تبلیغات
قـــلــــم

جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: مجتبی رنجبری

ایمیل مدیر: mojtabaranjbari84@gmail.com

عنوان سایت: قـــلــــم

شعار سایت: از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم

درباره سایت

.....¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸
........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆........¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸

مجتبی رنجبری

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نظرسنجی

به نظر شما از چه بنویسم















کد پیغام خوش آمدگویی



فال حافظ


 فروشگاه سازr هاست لینوکس تبادل لینک - تبادل لینک تبادل لینک - تبادل لینک خرید فروشگاه ساز تبادل لینک - تبادل لینک
ایجاد خبرنامه ایمیلی
https://zarpop.com/ref:1750 https://zarpop.com/user/signup/ref:1750 کسب درآمد کسب درآمد کسب درآمد

نویسندگان


team_member

مجتبی رنجبری

مدیر سایت
team_member

مجتبی رنجبری

نویسنده

قـــلــــم

از استخوانم قلمی و از خونم جوهرش را تهیه می کنم تا فقط بنویسم دوستت دارم


طرح امریکا برای بازگشت به ایران

پس از به قدرت رسیدن باراک اوباما، تمامی ظرفیت ها و راهکارهای مواجهه ایالت متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، در یک برنامه پژوهشی و تحقیقاتی مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه این طرح تحقیقاتی قبل از انتخابات سال 1388 انتشار یافت. این گزارش 160 صفحه ای با عنوان "کدام مسیر به سمت ایران" توسط مرکز خاور میانه ای سابان وابسته به موسسه بروکینگز، سه رویکرد را در قالب 9 سناریو مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. از آنجا که طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران مبتنی بر بررسی مذکور می باشد لذا مرور اجمالی آن برای تبیین طرح آمریکا ضروری است. رویکردها و سناریو های آمریکا برای مواجهه با ایران 1. رویکرد فشار + تحریم + تهدید معتبر نظامی: این رویکرد درقالب هفت سناریو، عمدتاً راهکارهای جمهوری خواهان برای مواجهه ایالت متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران را در بر می گیرد که شامل گزینه های زیر است. • سه گزینه نظامی علیه ایران (حمله رژیم صهیونیستی، تهاجم گسترده و حمله محدود آمریکا به ایران) • سه گزینه تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران از درون (انقلاب مخملی، شورش های قومی و مساعدت در کودتای نظامی) • یک گزینه بازدارندگی از طریق تهدیدات (ژئوپلتیک زدایی از ایران به همراه فشار اقتصادی، نظامی و روانی به ایران که از زمان ریاست جمهوری ریگان در دستور آمریکا بوده است) 2- رویکرد فشار + تحریم برای تحذیر ایران: رویکرد دوم در واقع ترجمان سیاست چماق و هویج یا مشت آهنین در دست مخملین است. این رویکرد گزینه های به اصطلاح دیپلماتیک را در قالب دو سناریوی "اقناع" و "تعامل" مورد توجه قرار می دهد. رویکرد دوم که بیانگر نوع نگاه اکثر دموکرات های آمریکا برای مواجهه با ایران است، از مجازات و تشویق برای اقناع نمودن و تحذیر ایران استفاده می کند. در این رویکرد می بایست تعامل تاکتیکی ایالت متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران از طریق هویج اشتها آور صورت پذیرد. 3- رویکرد معامله بزرگ با ایران: رویکرد سوم بخش کوچکی از دموکرات ها و برخی از نظریه پردازان و استراتژیست های آمریکایی را شامل می شود که البته نگاه غالب در آمریکا به حساب نمی آید. معتقدان به این رویکرد با اذعان به این نکته که "آمریکا نمی تواند از اهمیت ایران چشم بپوشد" ، "عصر اوباما را آخرین فرصت برای آمریکا می دانند". طرفداران رویکرد معامله بزرگ با ایران، بر این باورند که باید با وسوسه کردن تهران به معامله بزرگ، تعامل راهبردی بین آمریکا و ایران برقرار کرد. اینان بر این اعتقاد هستند که به صورت "گام به گام" و یا "حجم گسترده" می توان ایران را اقناع نمود که از سیاست های خصمانه دست بر دارد. در این باره کنث. ام. پولاک یکی از تهیه کنندگان گزارش مرکز سابان می گوید: "چنین معامله ای موهبتی الهی برای آمریکا، اسرائیل، عربستان و سایر متحدان در منطقه و فراتر از منطقه خواهد بود." شایان ذکر است معتقدان به تعامل راهبردی با ایران، از گذشته تا به حال، از طرق مختلف، با برخی از جریان های داخلی در کشورمان مرتبط بوده و هستند. در این میان تعامل گرایان کدخدا پذیر در ایران، چشم امید به این رویکرد بسته اند. طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران یک طرح ده ساله و پنج مرحله ای است که در مراحل پایانی می بایست به تعامل راهبردی و تعیین نقش برای ایران از سوی آمریکا منتهی گردد. این طرح سه راهبرد "مهار"، "تغییر رفتار" و "تغییر ساختار" جمهوری اسلامی را در دستور کار دارد. این طرح برای نفوذ و بازگشت به ایران بعد از فتنه آمریکایی 88 و شکست آن کلید خورد. با شکست فتنه آمریکایی در ایران، کاخ سفید با چند پیامد مواجه شد: • تضعیف نیروهای غرب گرا در ایران • فزاینده شدن خشم و نفرت عمومی نسبت به آمریکا و فتنه گران غرب باور • شکست رویکرد "فشار + تحریم + تهدید معتبر" و سناریوی انقلاب مخملی برای تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران از درون شرایط مذکور عملاً این مجال را به معتقدان "فشار + تحریم" (رویکرد دوم نسبت به ایران) داد تا برای تحذیر ایران، طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران را به فاز اجرا منتقل نمایند. با رصد و تفرس این طرح، به نظر می رسد که تاکنون دو مرحله از پنج مرحله آن سپری شده است و آمریکایی ها مترصد عملیاتی کردن سه مرحله بعدی هستند که از دو مرحله قبلی بسیار مهم تر است. مرحله اول طرح نفوذ: گام اول: "پاس و آبشار" مرحله اول از طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران چند گام را در بر می گرفت که در گام اول که از آن می توان با عنوان "پاس و آبشار" یاد کرد، هم افزایی فتنه گران با غربی ها منجر به تصویب و اجرایی شدن تحریم های جدید و هوشمندانه علیه جمهوری اسلامی ایران گردید. اصرار فتنه گران برای قانون ستیزی و بی ثبات سازی محیط داخلی ایران، در واقع پاسی بود علیه "منافع ملی" و "امنیت ملی" به بیگانگان، که با آبشار تحریم های جدید از سوی سلطه گران هم افزا شد. گام دوم: "تضعیف اقتصاد ملی ایران" این گام آغاز عملیات فشار و تحریم برای تحذیر ایران بود که با تضعیف اقتصاد ملی ایران، تضعیف قدرت ملی، نارضایتی و رویگردانی اجتماعی در داخل ایران را جستجو می کرد. در این گام با کاهش ارزش پول ملی، اثر بخشی تحریم ها از طریق انتقال فشار به معیشت جامعه هدف گذاری شده بود. گام سوم: "جنگ ادراکی برای شرطی سازی افکار عمومی نسبت به تحریم ها" پس از تضعیف اقتصاد ملی و کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی، گام سوم از مرحله اول نیز با جنگ ادراکی عملیاتی شد. در این گام طرف های آمریکایی و اروپایی شرطی سازی افکار عمومی نسبت به تحریم ها را در دستور کار قرار دادند. در این میان نشست های استانبول و بغداد می بایست دو تصویر متفاوت را به افکار عمومی در ایران منتقل می کرد که سازنده دو ادراک کاملاً متفاوت و متضاد از نتایج مذاکرات و تأثیر آن بر سبد معیشت جامعه باشد. • مذاکرات به ظاهر مثبت در استانبول با تأثیر مثبت بر سبد معبشت جامعه • مذاکرات به ظاهر منفی در بغداد با تأثیر منفی بر سبد معیشت جامعه در نتیجه جنگ ادراکی در هم افزایی با تحریم های هوشمند عملاً افکار عمومی را به این انگاره نزدیک ساخت که تغییر در سیاست خارجی یگانه راه بهبود وضعیت معیشت است. البته تضعیف اقتصاد ملی و اثربخشی تحریم ها، مجدداً سناریوی بی ثبات سازی در محیط داخلی ایران (شورش های اجتماعی و عملیات ویژه) را به موازات طرح آمریکا برای تغییر (نفوذ و بازگشت به ایران) به گزینه های کاخ سفید اضافه نمود. گام چهارم: "انتقال غربگرایان لیبرال وسکولار از حاشیه به متن" غرب گرایان لیبرال و سکولار که در فتنه آمریکایی بصورت پاس وآبشار با غربی ها هم افزایی نمودند: در این گام سعی نمودند از پاس طرف های غربی بهره برده و با آبشار علیه گفتمان انقلاب اسلامی و دستاورد های مقاومت، از حاشیه به متن قدرت نفوذ کنند. تکنوکرات هایی که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در اولین روز سال 1392 و پیش از انتخابات ریاست جمهوری نسبت به نوع نگرش آن ها به تحریم ها و خطر آنها فرمودند: «البته من این را بگویم ــ این را یک بار دیگر هم چند ماه قبل از این گفتم ــ که آمریکائیها اظهار خوشحالی کردند وگفتند که فلانی اعتراف کرد که تحریمها اثر گذاشته. بله، تحریمها بی اثر نبود؛ میخواهند خوشحالی کنند، بکنند. تحریمها بالاخره اثر گذاشت؛ این هم یک اشکال اساسی در خود ما است. اقتصاد ما دچار این اشکال است که وابسته‌ی به نفت است. ما باید اقتصاد خودمان را از نفت جدا کنیم؛ دولتهای ما در برنامه‌های اساسیِ خودشان این را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتمکاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تکنوکرات" لبخند انکار زدند که مگر میشود!؟ بله، میشود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یک کشور به یک نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمرکز پیدا میکنند.» فرایند پاس و آبشار در این گام، نفوذ در حلقه های تئوریک وتصمیم ساز را به نفوذ در مناصب تصمیم گیر پیوند زد. روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در این ارتباط صراحتا اذعان داشت: "تلاش های کنونی برای ایجاد فشار اقتصادی برایران باید با تلاش برای حمایت از اپوزیسون داخلی همراه شود". همچنین سوزان مالونی و ری تکیه از پژوهشگران مرکز سابان با تایید بر این سیاست اظهار داشتند: "سیاست آمریکا در مقابل ایران باید تشدید فشارهای اقتصادی و تحریم مالی آن کشور، تقویت نیروهای آن ملت و تاثیر گذاری روی رقابت های درونی صاحبان قدرت آن کشور باشد". مرحله دوم طرح نفوذ: براساس رصد و تفرس اقدامات آمریکایی ها،این مرحله از طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران را می توان در سه گام روایت کرد: گام اول: "عملیات فریب استراتژیک" در این گام مقامات کاخ سفید با طراحی عملیات فریب استراتژیک و نشان دادن درب باغ سبز، سعی نمودند در بازیگران جدید قدرت، عطش فزاینده ای برای مذاکره ایجاد کنند. اقدامات ذیل شاهد مثال این گام است: • اعلام لغو تحریم ها در کمتر از سه ماه پس از آغاز مذاکرات توسط جان کری • ارسال پیام دیپلماتیک از سوی طرف چینی مبنی بر آزادی ده ها میلیارد دلار از دارایی های توقیف شده ایران در صورت آغاز مذاکرات • اعلام آمادگی برای 8 میلیارد دلار سوئیفت توسط دیپلمات یک کشور اروپایی، پس از آغاز مذاکرات گام دوم: "انتقال مذاکرات به کانال یک دیپلماسی" پس از طراحی عملیات فریب استراتژیک، کارگزاران طرف آمریکایی برای نفوذ و بازگشت به ایران، درصدد برآمدند تا علاوه بر انتقال مذاکرات از کانال دو به کانال یک دیپلماتیک، روند مذاکرات در این گام را به شرح ذیل مدیریت نماید: • رویکرد فشار و تحریم ایران را به پای میز مذاکره کشاند. • انجام مذاکرات فراتر از موضوع هسته ای • دوجانبه سازی مذاکرات بین آمریکا و ایران • انجام مذاکرات در همه سطوح به ویژه سطوح عالی گام سوم: "ایجاد اشتباه محاسباتی در نبرد محاسبات" در این گام ایجاد اشتباه محاسباتی در طرف ایرانی، عملاً اختیار ویژه ای را به طرف آمریکایی تقدیم خواهد نمود. این امتیازات تکالیفی را متوجه ایران خواهد ساخت که در عمل، ضریب موفقیت طرح آمریکا را در مراحل بعدی افزایش خواهد داد. در این راستا دقت در زوایای پیدا و پنهان متن برجام و قطعنامه 