون پروتستان آمریکا، به ایران آمد تا برای آموزش کودکان آشوری در ارومیه مدرسه‌ای بنیان نهد. وی به محض ورود به ارومیه به ملاقات و دیدار با مسیحیان ارومیه به خصوص آشوریان رفت. پس از آن مصمم شد تا به تأسیس مدرسه‌ای در آن شهر مبادرت ورزد. او در این مسیر از حمایت انگلیسی‌ها برخوردار بود، ولی رقبای قدرتمندی هم داشت که به آسانی نمی‌توانست با آنان مقابله نماید؛ آنان رقیبان همکیش خود وی از کشورهای آلمان و فرانسه بودند. برای غلبه بر آنان یافتن حامی مستحکم و قدرتمند در بین مقامات ایرانی برای او ضروری بود. به این دلیل، به تکاپو افتاد و در نهایت موفق به جلب حمایت ملک قاسم میرزا، حاکم وقت ارومیه، شد. او پسر بیست و چهارم فتحعلی شاه و در آن تاریخ چهارده سال بود که حکومت ارومیه را در اختیار داشت. به این دلیل، علاقه خاصی به آن شهر پیدا کرده بود، ضمن اینکه از دوستداران فرهنگ غرب بوده، از سرسخت‌ترین حامیان برپایی مدارس نوین در ارومیه به شمار می‌رفت. در اثر این امر، رابطه دوستانه‌‌ای با پرکینگز برقرار کرد و متعاقب آن، در 1255 ه.ق فرمانی از محمد شاه برادرزاده‌اش، مبنی بر آزادی پروتستان‌ها در تبلیغات مذهبی و نیز تأسیس مدرسه‌ای در ارومیه برای نشر علوم و تربیت جوانان مسیحی و مسلمانان گرفت. این فرمان، «مقدمه‌ای برای تبلیغ مبشرین آمریکایی گردید.» جالب آنجاست شاهان قاجار که دربرابر هر نیرویی که به هر طریقی بخواهد قدری از قدرت ایشان را بکاهد سخت موضع می‌گرفتند اما نه تنها حاضر بودند به مبلغین فرهنگی که هدف نهایی ایشان ترویج سبک زندگی غربی در ایران بود، مجوز فعالیت و تاسیس مدرسه بدهند بلکه ایشان را در این هدف یاری نیز برسانند، غافل از اینکه این تغییر سبک زندگی نهایتا به نفوذ عمیق بیگانه و چپاول منابع کشور خواهد انجامید. اگر پیش از آن هیأت آمریکایی با احتیاط به ترویج آیین پروتستان بین مسیحیان دست می‌‌زد، این بار با دریافت فرمان شاه، در تحقق اهداف خود مصمم گردید. اولین اقدام این هیأت در ارومیه، تلاش برای تأسیس مدرسه‌ای دینی بود.پرکینگز ابتدا از روی نسخ سریانی- نصرانی- الفبای سریانی را آراست و خودآموز انگلیسی را به منظور تعلیم آن زبان به نصرانیان و آشوریان تألیف کرد. بر آن اساس، کتب دینی برای تدریس در مدارس تدوین شد. به دنبال تلاش‌های پرکینگز ، اولین مدرسه آمریکایی، با هفده شاگرد در سال 1253 ه.ق در ارومیه افتتاح شد. پرکینز این آموزشگاه را در یکی از اتاق‌های محل اقامت خود ترتیب داده و لوازم آن را خودش تهیه کرده بود که اولین مدرسه و به نوعی اولین آموزشگاه در ایران محسوب می‌شد. یک سال بعد، همسر دکتر گرانت (یکی از اعضای هیئت میسیونری)، مدرسه دخترانه‌ای در ارومیه بنیان نهاد که تنها چهار دانش‌آموز داشت. چند ماه بعد تعداد شاگردان این مدرسه به ده برابر افزایش یافت. با این اقدامات قدم‌های اولیه برای نفوذ هیأت آمریکایی در میان مسیحیان ارومیه برداشته شد. در اثر فعالیت‌های این هیأت در ایران، میسیون‌های نسطوریان در ایران به آن هیأت داده شد و جاستین پرکینز به عنوان کشیش بانفوذ، اداره امور تبلیغ و آموزش آمریکایی‌ها را در ارومیه بر عهده داشت. او علاوه بر فعالیت در ارومیه، فعالیت‌های تبلیغی خود را در نقاط دیگر ایران از جمله تبریز، همدان و ... با گسترش و به اعزام مبلغین به آن شهرها اقدام نمود. در سال 1839 میلادی تعداد مدارس آمریکایی در ارومیه به 12 آموزشکده افزایش یافت و یک سال بعد در 70 دهکده در اطراف ارومیه آموزشکده دایر بود. هفت سال بعد، این مدارس به 81 مدرسه افزایش یافت و تعداد 530 نفر در آن مدارس به تحصیل می‌پرداختند. بد نیست بدانیم که هزینه‌ی تمامی این مدارس توسط هیات‌های تبلیغی تامین می‌شد! شاید عجیب باشد که یک دولت خارجی حاضر باشد این مقدار سرمایه‌گذاری برای ایجاد مدرسه در یک کشور بیگانه با هزاران کیلومتر فاصله از سرزمین خودی انجام دهد اما آمریکایی‌ها برعکس حکام بی‌کفایت ایران به خوبی می‌دانستند که به منظور آماده کردن یک ملت برای عدم اعتراض در برابر چپاول و تاراج داشته‌ها، باید فرهنگ مقاومت ایشان را از بین برد و چه جایی بهتر از مدارس برای تعلیم سبک زندگی آمریکایی به کودکان ایرانی؟ تأسیس چاپخانه از دیگر اقدامات هیأت آمریکایی در ارومیه بود که در آن آثار درسی و نیز دینی به چاپ می‌رسید. آن چاپخانه از بزرگترین چاپخانه‌های ارومیه بود در این چاپخانه، ماهنامه‌ای هم تحت عنوان «زاری ری دی با هرا» یا تابش روشنایی چاپ می‌شد که به مثابه ارگان آن هیأت عمل می‌کرد. و همچنین از جمله فعال ترین و معروف ترین زنان مبلغ در ایران، "ماری برد" نام داشت. وی به پیشنهاد "انجمن تبلیغی كلیسا" برای انجام امور تبلیغی در ایران انتخاب شد. از این رو مدتی در یك كالج آموزشی، فنون خاص تبلیغ را فرا گرفت و سپس به جلفا رفت. ماری برد از هنگام ورود به ایران، زبان فارسی را فرا گرفت تا ازاین طریق بتواند با عامه مردم مراوده نماید. وی با وجود اطلاعات كمی كه از پزشكی داشت، در درمانگاهی در اصفهان مشغول به كار بود چرا كه بهترین ابزار تبلیغ را همین مسئله می دانست. او همچنین با سفرهای خود به روستا و شهرهای اطراف با مردم عادی ارتباط برقرار نمود و میان ایشان كتاب و جزوات تبلیغی مسیحیت را پخش می كرد. در سال‌های پایانی دوره قاجار، نزدیك به چهل زن مبلغ اعم از همسران اعضای هیئت مبلغین، پزشك، پرستار و معلم در ایران فعالیت می كردند. این تعداد بعدها نیز افزایش یافت. در واقع انگیزه تبلیغ آیین مذهبی به ابزاری برای سلطه و تحكیم آن در جوامع اسلامی و شرقی، تبدیل شده بود. منبع مقاله : http://snn.ir / نویسنده: پریسا زارعی پروژه «نفوذ فرهنگی» آمریکا در ایران از چه زمانی کلید خورد؟