2231 علاوه بر اینکه تصویری از مسیر حرکت در آینده را نمایان می سازد، شمارش گل های خورده و زده طرفین در نبرد محاسبات را نیز نشان می دهد. مرحله سوم طرح نفوذ: "تحذیر از طریق اقناع"، سومین مرحله از طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران است. در مرحله تحذیر از طریق اقناع، ایران برای در امان ماندن از مجازات ها (بازگشت پذیری تحریم ها) و بهره مند شدن از مشوق ها (تعلیق مشروط برخی از تحریم ها) می بایست ملزم به حرکت در مسیر ریل گذاری شده توسط آمریکا گردد. مرحله سوم از طرح آمریکا از یک سو می خواهد جمهوری اسلامی ایران را در چارچوب "راهبرد مهار"، محدود سازد و از دیگر سو، ایران را به صورت تدریجی و عملی، در مسیر "راهبرد تغییر رفتار" قرار دهد. در این ارتباط بررسی گزارش مرکز سابان و متن برجام و قطعنامه 2231 دو موضوع فوق را به خوبی نمایان می سازد. • مسیر ریل گذاری شده برای اقناع ایران در یک مختصات چهارگانه • مین گذاری در برجام و قطعنامه 2231 برای ممانعت از خروج ایران از مسیر ریل گذاری شده. در گزارش مرکز خاورمیانه ای سابان، مسیر ریل گذاری شده برای تحذیر و اقناع ایران، بدین صورت تعیین شده است : 1. امریکا تحت هیچ شرایطی نباید بپذیرد که ایران کشور برتر منطقه باشد. 2. برنامه هسته ای ایران منتفی شود 3. حمایت از حزب الله و حماس منتفی شود 4. تغییر نقشه وضع موجود منطقه از سوی ایران کنار گذاشته شود. در واقع مختصات چهارگانه مذکور، ریل گذاری است که ایران باید خود را در آن قرار دهد. همچنین مین گذاری های صورت گرفته در برجام و قطعنامه 2231 در هم افزایی با مسیر ریل گذاری شده برای تحذیر و اقناع عملاً مختصات تحذیر را ثبیت می نماید و مانع خروج ایران از این مسیر می گردد: 1. محدودیت های برنامه موشکی برای مقابله با برتری ایران در منطقه 2. تحریم تسلیحاتی برای منتفی ساختن حمایت ایران از حزب الله و حماس 3. بازرسی و کنترل های بی سابقه و محدودیت های زمانی آشکار و پنهان برای عقب نگه داشتن و منسوخ نمودن برنامه هسته ای ایران 4. مکانیزم ماشه در برگشت پذیری تحریم ها برای کنترل رفتار منطقه ای ایران. بنابراین در مرحله سوم طرح آمریکا، اقناع و حذر داشتن ایران در چارچوب مختصات چهارگانه مورد اشاره در گزارش سابان معین و از طریق تصویب برجام و قطعنامه 2231 لازم الاجرا می گردد. مرحله چهارم طرح نفوذ: وسوسه کردن ایران به تعامل با آمریکا چهارمین مرحله از طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران است. در گزارش مرکز خاورمیانه ای سابان با صراحت هدف از این مرحله را این گونه بیان می کند:" تغییر رفتار ایران از طریق تعامل و تشویق" همچنین در ادامه گزارش مرکز سابان پیرامون تعامل تاکید می شود: "این رویکرد موفقیت گسترده ای در دراز مدت دارد و تغییر حکومت را به دنبال دارد." در مرحله چهارم، طراحان و کارگزاران طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران تغییرات زیر را از طریق جریان های غرب گرا در ایران به انتظار نشسته اند. 1. تغییر در سیاست جمهوری اسلامی ایران 2. تغییر در معادلات و آرایش سیاسی در ایران 3. تغییر در وضعیت فرهنگی و اجتماعی در ایران 4. تغییر در مناسبات اقتصادی ایران و امریکا در مرحله چهارم آمریکایی ها تلاش می کنند بازی "پاس و آبشار" را با غرب گرایان جریان اسلام آمریکایی برای تغییر در ایران دنبال کنند. در این بین تغییر در دو حوزه سیاست خارجی و فرهنگی از الویت بیشتری برای آمریکایی ها و غرب گرایان کدخداپذیر برخوردار است. آمریکایی ها انتظار دارند در این مرحله روند تغییرات فوق، زمینه بازگشایی دفتر حافظ منافع این کشور در ایران را فراهم نموده و تدیجاً به عادی سازی روابط بین دو کشور منتهی گردد. مرحله پنجم طرح نفوذ: تعیین نقش و سهم برای ایران از سوی آمریکا پنجمین مرحله از طرح آمریکا برای نفوذ و بازگشت به ایران می باشد. از منظر آمریکایی ها، این مرحله می بایست مصادف با تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران و سلطه همزمان در منطقه گردد. نتیجه گیری: طرح آمریکا به ویژه مراحل سوم و چهارم، تهدیدات بسیاری جدی و مهمی را متوجه منافع ملی، امنیت ملی، اقتدار منطقه ای و از همه مهمتر"هویت دینی و انقلابی" جمهوری اسلامی ایران می نماید. در این میان به نظر می رسد عناصر استحاله شده به تحریک عوامل و حلقه های تصمیم ساز نفوذی در هماهنگی و هم افزایی با طرح آمریکا قرار گرفته اند. اشتیاق زاید الوصف بریدگان از مکتب امام (ره) و اصول و ارزش های انقلاب اسلامی برای تعامل هرچه سریعتر با آمریکا، عملاً آنان را به جریان اسلام آمریکایی مبدل ساخته است. اظهارات و مواضع اخیر این افراد در ضرورت تعامل و ارتباط با آمریکا، در آینده ای نزدیک ممکن است مخاطراتی را متوجه وحدت و انسجام ملی نماید. سخن پایانی: هدایت های روشنگرانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) به عنوان امام امت به بهترین وجه دست آمریکایی ها برای نفوذ را نمایان ساختند. ایشان در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام و اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی در تاریخ 26/5/1394 طرح نفوذ را نشان دادند که می بایستی همه تصمیم گیران و تصمیم سازان نسبت به آن هوشیار بوده و وظیفه خود را در قبال آن انجام دهند: «نقشه‌ی دوّم دشمن نفوذ است؛ میخواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد؛ میخواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است؛ در ایران هم نیّتشان این است. آنها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای -این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول- نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه‌ی توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد.» منبع مقاله : خبرگزاری فارس / نویسنده: دکتر رضا سراج

زاویه های نفوذ اقتصادی

رونمایی از زوایای پروژه نفوذ اقتصادی برخلاف ادعاهای لابی‌های دلالی سیاسی - اقتصادی که مدعی هستند همواره کوشیده‌اند فقط برای «بهبود زندگی مردم ایران» با «تحریم‌های اروپا و آمریکا» مبارزه کنند، شواهد و مستندات بسیاری حکایت از آن دارد که دلالان مذکور هیچ گاه صرفا برای برداشته شدن تحریم‌ها تلاش نکرده‌اند، بلکه رسما به عنوان عوامل رسمی وابسته به کنگره‌ها و وزارتخانه‌های غربی، کوشیده‌اند در ظاهری «ایران‌دوست» با به‌کارگیری اصول «دیپلماسی عمومی»، به مهندسی جامعه ایرانی پرداخته و جهت تحریم‌ها را تغییر دهند. به طور مثال لابی نایاک وابسته به کنگره آمریکا که با مساعدت برخی عوامل نفوذی حتی تا مرحله حضور در مذاکرات «ایران و 1+5» نیز صعود کرد، در گزارش «از دست دادن میلیاردها دلار؛ هزینه تحریم ایران بر اقتصاد آمریکا» که با همکاری دلال نفتی مشهور ایرانی، نگارش شده، رسما می‌گوید: ما باید کاری کنیم مستقیما سپاه، مراکز علمی و دانشگاهی، بانک‌ها و موسسات مالی و مراکز دولتی همکار با نهادهای دفاعی ایران هدف تحریم‌ها قرار گیرند و مسیر برای بهره‌برداری آمریکا و اروپا از بازار ایران با حمایت از لابی‌های داخلی فراهم شود. این خطی است که رسما در متن برجام و قطعنامه 2231 قابل ردیابی است. لابی مشترک چاپندگان جهانی هدف اصلی این است که لابی اقتصادی مشترک میان ایران و اروپا و آمریکا تقویت شود و با اتکا به قدرت اقتصادی خود «اصول سیاست خارجی» کشور را با تهدید به وارد آوردن فشار مستقیم و خردکننده به مردم، تغییر دهد. به همین جهت است که سیاست‌های ایجاد شفافیت اقتصادی در کشور و اجرای اصول اقتصاد مقاومتی با فشار و منفی‌بافی گروهی مشترک از رسانه‌ها و نفوذی‌ها مواجه شده و به‌رغم تعریف و تمجید دولتی‌ها حتی چند قدم در مرحله اجرا پیشرفت نداشته است. این لابی اقتصادی مشترک، هر چند در بدنه مملو از دلالان دولتی و بین‌المللی دون‌پایه است اما وجود برخی نام‌ها در رأس آن نشان از اهمیت نقش تعریف شده در عرصه «سیاست خارجی غرب» دارد. «سر ریچارد دالتون»، دیپلمات ارشد و شوالیه انگلیسی چتم هاوس، «جک‌استراو» وزیر اسبق خارجه انگلیس، نورمن لامونت وزیر اسبق بازرگانی انگلیس، هوبرت ودرین وزیر پیشین خارجه فرانسه و هیلاری کلینتون و مادلین آلبرایت وزرای پیشین خارجه آمریکا، پشت‌پرده کمیته بازاریابی آمریکایی - انگلیسی نفت و گاز ایران در لندن قرار دارند و از ارتباطات مالی گسترده‌ای با لابی‌های اقتصادی دلالی مذکور برخوردارند. اقتصاد پیش‌مرگ سیاست به طور مثال نورمن لامونت از مدیران چند صندوق سرمایه‌گذاری انگلیسی- آمریکایی از جمله «گروه بالی» به شمار می‌رود. گروه بالی از طریق علاقبند، مدیر ارشد خود، تاکنون میلیون‌ها دلار خرج کمپین انتخاباتی هیلاری کلینتون کرده است! همچنین مجموعه لامونت پیش از این بیش از 900 هزار دلار خرج پروژه «آشتی ایران و آمریکا» وزارت خارجه اوباما کرده است. از طرفی گروه بالی به طور همزمان از روابط ویژه‌ای با کارگزاران غربگرای ایران برخوردار است و سهم عمده‌ای از ثروت و نفوذ خود را از صنعت نفت و گاز ایران کسب کرده است. الی گرانپایه، عضو شورای روابط خارجی اروپا می‌گوید: «حضور در ایران بسیار به نفع بریتانیاست، چرا که میز ایران بدون تماس با جامعه و سیاستمداران این کشور نمی‌تواند به وظایف خود عمل کند. جمع‌آوری اطلاعات از داخل ایران به نفع آمریکا و اسرائیل است. ما فقط در موضوع هسته‌ای جدی نیستیم و خواهان مشارکت در اقتصاد ایران هستیم و باید با سندروم استعماری دایی‌جان ناپلئون در داخل ایران مبارزه کنیم». ریچارد دالتون، سرکنسول انگلیس در اسرائیل و سفیر این کشور در تشکیلات خودگردان فلسطین که در روند به اصطلاح صلح خاورمیانه، بسیار موثر بود و در فاصله سال‌های 2003 تا 2006 سفیر انگلیس در ایران بوده، در رابطه با اهمیت برقراری ارتباط سیاسی- اقتصادی ایران و انگلیس می‌گوید: «مهم‌تر از روابط ایران و آمریکا، بازسازی اعتبار انگلیس در خاورمیانه است». او به همراه وزرای نام برده شده، از مدیران رسمی «بزرگ‌ترین نشست بانک‌ها و شرکت‌های ایرانی برای جلب سرمایه‌گذاران اروپایی در لندن» بود که سال گذشته برگزار شد! کنفرانسی که وزارت خارجه انگلیس رسما ارتباط آن با دولت این کشور را تکذیب کرد و در عین حال نهاوندیان، رئیس دفتر روحانی، پیامی حمایت‌آمیز برای دیپلمات‌های ارشد برگزارکننده آن فرستاد! هدف اصلی از برگزاری شوهای به اصطلاح «جذب سرمایه‌گذار خارجی» ایران در لندن همان است که دالتون و استراو بر آن تاکید دارند. انگلیس می‌خواهد «کلیددار ورود و خروج کشورها» به بازار ایران باشد و متاسفانه هم‌اکنون ایران در رسمیت‌بخشی به این تحلیل نقشی مهم و داوطلبانه ایفا می‌کند! از طرفی این شاید