مسعول کلاس حفظ قرآن

الف - انتخاب و معرفی اساتید و مربیان حفظ قرآن کریم با شرایط زیر: 1. دارای صلاحیت های اخلاقی، سیاسی و معرفتی؛ 2. حداقل حافظ 3 - 5 جزء متناسب با کلاس های تدریس؛ 3. سابقه ی تدریس در کلاس های حفظ یا گذراندن دوره ی تربیت مربی؛ ب - اجرای تبلیغات محیطی و گسترده در سطح امامزاده و اطراف آن و آماده سازی فضای بقعه از حیث آموزش برای برگزاری کلاس ها و تهیه ی مقدمات و ملزومات آن؛ ج - مدیریت تشکیل کلاس ها و حضور و غیاب اساتید و قرآن آموزان؛ د. سطح بندی و کلاس بندی فراگیران براساس گروه های سنی اعلام شده؛ هـ. پی گیری جدی ثبت اسامی در سامانه ی اداره ی شهرستان؛ و. برنامه ریزی و هدف گذاری به منظور تحقق سهمیه ی مقررشده برای بقعه؛ ز. ارائه ی گزارش های مرحله ای به دبیرخانه شهرستان؛ ح. برگزاری آزمون های داخلی و معرفی نفرات برتر به دبیرخانه ی شهرستان و آماده نمودن آن ها برای آزمون های بعدی؛ ط. مستندسازی فعالیت ها و صدور کارنامه برای قرآن آموزان؛ ی. بودجه ریزی و پرداخت حق الزحمه ی اساتید و مربیان معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه

مراکز فرهنگی قرانی

1. هیئت امنای محترم و مدیران محترم امامزادگان و بقاع متبرکه همکاری شایسته ای در اجرای هر چه بهتر این طرح داشته باشند. ایشان ضمن انجام پشتیبانی های لازم درخصوص فراهم آوردن امکانات برگزاری کلاس ها، هزینه ی برگزاری این کلاس ها را از محل 15 درصد فرهنگی بقاع پرداخت کنند؛ 2. مسئولیت اصلی برگزاری این طرح در امامزادگان و بقاع متبرکه، بر عهده ی مدیر مرکز فرهنگی قرآنی بقعه است که با همکاری هیئت امنا و مدیران محترم امامزادگان، مجری طرح حفظ قرآن هستند؛ 3. برای پی گیری هرچه بهتر این طرح در آستان مقدس امامزادگان و بقاع متبرکه ی شهرستان، در هر بقعه، تحت اشراف مرکز فرهنگی قرآنی بقعه، واحد کلاس های حفظ قرآن کریم تشکیل گردد؛ 4. مسئول کلاس های حفظ قرآن کریم، همان مسئول واحد قرآنی بقعه - منطبق بر بند ج.3 دستورالعمل راه اندازی مرکز فرهنگی قرآنی بقعه (ساختار شورای فرهنگی بقعه) - است. معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه

1 2 3

آخرین عناوین


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من