بزرگ‌ترین کلاهی باشد که بر سر جبهه غربگرایان ایران رفته، چرا که ابتدا حجم زیادی از منابع ملی را به عنوان «باج» به آمریکایی‌ها پرداخت کردند و سپس در رویه‌ای غیرعادی اصرار به پرداخت «باج مضاعف» به انگلیسی‌ها دارند! حتی در این میان برای دله‌های اروپایی نیز سهمی ویژه در نظر گرفته‌اند و حق استعمار و استثمار نیمه‌ورشکسته‌ها و ضعفای اروپایی همچون هلند، بلژیک، ایتالیا و... را هم رسمیت بخشیده‌اند! بازار ایران هدیه به ضعفای اروپا! در اقتصاد حرف اول «سودآوری تصمیمات» است. اگر مبنای افزایش بی‌حساب و کتاب واردات از اروپا و آمریکا در دوره‌های مختلف به قدرت رسیدن غربگرایان در ایران، قربانی کردن اقتصاد پای سیاست خارجی نیست، پس چطور آقایان آمارهای ذیل را توجیه می‌کنند؟! براساس آمار رسمی گمرک جمهوری اسلامی ایران در 5 ماه نخست 94، محصولات اساسی کشاورزی همچنان در صدر کالاهای وارداتی قرار دارند و 5 کالای «ذرت دامی» به قیمت ۵۲۸ میلیون دلار، «برنج» به قیمت ۳۵۴ میلیون دلار، «کنجاله سویا» به قیمت ۳۳۸ میلیون دلار، «دانه سویا» به قیمت ۳۲۷ میلیون دلار و «گندم» به قیمت ۲۹۱ میلیون دلار عمده محصولات وارداتی کشور در این مدت به شمار می‌روند. اما نکته قابل توجه مبادی وارداتی عمده محصولات اساسی کشور است. محصولات اساسی مذکور در حالی از هلند، سوییس، انگلستان، آلمان، ایتالیا و... وارد شده‌اند که امکان خریداری آنها از کشورهای منطقه و همسایه چون قزاقستان و روسیه با قیمت پایین‌تر به علت هزینه حمل‌ونقل کمتر وجود دارد. این مساله صریحا خلاف بند دوازدهم سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است که در آن اشاره شده است: «افزایش قدرت مقاومت و کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد کشور از طریق توسعه پیوندهای راهبردی و گسترش همکاری و مشارکت با کشورهای منطقه و جهان بویژه همسایگان». استقلال و سیاست خارجی وابسته به همین جهت است که مضرات یک سیاست خارجی غیر مستقل که به جز حراج منابع و منافع ملی، برنامه دیگری برای برقراری ارتباط با دنیا ندارد، حتی می‌تواند به علت تیز کردن دندان طمع کشورهایی که از منظر رتبه قدرت در موضع ضعیف‌تری از دولت هدف قرار دارند، از مقابله با «جنگ مستقیم» نیز خطرناک‌تر باشد، چرا که «تهدید به جنگ» ذاتا کشورهای اروپایی را به علت قرار گرفتن در موقعیت اقتصادی و سیاسی پایین‌تر و وابستگی به منابع انرژی خاورمیانه، از طمع‌ورزی منصرف می‌کند و به عبارتی دست خالی آنها را در استعمارورزی بی‌پشتوانه قدرت، به نمایش می‌گذارد اما وادادگی در عرصه سیاست خارجی «باج‌خواهی» را به «حق عمومی» همه اعضای کلوب تبدیل کرده و صف باج‌خواهان را طولانی و طولانی‌تر می‌کند! علاوه بر آن با در پیش گرفتن چنین سیاستی، رونق اقتصادی که هیچ؛ باید انتظار ادامه روند ورشکستگی تولیدکنندگان داخلی و تحلیل رفتن زیرساخت‌های پرهزینه و گران‌قیمت ایرانی را داشته باشیم که به واسطه کاهش تولید، به تدریج از دور خارج می‌شوند. جالب اینجاست که در عین حال شعار می‌دهند هدف از معامله منافع ملی در حوزه «هسته‌ای»، جذب سرمایه‌گذار خارجی و فروش بیشتر نفت و گاز است در حالی که منابع نفت و گاز را هم همچون هسته‌ای و سایر زیرساخت‌های اقتصادی پیش‌تر در زد و بند با دیپلمات‌های عالیرتبه و دلالان دون‌پایه، پیش‌فروش کرده و خرج سیاست خارجی پرهزینه و کم‌بازده غیربومی کرده‌اند. بورس و بازار بیمار با درک اصول سیاست خارجی غربگرایان ایرانی، تحلیل وضعیت اقتصادی غیرقابل دفاع کشور در شرایط به اصطلاح «پسا‌تحریم» در بورس و بازار، کار چندان مشکلی نیست. آنها نه «زبان بین‌الملل» را بهتر از قبلی‌ها می‌شناسند و نه بر خلاف قمپزهای گزاف، بهره‌هوشی ویژه‌ای در حوزه سیاست دارند! تنها مزیت نسبی سیاستمداران غربگرای ایران به دیگران، به رسمیت شناختن «حق باج‌خواهی» و «استثمار» غرب است! برد این اقلیت پر هزینه در انکار منابع و منافع قدرت ملی و تضعیف ساختارهای ابرقدرتی کشور همچون سپاه و ارتش و تولیدکنندگان داخلی و کارشکنی در برابر سیاست‌های بومی قدرت‌آفرین همچون «اقتصاد مقاومتی» است. معامله با دشمن و پرداخت «حق دلالی» به همه رابطان دون‌پایه، با هدف تثبیت قدرالسهم استثماری بیگانه در حوزه منافع ملی به منظور کسب حمایت خارجی برای تضمین «دوام سیاسی» از سیاست‌های رسمی این سیاستمداران «بی‌وطن» است. حال حساب کنید در چنین شرایطی «کلاه وطن» و «ملی‌گرایان» و حامیان استقلال کشور کجای معرکه است! درک این مار و پله خطرناک و کشف چنین پازل هولناکی بهترین مسیر برای رمزگشایی از مفاد برجام و نقش جک استراو در کنفرانس بازاریابی برای صنعت نفت و گاز ایران در لندن است! منبع مقاله/ نویسنده: مجتبی اصغری رونمایی از زوایای پروژه نفوذ اقتصادی

راه های مقابله با نفوذ امریکا در ایران

نفوذ آمریکا در دوران پسابرجام مقوله‌ای است که با هشدار امام خامنه‌ای به سر تیتر بولتن‌ها و میز خطابه‌ها آمد حال آنکه این نفوذ، به نوعی قبلاً تحقق یافته بود و همه می‌دانند که فتنه سال ۸۸ حاصل این نفوذ بود. حتی این نفوذ را در دوران دولت اصلاحات می‌توان بیشتر مشاهده کرد؛ آنجا که سکولارها از توهین به خدا، قرآن، اهل‌بیت، ولایت‌فقیه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج و حجاب ابایی نداشتند و فضای دانشگاه‌ها را متشنج کردند و غائله ۷۸ را سبب شدند. در آن زمان نفوذ، آن‌قدر شدید شد که امام خامنه‌ای درباره آن‌ها فرمود: آن‌ها حتی از اربابان خارجی خودشان هم جلوتر حرکت می‌کنند. اگر اکنون بحث از نفوذ پسابرجام است به خاطر آن است که آن دوران سیاه تکرار نشود و یا در قالب بزک شده و تغییر شکل یافته‌ای، عموم جامعه را آلوده و بیمار نکند و ذائقه دینی و انقلابی تغییر نیابد زیرا در دوران اصلاحات، عموم جامعه آلوده نشد و نشانه آن، رو گرفتن مردم از شعارهای اصلاحات در انتخابات ۸۴ و ۸۸ است. از طرفی در دو مطلب تردید و اختلافی نیست: 1- نفوذ خارجی بدون وجود افراد غرب‌زده داخلی امکان‌پذیر نیست و به اصطلاح فلسفی باید مقتضی موجود باشد. 2- این افراد هم اکنون به‌صورت بقایای اصلاح‌طلبان افراطی و طرفداران فتنه ۷۸/۸۸و پشیمان شدگان از انقلاب در کشور وجود دارند هرچند بسیار قلیل و ضعیف و دچار یأس و ناامیدی و افسردگی سیاسی و خودخوری هستند. آنچه اکنون می‌خواهم به آن اشاره کنم کیفیت نفوذ کابوهای آمریکایی و کیفیت تأثیر پیاده نظام داخلی آن‌ها در جامعه نیست که آن بسیار مفصل است بلکه می‌خواهم به تفکر غرب‌زده‌های داخلی که روزنه نفوذ هستند اشاره کنم: شاید برای کسی چنین سؤالی پیش بیاید که این غرب‌زده‌ها چگونه با علم به دشمنی آمریکا، سعی در بزک کردن این شیطان دارند و مرتب بر استقلال و انقلاب و نیروهای مؤمن و سپاه می‌تازند؟ خب با چه هدفی و به چه امیدی؟ منافع آنان چیست؟ این منافع چه وقت تأمین می‌شوند؟ چه وقت به هدف و آرزوی خود می‌رسند؟ آیا اینان از نفوذ آمریکا و در پی آن فتنه و هرج‌ومرج و ناامنی و آنگاه حمله نظامی امریکا به کشور نمی‌ترسند؟ جواب بسیار ساده است در واقعه تاریخی جنگ احزاب خیانت بنی قریظه معروف است که قرآن در سوره انفال (۵۶/۵۷) به آن اشاره می‌نماید؛ همچنین قرآن در اوایل سوره شریفه بقره آیاتی بسیار دقیق دارد. از جمله: - وَإذا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ - أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکن لاَّ یشْعُرُونَ - وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکن لاَّ یعْلَمُونَ - وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَی شَیاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ آیات قران به صراحت از مدعیان اصلاحات پرده برمی‌دارد که فاسد کننده جامعه هستند و وقتی به آن‌ها گفته می‌شود که فساد نکنید، می‌گویند ما دنبال اصلاح هستیم. آن‌ها در جمع مؤمنین خود را از آن‌ها معرفی می‌کنند اما مخفیانه و در نزد شیطان، مؤمنین را تمسخر می‌کنند و به شیطان میگویند که ما با شما هستیم؛ اینان نه تنها از حمله آمریکا به ایران هراسی ندارند بلکه خوشحال هم هستند و حتی کدهایی به آمریکا می‌فرستند که در فلان نقطه و مسئله نقطه ضعف داریم. دلیل واضح است: آن‌ها با حمله به مقدسات و انقلاب و ایجاد زمینه نفوذ و حمله، می‌خواهند در دوران پساحمله، مزد خوش‌رقصی خود را از دست شیطان بگیرند و به‌عنوان دست‌نشانده آمریکا، خود به حکومت برسند. آن‌ها در صورت حمله نه به جبهه می‌روند و نه آسیب خواهند دید لذا به چه علت باید نگران نفوذ و حمله آمریکا باشند؟ اتفاقاً آن‌ها برای حمله روزشماری می‌کنند تا از وضع فلاکت‌بار امروزشان که منفور جامعه هستند خلاص شوند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که آمریکا پس از اشغال یک کشور، نمی‌تواند خود بر آن کشور حکومت کند بلکه نیاز به یک دست‌نشانده‌ای از ملیت همان کشور اشغال‌شده دارد. آمریکا حتی در عراق نیز فقط برای مدت کوتاهی از یک حاکم محلی آمریکایی استفاده کرد. گفتار آن‌ها به آمریکا «قالوا انا معکم» است و در این راه در حال مسابقه با سلطنت‌طلبان خارج نشین هستند که مبادا اپوزیسیون خارجی از آن‌ها جلو بزند و بیش از آن‌ها، خود را در دل شیطان جای دهد؛ توصیه ما به وطن‌فروشان و غرب‌زده‌های داخلی آن است که یا از سرنوشت شمر و عمر و شبث عبرت بگیرند و احتمال بدهند حتی در صورت دامن زدن به بدترین خیانت، آمریکایی‌ها آن‌ها را جواب کنند. یا اینکه دست از نفاق بردارند و به صراحت موضع خود را شفاف کنند و اگر هم ترس از قانون دارند باید هزینه آن را بپردازند و خون بدهند یا مانند رفقایشان چادر به سر مخفیانه از مرز خارج شوند تا حداقل به آن‌ها یک اتاق ۱۰ متری برای بدگویی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایزه بدهند. چه اینکه ما حاضریم در راه بستن راه نفوذ و حمله، خون بدهیم و جواب خون فقط خون است وگرنه خود را بیش از این خسته نکنند و به دو مقاله و تریبون و رقاص و بی حجاب دخیل نبندند که نظام اسلامی با این بادها تکان نمی‌خورد. و چه خوش گفت حافظ مرز ادب فارسی این مملکت: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست .... عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری ناگفته پیداست که روی سخن ما با ساده اندی‌شان و سهل اندی‌شانی نیست که در هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب به آن‌ها اشاره شد زیرا سهل اندی‌شان چه بسا حقیقت دشمنی و عمق خطر نفوذ را درک نکنند و از روی غفلت و جهالت، دچار خطای محاسباتی می‌روند اینان حتی در صورت کسب قدرت کامل در کشور، حاضرند ولی‌فقیه و مراجع معظم تقلید را هرچند در حد مقام پاپ نما و تشریفاتی، بپذیرند و به مراسم مذهبی هم کمک‌هایی کنند و حجاب را در سطح یک دستمال ۱۰ سانتی بر سر زنان قبول کنند اما منافقان داخلی با اصل ولایت‌فقیه نیز مخالف‌اند و تا مرز پذیرش قانون همجنس‌بازی نیز پیش خواهند رفت. نویسنده: ناصر اکبری/مشرق چرا اصلاح‌طلبان بهترین ابزار برای نفوذ آمریکایی هستند؟

اصلاطلبان ابزار نفوذ امریکا در ایران

نفوذ آمریکا در دوران پسابرجام مقوله‌ای است که با هشدار امام خامنه‌ای به سر تیتر بولتن‌ها و میز خطابه‌ها آمد حال آنکه این نفوذ، به نوعی قبلاً تحقق یافته بود و همه می‌دانند که فتنه سال ۸۸ حاصل این نفوذ بود. حتی این نفوذ را در دوران دولت اصلاحات می‌توان بیشتر مشاهده کرد؛ آنجا که سکولارها از توهین به خدا، قرآن، اهل‌بیت، ولایت‌فقیه، شورای نگهبان، سپاه، بسیج و حجاب ابایی نداشتند و فضای دانشگاه‌ها را متشنج کردند و غائله ۷۸ را سبب شدند. در آن زمان نفوذ، آن‌قدر شدید شد که امام خامنه‌ای درباره آن‌ها فرمود: آن‌ها حتی از اربابان خارجی خودشان هم جلوتر حرکت می‌کنند. اگر اکنون بحث از نفوذ پسابرجام است به خاطر آن است که آن دوران سیاه تکرار نشود و یا در قالب بزک شده و تغییر شکل یافته‌ای، عموم جامعه را آلوده و بیمار نکند و ذائقه دینی و انقلابی تغییر نیابد زیرا در دوران اصلاحات، عموم جامعه آلوده نشد و نشانه آن، رو گرفتن مردم از شعارهای اصلاحات در انتخابات ۸۴ و ۸۸ است. از طرفی در دو مطلب تردید و اختلافی نیست: 1- نفوذ خارجی بدون وجود افراد غرب‌زده داخلی امکان‌پذیر نیست و به اصطلاح فلسفی باید مقتضی موجود باشد. 2- این افراد هم اکنون به‌صورت بقایای اصلاح‌طلبان افراطی و طرفداران فتنه ۷۸/۸۸و پشیمان شدگان از انقلاب در کشور وجود دارند هرچند بسیار قلیل و ضعیف و دچار یأس و ناامیدی و افسردگی سیاسی و خودخوری هستند. آنچه اکنون می‌خواهم به آن اشاره کنم کیفیت نفوذ کابوهای آمریکایی و کیفیت تأثیر پیاده نظام داخلی آن‌ها در جامعه نیست که آن بسیار مفصل است بلکه می‌خواهم به تفکر غرب‌زده‌های داخلی که روزنه نفوذ هستند اشاره کنم: شاید برای کسی چنین سؤالی پیش بیاید که این غرب‌زده‌ها چگونه با علم به دشمنی آمریکا، سعی در بزک کردن این شیطان دارند و مرتب بر استقلال و انقلاب و نیروهای مؤمن و سپاه می‌تازند؟ خب با چه هدفی و به چه امیدی؟ منافع آنان چیست؟ این منافع چه وقت تأمین می‌شوند؟ چه وقت به هدف و آرزوی خود می‌رسند؟ آیا اینان از نفوذ آمریکا و در پی آن فتنه و هرج‌ومرج و ناامنی و آنگاه حمله نظامی امریکا به کشور نمی‌ترسند؟ جواب بسیار ساده است در واقعه تاریخی جنگ احزاب خیانت بنی قریظه معروف است که قرآن در سوره انفال (۵۶/۵۷) به آن اشاره می‌نماید؛ همچنین قرآن در اوایل سوره شریفه بقره آیاتی بسیار دقیق دارد. از جمله: - وَإذا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ - أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکن لاَّ یشْعُرُونَ - وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکن لاَّ یعْلَمُونَ - وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَی شَیاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ آیات قران به صراحت از مدعیان اصلاحات پرده برمی‌دارد که فاسد کننده جامعه هستند و وقتی به آن‌ها گفته می‌شود که فساد نکنید، می‌گویند ما دنبال اصلاح هستیم. آن‌ها در جمع مؤمنین خود را از آن‌ها معرفی می‌کنند اما مخفیانه و در نزد شیطان، مؤمنین را تمسخر می‌کنند و به شیطان میگویند که ما با شما هستیم؛ اینان نه تنها از حمله آمریکا به ایران هراسی ندارند بلکه خوشحال هم هستند و حتی کدهایی به آمریکا می‌فرستند که در فلان نقطه و مسئله نقطه ضعف داریم. دلیل واضح است: آن‌ها با حمله به مقدسات و انقلاب و ایجاد زمینه نفوذ و حمله، می‌خواهند در دوران پساحمله، مزد خوش‌رقصی خود را از دست شیطان بگیرند و به‌عنوان دست‌نشانده آمریکا، خود به حکومت برسند. آن‌ها در صورت حمله نه به جبهه می‌روند و نه آسیب خواهند دید لذا به چه علت باید نگران نفوذ و حمله آمریکا باشند؟ اتفاقاً آن‌ها برای حمله روزشماری می‌کنند تا از وضع فلاکت‌بار امروزشان که منفور جامعه هستند خلاص شوند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که آمریکا پس از اشغال یک کشور، نمی‌تواند خود بر آن کشور حکومت کند بلکه نیاز به یک دست‌نشانده‌ای از ملیت همان کشور اشغال‌شده دارد. آمریکا حتی در عراق نیز فقط برای مدت کوتاهی از یک حاکم محلی آمریکایی استفاده کرد. گفتار آن‌ها به آمریکا «قالوا انا معکم» است و در این راه در حال مسابقه با سلطنت‌طلبان خارج نشین هستند که مبادا اپوزیسیون خارجی از آن‌ها جلو بزند و بیش از آن‌ها، خود را در دل شیطان جای دهد؛ توصیه ما به وطن‌فروشان و غرب‌زده‌های داخلی آن است که یا از سرنوشت شمر و عمر و شبث عبرت بگیرند و احتمال بدهند حتی در صورت دامن زدن به بدترین خیانت، آمریکایی‌ها آن‌ها را جواب کنند. یا اینکه دست از نفاق بردارند و به صراحت موضع خود را شفاف کنند و اگر هم ترس از قانون دارند باید هزینه آن را بپردازند و خون بدهند یا مانند رفقایشان چادر به سر مخفیانه از مرز خارج شوند تا حداقل به آن‌ها یک اتاق ۱۰ متری برای بدگویی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایزه بدهند. چه اینکه ما حاضریم در راه بستن راه نفوذ و حمله، خون بدهیم و جواب خون فقط خون است وگرنه خود را بیش از این خسته نکنند و به دو مقاله و تریبون و رقاص و بی حجاب دخیل نبندند که نظام اسلامی با این بادها تکان نمی‌خورد. و چه خوش گفت حافظ مرز ادب فارسی این مملکت: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست .... عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری ناگفته پیداست که روی سخن ما با ساده اندی‌شان و سهل اندی‌شانی نیست که در هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب به آن‌ها اشاره شد زیرا سهل اندی‌شان چه بسا حقیقت دشمنی و عمق خطر نفوذ را درک نکنند و از روی غفلت و جهالت، دچار خطای محاسباتی می‌روند اینان حتی در صورت کسب قدرت کامل در کشور، حاضرند ولی‌فقیه و مراجع معظم تقلید را هرچند در حد مقام پاپ نما و تشریفاتی، بپذیرند و به مراسم مذهبی هم کمک‌هایی کنند و حجاب را در سطح یک دستمال ۱۰ سانتی بر سر زنان قبول کنند اما منافقان داخلی با اصل ولایت‌فقیه نیز مخالف‌اند و تا مرز پذیرش قانون همجنس‌بازی نیز پیش خواهند رفت. نویسنده: ناصر اکبری/مشرق چرا اصلاح‌طلبان بهترین ابزار برای نفوذ آمریکایی هستند؟

هدف پشت پرده امریکا از ارتباط با ایران

هیات های تجاری و اقتصادی غربی پی در پی، به ایران سفر می کنند و آمادگی خود را برای گسترش روابط اقتصادی با ایران آعلام می کنند. این وضعیت قابل تأمل و بررسی است. آنها چه اهدافی را در ایران دنبال می نمایند؟ آلوده سازی مهمتر از مهار جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتو بین‏ المللی استراتژیک لندن که در هفته نامه آمریکایی نیوزویک در فروردین ماه 1377 منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان می‌دهد. وی می‏گوید: " ... غرب باید به شیوه‏ای که کمونیسم را مهار و آلوده کرد با سایر دشمنان خود عمل کند .... آلوده سازی، شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن و .... از راههای اصلی آلوده‏ سازی جوامع است.... اکنون نیز باید یک استراتژی دوگانه مهار و آلوده ‏سازی در دستور کار باشد... مهار کافی نیست و آلوده ‏سازی مهمتر است. ... خوشبختانه آلوده‏ سازی شیوه‏ های فراوانی دارد که تجارت با دشمن (در کالاهای غیر استراتژیک) و .... از جمله آنهاست ..."(1) همچنین انستیتو سیاست خاورمیانه واشنگتن، نتیجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر نمود و در آن تأکید کرد که: " ... صادرات کالاهای مصرفی به ایران باید از سر گرفته شود، این کار باعث کم شدن ارز خارجی موجود در ایران خواهد شد ..."(2) ممکن است تصور شود که سیاست‌های فوق مربوط به دشمنی غرب با ایران در نظام جمهوری اسلامی ایران است. اسناد و مدارک نشانگر آن است که غرب اصولا با ملل مسلمان خصومت داشته است و سیاست خویش علیه مسلمان را حتی در زمان رژیم‌های دست نشانده نیز دنبال می‌کرده و اصولا برای اعمال همین سیاست‌ها بوده است که با کودتا و هزار ترفند و توطئه دیگر، رژیم‌های مزدوری را بر کشورها حاکم می‌کرده است. تلاش انگلیس برای ترویج فرهنگ مصرف گرایی فرهنگ مصرف زدگی و تجمل گرایی در جامعه که بسیار گسترده است، در ادارات نیز نمود می‏ یابد. مصرف های بی‏ رویه در ادارات، تجمل گرایی‌ها و تغییر مکرر دکوراسیون‏ ها، نشأت گرفته از این فرهنگ غلط جاری است. آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلیس در رژیم شاه که پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از کشور، ایران را ترک کرد در کتاب خود تحت عنوان غرور و سقوط، متن اظهاراتش را در سال 1974 میلادی (1352 شمسی) خطاب به بازرگانان انگلیس و کسانی که دست اندر کار تجارت و معامله با ایران بودند، چنین به رشته تحریر در آورده است: ".... نخستین کاری که اینجا می‏ کنید این است که تا می ‏توانید کالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایه ‏گذاری کنید که برای فروش کالایتان چاره ‏ای جز این کار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایه ‏گذاری کنید به میزان حداقل ممکن، سرمایه‏ گذاری کنید و صنایعی را انتخاب کنید که قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنایع مونتاژ که در واقع سوار کردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نکات، من معتقدم که ایران، یکی از بهترین بازارهایی است که شما می‏توانید برای مصرف کالاهای خود در جهان سوم پیدا کنید."(3) اظهارات سفیر انگلیس که در اوج روابط حسنه انگلیس با رژیم شاه بیان شده، نشان دهنده ماهیت سیاست انگلیس نسبت به ایران و سایر ملل جهان سوم می‏باشد. مسلماً توصیه مقام‌های انگلیسی به کسانی که مسئولیت طراحی و سازماندهی امور قانون‏ گذاری، اقتصادی، گمرکات، تبلیغات و... ایران را به عهده داشته ‏اند نیز در راستای همین سیاست، برای رشد مصرف گرایی در ایران بوده است. آمریکا نیز همین سیاست را در مورد ایران داشته است. اما توطئه علیه ملت‌های مسلمان و سایر کشورهای جهان سوم، یک سیاست دیرینه است که آمریکا از سال ها قبل آنرا دنبال می کرده است و طبیعتا انگلستان نیز که در سیاست های استعماری خود، از قرنها پیش به اجرا در آورده بود. راه موفقیت از دیدگاه سازمان سیای آمریکا آمریکایی ها در تبلیغات خود، به ویژه در رادیو آزادی، متعلق به سازمان سیا، بارها خود را دلسوز ملت ایران مطرح کرده‌اند و برای آنها اشک تمساح ریخته‌اند و خواستار موفقیت ملت ایران شده‌اند. برای آشنایی با اینکه آمریکایی‌ها چه راهی را برای کسب موفقیت، به مردم جهان اسلام نشان می‌داده‌اند، نوشته‌ای از محمد حسنین هیکل، نویسنده و روزنامه‏ نگار معروف مصری ذکر می‌گردد. او در زمان جمال عبدالناصر، رهبر فقید مصر، در زمان جنگ جهانی دوم، وزیر امور تبیلغات دولت او بود. هیکل، ، در کتاب خود تحت عنوان «میان مطبوعات و سیاست» که به فارسی نیز منتشر شده است، مطلبی را به صورت پاورقی در صفحه 187 کتاب به شرح زیر نوشته است: گزارش کمیته ویژه کنگره آمریکا... در سال 1974 به ریاست سناتور چرچ تشکیل شد و وی مأمور بررسی فعالیت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بود. بخشی از آن به تأسیس مؤسسات مطبوعاتی و انتشاراتی در بسیاری از کشورهای اروپایی و جهان سوم و حتی در خود آمریکا مربوط می‏ شد. از جمله نکته ‏های قابل توجه در این گزارش این بود که مجله «ریدرز دایجست» که بعداً نیز با عنوان «المختار» به زبان عربی منتشر شد، در فهرست مجلاتی ذکر شده بود که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به انتشار آن کمک کرد و عجب این بود که نخستین شماره عربی آن که در مصر چاپ شد به سردبیری «فواد مصروف» بود... هم او بود که وی را به سال 1944 به کرمیت روزولت (عضو سیا در سفارت آمریکا در مصر) معرفی کرد... سالی که اواخر آن مجله الخبارالیوم منتشر شد و نیز المختار بعد توسط مؤسسه اخبارالیوم منتشر شد. ارزش هایی هم که المختار ترویج می‏کرد، در دو مورد قابل توجه است: - اول موفقیت بستگی به شانس دارد و بر حسب اتفاق بدست می‏آید. - دوم عدالت اجتماعی، مرهون کرم کسانی است که حاضر به دادن اعانه و نیکوکاری باشند.(4) ابعاد آلوده سازی باید بررسی کرد که سازمان سیا چه هدفی را از ترویج اعتقاد به شانس به عنوان عامل موفقیت دنبال می‏کند و چرا نزد مردم جهان سوم به تبلیغ شانسی بودن موفقیت می ‏پردازد؟ و اینکه چرا به جای تشکیل یا حفظ حکومتی مردمی و خواستار عدالت و مبارزه با مفاسد و مفسدین، باید عدالت را مرهون کرم داراها دانست و کاری به این نداشت که این داراها، این دارایی‌ها را از کجا آورده‌اند؟! چرا آمریکا که در تبلیغات داخلی کشور خود، راه موفقیت را "کار، کار، کار" عنوان می‌نماید، اما در کشورهای اسلامی، آنرا به شانس ربط می‌دهد؟ قطعا هدف آمریکا تضعیف فرهنگ کار و ممانعت از موفقیت مسلمانان بوده است. راستی، آلوده سازی که به قول جرالد سگال، شیوه‌های گوناگونی دارد، از چه راه‌هایی قابل تحقق است. مصرف زدگی و تضعیف فرهنگ کار، فقط بخشی از این آلوده سازی است. گسترش مفاسد اجتماعی و اقتصادی نیز در حقیقت بخشی از آن است. یکی از طرقی که غرب برای ترویج مفاسد اقتصادی به کار می‌برد، پناه دادن به کسانی است که با ارتکاب دزدی و اختلاس به خارج از ایران فرار می‌کنند. احساس امنیت در صورت فرار به خارج، می‌تواند مشوق و هموار کننده گسترش مفاسد اقتصادی باشد. چرا غربی‌ها، اینقدر در مقابل جریان مبارزه با مفسدین اقتصادی برآشفته شده‌اند و در تبلیغات خود که توسط رادیوهای فارسی زبان آنها صورت می‌گیرد، در صدد خدشه وارد کردن و در حقیقت متوقف کردن مبارزه با مفسدین هستند؟ اصولا چه راه‌های دیگری برای آلوده سازی وجود دارد که به قول جرالد سگال، مهمتر از مهار است. خلاصه آنکه آنچه را آمریکا در ایران خواستار آن است، آلوده سازی است. نه فقط آنچه را ما آلودگی می‌دانیم، بلکه آنها، نیز سیاست خود را آلودگی و "آلوده سازی" می‌دانند و آن را مکمل مهار محسوب می‌کنند. غربی ها مایلند با ایران در امور غیر استراتژیک و مصرفی تجارت نمایند اما حاضر نمی شوند در امور زیر بنایی مشارکت کنند. مراقب نیت آنها باشیم. بدانیم که تجارت با ایران در کالاهای غیراستراتژیک مکمل تحریم ها و مبتنی بر دشمنی با ملت ایران است. تجارت با آنها باید در امور استراتژیک و زیر بنایی باشد وگرنه باید مراقب فریب کاری و دشمنی آنها باشیم خداوند در آیه 118 تا 120 سوره آل عمران می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، (دوست و) همراه مگیرید. (آنان) از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنی از لحن و سخنشان آشکار است؛ و آنچه را در سینه‌هاشان نهان می‌دارند، بزرگتر است. در حقیقت، ما نشانه‌های(دشمنی آنان) را برای شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید. هان، شما کسانی هستید که آنان را دوست دارید، و (حال آنکه) آنان شما را دوست ندارند، و شما به همه کتابها(ی خدا) ایمان دارید، و چون با شما برخورد کنند، می‌گویند: "ایمان آوردیم." و چون (با هم) خلوت کنند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را می‌گزند. بگو: "به خشم خود بمیرید" که خداوند به راز درون سینه‌ها داناست. اگر به شما خوشی رسد آنان را بد حال می‌کند؛ و اگر به شما گزندی رسد بدان شاد می‌شوند؛ و اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند؛ یقینا خداوند به آنچه می‌کنند احاطه دارد. پی‌نوشت‌ها: 1) جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتوى بین المللى استراتژیک لندن در هفته نامه آمریکایى نیوزویک در فروردین ماه 1377 بر مطلب مذکور تاکید کرده بود. 2) روزنامه کیهان مورخ 1380/1/18 به نقل از گزارش گروه مطالعات ریاست جمهورى انستیتو سیاست خارجى واشنگتن به نقل از اینترنت به آدرس www.Washingtonninstitute.org/pubs/psg.pdf//:P 3) پارسونز، آنتونى، غرور و سقوط، ترجمه منوچهر راستین، تهران، انتشارات هفته، چاپ اول 1363، صفحه 30. 4) میان مطبوعات و سیاست، حسنین هیکل، ترجمه محمد کاظم موسایى، انتشارات شرکت الفبا، تهران، چاپ اول، زمستان 1364، صفحه 187. منبع مقاله : خبرگزاری فارس / دکتر محمد حسن قدیری ابیانه س

1 2 3 4 5 6 7 ...

آخرین عناوین


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من